وقتی هوای شهر نفس گیر می شود با روضه حسین نفس تازه می کنم
ولیّ مؤمنین چه کسانی هستند؟!
دستور قرآنی برای بانوان
آسیب شناسی قرآن پژوهی
آسیب شناسی مطالعات قرآنی
موثرترین امربه معروف
عاملی برای عزت وسربلندی
شگفت انگیزترین نشانه الهی
شاه کلید اجابت دعا
سوره ای که دوبار نازل شد
برترین آیه قرآن
بعدمعنوی در کنار علمی
رابطه شیعه با قرآن
ویژه نامه ولادت امام رضا
مؤلفه‌های فرهنگی در زندگانی سه معصوم(ع)
  نگارش شده در تاریخ:چهارشنبه هجدهم آذر ۱۳۹۴ 12:10   |   موضوع:

در آستانه سالگرد وفات میهمان آشنای حرا، بنده امین و رسول کریم، سرچشمه مهر و رحمت و نیز سالگرد شهادت دو سلاله پاکش کریم اهل بیت امام حسن مجتبی(ع) و امام رئوف حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع)، با توجه به حساسیت‌های فرهنگی روز و توطئه‌های دشمن در عرصه قلب واقعیت‌ها و حقایق معارف الهی و تعریف در آموزه‌های قرآنی و اسلامی و ترویج بدعت‌های ضددینی با بکارگیری ابزارهای فرهنگی، به مؤلفه‌های فرهنگی در زندگانی این سه معصوم بزرگوار می‌پردازیم.

با مروری بر زندگانی سرشار از فضیلت و حکمت، شور و شعور و عزت و سربلندی ستاره‌های نورانی و درخشان آسمان نبوت و ولایت معصومین علیهم‌السلام، به این نکته مهم و اساسی پی‌ می‌بریم که سیره، روش و سلوک شخصی پیامبراکرم(ص) و امامان مبین(ع)، مبتنی بر روح اخلاقی و فرهنگی است و به تعبیر زیبای فرزند برومندشان مقام معظم رهبری، «ترکیب «عشق و ایمان» و «عقل و عاطفه» از ویژگی‌های منحصر به فرد مکتب اهل بیت علیهم‌السلام است.»1

تردیدی نیست که براساس آیات قرآن حکیم و احادیث و روایات نبوی و علوی، معصومین(ع) دارای سیره و روش مشترکی هستند و به طور یقین رفتار و کردار این بزرگواران برگرفته از آموزه‌های دین مبین اسلام و سنت رسول‌الله(ص) است. از همین‌رو وقتی لختی به زندگانی آنان می‌نگریم حرکت‌های مبارزاتی و ضدیت آنان با دشمنان خدا و سبک رفتار، کیفیت سلوک میان مردم و الگو و روش کرداری‌شان مبتنی بر نگرش عمیق فرهنگی است.

معجزه محمد، زندگی محمد، ظهور محمد، قیام محمد، قرآن محمد و دین جاویدان محمد و تحولات آشکاری که از وجود حضرت محمد در قبیله بنی‌سعد پدید آمده و بعدها جهان بشریت را دگرگون کرد حقایقی است که دارای ابعاد شگرف فرهنگی است؛ چراکه «بخش مهمی از سوره بقره و بعضی از سوره‌های دیگر قرآن مربوط به برخورد و مبارزه فرهنگی پیغمبر و یهود است.»2

در تاریخ آمده است وقتی به سن چهار سالگی رسید توانست با برادر رضاعی خود «ضمره» همراه گوسفندان به صحرا برود، وی از کار چوپانی لذت بسیاری می‌برد. پیامبران پیشین هم چنین بودند و هر کدام چندی به چوپانی و رعایت گوسفندان می‌گذرانیدند. مثل اینکه رعایت و نگهداری و هدایت حیوان ناطق را باید در کنار حیوان صامت تمرین کرد.وقتی اذعان می‌کنیم سیر و سلوک شخصی پیامبر امین(ص) سرشار از روح اخلاقی و فرهنگی است باید بپذیریم که نقطه آغازین این روش و منش از همان چهار سالگی در زندگی درخشان و پربار پیامبر خاتم(ص) نقش بسته است. وقتی رشد غیرعادی فکری و روحی، سخنان چندین بار بزرگتر و درشت‌تر از سن و سالش، سکوتش، سکوت‌های آسمانی و معنادارش در همان سنین کودکی نمایان شد؛ زمزمه‌های وقوع رخدادی بزرگ در گستره بشریت به گوش رسید؛ حادثه‌ای عظیم که برکت بی‌دریغ و اعجاب‌آورش را از آسمان‌ها راهی زمین کرد و اینگونه جرقه شکل‌گیری و ظهور فرهنگی ناب و قدسی زده شد:

«نخستین روزی که می‌خواست با برادرش «ضمره» به صحرا برود حلیمه دستش را گرفت و به خیمه‌اش برد و موهای مجعدش را شانه کرد و به چشمان جذابش سرمه کشید و بعد یک گردن‌بند که از چند مهره  منقوش تشکیل می‌یافت به گردنش انداخت. محمد نگاهی به این مهره‌ها انداخت و با لحن شیرینی پرسید: - این چیست؟- این حرز است، این طلسم است. - فایده‌اش چیست؟- فایده‌اش این است که به گردن هرکس باشد از شرّ جن و انس در امان است. خنده‌کنان با تکان دست گردن‌بند را پاره کرد و با همان شیرینی گفتارش گفت: من کسی را دارم که از تمام شرّها و بدی‌ها حفظم می‌کند. من حاجتی به این گردن‌بند ندارم.»3 و بدین‌سان با بعثت او به عنوان خاتم پیامبران، بزرگ‌ترین فرهنگ الهی برروی زمین شکل گرفت.

سه سال و چند ماه- آن‌چنان که در کتب تاریخ آمده است- در میان صخره‌هایی که اگر بر آن پا می‌گذاشتی، می‌پنداشتی که بر پاره‌ای از آتش ملتهب پا نهاده‌ای، رنج و مشقت بسیاری را تحمل کرد، تا مسلمانان سراسر تاریخ برخود ببالند و افتخار کنند و با بانگ رسا بگویند که ما پیرو پیامبر شجاع و دلیر و فداکاری هستیم که ایمان به خدا و نجات بشریت مظلوم را بیش از هر چیز دوست می‌داشت، که با همه رنج‌ها و شکنجه‌هایی که بر او می‌نمودند لحظه‌ای تسلیم کفر نشد و فرهنگ الهی «نه» گفتن را در برابر کافران، ستمکاران، منافقان و تحریم‌کنندگان به ودیعه گذاشت و از همان آغاز بعثت تا سرآغاز هجرت الهی و از غزوه احد تا پیامدهای جنگ احزاب و از حرکت به سوی مکه تا معرفی اهل بیت و سرانجام از غزوه تبوک تا رحلت جانسوزش از رسالت حقی که خدا برعهده‌اش نهاده بود، قدمی واپس نگذاشت و در طول رسالت خویش، استواری روش، ثبات اخلاق، مهربانی و تواضع خود را نشان داد و فرهنگ مبارزه مستمر با زشتکاری‌ها و کارشکنی‌های دشمنان و نقشه‌های خائنانه مسلمان نماهای منافق را به اهل بیت(ع) منتقل کرد.بی‌شک رفتار و کردار همه امامان معصوم(ع) برگرفته از آموزه‌های دین اسلام است و همه آنان در تمام اعمال خویش کسی جز رسول خدا(ص) را اسوه قرار نمی‌دهند.

آنچه مسلم است آموزه‌های اسلام و دستورات فردی و اجتماعی آن یکی بود و یکی است. امام صادق(ع) می‌فرماید: «حلال محمد حلال ابداً الی یوم القیامه و حرامه حرام ابداً الی یوم القیامه»4حلال در دین محمد تا روز قیامت حلال بوده و حرام این دین تا قیامت حرام خواهد بود.از همین رو از آنجایی که اهل بیت(ع) نگاهبانان و محافظان ارزش‌های دینی و فرهنگ و معارف الهی پس از رحلت پیامبر(ص) می‌باشند، تدابیر لازم و مطابق با مقتضیات زمان و مکان، منش و روش ویژه‌ای را در انجام وظیفه الهی خویش و نگهبانی از ارزش‌های دین و دفاع از معارف توحیدی و آموزه‌های فرهنگ نبوی برمی‌گزیدند. بنابراین مؤلفه‌های فرهنگی سیره معصومین(ع) با توجه به شرایط خاص و حاکم فرهنگی در زمان آنان قابل تبیین است. به عنوان مثال ارسال نامه‌هایی از سوی پیامبر(ص) به سران قدرت‌های جهانی بعد از بعثت در آن مقطع با محتوا و مضامین آنچه امام حسن(ع) در منبری با حضور معاویه عنوان کرد، تفاوتی ندارد و یا مبارزه فرهنگی امام‌رضا(ع) با انحرافات فکری و شرکت در مجالس مناظره با فرقه‌های گوناگون و تألیف کتاب‌‌های اعتقادی و فقهی جلوه‌ای از سنت رسول‌الله(ص) است.

مؤلفه فرهنگی مشترک دیگر: «امام‌رضا(ع) در سند ولایتعهدی نکاتی را متذکر می‌شود که اهداف باطنی مأمون را در امر ولایتعهدی افشا می‌کند، و به دیگران می‌فهماند که اگرچه به عنوان ولی‌عهد شناخته شده، ولی امر رهبری مسلمانان به او سپرده نشده است؛ چون در حکومت کنونی به سنت پیامبر(ص) عمل نشده و به ناحق خون‌های دیگران ریخته شده و اموال مردم غارت گشته و حدود الهی اجرا نمی‌گردد و زمانی او رهبری مردم و مسلمانان را می‌پذیرد که هیچ یک از این اتفاقات رخ ندهد.»5

ختم کلام آنکه، ظرفیت‌های فرهنگی فرهنگ اهل بیت‌(ع) دارای گستره‌ای است که اگر با هوشیاری و فراست، دقت و امانت‌داری و اهتمام و جدیت، بهره‌گیری و به مرحله اجرا درآید می‌تواند نه‌تنها جوانان کشورمان، بلکه همه ضمیرهای زنگار گرفته جهان را مثل پولاد آبدیده، محکم کند و یا در مرحله نخست جوانان ما را در برابر نفوذ شیطان و نفوذ دشمن و عوامل فساد و مقابل تهاجم فرهنگی آسیب‌ناپذیر کند که یکی از نمودهای آن را در حماسه اربعین حسینی امسال دیدیم. و نمونه آخر نامه مقام معظم رهبری به جوانان آمریکایی و اروپایی است که در دو مقطع- که دو حادثه تروریستی در غرب رخ داد- ارسال شد که نمودی روشنگرانه و هوشمندانه در استفاده از مؤلفه‌های فرهنگی ائمه معصومین(ع) و بهره‌گیری از ظرفیت‌های فرهنگی سیره آن بزرگواران است.

پی‌نوشت:
1- بیانات مقام معظم رهبری در جلسه درس خارج فقه/ دوشنبه 94/9/9.
2- بیانات مقام معظم رهبری در خطبه‌های نماز جمعه تهران 80/2/28.
3- زندگی‌نامه حضرت محمد(ص)/ فاطمه جعفری نیکو/ ناشر: انتشارات ساحل/ چاپ دوم 1390/ ص9.
4- الکافی/ 58/1.
5- سیره علمی و عملی امام‌رضا(ع)/ عباسعلی زارعی سبزواری/ ناشر: به نشر/ چاپ سوم/ 1390/ ص133.


      نويسنده: قران پژوه       |    لینک ثابت |   
درس‌هایی که باید از ام ابیها آموخت
  نگارش شده در تاریخ:چهارشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۴ 0:39   |   موضوع:

با فرارسیدن سال جدید و تقارن آن با ایام شهادت حضرت فاطمۀ زهرا(س)، لزوم بسط و گسترش آموزه های فاطمی، می تواند در نوع خود منجر به تقویت آموزه های معنوی در سطح جامعه گردد فصل دل انگیز بهار ظاهری زیبا دارد و باطنی زیباتر.  ظاهر بهار، تصاویر روح افزایی است که در سنجش زیباشناسی، بسیار کوچکتر از باطن زیبای بهار است. رسول خدا(ص) فرمودند وقتی بهار را دیدید بسیار یاد "نشور" کنید (اذا رایتم الربیع فاکثروا ذکر النشور)، "نشور" نه یعنی مرگ، یعنی برانگیخته شدن و بیدار گشتن پس از مرگ.

این باطن بهار است، بیدار شدن پس از خواب دراز و البته مرگ و خواب خلاصه در جسم نمی شود، بعثت دیگری نیز داریم  و آن بیدار شدن روح انسان است، و چه چیزی زیباتر از بهاری شدن روح انسان!؟  به راستی که بیدار گشتن ضمیر آدمی و رستاخیز جان، هزار بار زیباتر از سبزه زاران. شاید جلوه همین مفاهیم است که بهار امسال، نوروز و فاطمیه را در کنار هم برایمان سوغات آورده. چرا که بهار بیداری طبیعت خواب رفته است و فاطمیه بهار جانهای به خواب زده.

ظاهر زیبای بهار را در رویش دوباره طبیعت ببینیم و باطن زیباتر آن را در صدیقه کبری(س) جستجو کنیم. بهار با تمام زیبایی ظاهری اش، بدون رستاخیز فاطمی و پیام تحول آفرین فاطمیه هیچ تغییری در آدمی نخواهد داشت. بدون فاطمیه، بهار خلاصه در چند تابلوی زیبا میشود که پس از مدتی در چشم انسان رنگ میبازد. اصلا باید گفت بهار بی فاطمه(س) معنا ندارد. کالبدی خالی از روح که فقط چشم پُر کن است نه دل پُر کن.حالا که موسم پرداختن به ظاهر و باطن بهار به زیبایی تلاقی کرده است، زمینه بیش از پیش فراهم شده تا لااقل به آن اندازه که زیبایی ظاهری را ملاحظه میکنیم نگاهی دقیقتر به زیبایی باطنی، آثار و ابعاد آن داشته باشیم و برای این منظور نگاهی دوباره به کلمات نورانی دختر گرامی رسول خدا(ص) قدم اول است

در مکتب فاطمه(س)، مسئولیتهای اجتماعی و تبلیغی، هیچگاه تعارضی با وظایف همسری و مادری در خانه ندارند، چراکه هرکدام در جایگاه خاص خود معنا یافته و در مجموع تشکیل دهنده نظام و مکتبی هماهنگ اند و اساسا اگر بخواهیم از مکتب حیات بخش اسلام در موضوع بحث برانگیز زن دفاع کنیم، ثقل کلام همین حکیمانه بودن دستورات دین خاتم است. و مفهوم حکمت یعنی وظایف زن از منظر اسلام در قالب نظامی است که هیج تعارضی بین اجزائش دیده نمی شود، حضور اجتماعی و انجام وظایف دیگر هر دو اصیل اند و هیچکدام نافی دیگری نیستند.

در الگوی پیش روی ما، فاطمه(س) آنچنان در خدمت خانه و همسرداری است که گویا هیچ وظیفه دیگری ندارد و آن هنگام که برای دفاع از جایگاه امامت قدم بیرون از خانه می گذارد، چنان است که گویی سالها در صف اول مبارزه با منافقین بوده است. این خصوصیت کاشف از وجود تدبیر و حکمتی دقیق در مجموعه دستورات دینی است که بانوی بزرگ اسلام، عامل آنهاست.

آن مشکلی که وجود مبارک فاطمه (س) به پاس او به مبارزه برخاست، هم در خطبه مسجد، هم در خطبه منزل، در این دو خطبه گلایه کرد، اعتراض کرد، از ولایت دفاع کرد، این بود که جامعه به آن گرفتاری ناکثین و مارقین و قاسطین مبتلا نشود، الآن هم همان خطری که علی بن أبیطالب را تهدید می‌کرد، انقلاب ما را تهدید می‌کند. درباره فاطمه زهرا سلام الله علیها از دو محور باید سخن گفت: یک محور مربوط به تحقیقات علمی است که برای ما ثمره علمی و نتیجه اعتقادی دارد و پشتوانه مسائل اخلاقی، فقهی، حقوقی ما هم هست.

محور دوم آن بخشی است که مستقیماً به ما مربوط است، ما باید تأسی کنیم، آن را اسوه قرار بدهیم، الگو بدانیم، پیروی کنیم و مانند آن.آن بخشی که مربوط به مسائل اعتقادی است و ثمره علمی دارد بررسی مقام منیع آن بانو است که این همتای قرآن کریم است، همتای نبوت است، همتای رسالت است، همتای ولایت است. چیزی از ولی الله مطلق کم ندارد، این‌ها یک نورند و مانند آن. 

 
نورزتان فاطمی
 
 

زهرای مرضیه سلام الله علیها به ما آموخت، در دفاع از ولایت، باید تا پای جان ایستاد و هیچ بهانه‌ای از جمله زن بودن، تنها بودن و حتی داشتن فرزندی عزیز، همراه و در راه، نمی‌تواند این وظیفه را از دوش تو بردارد؛ به ما آموخت حتی در صورتی که آن امام و ولی، خودش مکلف به سکوت باشد، تو موظف به دفاع از او در برابر غاصبان حریم ولایتی. تو وظیفه داری برای برپایی ولایت امام مظلومت، تا پای جان مایه بگذاری. فاطمه زهرا (س) به ما عملاً گفت دفاع از جبهه حق، زن و مرد نمی‌شناسد، باید فریاد زد، باید مردانه ایستاد.

اُم رسول خدا به شیعیان پیام می‌دهد، اگرچه امام در مسیر وحدت و سکوت باشد، وظیفه تو روشن کردن و جداسازی جبهه حق از باطل است. فاطمه (س) با عملش به ما می‌آموزد، اگرچه رهبر و مرجعت، شمشیر روی جریان تمامیت خواه نمی‌کشد، تو باید از او و از راه حق او، دفاعی جانانه داشته باشی! تو گرچه می‌بینی امامت برای حفظ رشته‌ی امنیت جامعه از دسیسه‌های رنگارنگ سکوت کرده، حتی در دفاع از تو، تویی که خودت را فدای او می‌کنی، سکوت کرده، ولی این سکوت نه تو را مأیوس می‌کند و نه کوچکترین شکی در دفاع از جبهه حق، در تو بوجود نمی‌آورد.

فاطمه مرضیه (س) به ما آموخت گرچه امامش به دستور پیامبر خدا، مجبور به پذیرش و بیعت با استوانه‌های خودساخته صدر اسلام شد، تو می‌توانی با سخنرانی‌های بیدارگرانه‌ات، پایه‌های ستون حکومت باطل آن خودخواهان خودبرتربین را، که برای دست‌یابی به صندلی‌های قدرت از هیچ جنایت و تقلبی دست نمی‌کشند، بلرزانی! آن بانوی گرامی، به ما آموخت می‌توانی در اوج فشار جبهه باطل، تنهای تنها باشی ولی از تنهایی و بی‌کسی هراسی به خود راه ندهی. می‌توانی دختر رسول خاتم باشی، رسولی که امتی را از جهل و دخترکشی نجات داد ولی دختر شهید او به دست همان نجات‌یافتگان از جهلِ عربِ بدوی شوی!

او به ما آموخت، در گرد و غبار قدرت‌طلبی باطلان، می‌توان مادر چهار فرزند امام حق باشی و خود و یکی از فرزندانت را فدای راه استقرار حکومت آن امام کنی تا شناختی به وسعت تاریخ به آزادگان عالم هدیه دهی؛ تا الگو شوی برای همه شیعیان؛ تا الگو شوی برای سه فرزند دیگرت. حسن (ع)، حسین (ع) و زینب (س) که چه خوب از مادر، دفاع از حق را آموختند. زهرای مرضیه اولین شهید راه ولایت، خود، محسن، حسن و حسینش را نیز فدای راه استقرار ولایت کرد.

فاطمه (س) به ما می‌گوید از پس هر رهایی از جهل ممکن است، شیطان با قیافه‌ای دیگر وارد شده و گمراهت کند و تو باید پرچم آگاهی ملتت شوی. ام ابیها با عملش به ما گفت، می‌توان سال‌های عمرت به محاسبه کم باشد ولی اثر فریاد عدالت‌طلبی‌ات می‌تواند تو را الگوی جاودانه تاریخ کند. بانوی گرانقدر اسلام به پیروانش می‌آموزد، مردانگی در زورگویی در برابر ضعیفان نیست، در دفاع مردانه از مظلومان عالم است. او می‌آموزد، مردانگی به کرنش در مقابل کدخدایان زورگو نیست به ایستادگی با دست خالی، در مقابل شمشیر به دستان ظالم تاریخ است.فاطمه‌ی علی (ع) به ما آموخت عشق به رسول و امام، عشق به همه خوبیهاست و ایستادگی در راه امام و شهید شدن در دفاع از او، بالاترین پاداش را نزد خدای متعال دارد. اولین شهید راه امامت، بانوی بزرگی است که می‌دانست این تبار پاک ولایت، راهشان همواره با مظلومیت توأم است. شهادت او پرچم آغاز مظلومیت ولایت شد تا امروز که مهدی فاطمه (عج)، در پس صدها سال غفلت و غیبت امت، مظلومانه منتظر ظهور آنهاست، چشم به بیداری ما دو‌خته‌ است.

دفاع از ولایت، مهمترین رکن اعتقادی حضرت فاطمه(س) است و ایشان آنچنان ذوب در ولایت است که در جریان رحلت رسول اکرم(ص) مشاهده می‌کنیم، حضرت(س) تنها کسی است که حق امام علی(ع) را بر همگان روشن و دسیسه‌های توطئه‌گران را برای کسب منصب خلافت مسلمین رو می‌کند.

به عبارت دیگر حضرت فاطمه(س) اولین فردی است که با فتنه زمان خود مبارزه می‌کند، چرا که امامت و ولایت، مهمترین پایه اعتقادی و زیربنای زندگی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ما شیعیان محسوب می‌شود و جایگاهی بالاتر از نماز دارد، همانطور که می‌دانید، پس از رحلت نبی‌مکرم اسلام(ص) مسأله خلافت مسلمین مطرح شد و حال آنکه این موضوع مهم در آخرین حج پیامبر(ص) و در واقعه غدیر بر همگان روشن و مسجل شده بود که علی(ع) به عنوان جانشین رسول خدا(ص) منصوب و اداره امور مسلمین نیز به ایشان تفویض شده بود.
ضرت فاطمه(س) در صحبت‌ها و خطابه‌های خود بارها و بارها همگان را به این نکته توجه داد که حق ولایت و امامت سازش‌ناپذیر است و نباید نسبت به تنها یادگار رسول خدا(ص) با مسامحه برخورد کنیم، ضمن اینکه باید در این مسیر از مال و جان خویش بگذریم تا سلسله ولایت مستدام و پایدار بماند، فاطمه(س) همواره تأکید داشت که ولایت، ریشه و بن مایه اصلی اسلام است و نباید در این مسیر نورانی، سیاست تردید و جود داشته باشد، ایشان در خطابه‌های خود پیوسته مسأله غدیر را عنوان می‌کردند تا اذهان خفته بیدار شوند و ولایت مورد غفلت واقع نشود.

فرهنگ ظلم‌ستیزی و مدافع حریم ولایت بودن با شهادت حضرت زهرا(س) جان گرفت و ایشان با نثار جان خویش درخت ولایت را بارور کردند و این جریان تداوم یافت و ما در قیام عاشورا نیز این مسأله را به وضوح می‌بینیم که حضرت عباس(ع) در دفاع از ولایت و حفظ احترام امام و حجت خدا تا پای جان ایستادگی کرد و با لب تشنه به شهادت رسید، دفاع از ولایت با قیام فاطمی آغاز و تا قیام پرشور و حیات‌بخش امام زمان(عج) تداوم خواهد داشت. چرا که مزار حضرت زهرا(س) بر همگان مخفی است و این هم ابتکار عملی از سوی حضرت صدیقه طاهره(س) بوده است تا دشمنان بدانند مبارزه این بانوی مکرمه برای صیانت از ولایت امام معصوم همچنان ادامه دارد.

مهمترین درس سیره ولایی فاطمه(س) این است که تابع محض ولایت باشیم و همان طور که حضرت زهرا(س) از ولایت صیانت کرد تا رسالت نبوی تا قیامت پایدار ماند، ما نیز باید در دفاع از ولایت و پاسداشت ارزش‌های امامان معصوم، آن هم در عصر حاضر که دوران غیبت است و انتظار فرج، از هیچ تلاشی مضایقه نداشته باشیم، ضمن اینکه در عصر حاضر که زمین پر از انفاق، دورویی و انحرافات شده، تنها راه حفظ ایمان، برای ما بصیرت‌افزایی است تا حفظ ایمان برای ما بصیرت افزایی است تا در شرایط سخت زندگی راه درست را از غلط تشخیص دهیم و بصیرت توسعه پیدا نمی‌کند، مگر با تأسی به ولایت که البته در دوران غیبت تبعیت از ولی فقیه بر همه ما واجب است و ما باید پشتوانه خوبی برای ولایت فقیه باشیم، یادمان باشد بی‌توجهی به ولایت فقیه موجب نابودی ما می‌شود و آنچه رشته ارتباط ما را با حضرت حق محکم می‌کند توجه به ولایت است، بنابراین همه ما تکلیف داریم که تابع محض فرامین ولایت فقیه باشیم که با رهنمودهای ایشان از راه درست منحرف نخواهیم شد.

حرف آخر:

غرض، یک انبار خاک خورده عذرخواهی‌ست که می‌خواهیم بعد از سال‌ها بلاتکلیفی به خاک پای‌تان بریزیم. و برای یک پشیمان، چه سرمایه‌ای مانده جز افسوس که امیدواریم به مدد نفس شما ای مادر هستی، انگیزه‌ای شود برای برگشت. برگشت از هر مسیری که شما و نسل شما، خذر آن نیستید. برگشت به هر راهی که شما و شجره‌ی شما، هوادار آن است.

عذرخواهی نه بخاطر اینکه بعضی از دختران ما آن چیزی نیستند که شما می‌پسندی، حتی برخی از زن‌های ما. نه بخاطر اینکه حجاب‌شان چه هست و چه نیست. حیا و متانت‌شان کم است و زیاد، نه. این‌ها که موج‌های روی آب دریاست. دریایی که پیش از این، بیش از این‌ها متین بود. عذر ما بخاطر سنگ‌هایی‌ست که از سر بازیگوشی‌های بچگانه، به آرام دریا انداختیم و نمی‌دانستیم، این لهو و لعب دنیا، روزی آنچنان بر سر خود ما خراب می‌شود که جان این جهانی ما نه، که همه‌ی هستی و عقبای ما را خواهد برد.

ای شیعیان زهرا! ای آزادگان عالم! به دختر رسول خدا اقتدا کنید! در دفاع از مظلومیت مهدی فاطمه (ع) در مقابل همه غاصبان ولایت و حرامیان تکفیری، در سراسر جهان بپا خیزید، پرچم ولایت فقیه را برای رسیدن به دست امام مظلوم منجی، تا پای جان پاس بدارید و برای آمدن آن منجی مظلوم حقیقتاً همچون مادرش زهرا س، تلاش کنید. نشستن و در انتظار برقراری و استقرار ولایت بودن راه و مرام فاطمه (س) نیست. باید جان فدا کنید تا ولایت فرزند فاطمه، در جهان مستقر شود! جان‌هایتان را برای فدا کردن آماده کنید!

مادر هستی، ببخش ما را که نهایت حضورت برای‌مان، بقدر فاطمیه است و وسعت فاطمه کجا و گنجایش فاطمیه کجا؟ عذر ما را بپذیر که آنقدر دیر و کم به شما سر می‌زنیم که دیگر کار از کار گذشته و این، تبق تبق حیاست که از خیابان‌های شهر جمع می‌کنیم. ببخش ما را که بخاطر بهشت بازی‌های کوچک‌مان، هیچ وقت نفهمیدیم که چرا هر وقت رسول خدا، مشتاق بهشت می‌شد، شما را می‌بویید.


      نويسنده: قران پژوه       |    لینک ثابت |   
نوروز فاطمي فرصتي براي ترويج فضيلت‏هاي حضرت صديقه (س)
  نگارش شده در تاریخ:چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳ 0:19   |   موضوع:

http://www.resalat-news.com/Uploads/NewsPics/20150317184548312.gif

باز باران و بهاران با زمزمه شعر طراوت از راه رسيد و باز بشارت آبشار، مضمون غزل سبز ساقيان بهاري شد. اين روزها شکوفه ها آيات حيات را تلاوت مي کنند و نسيم سحر، سبزه هاي نورسته را به سجده مي خواند. اين روزها عطر گلزار فاطمي نيز ازشکوفه هاي فروردين به مشام مي رسد و جوشش نهضت ولايت مي انگيزد. اينک پياله گل ها شراب هوشياري به اهل راز تعارف مي کنند و گيسوان طلايي خورشيد بر شانه هاي ستبر زمين آويخته شده و گرماي مهر بر قنوت شاخه هاي شهود مي ريزد.سلام بهاريان سبزينه دل بر بهار که اعجاز هماره هستي است. بهار، آيتي از حشر است و عبرتي براي دلبستگان خزان. بهار، برگي از صحيفه بهشت است و شاخه اي از طوباي بهشتيان. بهار، نافله ارض است و قيام سرو و رکوع ياس و قنوت لاله و سجود نرگس و تشهد شمشاد و سلام سپيدار. بهار، احرام سبز عندليب است و رمي سرماي دي؛ حماسه احساس است و هجوم سپاه سپيده. پنجره دل به روي ملايمت صباي بهاران بگشاييم و همراز با هزاران به ضيافت رويش برويم

از كهن‌ترين جشن‌هاي ايراني، جشن عيد نوروز است كه ريشه در ازمنه كهن و باستاني ايران قبل از ظهور دين مبين اسلام دارد و يكي از آداب و سنن با ارزش ايرانيان محسوب مي‌شود. ايرانيان با ظهور دين اسلام در شبه جزيره عربستان و گسترش آن به ايران و گرويدن به اين دين و آشنا شدن با ارزش‌ها و آموزه‌هاي ديني، آيين حلول سال نو را در چهارچوبه دين برگزارمي كنند و با اجتناب از روشها و سنت‌هاي مغاير با ارزش‌ها و دستورات ديني ضمن حفظ اصل آيين عيد نوروز، آن را با فرهنگ و آموزه‌هاي دين اسلام تطبيق دارد و همه ساله در آغاز سال نو به برگزاري آيين‌هاي سال نو مي‌پردازند و با صحه نهادن بر اصل مراسم، آداب و سنن ارزشمند را بر اين مجموعه افزودند و آداب و رسوم نيكو در ايام نوروز در ميان مردم ايران رواج يافت.

عيد در لغت از ماده "عود" به معناي بازگشت گرفته شده است. از اين واژه مي‌توان دريافت كه چون اصالت در آفرينش، كمال و كمال‌خواهي و بازگشت و رجوع به آن است، مراد از عود، بازگشت به كمال است. پس هر گاه انسان و يا طبيعت به جايگاه و اصل خود بازگشت، آن روز، روزي است كه مي‌توان از آن به عيد تعبير كرد. به روزهايي كه مشكلاتي از قوم و جمعيتي برطرف مي‌شود و يا پيروزي‌ها و راحتي‌هايي مي‌رسد آن روز را عيد گرفته و شادي بازگشت خود را جشن مي‌گيرند. چنان كه گفته شد در اعياد اسلامي به مناسبت اينكه در پرتو اطاعت يك ماه رمضان و يا انجام فريضه بزرگ حج، صفا و پاكي فطري نخستين به روح و جان انسان بازمي‌گردد و آلودگي‌هايي كه بر خلاف فطرت است از ميان مي‌رود، عيد گفته شده است و از آنجا كه روز نزول مائده بر حواريون روز بازگشت به پيروزي و پاكي و ايمان به خدا بوده است حضرت مسيح آن را "عيد" ناميده است.

عيد به اين معنا در حقيقت بيانگر خودسازي انسان نيز مي‌باشد. زيرا كساني كه به نوعي با خودسازي توانسته‌اند به كمال خود بازگردند و با اصل خود ارتباط برقرار كنند به شادي و سرور مي‌پردازند. كسي شاد و مسرور مي‌شود كه مي‌تواند به اصل خود بازگردد و كمال لايق را دريابد. در اعياد مذهبي مسئله بازگشت به اصل از طريق خودسازي بارها و بارها مورد تاكيد قرار مي‌گيرد تا انسان به فراموشي دچار نشود.نوروز، روز اهل بيت(عج) است، روز شيعيان است. بسيار شگفت‌انگيز و تكان‌دهنده است كه امام صادق (ع) عيد نوروز را "روز اهل بيت" و "روز شيعيان اهل بيت" مي‌شمارند و تلاش ايرانيان در حفاظت از عيد نوروز را مي‌ستايند.جايگاه عالي عيد نوروزدر نزد ائمه (ع) روشنگر مناسبات و ارتباطات تنگاتنگ فرهنگ ايراني با فرهنگ اسلامي است.با توجه به چرخش نوروز در سال شمسي، در برابر با رويدادهاي ديني بر اساس سال قمري، وقوع اين حوادث بزرگ در نوروز امكان‌پذير است.

اینک بهار بستر سپید زمین خسته را در می نوردد و روپوش برف را از سر و روی آن کنار می زند. افسردگان خواب زده را صلا می دهد و دم مسیحایی خویش را بر جان مرده آنان می دمد. هنگام آن است که پنجره دل های افسرده خویش را به سمت بهار بگشاییم. هان! شمایان که به گاهِ بهاران خانه خویش از غبار یکساله زدودید و از هر چه آلودگی ستردید، آیا هیچ اندیشیدید که خانه دل نیز، نه از غبار، که از زنگار چندین ساله غفلت بزدایید؟ مسکن خویش را که هماره دست نظافت بر آن داریم هر سال می شوییم؛ چگونه قلب خویش را که عرش رحمان است، نمی روبیم و غبار از آن نمی زداییم و به دست فراموشی می سپریم؟

سيماي زيباي بهار، نماد رخسار دل انگيز خورشيد رسالت و ولايت است و هر قطره باران موسم فروردين، با شرمساري از رخسار نيلي دخت رسول خدا (ص)، خرامان به خاک مي بارد.مولاي ما فاطمه و آباء و ابناء او عليهم السلام که در آغاز سال نوين شمسي، اندوه عروج سرخش را به سراي دل خويش ميهمان نموديم، اسوه اعلاي خلوص و خدمت به عباد خدا بود؛ هم او که آثار ايثار از سراسر وجود روحاني و جسماني اش کريمانه گل افشاني مي کرد. خوشا آناني که امسال به سيده نساء عالمين و خاندان پاکش اقتدا نمودند و خدمت به مردم محروم را با جان و دل پذيرا شدند و با تمام توش و توان، گل هاي خرسندي را به اهل نياز عطا کردند و کلام و کردار خويش را با شميم خدمت خلوص آگين، آذين نمودند؛ و دريغا آناني که غرور قدرت و نخوت مسند، فراگير انديشه و احساسشان گرديد و از خدمت به نيازمندان ميهن دريغ ورزيدند و جدال و جدل براي بقاي بر سرير رياست را برگزيدند و معونه مردم وانهادند و مؤونه خويش افزودند و در پاسخگويي به خلق در دنيا و به خالق در آخرت واماندند

امسال نوروز با تمام شکوه هر ساله ‌اي که دارد با شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها تقارن پيدا کرده است. محبت به حجج الهي، شالوده اصلي تشيع محسوب مي ‌شود. دوست داشتن خاندان پيامبر (ص) و خوشحالي به سبب آن چيزي که آنها را خوشحال مي‌کند و ناراحتي به دليلي که آنها را  ناراحت مي‌کند، يکي ازبزرگ ترين شعاير ديني و مناسک اعتقادي شيعيان است. بزرگداشت محرم، فاطميه، سالروز شهادت ائمه (ع) و همچنين شادي در اعيادي چون غدير، سالروز ميلاد آن حضرات و نيمه‌ شعبان نيز از همين قرار است. بنا بر همين است که شيعيان اولويت‌هاي خود را در چنين ايامي به مناسبت ‌هاي مذهبي اختصاص مي دهند.در اين ميان فاطميه يکي از مهم ‌ترين مقاطع و يک نقطه‌ عطف است. شايد يکي از دلايلي که وهابيت و سلفي‌ها تلاش مي‌کنند موضوعيت فاطميه (س) را مخدوش جلوه دهند همين است. آنان به دنبال اضمحلال تشيع هستند و برآنند تا با از بين بردن نشانه‌هاي واقعي و هويت تشيع و از بين بردن خطوطي که مرز شيعه و غير آن را معلوم مي کند موجوديت شيعه را حذف، و به دنبال آن  بخش عظيمي از منابع انساني و اقتصادي را به جانب خود انتقال دهند. همچنين جغرافياي شيعي خصوصاً ايران را در سيطره خود قرار دهند.

بنابر آنچه گفته شد پافشاري بر موضوع فاطميه، موضوعي است که نبايد از آن غافل شد. لذا چه خوب است بياموزيم که با حفظ شئون و نگاهداري رسوم به طور همزمان، نه تنها در پاسداري از گذشته خود موفق باشيم، که با برخي رعايت‌ها موجبات پيشرفت و ارتقاي فرهنگي خود را فراهم کنيم. ارتقايي که از تبعات آن، احترام به گذشته و انتقال مفاهيم نيکو به آينده خواهد بود.لذا شايد امسال، که با تقارن فاطميه (س) و نوروز مواجه هستيم، ارائه برخي راهکارها در حفظ شئون فاطميه در ايام نوروز، مؤثر باشد. در قالب اين راهکارهاي پيشنهادي برآنيم تا با حفظ موضوع نوروز، ايام فاطميه (س) را به رسم قرون گذشته تکريم کرده، زنده نگاه داريم؛
- امسال بيش از هر سال ديگري مادران را تکريم کنيم.
- سبزه‌ها را با روبان سياه تزئين کنيم و يا ظروفي را به رنگ سياه انتخاب کنيم.
- در سفره‌هاي هفت سين و يا ميز پذيرايي، قاب کوچک و زيبايي که مزين به نام حضرت زهرا سلام الله عليهاست، قرار دهيم.
- در روز شهادت، از ديد و بازديد پرهيز کنيم.
- پوشيدن پيراهن سياه شکيل و يا حتي خاکستري همراه با ساير لباس هاي فاخر در شأن ميهماني (مثل کت و شلوار) .
- در ديد و بازديدها کلمه «تبريک» و «مبارک» را به عباراتي چون «سال خوبي داشته باشيد»، تغيير دهيم.
- در ديد و بازديدها از آجيل استفاده نکنيم. کما اينکه در هيچ خانه‌ عزاداري (در همين ديد و بازديدهاي نوروز)، به ميهمانان آجيل تعارف نمي شود. مي‌ توان ميزهاي ميزبان را با همان ميوه، مهياي پذيرايي از ميهمان نمود.
- از قهقهه زدن و خنده هاي بلند در اين ايام پرهيز کنيم.
- هنگامي که راديو تلويزيون اقدام به پخش موسيقي هاي تندمي ‌کند، صداي آن را به احترام اين ايام، کم و يا قطع کنيم.

عید نوروز عید طبیعت است. آغاز بهار موسم اعتدال طبیعت و لطافت هوا و تعدیل شب و روز و رهایی از قساوت زمستان و سردی و سیاهی شب های دیر پاست. عیدی همراه با سرود پرندگان و تکبیر جنگل و تسبیح باد و ریزش ابر و فریاد رعد و رویش صحراست. بیایید برخی از خرافات و نقاط منفی و تاریک را از چهره این عید بزداییم و بگذاریم همرنگ طبیعت با صفا باشد و بر جهات مثبت و خدا پسندانه اش بیفزاییم. عید نه جامه رنگارنگ پوشیدن است که این عید کودکان است؛ نه شربت و شیرنی و غذاهای متنوع خوردن، که این عید شکمبارگان است؛ نه به سیاحت و تفرّج بی محتوی پرداختن، که این عید ولگردان است؛ نه بی بند و باری، که این عید بُلهوسان است؛ نه قاه قاه خندیدن و همدیگر را به مسخره گرفتن و به بازی گذراندن، که این عید غافلان است. عید واقعی تطهیر نفس، تصفیه جان و تمرین استقامت است و چون قطره ای به دریای جمع پیوستن است. عید حقیقی از انزوا به درآمدن، گسسته ها را به هم بستن و پیوستن و در یک کلام، پیوند خود را با خدا استوار کردن و دین خود را تحکیم بخشیدن است.

http://www.resalat-news.com/Uploads/NewsPics/20150317184618795.gifدعاي تحويل سال
علامه مجلسي (ره) در كتاب زادالمعاد در خصوص سال نو اين دعا را روايت مي‌كند و سفارش شده به بسيار خواندن آن و آن دعاي معروف تحويل سال است: "يا مقلب القلوب و الابصار يا مدبر الليل و النهار يا محول الحول و الاحوال حول حالنا الي احسن الحال." همچنين علامه خواندن اين دعا را در نوروز نيز مناسب دانسته است:"اللهم هذه سنه جديده و انت ملك قديم اسألك خيرها و خيرما فيها و اعوذبك من شرها و شرما فيها و استلفيك موونتها و شغلها يا ذالجلال و الاكرام. ؛ بارالها! اين سال جديد است و تو خدايي ازلي و قديم هستي. خير اين سال و خير آنچه را در اين سال پيش مي‌آيد از تو خواستارم و از شر اين سال و شر آنچه در اين سال پيش خواهد آمد، به تو پناه مي‌برم..."تحول فرخنده ، موسم زايش و رويش طبيعت يكي از باشكوهترين و زيباترين جلوه هاي رحماني در جهان هستي استبهاري جان افزا كه نغمه يا مقلب القلوب را شكوفا مي سازد تا ابصار روشني يابند و تدبير مدبر الليل و النهار متجلي گردد و نسيم تحول و تغيير براي رسيدن به احسن الحال وزيدن بگيرد.و چه زيباست كه اين تغيير و تحول با عطر و نام كوثر خلقت صديقه طاهره حضرت فاطمه زهرا (س) همراه باشد.


      نويسنده: قران پژوه       |    لینک ثابت |   
فاطمیه فرصتی برای بازخوانی خویشتن
  نگارش شده در تاریخ:یکشنبه دهم اسفند ۱۳۹۳ 19:49   |   موضوع:

http://media.ismc.ir/Original/1392/12/24/IMG08524539.jpg

به ایام فاطمیه نزدیک می شویم. ایامی که با یاد و نام و خاطرة دخت مکرم نبی معظم اسلام«صلی الله علیه و آله و سلم» سرشار از معنویت و اندوه است.ایامی که متعلق به حضرت اوست. او که پارةتن رسول الله (ص)و منصورة آسمانی حضرت رحمانی است و زندگی کوتاه، اما سراسر نورانیت و خدامحوری‌اش اسوة  بزرگان عالم وجوداست، یاس معطر نبوی که در عنفوان جوانی و بهار زندگانی به بستر شهادت چشم مبارک و حق بین از جهان گذران فانی فروبست و به جوار رحمت جهان آفرین پیوست.حضرت فاطمه «علیها السلام» اسوة همة فرزندان آدم است و به خصوص برای طلاب حوزه‌های ما سرمشق و راهنما و مقصود و آیینة تمام نمای صفات الهی است و در قرب و منزلت به حضرت لایتناهی تا بدان جا رسیده است که خشم او، خشم خدا و رضایت او، رضایت الهی است.

بارها رسول مکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» در برابر شخصیت بی‌همتایش فرمودند: «پروردگار به رضای فاطمه سلام الله علیها راضی و به خشم فاطمه سلام الله علیها خشمگین می‌شود» عظمت مقام حضرتش تا بدان جاست که سرتا پای مبارکش جلوات الهی است و جز خدا در او راه ندارد. متأسفانه هنوز جهان به رفعت مقام و علو منزلت او آگاه نیست و هرچه را که دوستان و شیعیانش هم از بلندای عبودیت و کرامت او گفته‌اند به اندازه ی ادراک خویش ابراز کرده اند وگرنه حقیقت وجود مبارکش هنوز پنهان است و پنهان خواهد ماند.

آنچه شخصیت مبارکش را برای ما بیشتر نمایان می سازد همان مقدار احادیثی است که از زبان معصومین علیهم السلام در میراث فرهنگی شیعه به یادگار مانده است.حدیث گران‌قدری از حضرت باقرالعلوم (سلام الله علیه) نقل شده است که علو مقام دخت نبی مکرم«سلام الله علیها» را به خوبی آشکار می‌سازد. پنجمین پیشوای آسمانی می فرمایند: «ما حجت خدا بر خلایقیم و فاطمه «علیها السلام» بر ما حجت است»بیانی کوتاه که یک اقیانوس رمز و راز در آن نهفته است. شخصیتی که بر حجج الهی حجت است، چگونه با دانش و بینش محدود ما شناخته می‌شود؟

برای هر بانوی مسلمان و هر دختر شیعی، دختر بزرگوار رسول خدا بهترین اسوه و پیشوا و رهنما است. هرکس در همة شرایط زندگی، در شادکامی‌ها و تلخی‌ها و مشکلات جهان، در خانه، در اجتماع، در عبادت و همسرداری و پرورش فرزندان، در معاشرت با دوستان، در ارتباط با مشکلات امت اسلام و وظایف اجتماعی‌اش، در نیک‌خواهی، نیک‌اندیشی، خداجویی و خدامحوری و بندگی و.....می‌تواند دختر بزرگوار رسول الله را و شیوه زندگانی او را سرلوحه کارهای خود قرار دهد. عصمت کبرای الهی به کمالی که فراتر از آن متصور نیست، دست یافته است، فرشتگان با او گفتگو می کنند و ملک و ملکوت الهی در چشمان حق بین او آشکار است و فرمان مبارکش لازم الاجرا و دوستی و پذیرش ولایتش بر همه ی جهانیان واجب و لازم است.

او امیرة عالم وجود است. شخصیتی که فرشتگان مقرب به هنگام عبادت گهواره ی فرزندانش را حرکت می‌دهند تا او بتواند نمازهای طولانی اش را به پایان برد.وجود مطهری که اگر سرسلسله ی ولایت،مولا و مقتدایمان حضرت امیرالمومنین علی (علیه السلام) نبود برای او در اولین و آخرین کفوی وجود نداشت. ائمه معصومین «علیهم السلام» افتخار می‌کردند که فاطمی‌اند و از سوی او فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستند و از خطاب یابن رسول الله بیشتر از هر لقب و نام دیگری شادمان می شدند.چه می‌توان گفت درباره شخصیتی که از چهارده نور پاک آسمانی برگزیده ی خداست و از (عالّین)است،چکاد سرافراز دست نیافتنی عظمتی که همه ی عالم و آدم در برابر آن بتواضع و خشوع و ارادت  و تسلیم سر فرود آورده اند و جز آن چهارده نور پاک هیچ آفریده ای در درک مقام آنان طمع نمی کند چه برسد به دیگر توهمات. کلام حقی که در زیارت جامعه ی کبیره به آن اشاره شده است

همگان، باید به او بنگرند و در همه حال او را اسوة زندگی و شاخص اعمال و رفتارشان قرار دهند و در فراز و نشیب‌های حیات، حضرتش را سرمشق خویش بدانند تا بتوانند از دام چاله‌های شیطان و بیراهه‌های هولناک زندگی در امان بمانند و دنیا و آخرتشان را در سایة ولایت مبارک دامن گستر فاطمی نورباران رحمت و کرامت الهی بنمایند.کیست که او را بشناسد و دوستش نداشته باشد؟ کیست که مهربان‌ترین دامان عطوفت و شفقت هستی را وا بگذارد. بزرگواری که همة پیروانش بواسطة وجود مبارکش به بهشت می‌روند و آن مهربان در قیامت کبرای الهی اول شیعیانش را به بهشت می‌فرستد و سپس خود وارد می شود بنگریم او حتی در آن گیر و دار قیامت به یاد ماست و ما را فراموش نکرده است سایة محبت و ولایت و کرامتش را از شیعیان خود و فرزندانش و همة آدمیان دریغ نفرموده است. آیا آن قدر که آن مادر بزرگوار عالم وجود به یاد ماست، ما به یاد او هستیم؟

فاطمه نخستین شهید راه ولایت است که به انگیزه بازخواهی فدک، نه فدک را مد نظر داشت که ولایت را... فاطمه با آن ناله های دردناکش، حق امام و ولی امرش را می خواست بازستاند و اگر نتوانست - که نمی توانست - باید حق را برملا سازد و مظلومیت علی را آشکار نماید و پرده از سقیفه پردازان بردارد ولی فریاد دختر معصوم پیامبر در قلب های تیره کارساز نبود، اما تاریخ، آن سخنرانی جاودانه را ثبت و ضبط کرد تا آیندگان بدانند.. بسنجند.. بفهمند.. و تصمیم بگیرند.

زهرا همو که خشمش خشم خداست، فریادش بی پاسخ ماند؛ نه، اشتباه نکنم، پاسخش را با سوزاندن در و شکستن پهلو دادند، آن سنگدلان جاهلی تبار.  و اکنون که حجت را بر همگان تمام کرد و نقش دفاع از ولایت را به خوبی ایفا نمود، با دلی شکسته و بدنی علیل به خانه باز می گردد؛ او شکایت را به خدا می برد و به پدرش، رسول خدا و چنین با خدایش راز و نیاز می کند که:«پروردگارا؛ نیرو و قدرت از آن تو است و انتقام ظالمان را تو خواهی گرفت؛ پس به تو پناه می برم و از تو استمداد می جویم و به درگاهت روی می آورم که حق شویم را از این نااهلان بازستانی».

امروز صباي سوزدل ها حزين و خرامان به سوي مدينه وزيد و عطر ياسمن هاي اندوه در کوچه هاي ارادت پيچيد. امروز تمام راه هاي آسمان را به سوي مدينه گشوده اند و راهيان سبز سلوک به تنهايي مزار يار مي انديشند.آنک، در رثاي گوهر گمگشته علي، ريزش الماس اشک را شايد و تراوش ياقوت آه.آن‌گاه که شمشاد شيداي ولايت را شبانه به معراج مهر بردند، چشمه اشتياق خشکيد و ماه اميد، هجرت کرد.چه شباهنگام دلتنگي بود و چه سپيده سياهي! تمام خورشيدهاي شعف، يکباره با غروب آشنا شدند. سيماي سپيد زهره منظومه ولايت به سرخي گراييد.فاطمه، معيار فضايل بود و اسوه سرآمدان عصمت و ميزان محسنين. در فناکده خاک، افول کرد و در بقاسراي عرش، طلوع و تابندگي نمود.

هنوز آواي شيوايش در گوش دل ها باقي است که همگان را به پارسايي و پايداري در ولايت علوي مي خواند و خود،عامل نخست آن بود.آيين محمد (ص) از استقامت سرخ زهرا (س) آوازه يافت و امت از مرام زيبايش، مجد. فرداي شيعه از ديروز شعله ناک آلاله شهيد نبي، به روشنايي رسيد و سوز سينه آسماني اش، اقتدار و صبر حسين و سطوت و صلابت حسن را به ارمغان آورد.

فاطميه يك تاريخ است، ‌فاطميه يعني فرياد بر سر ظالمان، فاطميه يعني جهاد براي پيروزي حق بر باطل، و بالاخره فاطميه يعني روز حكومت جهاني و الهي حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف.آري! فاطميه عاشوراست، ‌فاطميه شب قدر است، فاطميه غدير و نيمه شعبان است و فاطميه يعني روز پيروزي نور بر ظلمت.مهم‌ترین پیام ایام فاطمیه(س) را رعایت عفاف و حجاب اسلامی است ودانشگاه‌ها، مدارس و اماکن آموزشی باید در این خصوص و ترویج حجاب فاطمی اقدامات گسترده‌ای را انجام دهند گرامي‌داشت فاطميه و مواضع فاطمه، سيره فاطمه، زهد فاطمه، عبادت فاطمه، علم و حكمت فاطمه بايد هميشه جزء برنامه‌ها باشد و در سخنراني‌ها، تأليفات و در هر فرصت مناسب بايد آن را بازگو كرد. امروز كلمات آن حضرت بايد سرمشق زندگي همه بانوان و بلكه مردان باشد. آن حضرت، مقام واقعي و كرامت حقيقي زن را به دنيا ابلاغ نمود و فرمود: بهترين زن آن است كه نه او مرد نامحرمي را ببيند و نه مرد نامحرمي او را ببيند. اين است كه حضرت زهرا عليها السلام را تا امروز و تا قيامت، در دل‌هاي مردم آگاه و خداپرست و حق‌جو زنده نگه داشته است.

http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1393/1/11/2139157_746.jpg

حرف آخر:

عید امسال در تقارنی معنادار با ایام فاطمیه همزمان شده است. تقارنی که می تواند ما را در فضایی ملهم از سال نو و بهار طبیعت، به بهار یاد و نام و منش و روش بانوی دو عالم حضرت صدیقه طاهره زهرای اطهر(س) رهنمون سازد و بهارانمان را به حقیقت معنای زیبایی و رستگاری قرین نماید. تحویل سال در چنین فضای معنوی ای که مملو ازعطر فاطمی است، می طلبد که در همه حال برای توفیق و سربلندی ایران اسلامی دست به دعا برداریم و از درگاه الهی به برکت و واسطه حضرات معصومین به ویژه حضرت صدیقه کبری(س) بخواهیم، حال ما را حقیقتاً به بهترین حال ها مبدل گرداند.

در این ایام چه خوب و پسندیده است در کنار خانه تکانی ظاهری، از خانه تکانی دل نیز غافل نشده و با یاد خدا و پاسداشت و تعظیم مقام اهل بیت(ع) به ویژه ساحت قدسی حضرت زهرا(س) بیش از پیش دل خود را جلا و صفا دهیم.بی شک تقارن نوروز با ایام فاطمیه، رسالتی سنگین و کلیدی را بر دوش عموم حوزویان قرار داده است و از آنان انتظار می رود ضمن ترویج سنت های حسنه دید و بازدید و صله رحم و رفع کدورت ها ، از تبیین شاخصه های سبک زندگی فاطمی و تاکید بر حفظ حرمت فاطمیه در این روزهای زیبای بهاری غافل نشوند.

بیایید ایام فاطمیه را زمانی برای بازخوانی زندگی خویش و اعمال و رفتارمان قرار دهیم، هرچند که این ایام با اندوه شهادت حضرتش دل ها را بی تاب ساخته است،شاید که بتوانیم قدمی فراتر به سوی جایگاهی که او برای ما می پسندد برداریم.تقارن ایام شهادت حضرتش با آغاز سال جدید همه ی مارا اعم از مدیران،اساتید وطلاب مکلف می‌سازد که حرمت سالروز شهادتش را پاس بداریم، تا با اهتمام ویژه به برگزاری مجالس سوگواری و گرامیداشت شهادت آن بانوی بزرگوار و تبیین سیره و منش آن اسوة کائنات، اندکی از دین خود را به سرور کائنات نبی اکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در مودت به ذوی القربی ادا نماییم و از عملی که ایام شهادت وجود مبارکش را بی رنگ و یا کم رنگ می‌سازد، بپرهیزیم. باشد که در بزرگداشت ایام فاطمیه کوشا باشیم، انشاء الله.


      نويسنده: قران پژوه       |    لینک ثابت |   
پنج پیام در شهادت مظلومانه حضرت فاطمه (س) + دانلود کتاب
  نگارش شده در تاریخ:شنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۳ 10:0   |   موضوع:
باید کتاب زرین زهرا (س) را که هر لحظه‌اش قرین حماسه حق‌طلبانه بوده، پیش روی نسل‌های حال و آینده باز کرد، تا هم از این شجره طیبه توشه انسان زیستن را برگیرند و هم ابو هریره‌های دروغین نتوانند تاریخ زندگی مظلومانه‌اش را تحریف کنند. هر چند نوشتن از زندگی این اسوه حسنه فوق‌العاده دشوار است و نه هیچ‌ قلمی قدرت تصویر آن همه رنج و مشقتی که بر او رفته است را دارد و نه صفحه کاغذ تحمل بارش سرشک مداوم قلم در سوگ فاطمه را. ولی محب او بودن علی رغم عجز و درماندگی در مقابل عظمت زهرا، اجازه نمی‌دهد حتی در سالگرد شهادت مظلومانه‌اش هر کس به اقتضای استعدادش آنهایی که دستی برای نوشتن و ذوقی برای سرودن و زبانی برای ستودن دارند، دست روی دست بگذارند، لذا به بهانه سالگرد شهادت مظلومانه این اولین مدافع اسلام امامت، مروری گذرا بر آخرین صفحه صحیفه‌ مظلومیتش را تقدیم می‌کنم به آنهایی که قرنهاست از در خانه زهرا به هیچ خانه‌ای روی بر نگردانیده‌اند و همچنان سر بر دیوار خانه گلین او نهاده در مظلومیتش به درد می‌نالند و به زندگی سراپا عزتش می‌بالند.
http://media.ismc.ir/Larg/1393/12/13/IMG14015749.jpg
 
خداوند در آیات قرآن فاطمه بنت محمد (ص) را به صفاتی ستوده که هیچ زنی در جهان چنان ستوده نشده است. آیات متعددی در شان و منزلت و مقام فاطمه (س) نازل شده است و مفسران، بخشی از سوره‌ها و آیات قرآنی را بر آن حضرت (س) تطبیق کرده‌اند که از جمله آنها می‌توان به سوره کوثر، سوره انسان، آیه تطهیر، آیه مباهله، آیه هجرت و مانند آنها اشاره کرد.]

پیامبر (ص) فاطمه (س) را با القاب بسیار بلندی چون محدثه، زهرا، سنیه، راضیه، مرضیه، ام ابیها و مانند آن می‌خوانند و چنان جایگاهش را بلند داشته که به عنوان هویت وجودی خویش معرفی می‌کند. خداوند حضرت امیرمومنان علی (ع) همسر فاطمه (س) را در آیه 61 سوره آل عمران که به عنوان آیه مباهله مشهور است، نفس و جان پیامبر (ص) شمرده است و پیامبر (ص) نیز امام حسین (ع) را به عنوان نفس خویش معرفی می‌کند تا این گونه بیان کند که نفس پیامبر (ص) همان اهل بیت ایشان هستند که خداوند آنان را از هر گونه پلیدی پاک مطلق کرده (احزاب، آیه 33) و به عنوان امام و خلیفه پیامبر (ص) و ولی الله انتخاب و انتصاب و معرفی نموده است. (نساء، آیه 59؛ مائده، آیات 3)اما در این میان پیامبر (ص) فاطمه را به عناوینی چون «بضعه منی» معرفی کرده و فرموده است: فاطمه بضعه منی فمن اغضبها اغضبنی؛ فاطمه همه هویت و هستی من است، پس کسی که او را به خشم آورد مرا به خشم آورده است. (صحیح بخاری؛ اثبات الهداه، ج 2، ص 363 و بحار الانوار، ج 76، ص 255)
 
فاطمه (س) میوه دل پیامبر (ص)
همچنین درباره ایشان فرموده است: فاطمه مهجتی، وابناها ثمرهًْ فوادی، وبعلها نور بصری، والائمهًْ من ولدها امنائی وحبلی الممدود فمن اعتصم بهم فقد نجی، و من تخلف عنهم فقد هوی؛ فاطمه خون قلب من، فرزندانش میوه‌های دلم، همسرش نور چشمانم و فرزندان فرزندانش امینان من و ریسمان کشیده شده‌ای هستند که هر کس به آنها تمسک کند، نجات یابد و هر کس از آنها تخلف کند، سقوط خواهد کرد. (القمی، سدید الدین شاذان بن جبرئیل، متوفای 660 هـ، الروضهًْ فی فضائل امیر المومنین، ص 156، تحقیق: علی الشکرچی، چاپ: الاولی، سال چاپ: 1423)ابن منظور در معنای مهجه نوشته است: المهجهًْ: دم القلب، و لا بقاء للنفس بعد ما تراق مهجتها؛ مهجهًْ: خون قلب است که اگر این خون ریخته شود زندگی انسان پایان می‌پذیرد.(جمال الدین محمد بن مکرم بن منظور، متوفای 711 هـ، لسان العرب، ج2، ص 370)

حضرت زهرا (س) به اعتبار چنین ارتباط مستحکم روحی و نفسی با پیامبر (ص) همانند پیامبر (ص) در مقام قرب النوافل و قرب الفرایض، در مقام فنای فی الله است. از همین رو فعل آن حضرت (س) همان فعل الهی دانسته می‌شود و خداوند افعال خویش را به ایشان نسبت می‌دهد؛ زیرا در مقام فنا، دوگانگی برداشته می‌شود و شخص فانی شده، یدالله و عین‌الله و سمع‌الله و بصر‌الله می‌شود؛ چنانکه خداوند در آیه 17 سوره انفال بصراحت تیر انداختن شخص فانی شده را به خود نسبت می‌دهد (ومارمیت اذرمیت) و در آیه 55 سوره زخرف تاسف فانی شده را تاسف خود می‌داند.(فلما آسفونا انتقمنا منهم)

از همین رو حضرت پیامبر (ص) بصراحت می‌فرماید: یا فاطمه ان الله یغضب لغضبک و یرضی لرضاک؛ ای فاطمه! خداوند به خشم تو خشم می‌کند و به خشنودی تو خشنود می‌شود. (بحار الانوار، ج 43،  ص 19 و الغدیر، ج 3، ص 180 و منابع دیگر معتبر روایی) چرا که حضرت فاطمه‌(س) پاره تن، جگر گوشه، تمام احساس و شعر و شعور و شاخه‌ای از انوار پیامبر مصطفی (ص) است (بحارالانوار، ج 43، ص 54) و هر که او را مسرور دارد پیامبر (ص) را شاد کرده و هر که او را بیازارد پیامبر(ص) را آزرده است (بحارالانوار، ج 43، ص 32 و 54) و شکی نیست که خشم پیامبر (ص) در مقام فنای فی الله خشم خداوند و بریدن از حبل الله است که واسط خلق و خالق. (بحارالانوار، ج 76، ص 355)
 
پیامبر (ص) فاطمه (س) را محبوبه خود معرفی می‌کرد و با این لقب ایشان را می‌خواند. در روایت آمده است: جابر بن عبدالله انصاری می‌گوید: رسول خدا در مرضی بود که به آن از دنیا رفت و فاطمه بالای سرش نشسته و گریه می‌کرد تا اینکه صدای گریه اش بلند شد. آن حضرت چشم به او دوخته فرمود: ای حبیبه من فاطمه، چه چیز تو را گریان کرده است؟ عرض کرد: از ضایع شدن (حقم) پس از شما ترسناکم.فرمود: حبیبه من گریه مکن زیرا ما خاندانی هستیم که خداوند هفت خصلت به ما عطا کرده و به احدی پیش از ما نداده و به احدی بعد از ما ندهد، من خاتم پیغمبران و محبوب‌ترین خلق نزد خدای عز و جل و پدر تو می‌باشم و وصی من بهترین اوصیاء و محبوب‌ترین ایشان نزد خدا است و شوهر تو است و شهید ما بهترین شهداء و محبوب‌ترین آنان نزد خدا است و او عموی تو (حمزه) است و از ما است کسی که دو بال دارد و با آن دو، با فرشتگان در بهشت پرواز کند و او پسر عمویت (جعفر) است و از ما است دو سبط این امت و آن دو پسرانت حسن و حسین هستند؛ و بزودی خداوند از صلب حسین نه تن امامان امین و معصوم را بیرون آورد و از ما است مهدی این امت که چون دنیا دچار هرج و مرج شود و فتنه‌ها ظاهر گردد و راهها بریده شود و مردم همدیگر را غارت کنند نه بزرگ بر کوچک رحم کند و نه کوچک احترام بزرگ را نگه دارد، در آن هنگام خدای عز و جل مهدی ما نهمین فرزند حسین را برانگیزد، بناهای محکم و قلعه‌های گمراهی را فتح کند، به دین (خدا) در آخر الزمان قیام کند و زمین را پر از عدل کند چنانکه پر از ستم شده باشد تا پایان این حدیث. (الخزاز القمی الرازی، ابی القاسم علی بن محمد بن علی، متوفای 400 هـ ، کفایهًْ الاثر فی النص علی الائمهًْ الاثنی عشر، ص 65، تحقیق: السید عبد اللطیف الحسینی الکوه کمری الخوئی)
پنج پیام در شهادت مظلومانه حضرت فاطمه (س) + دانلود کتاب
 
این کتاب PDF شامل پندها و پیام های کوتاه درباره شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها بوده که توسط مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی به تألیف رسیده است. این کتاب الکترونیک شامل پنج پیام از مرحوم آیت الله محمد فاضل لنکرانی در خصوص شهادت مظلومانه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بوده که توسط مرکز فقه الائمه الاطهار علیهم السلام منتشر شده است.
 
 
رمز فایل : www.yjc.ir

      نويسنده: قران پژوه       |    لینک ثابت |   

لیست آخرین مطالب:
مؤلفه‌های فرهنگی در زندگانی سه معصوم(ع)
درس‌هایی که باید از ام ابیها آموخت
نوروز فاطمي فرصتي براي ترويج فضيلت‏هاي حضرت صديقه (س)
فاطمیه فرصتی برای بازخوانی خویشتن
پنج پیام در شهادت مظلومانه حضرت فاطمه (س) + دانلود کتاب
حضرت زهرا(س) تندیس پایداری و تجسم معرفت خداوندو ارزشهای انسانی
پیام فاطمه به تاریخ
دفاع فاطمه(س) از امامت و امام خویش
فاطمه اطهر(س) عطیه خداوند
نقش فاطمه زهرا «علیهاالسلام» در اتحاد و انسجام اسلامی
سبک زندگی فاطمی؛ علاج گرفتاری های خانوادگی
خدا زنده است یا مرده ؟
جایگاه انسان در نظام هستی از منظر قرآن
بررسی نقش «نیّت» در تأمین سعادت انسانی
انسان کامل از دیدگاه قرآن و اهل بیت
انسان‌شناسی؛ نزدیک‌ترین و دقیق‌ترین راه خداشناسی
ساختار انسان شناسي قرآني(2)
ساختار انسان شناسي قرآني
انسان آرماني در نگاه قرآن
علي عليه السلام و انسان شناسي قرآن
کرامت انسان در قرآن
انسان، مجمع البحرين هستي
فلسفه شنوايي و بينايي انسان
از انسان شناسی توحیدی تا انسان شناسی فلسفی معاصر
صورت پردازی مفهوم انسان و چگونگی تأثیر آن بر اندیشه سیاسی

کلیه حقوق این وبلاگ برای نویسنده محفوظ می باشد. باشد.