شبكه مهر ودانش
وقتی هوای شهر نفس گیر می شود با روضه حسین نفس تازه می کنم 
قالب وبلاگ
آخرين مطالب

با فرارسیدن سال جدید و تقارن آن با ایام شهادت حضرت فاطمۀ زهرا(س)، لزوم بسط و گسترش آموزه های فاطمی، می تواند در نوع خود منجر به تقویت آموزه های معنوی در سطح جامعه گردد فصل دل انگیز بهار ظاهری زیبا دارد و باطنی زیباتر.  ظاهر بهار، تصاویر روح افزایی است که در سنجش زیباشناسی، بسیار کوچکتر از باطن زیبای بهار است. رسول خدا(ص) فرمودند وقتی بهار را دیدید بسیار یاد "نشور" کنید (اذا رایتم الربیع فاکثروا ذکر النشور)، "نشور" نه یعنی مرگ، یعنی برانگیخته شدن و بیدار گشتن پس از مرگ.

این باطن بهار است، بیدار شدن پس از خواب دراز و البته مرگ و خواب خلاصه در جسم نمی شود، بعثت دیگری نیز داریم  و آن بیدار شدن روح انسان است، و چه چیزی زیباتر از بهاری شدن روح انسان!؟  به راستی که بیدار گشتن ضمیر آدمی و رستاخیز جان، هزار بار زیباتر از سبزه زاران. شاید جلوه همین مفاهیم است که بهار امسال، نوروز و فاطمیه را در کنار هم برایمان سوغات آورده. چرا که بهار بیداری طبیعت خواب رفته است و فاطمیه بهار جانهای به خواب زده.

ظاهر زیبای بهار را در رویش دوباره طبیعت ببینیم و باطن زیباتر آن را در صدیقه کبری(س) جستجو کنیم. بهار با تمام زیبایی ظاهری اش، بدون رستاخیز فاطمی و پیام تحول آفرین فاطمیه هیچ تغییری در آدمی نخواهد داشت. بدون فاطمیه، بهار خلاصه در چند تابلوی زیبا میشود که پس از مدتی در چشم انسان رنگ میبازد. اصلا باید گفت بهار بی فاطمه(س) معنا ندارد. کالبدی خالی از روح که فقط چشم پُر کن است نه دل پُر کن.حالا که موسم پرداختن به ظاهر و باطن بهار به زیبایی تلاقی کرده است، زمینه بیش از پیش فراهم شده تا لااقل به آن اندازه که زیبایی ظاهری را ملاحظه میکنیم نگاهی دقیقتر به زیبایی باطنی، آثار و ابعاد آن داشته باشیم و برای این منظور نگاهی دوباره به کلمات نورانی دختر گرامی رسول خدا(ص) قدم اول است

در مکتب فاطمه(س)، مسئولیتهای اجتماعی و تبلیغی، هیچگاه تعارضی با وظایف همسری و مادری در خانه ندارند، چراکه هرکدام در جایگاه خاص خود معنا یافته و در مجموع تشکیل دهنده نظام و مکتبی هماهنگ اند و اساسا اگر بخواهیم از مکتب حیات بخش اسلام در موضوع بحث برانگیز زن دفاع کنیم، ثقل کلام همین حکیمانه بودن دستورات دین خاتم است. و مفهوم حکمت یعنی وظایف زن از منظر اسلام در قالب نظامی است که هیج تعارضی بین اجزائش دیده نمی شود، حضور اجتماعی و انجام وظایف دیگر هر دو اصیل اند و هیچکدام نافی دیگری نیستند.

در الگوی پیش روی ما، فاطمه(س) آنچنان در خدمت خانه و همسرداری است که گویا هیچ وظیفه دیگری ندارد و آن هنگام که برای دفاع از جایگاه امامت قدم بیرون از خانه می گذارد، چنان است که گویی سالها در صف اول مبارزه با منافقین بوده است. این خصوصیت کاشف از وجود تدبیر و حکمتی دقیق در مجموعه دستورات دینی است که بانوی بزرگ اسلام، عامل آنهاست.

آن مشکلی که وجود مبارک فاطمه (س) به پاس او به مبارزه برخاست، هم در خطبه مسجد، هم در خطبه منزل، در این دو خطبه گلایه کرد، اعتراض کرد، از ولایت دفاع کرد، این بود که جامعه به آن گرفتاری ناکثین و مارقین و قاسطین مبتلا نشود، الآن هم همان خطری که علی بن أبیطالب را تهدید می‌کرد، انقلاب ما را تهدید می‌کند. درباره فاطمه زهرا سلام الله علیها از دو محور باید سخن گفت: یک محور مربوط به تحقیقات علمی است که برای ما ثمره علمی و نتیجه اعتقادی دارد و پشتوانه مسائل اخلاقی، فقهی، حقوقی ما هم هست.

محور دوم آن بخشی است که مستقیماً به ما مربوط است، ما باید تأسی کنیم، آن را اسوه قرار بدهیم، الگو بدانیم، پیروی کنیم و مانند آن.آن بخشی که مربوط به مسائل اعتقادی است و ثمره علمی دارد بررسی مقام منیع آن بانو است که این همتای قرآن کریم است، همتای نبوت است، همتای رسالت است، همتای ولایت است. چیزی از ولی الله مطلق کم ندارد، این‌ها یک نورند و مانند آن. 

 
نورزتان فاطمی
 
 

زهرای مرضیه سلام الله علیها به ما آموخت، در دفاع از ولایت، باید تا پای جان ایستاد و هیچ بهانه‌ای از جمله زن بودن، تنها بودن و حتی داشتن فرزندی عزیز، همراه و در راه، نمی‌تواند این وظیفه را از دوش تو بردارد؛ به ما آموخت حتی در صورتی که آن امام و ولی، خودش مکلف به سکوت باشد، تو موظف به دفاع از او در برابر غاصبان حریم ولایتی. تو وظیفه داری برای برپایی ولایت امام مظلومت، تا پای جان مایه بگذاری. فاطمه زهرا (س) به ما عملاً گفت دفاع از جبهه حق، زن و مرد نمی‌شناسد، باید فریاد زد، باید مردانه ایستاد.

اُم رسول خدا به شیعیان پیام می‌دهد، اگرچه امام در مسیر وحدت و سکوت باشد، وظیفه تو روشن کردن و جداسازی جبهه حق از باطل است. فاطمه (س) با عملش به ما می‌آموزد، اگرچه رهبر و مرجعت، شمشیر روی جریان تمامیت خواه نمی‌کشد، تو باید از او و از راه حق او، دفاعی جانانه داشته باشی! تو گرچه می‌بینی امامت برای حفظ رشته‌ی امنیت جامعه از دسیسه‌های رنگارنگ سکوت کرده، حتی در دفاع از تو، تویی که خودت را فدای او می‌کنی، سکوت کرده، ولی این سکوت نه تو را مأیوس می‌کند و نه کوچکترین شکی در دفاع از جبهه حق، در تو بوجود نمی‌آورد.

فاطمه مرضیه (س) به ما آموخت گرچه امامش به دستور پیامبر خدا، مجبور به پذیرش و بیعت با استوانه‌های خودساخته صدر اسلام شد، تو می‌توانی با سخنرانی‌های بیدارگرانه‌ات، پایه‌های ستون حکومت باطل آن خودخواهان خودبرتربین را، که برای دست‌یابی به صندلی‌های قدرت از هیچ جنایت و تقلبی دست نمی‌کشند، بلرزانی! آن بانوی گرامی، به ما آموخت می‌توانی در اوج فشار جبهه باطل، تنهای تنها باشی ولی از تنهایی و بی‌کسی هراسی به خود راه ندهی. می‌توانی دختر رسول خاتم باشی، رسولی که امتی را از جهل و دخترکشی نجات داد ولی دختر شهید او به دست همان نجات‌یافتگان از جهلِ عربِ بدوی شوی!

او به ما آموخت، در گرد و غبار قدرت‌طلبی باطلان، می‌توان مادر چهار فرزند امام حق باشی و خود و یکی از فرزندانت را فدای راه استقرار حکومت آن امام کنی تا شناختی به وسعت تاریخ به آزادگان عالم هدیه دهی؛ تا الگو شوی برای همه شیعیان؛ تا الگو شوی برای سه فرزند دیگرت. حسن (ع)، حسین (ع) و زینب (س) که چه خوب از مادر، دفاع از حق را آموختند. زهرای مرضیه اولین شهید راه ولایت، خود، محسن، حسن و حسینش را نیز فدای راه استقرار ولایت کرد.

فاطمه (س) به ما می‌گوید از پس هر رهایی از جهل ممکن است، شیطان با قیافه‌ای دیگر وارد شده و گمراهت کند و تو باید پرچم آگاهی ملتت شوی. ام ابیها با عملش به ما گفت، می‌توان سال‌های عمرت به محاسبه کم باشد ولی اثر فریاد عدالت‌طلبی‌ات می‌تواند تو را الگوی جاودانه تاریخ کند. بانوی گرانقدر اسلام به پیروانش می‌آموزد، مردانگی در زورگویی در برابر ضعیفان نیست، در دفاع مردانه از مظلومان عالم است. او می‌آموزد، مردانگی به کرنش در مقابل کدخدایان زورگو نیست به ایستادگی با دست خالی، در مقابل شمشیر به دستان ظالم تاریخ است.فاطمه‌ی علی (ع) به ما آموخت عشق به رسول و امام، عشق به همه خوبیهاست و ایستادگی در راه امام و شهید شدن در دفاع از او، بالاترین پاداش را نزد خدای متعال دارد. اولین شهید راه امامت، بانوی بزرگی است که می‌دانست این تبار پاک ولایت، راهشان همواره با مظلومیت توأم است. شهادت او پرچم آغاز مظلومیت ولایت شد تا امروز که مهدی فاطمه (عج)، در پس صدها سال غفلت و غیبت امت، مظلومانه منتظر ظهور آنهاست، چشم به بیداری ما دو‌خته‌ است.

دفاع از ولایت، مهمترین رکن اعتقادی حضرت فاطمه(س) است و ایشان آنچنان ذوب در ولایت است که در جریان رحلت رسول اکرم(ص) مشاهده می‌کنیم، حضرت(س) تنها کسی است که حق امام علی(ع) را بر همگان روشن و دسیسه‌های توطئه‌گران را برای کسب منصب خلافت مسلمین رو می‌کند.

به عبارت دیگر حضرت فاطمه(س) اولین فردی است که با فتنه زمان خود مبارزه می‌کند، چرا که امامت و ولایت، مهمترین پایه اعتقادی و زیربنای زندگی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ما شیعیان محسوب می‌شود و جایگاهی بالاتر از نماز دارد، همانطور که می‌دانید، پس از رحلت نبی‌مکرم اسلام(ص) مسأله خلافت مسلمین مطرح شد و حال آنکه این موضوع مهم در آخرین حج پیامبر(ص) و در واقعه غدیر بر همگان روشن و مسجل شده بود که علی(ع) به عنوان جانشین رسول خدا(ص) منصوب و اداره امور مسلمین نیز به ایشان تفویض شده بود.
ضرت فاطمه(س) در صحبت‌ها و خطابه‌های خود بارها و بارها همگان را به این نکته توجه داد که حق ولایت و امامت سازش‌ناپذیر است و نباید نسبت به تنها یادگار رسول خدا(ص) با مسامحه برخورد کنیم، ضمن اینکه باید در این مسیر از مال و جان خویش بگذریم تا سلسله ولایت مستدام و پایدار بماند، فاطمه(س) همواره تأکید داشت که ولایت، ریشه و بن مایه اصلی اسلام است و نباید در این مسیر نورانی، سیاست تردید و جود داشته باشد، ایشان در خطابه‌های خود پیوسته مسأله غدیر را عنوان می‌کردند تا اذهان خفته بیدار شوند و ولایت مورد غفلت واقع نشود.

فرهنگ ظلم‌ستیزی و مدافع حریم ولایت بودن با شهادت حضرت زهرا(س) جان گرفت و ایشان با نثار جان خویش درخت ولایت را بارور کردند و این جریان تداوم یافت و ما در قیام عاشورا نیز این مسأله را به وضوح می‌بینیم که حضرت عباس(ع) در دفاع از ولایت و حفظ احترام امام و حجت خدا تا پای جان ایستادگی کرد و با لب تشنه به شهادت رسید، دفاع از ولایت با قیام فاطمی آغاز و تا قیام پرشور و حیات‌بخش امام زمان(عج) تداوم خواهد داشت. چرا که مزار حضرت زهرا(س) بر همگان مخفی است و این هم ابتکار عملی از سوی حضرت صدیقه طاهره(س) بوده است تا دشمنان بدانند مبارزه این بانوی مکرمه برای صیانت از ولایت امام معصوم همچنان ادامه دارد.

مهمترین درس سیره ولایی فاطمه(س) این است که تابع محض ولایت باشیم و همان طور که حضرت زهرا(س) از ولایت صیانت کرد تا رسالت نبوی تا قیامت پایدار ماند، ما نیز باید در دفاع از ولایت و پاسداشت ارزش‌های امامان معصوم، آن هم در عصر حاضر که دوران غیبت است و انتظار فرج، از هیچ تلاشی مضایقه نداشته باشیم، ضمن اینکه در عصر حاضر که زمین پر از انفاق، دورویی و انحرافات شده، تنها راه حفظ ایمان، برای ما بصیرت‌افزایی است تا حفظ ایمان برای ما بصیرت افزایی است تا در شرایط سخت زندگی راه درست را از غلط تشخیص دهیم و بصیرت توسعه پیدا نمی‌کند، مگر با تأسی به ولایت که البته در دوران غیبت تبعیت از ولی فقیه بر همه ما واجب است و ما باید پشتوانه خوبی برای ولایت فقیه باشیم، یادمان باشد بی‌توجهی به ولایت فقیه موجب نابودی ما می‌شود و آنچه رشته ارتباط ما را با حضرت حق محکم می‌کند توجه به ولایت است، بنابراین همه ما تکلیف داریم که تابع محض فرامین ولایت فقیه باشیم که با رهنمودهای ایشان از راه درست منحرف نخواهیم شد.

حرف آخر:

غرض، یک انبار خاک خورده عذرخواهی‌ست که می‌خواهیم بعد از سال‌ها بلاتکلیفی به خاک پای‌تان بریزیم. و برای یک پشیمان، چه سرمایه‌ای مانده جز افسوس که امیدواریم به مدد نفس شما ای مادر هستی، انگیزه‌ای شود برای برگشت. برگشت از هر مسیری که شما و نسل شما، خذر آن نیستید. برگشت به هر راهی که شما و شجره‌ی شما، هوادار آن است.

عذرخواهی نه بخاطر اینکه بعضی از دختران ما آن چیزی نیستند که شما می‌پسندی، حتی برخی از زن‌های ما. نه بخاطر اینکه حجاب‌شان چه هست و چه نیست. حیا و متانت‌شان کم است و زیاد، نه. این‌ها که موج‌های روی آب دریاست. دریایی که پیش از این، بیش از این‌ها متین بود. عذر ما بخاطر سنگ‌هایی‌ست که از سر بازیگوشی‌های بچگانه، به آرام دریا انداختیم و نمی‌دانستیم، این لهو و لعب دنیا، روزی آنچنان بر سر خود ما خراب می‌شود که جان این جهانی ما نه، که همه‌ی هستی و عقبای ما را خواهد برد.

ای شیعیان زهرا! ای آزادگان عالم! به دختر رسول خدا اقتدا کنید! در دفاع از مظلومیت مهدی فاطمه (ع) در مقابل همه غاصبان ولایت و حرامیان تکفیری، در سراسر جهان بپا خیزید، پرچم ولایت فقیه را برای رسیدن به دست امام مظلوم منجی، تا پای جان پاس بدارید و برای آمدن آن منجی مظلوم حقیقتاً همچون مادرش زهرا س، تلاش کنید. نشستن و در انتظار برقراری و استقرار ولایت بودن راه و مرام فاطمه (س) نیست. باید جان فدا کنید تا ولایت فرزند فاطمه، در جهان مستقر شود! جان‌هایتان را برای فدا کردن آماده کنید!

مادر هستی، ببخش ما را که نهایت حضورت برای‌مان، بقدر فاطمیه است و وسعت فاطمه کجا و گنجایش فاطمیه کجا؟ عذر ما را بپذیر که آنقدر دیر و کم به شما سر می‌زنیم که دیگر کار از کار گذشته و این، تبق تبق حیاست که از خیابان‌های شهر جمع می‌کنیم. ببخش ما را که بخاطر بهشت بازی‌های کوچک‌مان، هیچ وقت نفهمیدیم که چرا هر وقت رسول خدا، مشتاق بهشت می‌شد، شما را می‌بویید.

[ چهارشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 0:39 ] [ قران پژوه ]

http://www.resalat-news.com/Uploads/NewsPics/20150317184548312.gif

باز باران و بهاران با زمزمه شعر طراوت از راه رسيد و باز بشارت آبشار، مضمون غزل سبز ساقيان بهاري شد. اين روزها شکوفه ها آيات حيات را تلاوت مي کنند و نسيم سحر، سبزه هاي نورسته را به سجده مي خواند. اين روزها عطر گلزار فاطمي نيز ازشکوفه هاي فروردين به مشام مي رسد و جوشش نهضت ولايت مي انگيزد. اينک پياله گل ها شراب هوشياري به اهل راز تعارف مي کنند و گيسوان طلايي خورشيد بر شانه هاي ستبر زمين آويخته شده و گرماي مهر بر قنوت شاخه هاي شهود مي ريزد.سلام بهاريان سبزينه دل بر بهار که اعجاز هماره هستي است. بهار، آيتي از حشر است و عبرتي براي دلبستگان خزان. بهار، برگي از صحيفه بهشت است و شاخه اي از طوباي بهشتيان. بهار، نافله ارض است و قيام سرو و رکوع ياس و قنوت لاله و سجود نرگس و تشهد شمشاد و سلام سپيدار. بهار، احرام سبز عندليب است و رمي سرماي دي؛ حماسه احساس است و هجوم سپاه سپيده. پنجره دل به روي ملايمت صباي بهاران بگشاييم و همراز با هزاران به ضيافت رويش برويم

از كهن‌ترين جشن‌هاي ايراني، جشن عيد نوروز است كه ريشه در ازمنه كهن و باستاني ايران قبل از ظهور دين مبين اسلام دارد و يكي از آداب و سنن با ارزش ايرانيان محسوب مي‌شود. ايرانيان با ظهور دين اسلام در شبه جزيره عربستان و گسترش آن به ايران و گرويدن به اين دين و آشنا شدن با ارزش‌ها و آموزه‌هاي ديني، آيين حلول سال نو را در چهارچوبه دين برگزارمي كنند و با اجتناب از روشها و سنت‌هاي مغاير با ارزش‌ها و دستورات ديني ضمن حفظ اصل آيين عيد نوروز، آن را با فرهنگ و آموزه‌هاي دين اسلام تطبيق دارد و همه ساله در آغاز سال نو به برگزاري آيين‌هاي سال نو مي‌پردازند و با صحه نهادن بر اصل مراسم، آداب و سنن ارزشمند را بر اين مجموعه افزودند و آداب و رسوم نيكو در ايام نوروز در ميان مردم ايران رواج يافت.

عيد در لغت از ماده "عود" به معناي بازگشت گرفته شده است. از اين واژه مي‌توان دريافت كه چون اصالت در آفرينش، كمال و كمال‌خواهي و بازگشت و رجوع به آن است، مراد از عود، بازگشت به كمال است. پس هر گاه انسان و يا طبيعت به جايگاه و اصل خود بازگشت، آن روز، روزي است كه مي‌توان از آن به عيد تعبير كرد. به روزهايي كه مشكلاتي از قوم و جمعيتي برطرف مي‌شود و يا پيروزي‌ها و راحتي‌هايي مي‌رسد آن روز را عيد گرفته و شادي بازگشت خود را جشن مي‌گيرند. چنان كه گفته شد در اعياد اسلامي به مناسبت اينكه در پرتو اطاعت يك ماه رمضان و يا انجام فريضه بزرگ حج، صفا و پاكي فطري نخستين به روح و جان انسان بازمي‌گردد و آلودگي‌هايي كه بر خلاف فطرت است از ميان مي‌رود، عيد گفته شده است و از آنجا كه روز نزول مائده بر حواريون روز بازگشت به پيروزي و پاكي و ايمان به خدا بوده است حضرت مسيح آن را "عيد" ناميده است.

عيد به اين معنا در حقيقت بيانگر خودسازي انسان نيز مي‌باشد. زيرا كساني كه به نوعي با خودسازي توانسته‌اند به كمال خود بازگردند و با اصل خود ارتباط برقرار كنند به شادي و سرور مي‌پردازند. كسي شاد و مسرور مي‌شود كه مي‌تواند به اصل خود بازگردد و كمال لايق را دريابد. در اعياد مذهبي مسئله بازگشت به اصل از طريق خودسازي بارها و بارها مورد تاكيد قرار مي‌گيرد تا انسان به فراموشي دچار نشود.نوروز، روز اهل بيت(عج) است، روز شيعيان است. بسيار شگفت‌انگيز و تكان‌دهنده است كه امام صادق (ع) عيد نوروز را "روز اهل بيت" و "روز شيعيان اهل بيت" مي‌شمارند و تلاش ايرانيان در حفاظت از عيد نوروز را مي‌ستايند.جايگاه عالي عيد نوروزدر نزد ائمه (ع) روشنگر مناسبات و ارتباطات تنگاتنگ فرهنگ ايراني با فرهنگ اسلامي است.با توجه به چرخش نوروز در سال شمسي، در برابر با رويدادهاي ديني بر اساس سال قمري، وقوع اين حوادث بزرگ در نوروز امكان‌پذير است.

اینک بهار بستر سپید زمین خسته را در می نوردد و روپوش برف را از سر و روی آن کنار می زند. افسردگان خواب زده را صلا می دهد و دم مسیحایی خویش را بر جان مرده آنان می دمد. هنگام آن است که پنجره دل های افسرده خویش را به سمت بهار بگشاییم. هان! شمایان که به گاهِ بهاران خانه خویش از غبار یکساله زدودید و از هر چه آلودگی ستردید، آیا هیچ اندیشیدید که خانه دل نیز، نه از غبار، که از زنگار چندین ساله غفلت بزدایید؟ مسکن خویش را که هماره دست نظافت بر آن داریم هر سال می شوییم؛ چگونه قلب خویش را که عرش رحمان است، نمی روبیم و غبار از آن نمی زداییم و به دست فراموشی می سپریم؟

سيماي زيباي بهار، نماد رخسار دل انگيز خورشيد رسالت و ولايت است و هر قطره باران موسم فروردين، با شرمساري از رخسار نيلي دخت رسول خدا (ص)، خرامان به خاک مي بارد.مولاي ما فاطمه و آباء و ابناء او عليهم السلام که در آغاز سال نوين شمسي، اندوه عروج سرخش را به سراي دل خويش ميهمان نموديم، اسوه اعلاي خلوص و خدمت به عباد خدا بود؛ هم او که آثار ايثار از سراسر وجود روحاني و جسماني اش کريمانه گل افشاني مي کرد. خوشا آناني که امسال به سيده نساء عالمين و خاندان پاکش اقتدا نمودند و خدمت به مردم محروم را با جان و دل پذيرا شدند و با تمام توش و توان، گل هاي خرسندي را به اهل نياز عطا کردند و کلام و کردار خويش را با شميم خدمت خلوص آگين، آذين نمودند؛ و دريغا آناني که غرور قدرت و نخوت مسند، فراگير انديشه و احساسشان گرديد و از خدمت به نيازمندان ميهن دريغ ورزيدند و جدال و جدل براي بقاي بر سرير رياست را برگزيدند و معونه مردم وانهادند و مؤونه خويش افزودند و در پاسخگويي به خلق در دنيا و به خالق در آخرت واماندند

امسال نوروز با تمام شکوه هر ساله ‌اي که دارد با شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها تقارن پيدا کرده است. محبت به حجج الهي، شالوده اصلي تشيع محسوب مي ‌شود. دوست داشتن خاندان پيامبر (ص) و خوشحالي به سبب آن چيزي که آنها را خوشحال مي‌کند و ناراحتي به دليلي که آنها را  ناراحت مي‌کند، يکي ازبزرگ ترين شعاير ديني و مناسک اعتقادي شيعيان است. بزرگداشت محرم، فاطميه، سالروز شهادت ائمه (ع) و همچنين شادي در اعيادي چون غدير، سالروز ميلاد آن حضرات و نيمه‌ شعبان نيز از همين قرار است. بنا بر همين است که شيعيان اولويت‌هاي خود را در چنين ايامي به مناسبت ‌هاي مذهبي اختصاص مي دهند.در اين ميان فاطميه يکي از مهم ‌ترين مقاطع و يک نقطه‌ عطف است. شايد يکي از دلايلي که وهابيت و سلفي‌ها تلاش مي‌کنند موضوعيت فاطميه (س) را مخدوش جلوه دهند همين است. آنان به دنبال اضمحلال تشيع هستند و برآنند تا با از بين بردن نشانه‌هاي واقعي و هويت تشيع و از بين بردن خطوطي که مرز شيعه و غير آن را معلوم مي کند موجوديت شيعه را حذف، و به دنبال آن  بخش عظيمي از منابع انساني و اقتصادي را به جانب خود انتقال دهند. همچنين جغرافياي شيعي خصوصاً ايران را در سيطره خود قرار دهند.

بنابر آنچه گفته شد پافشاري بر موضوع فاطميه، موضوعي است که نبايد از آن غافل شد. لذا چه خوب است بياموزيم که با حفظ شئون و نگاهداري رسوم به طور همزمان، نه تنها در پاسداري از گذشته خود موفق باشيم، که با برخي رعايت‌ها موجبات پيشرفت و ارتقاي فرهنگي خود را فراهم کنيم. ارتقايي که از تبعات آن، احترام به گذشته و انتقال مفاهيم نيکو به آينده خواهد بود.لذا شايد امسال، که با تقارن فاطميه (س) و نوروز مواجه هستيم، ارائه برخي راهکارها در حفظ شئون فاطميه در ايام نوروز، مؤثر باشد. در قالب اين راهکارهاي پيشنهادي برآنيم تا با حفظ موضوع نوروز، ايام فاطميه (س) را به رسم قرون گذشته تکريم کرده، زنده نگاه داريم؛
- امسال بيش از هر سال ديگري مادران را تکريم کنيم.
- سبزه‌ها را با روبان سياه تزئين کنيم و يا ظروفي را به رنگ سياه انتخاب کنيم.
- در سفره‌هاي هفت سين و يا ميز پذيرايي، قاب کوچک و زيبايي که مزين به نام حضرت زهرا سلام الله عليهاست، قرار دهيم.
- در روز شهادت، از ديد و بازديد پرهيز کنيم.
- پوشيدن پيراهن سياه شکيل و يا حتي خاکستري همراه با ساير لباس هاي فاخر در شأن ميهماني (مثل کت و شلوار) .
- در ديد و بازديدها کلمه «تبريک» و «مبارک» را به عباراتي چون «سال خوبي داشته باشيد»، تغيير دهيم.
- در ديد و بازديدها از آجيل استفاده نکنيم. کما اينکه در هيچ خانه‌ عزاداري (در همين ديد و بازديدهاي نوروز)، به ميهمانان آجيل تعارف نمي شود. مي‌ توان ميزهاي ميزبان را با همان ميوه، مهياي پذيرايي از ميهمان نمود.
- از قهقهه زدن و خنده هاي بلند در اين ايام پرهيز کنيم.
- هنگامي که راديو تلويزيون اقدام به پخش موسيقي هاي تندمي ‌کند، صداي آن را به احترام اين ايام، کم و يا قطع کنيم.

عید نوروز عید طبیعت است. آغاز بهار موسم اعتدال طبیعت و لطافت هوا و تعدیل شب و روز و رهایی از قساوت زمستان و سردی و سیاهی شب های دیر پاست. عیدی همراه با سرود پرندگان و تکبیر جنگل و تسبیح باد و ریزش ابر و فریاد رعد و رویش صحراست. بیایید برخی از خرافات و نقاط منفی و تاریک را از چهره این عید بزداییم و بگذاریم همرنگ طبیعت با صفا باشد و بر جهات مثبت و خدا پسندانه اش بیفزاییم. عید نه جامه رنگارنگ پوشیدن است که این عید کودکان است؛ نه شربت و شیرنی و غذاهای متنوع خوردن، که این عید شکمبارگان است؛ نه به سیاحت و تفرّج بی محتوی پرداختن، که این عید ولگردان است؛ نه بی بند و باری، که این عید بُلهوسان است؛ نه قاه قاه خندیدن و همدیگر را به مسخره گرفتن و به بازی گذراندن، که این عید غافلان است. عید واقعی تطهیر نفس، تصفیه جان و تمرین استقامت است و چون قطره ای به دریای جمع پیوستن است. عید حقیقی از انزوا به درآمدن، گسسته ها را به هم بستن و پیوستن و در یک کلام، پیوند خود را با خدا استوار کردن و دین خود را تحکیم بخشیدن است.

http://www.resalat-news.com/Uploads/NewsPics/20150317184618795.gifدعاي تحويل سال
علامه مجلسي (ره) در كتاب زادالمعاد در خصوص سال نو اين دعا را روايت مي‌كند و سفارش شده به بسيار خواندن آن و آن دعاي معروف تحويل سال است: "يا مقلب القلوب و الابصار يا مدبر الليل و النهار يا محول الحول و الاحوال حول حالنا الي احسن الحال." همچنين علامه خواندن اين دعا را در نوروز نيز مناسب دانسته است:"اللهم هذه سنه جديده و انت ملك قديم اسألك خيرها و خيرما فيها و اعوذبك من شرها و شرما فيها و استلفيك موونتها و شغلها يا ذالجلال و الاكرام. ؛ بارالها! اين سال جديد است و تو خدايي ازلي و قديم هستي. خير اين سال و خير آنچه را در اين سال پيش مي‌آيد از تو خواستارم و از شر اين سال و شر آنچه در اين سال پيش خواهد آمد، به تو پناه مي‌برم..."تحول فرخنده ، موسم زايش و رويش طبيعت يكي از باشكوهترين و زيباترين جلوه هاي رحماني در جهان هستي استبهاري جان افزا كه نغمه يا مقلب القلوب را شكوفا مي سازد تا ابصار روشني يابند و تدبير مدبر الليل و النهار متجلي گردد و نسيم تحول و تغيير براي رسيدن به احسن الحال وزيدن بگيرد.و چه زيباست كه اين تغيير و تحول با عطر و نام كوثر خلقت صديقه طاهره حضرت فاطمه زهرا (س) همراه باشد.

[ چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 0:19 ] [ قران پژوه ]

http://media.ismc.ir/Original/1392/12/24/IMG08524539.jpg

به ایام فاطمیه نزدیک می شویم. ایامی که با یاد و نام و خاطرة دخت مکرم نبی معظم اسلام«صلی الله علیه و آله و سلم» سرشار از معنویت و اندوه است.ایامی که متعلق به حضرت اوست. او که پارةتن رسول الله (ص)و منصورة آسمانی حضرت رحمانی است و زندگی کوتاه، اما سراسر نورانیت و خدامحوری‌اش اسوة  بزرگان عالم وجوداست، یاس معطر نبوی که در عنفوان جوانی و بهار زندگانی به بستر شهادت چشم مبارک و حق بین از جهان گذران فانی فروبست و به جوار رحمت جهان آفرین پیوست.حضرت فاطمه «علیها السلام» اسوة همة فرزندان آدم است و به خصوص برای طلاب حوزه‌های ما سرمشق و راهنما و مقصود و آیینة تمام نمای صفات الهی است و در قرب و منزلت به حضرت لایتناهی تا بدان جا رسیده است که خشم او، خشم خدا و رضایت او، رضایت الهی است.

بارها رسول مکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» در برابر شخصیت بی‌همتایش فرمودند: «پروردگار به رضای فاطمه سلام الله علیها راضی و به خشم فاطمه سلام الله علیها خشمگین می‌شود» عظمت مقام حضرتش تا بدان جاست که سرتا پای مبارکش جلوات الهی است و جز خدا در او راه ندارد. متأسفانه هنوز جهان به رفعت مقام و علو منزلت او آگاه نیست و هرچه را که دوستان و شیعیانش هم از بلندای عبودیت و کرامت او گفته‌اند به اندازه ی ادراک خویش ابراز کرده اند وگرنه حقیقت وجود مبارکش هنوز پنهان است و پنهان خواهد ماند.

آنچه شخصیت مبارکش را برای ما بیشتر نمایان می سازد همان مقدار احادیثی است که از زبان معصومین علیهم السلام در میراث فرهنگی شیعه به یادگار مانده است.حدیث گران‌قدری از حضرت باقرالعلوم (سلام الله علیه) نقل شده است که علو مقام دخت نبی مکرم«سلام الله علیها» را به خوبی آشکار می‌سازد. پنجمین پیشوای آسمانی می فرمایند: «ما حجت خدا بر خلایقیم و فاطمه «علیها السلام» بر ما حجت است»بیانی کوتاه که یک اقیانوس رمز و راز در آن نهفته است. شخصیتی که بر حجج الهی حجت است، چگونه با دانش و بینش محدود ما شناخته می‌شود؟

برای هر بانوی مسلمان و هر دختر شیعی، دختر بزرگوار رسول خدا بهترین اسوه و پیشوا و رهنما است. هرکس در همة شرایط زندگی، در شادکامی‌ها و تلخی‌ها و مشکلات جهان، در خانه، در اجتماع، در عبادت و همسرداری و پرورش فرزندان، در معاشرت با دوستان، در ارتباط با مشکلات امت اسلام و وظایف اجتماعی‌اش، در نیک‌خواهی، نیک‌اندیشی، خداجویی و خدامحوری و بندگی و.....می‌تواند دختر بزرگوار رسول الله را و شیوه زندگانی او را سرلوحه کارهای خود قرار دهد. عصمت کبرای الهی به کمالی که فراتر از آن متصور نیست، دست یافته است، فرشتگان با او گفتگو می کنند و ملک و ملکوت الهی در چشمان حق بین او آشکار است و فرمان مبارکش لازم الاجرا و دوستی و پذیرش ولایتش بر همه ی جهانیان واجب و لازم است.

او امیرة عالم وجود است. شخصیتی که فرشتگان مقرب به هنگام عبادت گهواره ی فرزندانش را حرکت می‌دهند تا او بتواند نمازهای طولانی اش را به پایان برد.وجود مطهری که اگر سرسلسله ی ولایت،مولا و مقتدایمان حضرت امیرالمومنین علی (علیه السلام) نبود برای او در اولین و آخرین کفوی وجود نداشت. ائمه معصومین «علیهم السلام» افتخار می‌کردند که فاطمی‌اند و از سوی او فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستند و از خطاب یابن رسول الله بیشتر از هر لقب و نام دیگری شادمان می شدند.چه می‌توان گفت درباره شخصیتی که از چهارده نور پاک آسمانی برگزیده ی خداست و از (عالّین)است،چکاد سرافراز دست نیافتنی عظمتی که همه ی عالم و آدم در برابر آن بتواضع و خشوع و ارادت  و تسلیم سر فرود آورده اند و جز آن چهارده نور پاک هیچ آفریده ای در درک مقام آنان طمع نمی کند چه برسد به دیگر توهمات. کلام حقی که در زیارت جامعه ی کبیره به آن اشاره شده است

همگان، باید به او بنگرند و در همه حال او را اسوة زندگی و شاخص اعمال و رفتارشان قرار دهند و در فراز و نشیب‌های حیات، حضرتش را سرمشق خویش بدانند تا بتوانند از دام چاله‌های شیطان و بیراهه‌های هولناک زندگی در امان بمانند و دنیا و آخرتشان را در سایة ولایت مبارک دامن گستر فاطمی نورباران رحمت و کرامت الهی بنمایند.کیست که او را بشناسد و دوستش نداشته باشد؟ کیست که مهربان‌ترین دامان عطوفت و شفقت هستی را وا بگذارد. بزرگواری که همة پیروانش بواسطة وجود مبارکش به بهشت می‌روند و آن مهربان در قیامت کبرای الهی اول شیعیانش را به بهشت می‌فرستد و سپس خود وارد می شود بنگریم او حتی در آن گیر و دار قیامت به یاد ماست و ما را فراموش نکرده است سایة محبت و ولایت و کرامتش را از شیعیان خود و فرزندانش و همة آدمیان دریغ نفرموده است. آیا آن قدر که آن مادر بزرگوار عالم وجود به یاد ماست، ما به یاد او هستیم؟

فاطمه نخستین شهید راه ولایت است که به انگیزه بازخواهی فدک، نه فدک را مد نظر داشت که ولایت را... فاطمه با آن ناله های دردناکش، حق امام و ولی امرش را می خواست بازستاند و اگر نتوانست - که نمی توانست - باید حق را برملا سازد و مظلومیت علی را آشکار نماید و پرده از سقیفه پردازان بردارد ولی فریاد دختر معصوم پیامبر در قلب های تیره کارساز نبود، اما تاریخ، آن سخنرانی جاودانه را ثبت و ضبط کرد تا آیندگان بدانند.. بسنجند.. بفهمند.. و تصمیم بگیرند.

زهرا همو که خشمش خشم خداست، فریادش بی پاسخ ماند؛ نه، اشتباه نکنم، پاسخش را با سوزاندن در و شکستن پهلو دادند، آن سنگدلان جاهلی تبار.  و اکنون که حجت را بر همگان تمام کرد و نقش دفاع از ولایت را به خوبی ایفا نمود، با دلی شکسته و بدنی علیل به خانه باز می گردد؛ او شکایت را به خدا می برد و به پدرش، رسول خدا و چنین با خدایش راز و نیاز می کند که:«پروردگارا؛ نیرو و قدرت از آن تو است و انتقام ظالمان را تو خواهی گرفت؛ پس به تو پناه می برم و از تو استمداد می جویم و به درگاهت روی می آورم که حق شویم را از این نااهلان بازستانی».

امروز صباي سوزدل ها حزين و خرامان به سوي مدينه وزيد و عطر ياسمن هاي اندوه در کوچه هاي ارادت پيچيد. امروز تمام راه هاي آسمان را به سوي مدينه گشوده اند و راهيان سبز سلوک به تنهايي مزار يار مي انديشند.آنک، در رثاي گوهر گمگشته علي، ريزش الماس اشک را شايد و تراوش ياقوت آه.آن‌گاه که شمشاد شيداي ولايت را شبانه به معراج مهر بردند، چشمه اشتياق خشکيد و ماه اميد، هجرت کرد.چه شباهنگام دلتنگي بود و چه سپيده سياهي! تمام خورشيدهاي شعف، يکباره با غروب آشنا شدند. سيماي سپيد زهره منظومه ولايت به سرخي گراييد.فاطمه، معيار فضايل بود و اسوه سرآمدان عصمت و ميزان محسنين. در فناکده خاک، افول کرد و در بقاسراي عرش، طلوع و تابندگي نمود.

هنوز آواي شيوايش در گوش دل ها باقي است که همگان را به پارسايي و پايداري در ولايت علوي مي خواند و خود،عامل نخست آن بود.آيين محمد (ص) از استقامت سرخ زهرا (س) آوازه يافت و امت از مرام زيبايش، مجد. فرداي شيعه از ديروز شعله ناک آلاله شهيد نبي، به روشنايي رسيد و سوز سينه آسماني اش، اقتدار و صبر حسين و سطوت و صلابت حسن را به ارمغان آورد.

فاطميه يك تاريخ است، ‌فاطميه يعني فرياد بر سر ظالمان، فاطميه يعني جهاد براي پيروزي حق بر باطل، و بالاخره فاطميه يعني روز حكومت جهاني و الهي حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف.آري! فاطميه عاشوراست، ‌فاطميه شب قدر است، فاطميه غدير و نيمه شعبان است و فاطميه يعني روز پيروزي نور بر ظلمت.مهم‌ترین پیام ایام فاطمیه(س) را رعایت عفاف و حجاب اسلامی است ودانشگاه‌ها، مدارس و اماکن آموزشی باید در این خصوص و ترویج حجاب فاطمی اقدامات گسترده‌ای را انجام دهند گرامي‌داشت فاطميه و مواضع فاطمه، سيره فاطمه، زهد فاطمه، عبادت فاطمه، علم و حكمت فاطمه بايد هميشه جزء برنامه‌ها باشد و در سخنراني‌ها، تأليفات و در هر فرصت مناسب بايد آن را بازگو كرد. امروز كلمات آن حضرت بايد سرمشق زندگي همه بانوان و بلكه مردان باشد. آن حضرت، مقام واقعي و كرامت حقيقي زن را به دنيا ابلاغ نمود و فرمود: بهترين زن آن است كه نه او مرد نامحرمي را ببيند و نه مرد نامحرمي او را ببيند. اين است كه حضرت زهرا عليها السلام را تا امروز و تا قيامت، در دل‌هاي مردم آگاه و خداپرست و حق‌جو زنده نگه داشته است.

http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1393/1/11/2139157_746.jpg

حرف آخر:

عید امسال در تقارنی معنادار با ایام فاطمیه همزمان شده است. تقارنی که می تواند ما را در فضایی ملهم از سال نو و بهار طبیعت، به بهار یاد و نام و منش و روش بانوی دو عالم حضرت صدیقه طاهره زهرای اطهر(س) رهنمون سازد و بهارانمان را به حقیقت معنای زیبایی و رستگاری قرین نماید. تحویل سال در چنین فضای معنوی ای که مملو ازعطر فاطمی است، می طلبد که در همه حال برای توفیق و سربلندی ایران اسلامی دست به دعا برداریم و از درگاه الهی به برکت و واسطه حضرات معصومین به ویژه حضرت صدیقه کبری(س) بخواهیم، حال ما را حقیقتاً به بهترین حال ها مبدل گرداند.

در این ایام چه خوب و پسندیده است در کنار خانه تکانی ظاهری، از خانه تکانی دل نیز غافل نشده و با یاد خدا و پاسداشت و تعظیم مقام اهل بیت(ع) به ویژه ساحت قدسی حضرت زهرا(س) بیش از پیش دل خود را جلا و صفا دهیم.بی شک تقارن نوروز با ایام فاطمیه، رسالتی سنگین و کلیدی را بر دوش عموم حوزویان قرار داده است و از آنان انتظار می رود ضمن ترویج سنت های حسنه دید و بازدید و صله رحم و رفع کدورت ها ، از تبیین شاخصه های سبک زندگی فاطمی و تاکید بر حفظ حرمت فاطمیه در این روزهای زیبای بهاری غافل نشوند.

بیایید ایام فاطمیه را زمانی برای بازخوانی زندگی خویش و اعمال و رفتارمان قرار دهیم، هرچند که این ایام با اندوه شهادت حضرتش دل ها را بی تاب ساخته است،شاید که بتوانیم قدمی فراتر به سوی جایگاهی که او برای ما می پسندد برداریم.تقارن ایام شهادت حضرتش با آغاز سال جدید همه ی مارا اعم از مدیران،اساتید وطلاب مکلف می‌سازد که حرمت سالروز شهادتش را پاس بداریم، تا با اهتمام ویژه به برگزاری مجالس سوگواری و گرامیداشت شهادت آن بانوی بزرگوار و تبیین سیره و منش آن اسوة کائنات، اندکی از دین خود را به سرور کائنات نبی اکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در مودت به ذوی القربی ادا نماییم و از عملی که ایام شهادت وجود مبارکش را بی رنگ و یا کم رنگ می‌سازد، بپرهیزیم. باشد که در بزرگداشت ایام فاطمیه کوشا باشیم، انشاء الله.

[ یکشنبه دهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 19:49 ] [ قران پژوه ]
باید کتاب زرین زهرا (س) را که هر لحظه‌اش قرین حماسه حق‌طلبانه بوده، پیش روی نسل‌های حال و آینده باز کرد، تا هم از این شجره طیبه توشه انسان زیستن را برگیرند و هم ابو هریره‌های دروغین نتوانند تاریخ زندگی مظلومانه‌اش را تحریف کنند. هر چند نوشتن از زندگی این اسوه حسنه فوق‌العاده دشوار است و نه هیچ‌ قلمی قدرت تصویر آن همه رنج و مشقتی که بر او رفته است را دارد و نه صفحه کاغذ تحمل بارش سرشک مداوم قلم در سوگ فاطمه را. ولی محب او بودن علی رغم عجز و درماندگی در مقابل عظمت زهرا، اجازه نمی‌دهد حتی در سالگرد شهادت مظلومانه‌اش هر کس به اقتضای استعدادش آنهایی که دستی برای نوشتن و ذوقی برای سرودن و زبانی برای ستودن دارند، دست روی دست بگذارند، لذا به بهانه سالگرد شهادت مظلومانه این اولین مدافع اسلام امامت، مروری گذرا بر آخرین صفحه صحیفه‌ مظلومیتش را تقدیم می‌کنم به آنهایی که قرنهاست از در خانه زهرا به هیچ خانه‌ای روی بر نگردانیده‌اند و همچنان سر بر دیوار خانه گلین او نهاده در مظلومیتش به درد می‌نالند و به زندگی سراپا عزتش می‌بالند.
http://media.ismc.ir/Larg/1393/12/13/IMG14015749.jpg
 
خداوند در آیات قرآن فاطمه بنت محمد (ص) را به صفاتی ستوده که هیچ زنی در جهان چنان ستوده نشده است. آیات متعددی در شان و منزلت و مقام فاطمه (س) نازل شده است و مفسران، بخشی از سوره‌ها و آیات قرآنی را بر آن حضرت (س) تطبیق کرده‌اند که از جمله آنها می‌توان به سوره کوثر، سوره انسان، آیه تطهیر، آیه مباهله، آیه هجرت و مانند آنها اشاره کرد.]

پیامبر (ص) فاطمه (س) را با القاب بسیار بلندی چون محدثه، زهرا، سنیه، راضیه، مرضیه، ام ابیها و مانند آن می‌خوانند و چنان جایگاهش را بلند داشته که به عنوان هویت وجودی خویش معرفی می‌کند. خداوند حضرت امیرمومنان علی (ع) همسر فاطمه (س) را در آیه 61 سوره آل عمران که به عنوان آیه مباهله مشهور است، نفس و جان پیامبر (ص) شمرده است و پیامبر (ص) نیز امام حسین (ع) را به عنوان نفس خویش معرفی می‌کند تا این گونه بیان کند که نفس پیامبر (ص) همان اهل بیت ایشان هستند که خداوند آنان را از هر گونه پلیدی پاک مطلق کرده (احزاب، آیه 33) و به عنوان امام و خلیفه پیامبر (ص) و ولی الله انتخاب و انتصاب و معرفی نموده است. (نساء، آیه 59؛ مائده، آیات 3)اما در این میان پیامبر (ص) فاطمه را به عناوینی چون «بضعه منی» معرفی کرده و فرموده است: فاطمه بضعه منی فمن اغضبها اغضبنی؛ فاطمه همه هویت و هستی من است، پس کسی که او را به خشم آورد مرا به خشم آورده است. (صحیح بخاری؛ اثبات الهداه، ج 2، ص 363 و بحار الانوار، ج 76، ص 255)
 
فاطمه (س) میوه دل پیامبر (ص)
همچنین درباره ایشان فرموده است: فاطمه مهجتی، وابناها ثمرهًْ فوادی، وبعلها نور بصری، والائمهًْ من ولدها امنائی وحبلی الممدود فمن اعتصم بهم فقد نجی، و من تخلف عنهم فقد هوی؛ فاطمه خون قلب من، فرزندانش میوه‌های دلم، همسرش نور چشمانم و فرزندان فرزندانش امینان من و ریسمان کشیده شده‌ای هستند که هر کس به آنها تمسک کند، نجات یابد و هر کس از آنها تخلف کند، سقوط خواهد کرد. (القمی، سدید الدین شاذان بن جبرئیل، متوفای 660 هـ، الروضهًْ فی فضائل امیر المومنین، ص 156، تحقیق: علی الشکرچی، چاپ: الاولی، سال چاپ: 1423)ابن منظور در معنای مهجه نوشته است: المهجهًْ: دم القلب، و لا بقاء للنفس بعد ما تراق مهجتها؛ مهجهًْ: خون قلب است که اگر این خون ریخته شود زندگی انسان پایان می‌پذیرد.(جمال الدین محمد بن مکرم بن منظور، متوفای 711 هـ، لسان العرب، ج2، ص 370)

حضرت زهرا (س) به اعتبار چنین ارتباط مستحکم روحی و نفسی با پیامبر (ص) همانند پیامبر (ص) در مقام قرب النوافل و قرب الفرایض، در مقام فنای فی الله است. از همین رو فعل آن حضرت (س) همان فعل الهی دانسته می‌شود و خداوند افعال خویش را به ایشان نسبت می‌دهد؛ زیرا در مقام فنا، دوگانگی برداشته می‌شود و شخص فانی شده، یدالله و عین‌الله و سمع‌الله و بصر‌الله می‌شود؛ چنانکه خداوند در آیه 17 سوره انفال بصراحت تیر انداختن شخص فانی شده را به خود نسبت می‌دهد (ومارمیت اذرمیت) و در آیه 55 سوره زخرف تاسف فانی شده را تاسف خود می‌داند.(فلما آسفونا انتقمنا منهم)

از همین رو حضرت پیامبر (ص) بصراحت می‌فرماید: یا فاطمه ان الله یغضب لغضبک و یرضی لرضاک؛ ای فاطمه! خداوند به خشم تو خشم می‌کند و به خشنودی تو خشنود می‌شود. (بحار الانوار، ج 43،  ص 19 و الغدیر، ج 3، ص 180 و منابع دیگر معتبر روایی) چرا که حضرت فاطمه‌(س) پاره تن، جگر گوشه، تمام احساس و شعر و شعور و شاخه‌ای از انوار پیامبر مصطفی (ص) است (بحارالانوار، ج 43، ص 54) و هر که او را مسرور دارد پیامبر (ص) را شاد کرده و هر که او را بیازارد پیامبر(ص) را آزرده است (بحارالانوار، ج 43، ص 32 و 54) و شکی نیست که خشم پیامبر (ص) در مقام فنای فی الله خشم خداوند و بریدن از حبل الله است که واسط خلق و خالق. (بحارالانوار، ج 76، ص 355)
 
پیامبر (ص) فاطمه (س) را محبوبه خود معرفی می‌کرد و با این لقب ایشان را می‌خواند. در روایت آمده است: جابر بن عبدالله انصاری می‌گوید: رسول خدا در مرضی بود که به آن از دنیا رفت و فاطمه بالای سرش نشسته و گریه می‌کرد تا اینکه صدای گریه اش بلند شد. آن حضرت چشم به او دوخته فرمود: ای حبیبه من فاطمه، چه چیز تو را گریان کرده است؟ عرض کرد: از ضایع شدن (حقم) پس از شما ترسناکم.فرمود: حبیبه من گریه مکن زیرا ما خاندانی هستیم که خداوند هفت خصلت به ما عطا کرده و به احدی پیش از ما نداده و به احدی بعد از ما ندهد، من خاتم پیغمبران و محبوب‌ترین خلق نزد خدای عز و جل و پدر تو می‌باشم و وصی من بهترین اوصیاء و محبوب‌ترین ایشان نزد خدا است و شوهر تو است و شهید ما بهترین شهداء و محبوب‌ترین آنان نزد خدا است و او عموی تو (حمزه) است و از ما است کسی که دو بال دارد و با آن دو، با فرشتگان در بهشت پرواز کند و او پسر عمویت (جعفر) است و از ما است دو سبط این امت و آن دو پسرانت حسن و حسین هستند؛ و بزودی خداوند از صلب حسین نه تن امامان امین و معصوم را بیرون آورد و از ما است مهدی این امت که چون دنیا دچار هرج و مرج شود و فتنه‌ها ظاهر گردد و راهها بریده شود و مردم همدیگر را غارت کنند نه بزرگ بر کوچک رحم کند و نه کوچک احترام بزرگ را نگه دارد، در آن هنگام خدای عز و جل مهدی ما نهمین فرزند حسین را برانگیزد، بناهای محکم و قلعه‌های گمراهی را فتح کند، به دین (خدا) در آخر الزمان قیام کند و زمین را پر از عدل کند چنانکه پر از ستم شده باشد تا پایان این حدیث. (الخزاز القمی الرازی، ابی القاسم علی بن محمد بن علی، متوفای 400 هـ ، کفایهًْ الاثر فی النص علی الائمهًْ الاثنی عشر، ص 65، تحقیق: السید عبد اللطیف الحسینی الکوه کمری الخوئی)
پنج پیام در شهادت مظلومانه حضرت فاطمه (س) + دانلود کتاب
 
این کتاب PDF شامل پندها و پیام های کوتاه درباره شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها بوده که توسط مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی به تألیف رسیده است. این کتاب الکترونیک شامل پنج پیام از مرحوم آیت الله محمد فاضل لنکرانی در خصوص شهادت مظلومانه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بوده که توسط مرکز فقه الائمه الاطهار علیهم السلام منتشر شده است.
 
 
رمز فایل : www.yjc.ir
[ شنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 10:0 ] [ قران پژوه ]

انسان برای پیدا کردن راه و رسیدن به حیات طیبه نیازمند الگو است، چرا که داشتن قانون برنامه، انسان را از تحیر نجات می دهد و داشتن الگو به انسان موجب انگیزه بخشی برای تداوم مسیر است. قبل از این که بخواهیم ادعا کنیم حضرت زهرا(س) بهترین الگو است باید به شرایط الگو مراجعه کنیم،  کسی برای ما الگو است که هیچ نقطه ظلمانی در حیات زندگی وی دیده نشده باشد و در تمام بخش های زندگی الگو باشد؛ زمان او را از الگو بودن ساقط نکند و بدون در نظرگرفتن جنسیت، افراد دیگر هم بتوانند او را به عنوان الگو قرار دهند.

http://media.ismc.ir/Original/1392/12/06/IMG16493351.jpg

هنگامی که به سیره علمی یا سبک زندگی حضرت زهرا(س) مراجعه می کنیم، جامعیت الگوبودن ایشان را ملاحظه می کنیم. حضرت زهرا(س) به عنوان یک دختر ارتباط و پیوند عمیقی با پدر داشتند و همواره احترام نبی مکرم اسلام را رعایت می کردند، همچنین ام ابیها(س) همسری نمونه برای حضرت علی(س) بود که در طول 9 سال زندگی مشترک، پیوسته بار و سنگینی را از روی دوش امیرالمومنین(ع) برمی داشتند. حضرت زهرا(س) در سن 9 سالگی وارد زندگی مشترک با حضرت علی(ع) می شود و 4 فرزند نمونه را تربیت می کند که هرکدام ویژگی های خاص خود را دارند و این مسئله نشان از اهتمام خاص ام ابیها(س) نسبت به تربیت فرزندان را دارد،
همچنین بانوی دوعالم به عنون بندگی از بندگان خدا، نه در حزن و غم بلکه در فرح و سرور نیز خداوند را فرامش نمی کند و همراه با حضرت علی(س) در شب زفاف، شب تا صبح را پیوسته عبادت خداوند را می کنند و پیراهن خود را به سائل انفاق می کند. حضرت فاطمه(س) به عنوان شخصیتی که در دفاع از ولی خدا ورود پیدا می کند و کار سیاسی انجام می دهد بدون آن که حیث زنانه خود را از دست بدهد؛ و ام ابیها(س) دلیل این اقدام خود را غربت علی(س) می دانند.

بانوی آسمانی خانه گلین علی با آن ظروف سفالین و زیلوی مندرس و آسیاب دستی با آن همه مرارت و رنج و با آن همه روشنی و صفا و ایمان و عشق، سالهای عمر هیجده بهاری خویش را در راه جهادی برنهاد که منشوری از خانه داری و ولایت مداری و تربیت نسل برومندترین فرزندان هستی بود و خیر کثیری که از ابتدای خلقت کائنات تا انتهای عمر کوتاه اما بلندش و تا همیشه تاریخ روزافزون و شورافزا، در ادامه ای سبز و سرخ به تصویر درآمد.

از مظلومیت علی تا جگر شرحه شرحه مجتبی، از شهادت جانگداز حسین تا صبر زینب و از اسارت سجاد تا تمام تاریخ پر رنج اما افتخارآمیز فرزندان زهرا همگی گویا و جویای این حقیقت ناب و تابناک است که ام الائمه(ع) و مادر خوبیها از سرمنشأ نورانیت و معرفت لایزال الهی نوشید و برکت نفس حقش همیشه روزگاران را جلال و جمال بخشید.زندگی نورانی و حیات طیبه بانوی آسمانی زمین، سراسر درس و امید و زیبایی و معرفت است.او که ام ابیها نام گرفت و در مکتب رسول اعظم (ص) شاگرد معرفت و حکمت و عرفان بود.

http://media.ismc.ir/Original/1393/09/04/IMG09041995.jpg

او که شهیده راه ولایت شد و در دفاع از امام زمان خویش و همسر مظلومه اش خاطره خطیر و ماندگار زمان و زمانه زا برجای نهاد.او که مربی و مرشد فرزندان بهشتی خویش بود و آنان را برجسته ترین و برترین نسل انسان ساخت و از خرمن معرفتش ره توشه ای جاودانه برایشان فراهم ساخت که تا همیش تاریخ آموزگار بشر است برای سعادت و وصل.زهرا، تنهای تنهای تنها، در دفاع از ولی خدا و با قد خمیده و روی نیلی و دردی جانکاه، ایستاد و شکسته اما روسپید، به دیدار پدر شتافت.

زهرا، صاحب همان دستان پینه بسته ایست که آسیاب می چرخاند و گندم آرد می کند؛ زهرا صاحب همان بخششی است که از پولک زیبای لباس عروسی، رخشی درخشان به سوی صحرای قطع تعلق در راه خدا آفرید و به نیازمندش بخشید، زهرا صاحب همان حیا و عفت سترگی است که روی از نابینا می پوشاند، زهرا مهر آب در دل حیات طیبه لولاک است که اگر نبود نه رسولی بود و نه امامی،زهرا وحی است از برای حجت خدا و حجت است از بهر عقل و عشق که در توأمانِ صبر و سکوت، قرن های سیمانی آن ملک مرگ آلودة بی پدر را به دنیای دنی بخشید و رخ برکشید  مخفی شد.

آری؛ در این خفا، سری هویداست که اهل نظر در اقصی نقاط تاریخ عرفان می دانند، وقتی ظلمی بی‌نظیر در تاریخ رخ دهد جزایی بی‌نظیر می طلبد و وقتی ماه از سنگ زمان و زمانة نامردمانِ سایه سود نیلی شد، آسمانی ابراندود، سرنوشت هماره و حتمی و مکتوم و محتوم آن جماعت رجیم است. نیست؟باری؛ در این لحظه های ترد و بی طراوت که از هرم نگاههای آن مادر خمیده بال، صوت محزون فرشته های خدا هم در این ملک بی یار و شهر اشباح الرجال شنیده نمی شود می توان نالة غربت سر داد و بر ضریح مجروح آن مادر مظلومه گریست و نگریست که امت بی هویت «کردند آنچه کردند»!آری؛ می توان از خانه ای گفت کاهگلین و ظروفی سفالین و کودکانی غمین و مردی حزین و زنی شوق آئین که در پهنای غم و هرم دردش، جای جای تاریخ شیعه از رحلت قیام غیور امت رسول، خونین و مجروح است.و...زهرا، تنهای تنهای تنها، در دفاع از ولی خدا و با قد خمیده و روی نیلی و دردی جانکاه، ایستاد و شکسته اما روسپید، به دیدار پدر شتافت.

آری؛ حضرت زهرا(س) این تندیس وفا و پایداری و ایمان و شکوه، این تجسم آسمانی معرفت خداوند، جلوه تمام زیبایی های معنوی و ارزشهای انسانی انسان بود و در آیینه روح و رفتار او در حیات طیبه اش، می توان بالهای فکر و عمل را زیر چتر ناب و تابناک این عصاره خلقت خدا، مرتب کرد و در آسمان خوبیهای زلالش به پرواز درآمد.

و زهرا در آخرین آوردگاه حیاتش که آغازی بر یک پایان عاشقانه و شروعی بر یک اتمام مظلومانه بود با شهادت غریبانه و غمگنانه اش برگ دیگری از شاخه نحیف اما خدایی وجودش را بر دفتر ولایت مداری و ایمان استوار و پایداری عاشقانه اش برنهاد و برای همیشة تاریخ به یادگار گذاشت.ایام فاطمیه بصیرت ساز است و شعارش دفاع از علی(س) و ولایت است به همین دلیل باید پررنگ تر از سال های گذشته به آن پرداخته شود.

[ چهارشنبه دهم دی ۱۳۹۳ ] [ 19:53 ] [ قران پژوه ]

فاطمه(س) بر اساس آموزه‌های قرآنی، جزو اهل بیت پیامبر(ص) است که دارای عصمت بوده و از سوی خداوند تبارک و تعالی از هرگونه پلیدی پاک شده است. جایگاه فاطمه در آیات قرآن و روایات نبوی(ص) وعلوی(ع) بسیار بلند و بی‌نظیر است؛ اما با این همه هیچ‌گونه نشانی از قبر ایشان نیست، در حالی که اصحاب معمولی پیامبر(ص) دارای نام و نشان هستند.

http://s1.picofile.com/file/7346514836/fatemiye.jpg

با آنکه حضرت فاطمه(س) در میان زنان عصر پیامبر(ص) برجسته و از نوادر دهر بوده و هست، اما هیچ نشانی از آن صاحب نشان پیشگاه خدا و پیامبر(ص)، در مدینه نیست و هیچ کسی قبر ایشان را نمی‌شناسد.سوال اساسی این است که چه اتفاقاتی رخ داده که قبر هر صحابی و زن پیامبر(ص) مشخص و معلوم است، اما هیچ نشانی از قبر آن حضرت(س) وجود ندارد؟اگر حضرت فاطمه(س) از اهل بیت پیامبر(ص) و از کسانی است که مودت او واجب الهی و شرعی بر امت است، چه شده که هیچ کسی از قبر او اطلاعی ندارد تا با رفتن به زیارت قبر ایشان دست‌کم آبی بر آتش اشتیاق خود نسبت به آن بانو بریزد.

خداوند در آیه 23 سوره شوری دوستی و مودت نسبت به فاطمه(س) را پاداش رسالت محمد(ص) و حق آن حضرت برعهده مومنان دانسته است و توضیح داده که این مودت زمینه برخورداری از آمرزش الهی و پاداش مضاعف برای مومنان خواهد بود؛ چرا که مراد از «من یقترف حسنهًْ» به قرینه ذکر آن پس از «الا المودهًْ فی‌ القربی» همانا مومنان دوستدار عترت است و مقصود از «نزد له فیها حسنا» طبق نظر عده‌ای از مفسران افزایش پاداش الهی نسبت به کسانی است که اهل بیت عصمت و طهارت(ع) و از جمله فاطمه(س) را دوست داشته و نسبت به ایشان مودت می‌ورزند. (مجمع البیان، ج 9 -10، ص 44-43؛ الکشاف، ج 4، ص 221؛ المیزان، ج 18، ص 46 و 48)اما چه پیش آمده که هیچ اطلاعی از مهم‌ترین شخصیت از خاندان پیامبر(ص) و این کوثر الهی نیست و هیچ کس از قبر ایشان اطلاعی ندارد.

علت مخفی ماندن قبر فاطمه(س)
گزارش‌‌های تاریخی حقیقتی را بیان می‌کند که حقانیت مظلومیت اهل بیت(ع) و غصب حقوق ایشان از جمله حق امامت و خلافت پس از رسول‌الله(ص) از جمله آنهاست. در لحظاتی که پیکر پیامبر(ص) دفن می‌شد، عملا نیز توصیه او درباره ولایت علی(ع) - که مسیر حرکت سیاسی جامعه اسلامی را تبیین می‌کرد - دفن می‌شد. پیامبر(ص) با ظرافتی که تنها از او باید انتظار داشت، علی(ع) را «ولی مومنان» معرفی کرد، نه «ولی مسلمین» و این واقعیت را تصریح کرد که کسانی که تسلیم شرایط سیاسی شده و اسلام آورده‌اند و اینک مسلمان نامیده می‌شوند، ولایت او را نخواهند پذیرفت. ولی از کسانی که به پیامبری پیامبر ایمان آورده‌ و ولایت پیامبر را پذیرفته‌اند، انتظار می‌رود که پذیرای ولایت علی(ع) باشند.

پس از  ماجرای سقیفه، فاطمه(س) پرچم مبارزه را بر دوش کشید و در این راه رنج‌های بسیار برد که آسیب‌ بدنی و سقط جنین از جمله آنهاست. او به سبب فشارهای مضاعف تنها مدتی اندک زنده ماند و سپس جان به جان آفرین تسلیم کرد.او در روزهای آخر عمرش و در پاسخ به ام‌سلمه که حال او را جویا شد، صراحتا اعلام کرد:محزون فقدان رسول خدا و مغموم غصب حق وصی اوست. (مناقب آل ابی طالب، جلد 2، صفحه 49- جامع الاخبار، صفحه 91)

در فرصتی دیگر فاطمه (س) شبیه به همین اظهارات را به طور مبسوط و گسترده‌تر با زنان مدینه که به عیادت او رفته بودند، در میان گذاشت و گفت: «صبح کردم به خدا، بیزار از دنیای شما و خشمگین از مردهای شما ... وای بر اینان! چرا این منصب [جانشینی رسول خدا (ص)] را از فراز پایه‌های محکم و تزلزل ناپذیر رسالت و نبوت و وحی برکندند و از کسی که بر امر دنیا و دینشان آگاه‌تر و کار آمدتر بود را گرفتند؟ ... اینان از ابوالحسن چه‌مشکلی در دل داشتند؟... سوگند به خدا اگر زمام مرکب حکومت که رسول خدا به او سپرده بود، در دست او باز می‌گذاشتند و از او دفاع و پیروی می‌کردند، به خوبی این مرکب را مهار می‌کرد ... به راستی که اگر چنین کرده بودند درهای برکت آسمان و زمین به روی آنان گشوده می‌شد. اما ... (منابع اهل سنت: بلاغات النساء، صفحه 19- شرح نهج‌البلاغه ابن ابی الحدید، جلد 16، صفحه 234 و ... منابع شیعه: معانی الاخبار، صفحه 354- کشف الغمه، جلد 1، صفحه 492- احتجاج، جلد1، صفحه 108)

شیوه اعتراض فاطمه (س) برای تمام تاریخ
فاطمه (س) که از هر فرصتی برای هشدار مردم زمان خود استفاده کرده بود و آنها، یا هشدار او را نادیده گرفته بودند و یا آن را نفهمیده بودند، اینک در اندیشه مردمی بود که در آینده خواهند آمدو برای آنها چه می‌توان کرد؟ آنها را چگونه می‌توان هشیار نمود؟ چگونه با آنها می‌توان سخن گفت؟ چگونه می‌توان به آنها خبر داد که پس از پیامبر (ص)، پیام او قربانی دسیسه اشرافیت و جاه طلبی نخبگان سیاسی و فرصت طلبی آنها که اسلام را برای خود می‌خواستند و جهل و ساده اندیشی مردم شده است؟ چگونه می‌توان صدای اعتراض خود را به گوش تاریخ رسانید؟ راستی فاطمه (س) چه وسیله‌ای در اختیار داشت تا با آن اعتراض خود را به گوش خلقها و نسل‌ها و عصرها برساند؟ او حتی از حق گریستن در سوگ پیام و پیامبر نیز محروم شده بود.از میان صفحات تاریخ، صدای اعتراض فاطمه(س) رادر میان وصیتی کوتاه می‌توان شنید: «بسم الله الرحمن الرحیم؛ این است آنچه فاطمه دختر رسول خدا بدان وصیت می‌کند. وصیت می‌کند در حالی که شهادت می‌دهد به یگانگی خداوند یکتا و رسالت بنده او محمد و گواهی می‌دهد که بهشت حق است، دوزخ حق است و قیامت بی تردید فرا خواهد رسید و خداوند کسانی را که در گورهایند، زنده خواهد کرد.

علی! منم فاطمه! دختر محمد که خدا مرا به همسری تو درآورد تا در دنیا و آخرت برای تو باشم. تو در انجام کارهای من سزاوارتر از دیگرانی. مرا شبانه حنوط کن، غسل ده و کفن کن و بر من نماز بخوان و شبانه مرا دفن کن و کسی را خبر مکن. تو را به خدا می‌سپارم. به فرزندانم تا روز قیامت سلام می‌رسانم.» (منابع شیعه: بحارالانوار، جلد 43، صفحه 214- بیت الاحزان، صفحه 18 و ... فرازهائی از وصایای صدیقه طاهره (س)، به انحاء گوناگون در منابع اهل سنت ذکر گردیده است، به عنوان نمونه، تعدادی از منابع معتبر اهل سنت که به مساله تدفین شبانه آن حضرت اشاره می‌کنند، عبارتند از: صحیح بخاری، جلد 5، باب غزوه خیبر، صفحه 139 (چاپ سلطان عبدالحمید)- صحیح مسلم، باب «قول النبی لا نورث»، حدیث 1759- طبقات ابن سعد، جلد 8، صفحه 29 و 30- التنبیه و الاشراف، جلد 1 صفحه 106- سیر اعلام النبلاء، جلد 2، صفحه 127 و 128- اسد الغابهًْ، جلد 3، صفحه 398- سنن بیهقی، جلد 4، صفحه 29 و 31- استیعاب، جلد 2 صفحه 114- خلاصه وفاء الوفاء، جلد1، صفحه 259)

پیام فاطمه به تاریخ
فاطمه سفارش کرده بود که پیکرش مخفیانه به خاک سپرده شود. اختفای محل دفن پیکر فاطمه (س) در حقیقت پیام او به تاریخ بود. پیامی به بشریت مسلمان برای همیشه تاریخ. هنگامی این پیام می‌توانست به همه نسلها و عصرها در عرصه تاریخ برسد که پیکر فاطمه (س) مخفیانه به  خاک سپرده شده باشد تا مردم نشانی قبر گمشده او را در داستان زندگی اندوهبار و اعتراض دائمی او به ارتجاع و استبداد جست‌وجو کنند و بتوانند از این پنجره نگاهی نو به تاریخ اسلام و سرنوشت بشریت مسلمان داشته باشند.

براساس دیدگاه مشهور علمای شیعه و سنی، امام علی (ع) طبق وصیت خود فاطمه زهرا (س) او را شبانه و پنهانی به خاک سپرد و بجز شمار اندکی از یاران نزدیک، کسان دیگری در تشییع جنازه وی حضور نداشتند. گزارشهای معتبر تاریخی نشان می‌دهد که مسلمانان و اصحاب نامی پیامبر (ص) تمایل زیادی برای شرکت در نماز و تشییع جناز ه زهرا (س) داشتند، ولی امام علی (ع) بنا به وصیت دخت گرامی پیامبر (ص) از این کار ممانعت ورزید.از جمله براساس گزارش منابع حدیثی اهل سنت، امام علی (ع) خلیفه اول را نیز برای اقامه نماز بر پیکر فاطمه (س) و شرکت در مراسم تشییع وی با خبر نساخت و در پاسخ به اعتراض آنان گفت که خواست خود فاطمه (س) چنین بوده است.تشییع و دفن شبانه و پنهانی دختر پیامبر (ص) اعتراض خاموش و رسای آن بانوی گرامی به جریان حاکم و توده‌های همراه آنان بود و حقانیت و مشروعیت دینی آنان را شدیدا به چالش کشید.

سند مظلومیت و حقانیت اهل بیت (ع)
سبب پنهان ساختن و پنهان ماندن قبر فاطمه(س) و اصرار مستمر امامان شیعه (ع) بر آن نیز دقیقا در همین راستا قابل ارزیابی و تحلیل است. قبر بی‌نشان فاطمه (س) سند جاودانه و خدشه ناپذیری است که از یک سو حقانیت و مظلومیت فاطمه (س)، علی (ع) و فرزندان آنان و از سوی دیگر ستمگری و عدم مشروعیت جریان مقابل آنان را برای همیشه تاریخ با صدای خاموش و در عین حال بسیار رسا فریاد می‌کند. با این تفاوت که چنین سندی هرگز در گذر ایام از حافظه تاریخ پاک نمی‌شود و کارایی خود را از دست نمی‌دهد.حادثه دفن شبانه فاطمه (س) و جلوگیری از شرکت بسیاری از مردم و یاران پیامبر (ص) در آن، ممکن بود به گونه‌ای توجیه شده و دلایل دیگری برای آن تراشیده شود، چنانکه این توجیهات در لابلای برخی منابع و کتابها دیده می‌شود. همچنین می‌توانست به مرور زمان از متن کتابها حذف و به فراموشی سپرده شده و یا به اشکال گوناگون از ورود آن به حوزه معرفت جمعی و آگاهی عمومی مسلمانان جلوگیری شود. مطالعه و بررسی تاریخ اسلام به خوبی نشان می‌دهد که چنین اقداماتی صورت گرفته است، اما بی نشان بودن قبر فاطمه (س) را چه می‌توان کرد؟ مگر می‌شود به دروغ قبری برای وی ساخت؟ مگر می‌توان بی‌نشانی و گم‌گشتگی قبر او را از بین برد؟! این مساله همواره می‌تواند یک مسلمان آگاه را به چون و چرا واداشته و این پرسش را پدید آورد که پس از رحلت پیامبر اسلام (ص) چه حادثه‌ای رخ داد که دختر  رسول خدا (ص) به شدت از برخی اصحاب پیامبر (ص) و توده‌های همراه آنان رنجیده خاطر و رویگردان شد، به گونه‌ای که حاضر نشد آنان حتی در تشییع جنازه وی هم شرکت کنند؟ چرا امام علی (ع) همه آثار قبر وی را از بین برد؟ چرا در دوره‌های بعد قبر وی را برملا نکردند؟ و چراهای دیگری که پاسخ به آنها بسیاری از حقایق مکتوم تاریخ را برملا می‌سازد.

http://ts4.mm.bing.net/th?id=HN.608036068143923396&pid=1.7

حرف آخر:

چشمه ایمان حضرت زهرا(س) است لذا هر کسی تشنه ایمان است باید از حضرت زهرا(س) آن را دریافت کند.  پیامبر اکرم(ص) فضیلت‌های زیادی از حضرت فاطمه(س) فرموده‌اند که در یکی از این روایات آمده است" خداوند قلب و جوارح فاطمه(س) را مملو از ایمان کرده است" و این بدان معناست که آن حضرت دریای ایمان است. ظرفیت حضرت فاطمه(س) به وسعت تمام کائنات است لذا باید ایمان خود را از آن حضرت بگیرید و سرمایه آخرت خود را جمع کنید. حضرت زهرا(س) کوثر است و اگر جرعه‌ای از ایمان ایشان نصیب ما شود، ما نیز به مرتبه‌ خوبی می‌رسیم.

[ دوشنبه دهم آذر ۱۳۹۳ ] [ 0:20 ] [ قران پژوه ]

هیچ کس مانند فاطمه زهرا(س) عمق و ژرفای امامت را نشناخت و هیچ فردی چون او در راه تبیین امامت و شناسایی آن و دفاع از امام خویش تلاش نکرد.او از طرق مختلف برای دفاع از امامت امامان بر حق، سعی و کوشش کرد، گاه با بیان خطبه های غرّا و روشنگرانه عظمت و فضیلت مقام امامت و شخص امام علی(ع) را آشکار ساخت گاه با منطق و استدلال امامت دوازده امام را به اثبات رساند و فواید و مزایای بی شمار آن را برشمرد و گاه برای اثبات امامت امام علی(ع) به محاجّه و دفاع پرداخت و آنجا که لازم دید، برای دفاع از امام خویش، جان خود را به خطر انداخت تا آنجا که اوّلین شهید راه امامت و دفاع از آن لقب گرفت.

تبیین جایگاه رفیع امامت

از بهترین شیوه های دفاع این است که مردم را نسبت به جایگاه و عظمت یک امر مهم آشنا سازیم.فاطمه زهرا(س) از این شیوه بهترین بهره ها را برد و در قالبهای مختلف، عظمت و جایگاه رفیع و بلند امامت را بیان کرد.

1. نقش محوری امامت

یکم: همچون کعبه

حضرت فاطمه(س) فرمود: «مَثَلُ الاِمامِ مَثَلُ الکَعبَة اِذتُؤتی وَ لاتَأتی؛(1) مثل امام، مانند کعبه است که باید مردم (برای طواف) به سراغش بروند نه اینکه کعبه به سراغ مردم برود.»

دوم: محور عرفان و معرفت

آن حضرت فرمود: «و هو الامام...قطب الاقطاب؛(2) او امام است...و مرکز توجّه همه عارفان(و خداپرستان) می باشد.»

سوم: وارث پیامبران

در این باره فاطمه زهرا(س) فرمود: «نَحنُ وَسیلَتُهُ فی خَلقِه وَ نحن خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدسِهِ وَ نَحنُ حُجَّتُهُ فی غَیبِهِ وَ نحن وَرَثَة اَنبیائِه؛(3) ما (اهل بیت) وسیله ارتباط خدا با خلق او و برگزیدگان خدا و محل قدس او و حجّت آشکار او و وارثان انبیای او هستیم.»

در حدیث فوق، به چهار نقش محوری امامت اشاره شده است: واسطه بین خلق و خالق، جایگاه برگزیدگان الهی، حجّت و خلیفه خدا در روی زمین، و وارث انبیای الهی.

2. فلسفه و رهاورد امامت

یکم: نظم و اتحاد امّت

حضرت زهرا(س) در این باره فرمود: «فَجَعَلَ اللّهُ...طاعَتَنا نِظاماً لِلملةِ وَ اِمامَتَنا اَماناًلِلفُرقَة؛(4) خداوند اطاعت و پیروی ما (اهل بیت) را سبب برقراری نظم (اجتماعی) برای امّت (اسلامی) و امامت و رهبری ما را (عامل وحدت) در امان ماندن از تفرقه قرار داده است.»

و در جای دیگر فرمود: «اَمَا وَ اللّهِ لَو تَرَکُوا الحَقَّ عَلَی اَهلِهِ وَ اتَّبَعُوا عِترَةَ نَبیّهِ لَمَا اختَلَفَ فِی اللّهِ اثنَان؛(5) به خدا سوگند! اگر حق(امامت) را به اهلش واگذار می کردند و از عترت و رسول خدا(ص) اطاعت می کردند، دو نفر هم درباره خدا(و حکم او) اختلاف نمی کردند.»

این حدیث بیان می کند که امامت امامان بر حق، نه تنها وحدت اجتماعی و سیاسی امت اسلامی را در پی دارد، بلکه وحدت اعتقادی جهان را نیز می توانست در پی داشته باشد که متأسفانه نگذاشتند بشریت از این سعادت برخوردار شود.

دوم:نعمت دائمی، نجات ابدی و عدالت اجتماعی

فاطمه زهرا(س) فرمود: «أبوا هذه الأمّة محمّدٌ و علیّ یقیمان أودهم و ینقذانهم من العذاب الدّائم ان أطاعوهما و یبیحانهم النّعیم الدّائم ان وافقوهما؛(6) محمد(ص) و علی(ع) دو پدر امت(اسلامی) می باشند که کجیهای آنان را راست (و انحرافات را اصلاح) می کنند. اگر مردم آن دو را اطاعت کنند، از عذاب دائمی نجاتشان می دهند و اگر موافق و همراه آن دو باشند، نعمتهای پایدار(الهی) را ارزانیشان دارند.»

آن حضرت در بخشی از خطبه ای که در جمع زنان مهاجر و انصار ایراد کرده، می فرماید: «به خدا سوگند! اگر پای در میان می نهادند و علی(ع) را بر زمام امور که پیغمبر(ص) برعهده او نهاده بود، می گذاردند و این حجت واضح را پذیرا می شدند، ایشان را به آسانی به راه راست می برد و حق هر یک را به او می سپرد، چنان که کسی زیانی نبیند و هر کس میوه آنچه کشته است، بچیند. این شتر را سالم به مقصد می رساند و حرکتش برای کسی رنج آور نبود و تشنگان عدالت را از چشمه سرشار و زلال حقیقت سیراب می کرد؛ چشمه ای که آب زلال آن فوّاره زنان از هر طرفی جاری است و هرگز رنگ کدورت نپذیرد.»(7)

اثبات امامت امامان و تعیین مصداق آن

حضرت فاطمه(س) در کنار تبیین جایگاه رفیع امامت، مصداق واقعی و حقیقی امامان را نیز بیان فرموده و با نام و نشان، امامت آنان را اثبات نموده است که در ادامه به مواردی اشاره می شود:

1. دوازده امام(ع) در صحیفه فاطمه(س)

مطالب صحیفه حضرت زهرا(س) جزء اسرار الهی بوده فقط در اختیار اهل بیت پیامبر(ص) قرار داشت. اما برخی اصحاب همچون جابربن عبداللّه انصاری با اجازه حضرت فاطمه(س) از برخی مطالب کلی و یا موردی آن تا حدودی اطلاع پیدا کرده بود.

جابر نقل می کند: «خدمت حضرت زهرا(س) رسیدم و صحیفه ای نورانی دیدم. پرسیدم: این چه کتابی است؟

فرمود: «هَذَا اللَّوحُ أَهدَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الَی رَسُولِهِ فِیه اِسمُ أبِی وَ اسمُ بَعلِی وَاسمُ ابنَیَّ وَ أَسمَاءُ الأَوصِیاءِ مِن وُلدِی فَأَعطَانِیهِ أَبِی لِیَسُرَّنِی بِذلِک؛این لوح و کتاب را خداوند به پیامبرش(ص) اهدا کرد که در آن نام پدرم و شوهرم و اسم دو پسرم و اسامی جانشینان پیامبر(ص) از فرزندان من می باشد. رسول خدا(ص) آن را به من عطا فرمود تا به وسیله آن خوشحالم کند.»

جابر گفت: دوازده نامی که در این کتاب است، چه کسانی می باشند؟

فرمود: «هذه أسماء الأوصیاء أوّلهم ابن عمّی و أحد عشر من ولدی آخرهم القائم؛اینها نامهای جانشینان پیامبرند. اول آنها پسر عمویم(علی) و یازده نفر دیگر از نسل من هستند که آخرین آنها قائم (آل محمد(ص)) است.»

جابر می گوید: درست دقت کردم دیدم نام محمد در سه جا و نام علی در چهار مورد ثبت شده است.»(8)

در روایت دیگر آمده که: «فیها أسماء الأئمّة من ولدی؛(9) در این صحیفه اسامی امامان از فرزندان من می باشد.»

در روایت سومی، حضرت زهرا(س) می فرماید: از رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود: «عَلِیٌّ خَیرُ مَن أُخَلِّفُهُ فِیکُم وَ هُو الاِمامُ وَ الخَلِیفَةُ بَعدِی وَ سِبطایَ وَ تِسعَةٌ مِن صُلب الحُسَینِ أَئِمَّةٌ أبرَار لَئِنِ اتَّبَعتُمُوهُم وَجَدتُمُوهُم هادِین مَهدِیِّینَ وَ لَئِن خَالَفتُمُوهُم لَیَکُونُ الاختِلافُ فِیکُم اِلَی یَوم القِیامَة؛(10) علی بهترین کسی است که او را جانشین خود در میان شما قرار می دهم. علی(ع) امام و خلیفه بعد از من است و دو فرزندم (حسن و حسین(علیهما السلام)) و نه نفر از فرزندان حسین(ع) پیشوایان و امامان پاک و نیک اند که اگر از آنها پیروی کنید، آنان را هدایتگر و هدایت شده می یابید و اگر آنان را مخالفت کنید، تا روز قیامت (بلای تفرقه و) اختلاف در میان شما حاکم خواهد شد.»

2. تبیین امامت برخی امامان

حضرت زهرا(س) علاوه بر اینکه به صورت کلی دفاع از امامت دوازده امام نموده و امامت آنها را تبیین کرده است، گاه به صورت موردی و بخاطر اقتضای زمان، امامت برخی از آنها را بیشتر و به صورت خاص مورد تأکید قرار داده است.

از جمله درباره علی(ع) که امام زمانش بوده و مسئله امامت او جنبه زیربنایی داشته، مطلب را بیشتر تأکید فرموده است که به نمونه هایی اشاره می شود:

1. آن حضرت فرمود: «انسیتم قول رسول اللّه یوم غدیر خمّ من کنت مولاه فعلیّ مولاه و قوله(ص) انت منّی بمنزلة هارون من موسی؛(11) آیا فراموش کردید سخنان رسول خدا(ص) را در روز غدیرخم (که فرمود): هر که من مولا و رهبر او می باشم، علی(ع) مولای اوست؟ و این سخنش (که فرمود):(یا علی!) موقعیت تو نسبت به من، همانند موقعیت هارون به موسی است.»

حضرت زهرا(س) در برابر یکی از نادانان مدینه که خفّاش صفت در برابر آفتاب وجود امام علی(ع)، زبان به سرزنش گشوده بود، فرمود: «و هو الامام الرّبّانی و الهیکل النّورانی قطب الاقطاب و سلالة الاطیاب النّاطق بالصّواب نقطة دائرة الامامة و أبو بنیه الحسن و الحسین الّذین هما ریحانتی رسول اللّه سیّدی شباب اهل الجنّة؛(12) او (علی) امام ربانی و الهی، و هیکلی نورانی، مرکز توجه همه عارفان (و خداپرستان) و فرزندی از خاندان پاکان، گوینده به حق و روا، مرکز و نقطه دایره امامت و پدر حسن و حسین، دو دسته گل پیامبر(ص) و دو سرور و بزرگ جوانان اهل بهشت است.»

دفاع جانانه از علی(ع)

حضرت زهرا(س) بیشترین دفاع را از امامت شخص امیر مؤمنان علی(ع) به عنوان امام زمان خویش و به عنوان خلیفه بلافصل پیامبراکرم(ص) و سنگ زیرین و بنیادین امامت داشته است که این دفاع ها را می توان در چند بخش بیان نمود:

یکم: تثبیت و تبیین امامت علی(ع)

در بخشهای پیشین به این نوع دفاع از امامت اشاره شد.

دوم: بیان فضایل و سابقه پر افتخار علی(ع)

نوع دیگر دفاع آن حضرت از شخص علی(ع) این بود که در موارد لازم سابقه طولانی و فضایل بی شمار او را گوشزد می کرد.

گفتنی است که بیان فضایل یک فرد آن گاه مؤثر می افتد که خود گوینده به آن معتقد باشد. بسیارند کسانی که فضایل علی(ع) را به زبان آوردند، ولی در عمل و رفتار خود به آن اقرار و پایبندی نداشته اند، ولی حضرت زهرا(س) با تمام وجودش معتقد و معترف به فضایل علی(ع) بوده است.

روزی پیامبراکرم(ص) در یک جلسه خانوادگی به ارزشهای علی(ع) اشاره فرمود و شدّت محبت و ارادت قلبی خود را نسبت به علی(ع) برای دخترش فاطمه(س) اظهار کرد.

فاطمه(ع) گفت: «و الّذی اصطفاک و اجتباک و هداک و هدی بک الامّة لازلت مقرّةً له ما عشت؛(13) سوگند به خدایی که تو را (به رسالت) برگزید و انتخاب کرد و تو را هدایت نمود و به وسیله تو امت را نیز هدایت کرد! همواره من به (ارزشها و فضایل) او معترف(و معتقد) بوده ام.

اما در بیان فضایل علی(ع) نیز حضرت زهرا(ع) از زبان پیامبراکرم(ص) نقل نموده که فرمود: «علیٌّ خیر من أخلّفه فیکم؛(14) علی(ع) بهترین کسی است که او را در میان شما جانشین قرار دادم.»

در بخشی از خطبه معروف خود در مسجد مدینه درباره سابقه درخشان علی(ع) فرمود: «کلّما أوقدوا ناراً للحرب أطفأها اللّه، أو نجم قرنٌ للشّیطان و فغرت فاغرةٌ من المشرکین قذف أخاه فی لهواتها فلا ینکفی حتّی یطأصماخها باصمخه و یخمد لهبها بسیفه مکدوداً فی ذات اللّه، و مجتهداً فی أمر اللّه، قریباً من رسول اللّه سیّد أولیاء اللّه مشمّراً ناصحاً، مجدّاً کادحاً لاتأخذه فی اللّه لومة لائمٍ و أنتم فی رفاهیةٍ من العیش؛(15) (پس از بعثت رسول خدا(ص)) هرگاه مشرکین آتش جنگ بر افروختند، خدا آن را خاموش کرد و هرگاه شیطان سربرداشت یا مشرکی از مشرکین ندا داد یا یورش آورد، رسول خدا(ص) برادرش(علی(ع)) را در کام سختیها و شعله ها می انداخت. و علی(ع) بر جای ننشست تا بر سر و مغز مخالفان کوبید و با شمشیر، مشکلات و تهاجمات را از سر راه(اسلام) برداشت. او (علی(ع)) رنجها را برای خدا تحمّل نمود و در تحقق امر الهی تلاش کرد. یار نزدیک رسول خدا(ص) و بزرگ و سرور دوستان خدا بود.

(همواره) دامن همّت به کمر زده، نصیحتگر، تلاشگر و کوشا بود. در راه خدا از سرزنش سرزنش کننده ای بیم به خود راه نداد، در حالی که شما (مردم) در رفاه و آسایش زندگی آرمیده بودید.»

سوم: تبیین غصب خلافت علی(ع)

در روزگاری که دیگران به شدّت بر اوضاع مسلّط بودند و اجازه مخالفت و نفس کشیدن به کسی نمی دادند، حضرت زهرا(س) با تمام قدرت به دفاع از حق غصب شده و پامال شده علی(ع) برخاست و صریحاً فریاد کشید که خلافت از علی(ع) غصب شده است.

1. از حضرت صادق(ع) نقل شده است که حضرت فاطمه(س) بعد از پیامبر(ص) این گونه از دست امّت بی تفاوت شکوه نمود: «اللّهُمَّ إلَیکَ نَشکُو فَقدَ نَبِیِّکَ...وَ مَنعَهُم إیَّانَا حَقَّنَا الَّذِی جَعَلتَهُ لَنَا فِی کِتابِکَ المُنزَلِ عَلَی نَبِیِّکَ المُرسَل؛(16) خدایا! به سوی تو شکایت می کنیم به خاطر اندوه از دست دادن پیامبرت... و اینکه ما را از حقّمان باز داشتند، همان حقّی که در کتاب نازل شده بر پیامبرت، برای ما قرار دادی.»

ناله های حضرت به گونه ای بود که در مدینه منتشر می شد و غاصبان به شدّت از آن به خشم می آمدند و مانع گریه های آن حضرت می شدند.

2. از حضرت زهرا(س) در حالی که در احد بر مزار حضرت حمزه(ع) عزاداری می کرد، پرسیدند: چرا مردم بر ضد شما و علی(ع) هجوم آوردند و حق مسلّم شما را غصب کردند؟

حضرت فاطمه(س) در پاسخ فرمود: «لکنّها أحقادٌ بدریّةٌ و تراتٌ احدیّةٌ کانت علیها قلوب النّفاق مکتمنةٌ لامکان الوشاة فلمّا استَهدف الأمر أرسلت علینا شآبیب الآثار؛(17) این همه کینه توزیها از (جنگ) بدر و انتقام جوییها از (جنگ) احد است که در دلهای منافقان پنهان بود. پس زمانی که به هدفشان از امر (حکومت) رسیدند، تمام کینه ها و حسادتها را بر ما فرو ریختند.»

3. ام سلمه می گوید: خدمت حضرت زهرا(س) رسیدم و پرسیدم: ای دختر رسول خدا! شب را چگونه صبح کردی؟ حالت چگونه است؟

فرمود: «أصبحت بین کمدٍ و کربٍ فقد النّبی و ظلم الوصیّ هتک و اللّه حجابه من أصبحت إمامته مقتضبة علی غیر ما شرع اللّه فی التّنزیل و سنّها النّبیّ فی التّأویل؛(18) صبح کردم در میان حزن شدید و اندوه عظیم، در حالی که پیامبر(ص) از دست رفته و وصیّ او مظلوم واقع شده است. سوگند به خدا! حشمت و عظمت آن کس دریده و نابود شد که بر خلاف حکم خدا در قرآن و سنّت و سفارش پیامبر(ص) در تأویل و تفسیر قرآن، حق امامت او را غصب کردند و به دیگران سپردند.»

4. آن گاه که تصمیم گرفتند به خانه ولایت هجوم برند، حضرت زهرا(س) کنار در ورودی منزل خطاب به مردم کوچه و بازار فرمود: «لا عهد لی بقومٍ حضروا اسوء محضراً منکم...لم تستأمِرونا و لم تردُّوا لنا حقّا کانّکم لم تعلموا ما قال یوم غدیر خمّ؛ من ملّتی را مثل شما نمی شناسم که این گونه بد برخورد باشند... از ما فرمان نخواستند و حق (مسلّم) ما را باز نگرداندید. گویا از آنچه رسول خدا(ص) در روز غدیر خم فرمود آگاهی ندارید؟».

و در ادامه فرمود: «و اللّه لقد عقدله (علی(ع)) یومئذٍ الولاء لیقطع منکم بذالک منها الرّجاء و لکنّکم قطعتم الاسباب بینکم و بین نبیّکم...؛(19) در آن روز ولایت(و رهبری) را برای او (علی(ع)) منعقد کرد (و از مردم بیعت گرفت) تا امید شما(فرصت طلبان) به خلافت قطع گردد ولکن شما رشته های پیوند(معنوی) میان خود و نبی خود را قطع کردید.»

در این سخنان، حضرت به صورت علنی و در جمع مردم و با حضور دیگران صراحتاً از زیر پا گذاشتن حق علی(ع) سخن به میان آورده است.

5. حضرت فاطمه(س) تا آخرین لحظه برای دفاع از علی(ع) پای فشرد و لذا در بخشی از وصیّت نامه آن حضرت می خوانیم:

«لاتصلّ علیّ أمّةٌ نقضت عهد اللّه و عهد أبی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله فی أمیر المؤمنین علیّ علیه السلام، و ظلمونی حقّی...أُذَکّرهم باللّه و برسوله ألّا تظلمونا و لا تغصبونا حقّنا الّذی جعله اللّه لنا، فیجیبونا لیلاً و یقعدون عن نصرتنا نهاراً؛(20) امّتی که عهد و پیمان خدا و پدرم رسول خدا(ص) را درباره (ولایت) امیرمؤمنان علی(ع) شکستند و

نسبت به حق من ظلم کردند، بر پیکر من نماز نگزارند... و آنهایی که نسبت به خدا و رسولش تذکّر و هشدار می دادم که در مورد ما (اهل بیت) ظلم روا مدارید! و حق مسلّمی را که خدا برای ما قرار داده است، غصب نکنید! در تاریکی شب جواب مساعد می دادند(که شما را یاری می کنیم) و در روز روشن دست از یاری ما بر می داشتند،(نیز) حق ندارند بر من نماز گزارند.»

راستی که این عمل بانو ماندگارترین سندی است بر علیه غاصبان و زیباترین حرکتی است در افشاگری و بروز چهره منافقان.

چهارم. گریه بر مظلومیّت علی(ع)

گفتنی است حضرت زهرا(س) پیش از رحلت پیامبراکرم(ص) از مصائب علی(ع) و مظلومیت او سخت نگران بود و زمانی که پیامبراکرم(ص) از انبوه مصائب و مشکلات علی(ع) پس از خود خبر داد فرمود: «إنّ زوجک یلاقی بعدی کذا و کذا؛ همسرت بعد از من چنین و چنان (مصائب و مشکلات) را ملاقات می کند.»

حضرت زهرا(س) با یک دنیا نگرانی عرض کرد: «یا رسول اللّه ألا تدعو اللّه أن یصرف ذلک عنه؛ ای رسول خدا! آیا از خداوند نمی خواهی که این مشکلات را از علی(ع) دور کند؟»

فرمود: «چرا، امّا چاره ای جز این نیست، زیرا انسانها آزادند و از نعمت اختیار و آزادی سوء استفاده می کنند.»(21)

و در هنگامی که مصائب علی(ع) شروع شد و خلافت او غصب گردید، یکی از شیوه های دفاعی حضرت فاطمه(س) گریه بر مظلومیت علی(ع) بود. آن حضرت بعد از رحلت پیامبر(ص) گریه می کرد و می فرمود: «...من لعلیّ أخیک و ناصرالدّین؛(22)کیست (یاور) برای علی(ع) آن یاری کننده دینت.»

در واپسین روزهای زندگی نیز به شدت گریه می کرد که علی(ع) از راز آن پرسید، و او پاسخ داد: «أبکی لما تلقی بعدی؛(23) به خاطر آنچه پس از من به تو خواهد رسید، گریه می کنم.»

پنجم. سرزنش مردم

فاطمه زهرا(س) در بخشی از سخنان خود در جمع زنان مهاجر و انصار فرمود: «فقبحاً لفلول الحدّ و قرع الصّفاة؛ چه زشت است کندی شمشیرها و سستی و بازیچه بودن مردانتان!.»

و ادامه داد: «ویحهم أنّی زعزعوها عن رواسی الرّسالة و قواعد النّبوّة و الدّلالة و مهبط الرّوح الأمین...؛ وای بر آنان! چرا خلافت را از مرکز رسالت و پایه های نبوت و راهنما و مهبط وحی جبرئیل(ع) بیرون بردند!»

«و ما الّذی نقموا من أبی الحسن نقموا منه و اللّه نکیر سیفه...؛(24) چه باعث شد که (با علی(ع) کینه توزی کردند و) از ابی الحسن انتقام گرفتند؟(آری) به خدا! انتقام گرفتند به خاطر سوزش تیغ او (و پایداری او).»

و در بخشی از خطبه معروف خود در مسجد خطاب به انصار فرمود: «یا معاشر الفتیة و أعضاد الملّة، و أنصار الاسلام، ما هذه

الغمیزة فی حقّی، و السّنة عن ظلامتی، اما کان رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله أبی یقول المرء یحفظ فی ولده...؛ ای گروه نقبا و جوانمردان(مؤمن)! ای بازوان ملّت و یاران اسلام! این غفلت و سستی چیست که در حق من روا می دارید و چرا در برابر دادخواهی من سهل انگارید؟ آیا پدرم رسول خدا(ص) همیشه نمی فرمود: «حرمت مرد(بزرگ) در فرزندانش حفظ شود. با چه سرعتی دچار اعمال ناپسند شدید! و چقدر زود آب از دهان و دماغ بز لاغر فرو ریخت!(یعنی دچار غفلت شدید).»

«و لکم طاقةٌ بما أحاول، و قوّةٌ علی ما أطلب و أزاول؛(25) در حالی که شما (انصار) توان گرفتن(حق من را) دارید و نیروی کافی(برای حمایت) آنچه من مطالبه می کنم و از آن کنار زده شده ام، دارید.»

و در خطبه چهارم که در نکوهش پیمان شکنان و سستی و بی تفاوتی مردم ایراد نمود، می فرماید: «معاشر النّاس المسرعة الی قیل الباطل، المضیة علی الفعل القبیح الخاسر أفلا یتدبّرون القرآن أم علی قلوبٍ أقفالها؛(26) ای مردمی که به سوی سخن باطل شتابانید و اعمال زشت زیانکارانه (غاصبان) را نادیده می گیرید! آیا در قرآن تدبّر نمی کنند یا بر دلهایشان قفل زده شده است؟»

در ادامه فرمود: «نه، بلکه اعمال بد شماست که پرده بر دلهایتان کشیده و گوشها و چشمهای شما را گرفته است و چه بد تأویل(از دین کردید) و چه بد نظریه و رأی دادید و چه بد گناهی را مرتکب شدید! و حتماً سرانجامش را گران و سخت خواهید یافت در آن روزی که پرده از کار شما برداشته شود و کیفری که در انتظار شماست و عذابی که خدا آماده کرده و شما گمان آن را ندارید، نمایان خواهد شد «و در آن روز است که اهل باطل دچار خسران می گردد.»(27)»(28)

ششم. دفاع هنگام بردن امام برای بیعت

در آن زمان تلخ و غم آلود که علی(ع) را با زور و با وضع زننده به طرف مسجد می بردند، فاطمه(س) به میان جمعیّت آمد و بین امام و آنها قرار گرفت و فرمود: «و اللّه لاادعکم تجرّون ابن عمّی ظلماً؛به خدا قسم! نمی گذارم پسر عمویم را ظالمانه (برای بیعت) ببرید.»

«ویلکم ما اسرع ماخنتم اللّه و رسوله فینا اهل البیت و قداوصاکم رسول اللّه(ص) باتّباعنا و مودّتنا و التّمسّک بنا فقال اللّه تعالی قل لااسئلکم علیه اجراً الّا المودّة فی القربی(29)؛(30) وای بر شما! چه زود به خدا و رسولش درباره ما اهل بیت خیانت کردید! و حال آنکه رسول خدا(ص) به پیروی و دوستی ما(اهل بیت) تمسّک به ما (در امور زندگی) سفارش نمود. پس خداوند بلند مرتبه فرمود: بگو پاداشی بر رسالت از شما نمی خواهم، جز دوستی بستگانم را.»

هفتم. دفاع در مسجد

آن گاه که علی(ع) را مظلومانه به مسجد بردند، تا به اجبار از او بیعت بگیرند فریاد زهرا(س) با تن مجروح بلند شد: «خلّوا عن ابن عمّی فو الّذی بعث محمّداً بالحق لئن لم تخلّوا عنه لأنشرنّ شعری و لأضعنّ قمیص رسول اللّه(ص) علی رأسی و لأصرخنّ الی اللّه تبارک و تعالی؛ رها کنید پسر عموم را! قسم به آن خدایی که محمد(ص) را به حق برانگیخت! اگر از علی(ع) دست برندارید، گیسوان خود را پریشان کرده و پیراهن رسول خدا(ص) را بر سر افکنده، به نزد خدای تبارک و تعالی فریاد بر می آورم.»

سپس اضافه فرمود: «یقین بدانید که ناقه صالح در نزد خدا از من گرامی تر و بچّه آن ناقه نیز از فرزندان من قدر و قیمتش زیادتر نبود.»(31)

آن گاه حضرت فاطمه(س) همراه حسنین(علیهم السلام) برای نفرین به سوی قبر رسول خدا(ص) حرکت کرد. علی(ع) به سلمان فرمود: «سلمان! فاطمه را دریاب! گویی دو طرف مدینه را می نگرم که به لرزه افتاده. سوگند به خدا! اگر فاطمه(س)...نفرین و ناله سر دهد، دیگر مهلتی برای مردم مدینه باقی نمی ماند و زمین همه آنها را درکام مرگبار خود فرو می برد.»

سلمان خود را رساند و از فاطمه(س) خواست که نفرین نکند.حضرت فرمود: «یا سلمان یریدون قتل علیّ ما علیّ صبرٌ؛ای سلمان! آنها قصد جان علی(ع) را دارند و من(در قتل علی(ع)) نمی توانم صبر کنم.»سلمان عرض کرد: امام علی(ع) مرا فرستاده که به شما بگویم: به خانه برگردید و نفرین نکنید.وقتی حضرت متوجه پیام امام خویش شد، فرمود: «اذا أرجع وأصبر و أسمع له و أطیع؛(32) حال(که امامم دستور داده) بر می گردم و صبر می کنم و سخن او را می پذیرم و از او اطاعت می کنم.»

این گونه دفاع، زیباترین دفاع است، چرا که با اطاعت صددر صد و محض امامش همراه است. آن گاه که علی(ع) سالم از دست مهاجمان آزاد شد. زهرا(س) تا نگاهش به امام و شوهرش افتاد، گفت: «روحی لروحک الفداء و نفسی لنفسک الوقاء یا اباالحسن ان کنت فی خیرٍ کنت معک و ان کنت فی شرّ کنت معک؛جانم فدای جان تو و روح و جان من سپر بلای جان تو! ای اباالحسن همواره با تو خواهم بود اگر تو در خیر و نیکی باشی با تو هستم و اگر در سختی (و بلا) باشی (باز هم) با تو خواهم بود.»

راستی که باید گفت: جانانه ترین و زیباترین دفاع را فاطمه(س) از امامت و امام خویش کرد تا آنجا که جان خویش را سخاوتمندانه فدا نمود و تا آخرین لحظه دست از دفاع از امام خود بر نداشت.

پی نوشت ها:ـــــــــــــــــــــــ

33. بحارالانوار، ج 36، ص 353.

34. ریاحین الشریعة، ذبیح الله محلاتی، تهران دارالکتب الاسلامیة، ج 1، ص 93؛ فرهنگ سخنان فاطمه(س) محمد دشتی، انتشارات مشهور، ص27.

35. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، بیروت، دارالکتب العلمیّه، ج 6، ص 211؛ فرهنگ سخنان فاطمه زهرا(س)، ص 21.

36. بخشی از خطبه فاطمه زهرا(س) در مسجد مدینه، .رک: الاحتجاج، احمد طبرسی، قم، اسوه، اوّل، 1413 ق، ج 1، ص 258؛ فرهنگ سخنان فاطمه زهرا(س) ص 21.

37. بحارالانوار، ج 36، ص 353، ح 224.

38. همان، ج 23، ص 259، ح 8؛ تفسیر امام حسن عسکری(ع)، ص 330.

39. الاحتجاج، طبرسی، ج 1، ص 288 ـ 289 ؛ فرهنگ سخنان فاطمه زهرا(س)، ص 92.

40. بحارالانوار، ج 36، ص 194؛فرهنگ سخنان فاطمه زهرا(س)، ص 159.

41. همان.

42. بحارالانوار، ج 36، ص 353، ح 224.

43. الغدیر، علامه امینی، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ج 1، ص 197.

44. ریاحین الشریعة، ج 1، ص 93؛ فرهنگ سخنان فاطمه زهرا(س)، ص 27.

45. مناقب ابن شهرآشوب، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ج 3، ص 330.

46. بحارالانوار، ج 36، ص 353، ح 224.

47. الاحتجاج، ج 1، ص 262؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 16، ص 206؛ قصة مدینه، ص 215.

48. بحارالانوار، ج 53، ص 19، و ج 43، ص 156 و 214.

49. همان، ج 43، ص 156 ـ 157، ح 5، مناقب ابن شهرآشوب، ج 2، ص 205.

50. همان.

51. بحارالانوار، ج 28، ص 205.

52. همان، ج 43، ص 204؛ علل الشرائع، صدوق، بیروت دارالبلاغة، ج 1، ص 185 ـ 189؛ فرهنگ سخنان فاطمه زهرا(س) ص 213.

53. بحارالانوار، ج 24، ص 230، ح 35، فرهنگ سخنان فاطمه زهرا(س)، ص 32.

54. بحارالانوار، ج 22، ص 484، ح 31.

55. الامالی، صدوق، ص 153، ح 8، به نقل از فرهنگ سخنان فاطمه زهرا(س)، ص 31.

56. الاحتجاج، ج 1، ص 288، ح 50.

57. بحارالانوار، ج 43، ص 158؛ الاحتجاج، ج 1، ص 269؛ شرح خطبه حضرت زهرا(س) عزّالدین حسینی زنجانی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ج 2، ص 321.

58. سوره محمد(ص)، آیه 24.

59. سوره غافر، آیه 78: «و خسر هنالک المبطلون».

60. شرح خطبه فاطمه زهرا(س)،ج 2، ص 321؛ فرهنگ سخنان فاطمه زهرا(س)،ص 97؛ الاحتجاج، ج 1، ص 278.

61. سوره شوری، آیه 23.

62. الاختصاص، ص 181؛ فرهنگ سخنان فاطمه زهرا(س)، ص 109.

63. بحارالانوار، ج 43، ص 47؛ مناقب ابن شهرآشوب، ج 3، ص 118.

64. کوکب الدرّی، علامه حائری مازندرانی، ج 1، ص 196، به نقل از: فرهنگ سخنان فاطمه زهرا(س)، ص 110.

[ دوشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۳ ] [ 17:12 ] [ قران پژوه ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Salehon :.

درباره وبلاگ

کربلا یعنی که یار رهبری/
از حسین عصر خود فرمانبری/
بیعت ما شیعیان عین ولاست/
زاده ی زهرا علی روح خداست/
عده ای از شیعیان غافل شدند/
از اطاعت از ولی کاهل شدند/
راه حق در منظری دور از ولایت دیده اند/
کاغذ سر نیزه را گویی که قرآن دیده اند/
خلق را در اشتباه انداختند/
یوسف ما را به چاه انداختند/
کیستند اینان؟خوارج زمان/
گیج و مبهوت از ولی در این زمان/
شهـری به آتش می کشم، گر تو لبت را تـر کنی

من چون گلی در دست تو، تا که مرا پرپر کنی

بر رشتـه های معجـر زهـرا قسـم ، سیّـد علی

خنجـر بـه حنجـر می زنم، گر تو هوای سر کنـی

من عاشق جمال حسینم همین و بس

نابرده رنج، گنج به من داده فاطمه

با گریه بر حسین نفس تازه می کنم *

وقتی هوای شهر نفس گیر می شود

برچسب‌ها وب
حمایت می کنیم
امکانات وب