X
تبلیغات
شبكه مهر ودانش
شبكه مهر ودانش
وقتی هوای شهر نفس گیر می شود با روضه حسین نفس تازه می کنم 
قالب وبلاگ
آخرين مطالب

http://www.leader.ir/images/logo/135913.jpg

بر آینه ی جمال داور صلوات

بر آبروی آل پیمبر صلوات

بر فاطمه ای که شد به شأنش نازل

از سوی خدا سوره کوثر صلوات

بر کوکب آسمان عصمت صلوات

بر فاطمه گوهر نبوت صلوات

بر مادر یازده امام برحق

از صبح ازل تا به قیامت صلوات

خیرمقدم به قدوم مقدسی که قداستش، بر قدر و قیمت انسان افزود و به استناد حدیث لولاک، هستی و آدمی را از هلاکت رهانید، کسی که عشق را به جامعه هدیه و عاطفه را به انسان هبه کرد و به واسطه او، فیض و مدد و لطف خدا به بشر، به زیادت رسید و انسان، توانست خداگونگی اش را فارغ از جنسیت و نژاد و سن و اهلیت و زبان، به نظاره بنشیند!فاطمه ای که حبل الله بود و زمین را به آسمان و فرش را به عرش متصل کرد و نشان داد که آدم خاکی هم می تواند افلاکی شود و زمینیان به مقام کروبیان نایل شوند و این به آن معناست که انسان، قطره ای را می ماند که اگر به دریا اتصال یابد، دریاست و در ذات لایتناهی خداوند، بی نهایت می شود!

وجود نازنین یگانه بانوی عالم حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها، دارای مقام و منزلتی رفیع در نزد خداوند و رسول خداست. فرشتگان الهی نیز که کارگزاران خداوند هستند از این مقام ایشان آگاه اند. از این رو می توان عظمت وجودی حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها را از منظر ملائکه الهی بدست آورد.ملائکه خود دارای آن چنان جایگاه بلندی نزد پروردگار عالم هستند که به ندرت مجذوب وجود انسان ها می شوند. ملائکه ای که به نقل قرآن مجید در آن زمان خدا اراده کرد تا انسان را به عنوان خلیفه خویش در روی زمین برگزیند به خداوند اعتراض کردند که انسان شایستگی وجود ندارد اما همین ملائکه وقتی در برابر نور وجودی پنج تن و از جمله ایشان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها قرار گرفتند به حکمت خلقت انسان پی بردند و با تمام وجود در برابرش سر تعظیم فرود آوردند: «فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ».

افتخار جبرئیل بر خادمیِ آستان جانان

ابوذر گفت شنیدم كه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: كه اسرافیل بر جبرئیل افتخار و مباهات می كرد جبرئیل پرسید: چرا تو از من بهترى؟ گفت: من صاحب هشت فرشته‏اى هستم كه عرش خدا را حمل می كنند، من صاحب نفخه‏ى صورم، من نزدیكترین فرشتگان به خداى عزّ و جلّ هستم. سپس جبرئیل گفت: من از تو بهترم. اسرافیل پرسید: به چه دلیل؟ گفت: زیرا كه من امین خدایم در وحى، من رسول خدایم به سوى پیامبران، من صاحب خسوف و كسوف باشم، خداوند هیچ امتى را نابود نكرد مگر به دست تواناى من.

مرافعه را به خداى عزّ و جلّ عرض كردند. خطاب رسید: شما ساكت باشید، به عزت و جلالم، من كسى را آفریدم كه از هر دوى شما برتر است. عرض كردند: پروردگارا آیا آفریده ‏اى كسى را كه از ما بهتر باشد! و حال اینكه ما از نور خداى عزّ و جلّ آفریده‏ شده ‏ایم؟ خداى تبارك و تعالى فرمود: آرى. و اشاره كرد به سوى قدرت كه پرده بردار. پرده برداشته شد. ناگاه دیدند بر ساق عرش طرف راست نوشته شد: لا اله الا اللَّه، محمّد رسول اللَّه، على و فاطمه و الحسن و الحسین علیهم السّلام دوستان خدا.جبرئیل عرض كرد: پروردگارا همانا من خواهش مى‏كنم به حق اینها كه مرا خادم اینان قرار دهى. خداى تبارك و تعالى فرمود: انجام دادم، پس جبرئیل از اهل بیت است و او خادم ماست. [1]

نوری از جنس حقّ

جابر مى ‏گوید: محضر مبارك امام صادق علیه السّلام عرض كردم: براى چه فاطمه زهراء سلام اللَّه علیها به "زهراء" موسوم گردید؟

حضرت فرمودند: زیرا حقّ عزّ و جلّ او را از نور عظمت خودش آفرید، و هنگامى كه نور وجود فاطمه‏ سلام اللَّه علیها درخشید آسمانها و زمین به نورش روشن شده و دیدگان فرشتگان‏ از شدّت نورش بسته شد و تمام ملائكه حقّ تبارك و تعالى را سجده نموده و عرض كردند: اله و معبود ما، سرور و مولاى ما، این نور چه خصوصیّتى دارد كه این قدر تابان و روشن است؟

خداوند متعال به آنها وحى فرمود: این نور از نور من است كه در آسمان ساكنش كرده‏ام آن را از عظمت خویش آفریدم.[2]

کوثر در قنداقه بهشتیان

امام صادق علیه السّلام فرمود( در هنگام ولادت حضرت فاطمه سلام الله علیها)چهار زن گندم گون بلند بالا مانند زنان بنى هاشم بر خدیجه (سلام الله علیها) وارد شدند و از آنها در هراس شد، یكى از آنها گفت: اى خدیجه غم مخور كه ما فرستاده پروردگاریم نزد تو، و خواهران توئیم، من ساره‏ام و این آسیه دختر مزاحم كه رفیق تو است در بهشت و این مریم دختر عمران و این كلثوم خواهر موسى بن عمران است، خدا ما را فرستاده كه از تو پذیرائى كنیم مانند زنان، یكى سمت راستش نشست و یكى سمت چپش و سومى برابرش و چهارمى پشت سرش. فاطمه (سلام الله علیها) پاك و پاكیزه متولد شد و چون به زمین آمد نورى از او درخشید تا به همه خانه‏ هاى مكه پرتو افكند و جایى از شرق و غرب زمین نماند مگر آنكه در آن تابید و ده تن حور العین كه هر یك طشت و ابریق بهشتى داشتند وارد شدند و آب از كوثر آوردند و به زنى كه برابرش بود دادند و او را با آب كوثر شست و دو پارچه سفیدتر از شیر و خوشبوتر از مشك و عنبر برآورد و او را در یكى از آنها پیچید و با دیگرى سر و رویش را بست و زبان به دهانش گذاشت و فاطمه گفت: گواهم كه جز خدا معبود حقى نیست و پدرم رسول خدا و سید انبیاء است و شوهرم سید اوصیاء و فرزندانش سادات اسباط، سپس به آنها سلام كرد و نام آنها را گفت و آنها باور كردند و خندیدند و حوریان خرسند شدند و به هم بشارت دادند و اهل آسمان به هم بشارت دادند به ولادت فاطمه (سلام الله علیها)‏، در آسمان نورى تابید كه فرشتگان‏ پیش از آن ندیده بودند و آن زنها گفتند: اى خدیجه او را پاك و پاكیزه برگیر كه زكیه است و میمونه است و مبارك است خودش و نسلش. ( خدیجه ) شاد و خرم او را گرفت‏. [3]

تـو زهـره مـنـوری مـفـاد شــرح کــوثـری

تـویی کـه روشنی دهی به مهـر و ماه و مشتری

مـظـهـر عـصـمـت و حیا بضعه ختم الانبیا

تـوئی کـه از شرف فزون ز مریم و ز هاجری

هم صحبت فرشتگان

راوى گوید: شنیدم كه امام صادق علیه السّلام مى ‏فرمود: فاطمة سلام الله علیها از آن جهت "محدّثه" نامیده شد كه فرشتگان‏ بر او فرود مى‏آمدند و با او گفتگو مى ‏كردند همان گونه كه با مریم بنت عمران گفتگو مى ‏كردند، آنها به فاطمه سلام الله علیها مى‏گفتند: اى فاطمه! همانا خداوند تو را برگزیده، و از پلیدى ‏ها تطهیر نموده، و تو را بر زنان دو عالم برترى داده است، پس اى فاطمه! خدایت را سپاسگزار بوده وى را عبادت نما. آنها با یكدیگر گفتگو مى ‏كردند.[4]

تکبیر فرشتگان در شب وصال دو نور

امام صادق علیه السّلام فرمود: هنگامى كه فاطمه‏ سلام الله علیها را به خانه همسرش امام على علیه السّلام مى ‏بردند جبرئیل و میكائیل و اسرافیل فرود آمدند ... پس آن سه فرشته تكبیر گفتند و فرشتگان‏ دیگر نیز به پیروى آنها تكبیر گفتند؛ از این رو تا روز قیامت تكبیر گفتن در شب زفاف سنّت شد. [5]

سلام ملائک به بانوی برگزیده

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: فاطمه‏، بزرگ بانوى جهانیان از اوّلین و آخرین است. هنگامى كه در محرابش مى ‏ایستد هفتاد هزار فرشته مقرّب به او سلام مى ‏كنند و همان ندائى را كه فرشتگان‏ به مریم دادند به وى مى‏دهند و مى ‏گویند: اى فاطمه! خدا تو را برگزیده و پاكیزه ساخته و بر زنان جهانیان برترى داده است‏.[6]بنا بر جایگاه فرشتگان در نزد خداوند، این که شخصیتی برای فرشتگان الهی جلب توجه نماید نشان از بزرگی روح و مقام اوست. این است که اعتراف ملائکه در عظمت وجودی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در جهت شناخت بهتر این بانو نقش بسزایی دارد.

از آسمان قدوسیان آواز کردند

درهای رحمت را دوباره باز کردند

در موسم میلاد یاس باغ عصمت

در باغ جنت بلبلان آواز کردند

فاطمه(س) الگوی بی بدیلی است که اگر شناخته نشود، حق الله پرداخت نشده و به انسانیت ظلم شده است، چرا که انسان با سرمشقی همانند فاطمه(س) که محبوب پیامبر اعظم(ص) و امیرالمؤمنین علی(ع) است، می تواند خود را از منجلاب شیطانی به انقلاب الهی متصل کرده و رهایی اش را در سفینه النجات فاطمی، تضمین کند!فاطمه(س) درّ گرانی است که با شکار ابعاد سیره رفتاری و شخصیتی اش، می توان فقر فرهنگی جامعه بشری را به مرزی از دارایی و غنای معنوی رساند که در آن قطعاً سعادت دنیا و آخرت انسان دیده می شود و دغدغه همیشگی و آن جهانی آدمی برطرف می گردد!

میلاد فاطمه(س)، میلاد عطوفت ریحانی و لطافت گلشنی است که نظام هستی را از بوی عطر خوش این وجود استثنایی و مطهر، معطر کرده و با پلشتی زدایی و پلیدی افکنی، عیناً پاکی و پاکدامنی به انسان اعطاء می شود و زندگی، رنگ و بوی زهرایی به خود گرفته و در جای جای رفتار آدمی، خدا دیده می شود و این همان زندگی موعود الهی است که انسان بتواند از دنیا، تمتع جسته و مزرعه ای برای آخرت خویش بسازد؛حبّ فاطمه(س) و انس با آن حضرت، مقدمه سعادتمندی انسان است و انیس فاطمه(س)، انسان واقعی است که اگر نیک بنگریم، امام علی(ع) و فرزندان برومندش مفتخر به داشتن چنین مقامی هستند و حتی پیامبر گرامی اسلام(ص) با بوئیدن فاطمه(س)، مدعی بود که بوی بهشت را می شنود و این نشان از مقام الهی فاطمه(س) دارد که بعید است کس دیگری به این مقام رسیده باشد!

چرا که خداوند هم در حدیث لولاک، فاطمه(س) را دلیل خلقت پیامبر اعظم(ص)، امیرالمؤمنین(ع) و کل عالم هستی اعلام کرده و او تنها زنی است که جبرئیل بر او نازل شده و با او هم کلام می گردیدفاطمه(س) کسی است که امام راحل در باره او می فرماید: فاطمه(س) زنی است که اگر مرد بود، نبی بودفاطمه(س)، عالمه و فاضله ای است که به تعبیر آیه الله جوادی آملی، فقط یک خطبه اش در جمع صحابه پیامبر(ص) به تنهایی، با کل نهج البلاغه، برابری بلاغتی دارد و این نشانه آن است که فاطمه(س) هم به چشمه سار وحی و بلاغت الهی وصل است و اگر نهج البلاغه برادر قرآن است، قطعاً خطبه های فاطمی نیز خواهر قرآن خواهد بود!

امروز زنان ما با پیروی از دستورات انسان ساز ایشان خود را در صف مقدم بانوان جهان می بینند و به این کرامت و افتخار بزرگ به خود می بالند.سخن درباره یکی از حجت های بزرگ الهی است که بر حجت های دیگر خداوندی حجت بود، وجود مقدسی که اهل بیت (ع) برای حقانیت مذهب تشیع به آن احتجاج می نمودند، بانوی بزرگی که در درجه اعلای معنویت و حقیقت قرار دارد، شخصیتی که برای جهان بشریت الگو و اسوه بود از جهات مختلف؛ در عفاف، عصمت، کرامت، صداقت و دفاع از مقام اول مظلوم عالم و حمایت از امام زمان خود نمونه و اسوه بود؛ آن بانوی بزرگی که با خطبه غرّاء خود که در آن جو اختناق و وحشت ایراد کردند، فلسفه احکام نورانی اسلام را تشریح نمودند. فضایل آن حضرت بسیار زیاد است که نمی توان در این فرصت کم حتی ذره ای از آن را بازگو نمود. همین حدیث مشهور که پیامبر اکرم (ص) می فرماید: انّ الله تعالی یغضبُ لِغضبِ فاطمه و یَرضی لرضاها درعین اختصار، معنای والا و مهمی دارد که حقایق مهم ولایی تا حضرت مهدی موعود (عج) را می توان از آن استفاده نمود.

تطبیق زندگی امروزی با فرهنگ فاطمی

باید توجه داشت که حضرت زهرا (س) نمونه انسان کامل در ابعاد فردی و اجتماعی هستند، بنابراین فرهنگ فاطمی در عرصه های مختلف می‌تواند برای جامعه الگو باشد و سبک زندگی فردی و اجتماعی بر اساس آن تنظیم شود.ما در زندگی فردی و اجتماعی، نیازمند الگو هستیم که ایشان در این باره نیز الگوی دقیق و کاربردی هستند، یعنی وقتی بین نیازهای مادی و معنوی قرار می‌گیرند، خواستهای متعالی و انسانی را مقدم می‌دارند. در سوره مبارکه «دهر» یا «انسان» که درباره اهل بیت(ع) نازل شده می‌بینیم وقتی ایشان و خانواده شان سه روز متوالی روزه می‌گیرند، هر روز افطار خود را به یتیم و اسیر و مسکین می‌دهند و خواست نفسانی و جسمانی خود را کنار می‌نهند و آن را فدای رسیدگی و ایثار در حق دیگران می‌کنند. این، یعنی تقویت روحیه ایثار و از خودگذشتگی که الگویی برای بشریت است.حضرت زهرا(س) همچنین همواره در حق دیگران و همسایگان دعا می‌کنند و این یعنی خودسازی و تقدم خواستهای خدا بر خواهشهای نفسانی.

هرگز کسى نظیر تو پیدا نمى شود

همتا کسى به عصمت کبرا نمى شود

اى کوثرى که خیر کثیر از وجود توست

اسلام، جز به فیض تو، احیا نمى شود

جایگاه عفاف و حجاب در فرهنگ فاطمی

حجاب و عفاف در زندگی ایشان در اولویت قرار دارد، اما ایشان در کنار رعایت حریم عفاف و حجاب مسؤولیت اجتماعی هم دارند؛ تا جایی که در جنگها و غزوات پیامبر(ص) به مداوای مجروحان می‌پرداختند و پس از رحلت پیامبر(ص) بیشترین حضور اجتماعی را برای دفاع از ولایت دارند؛ به گونه‌ای که برای حقانیت واقعه تاریخی غدیر از مهاجر و انصار کمک می‌طلبند. یا وقتی امیرالمومنین(ع) را به مسجد می‌برند، ایشان نیز علی رغم بیماری به مسجد می‌روند و از همسرشان(ع) حمایت می‌کنند و در میان زنان مهاجر و انصار برای ولایت و تبیین آن به صحبت می‌پردازند؛ به عبارت دیگر حضور ایشان در اجتماع در عین رعایت حجاب و عفاف بی بدیل است.علاوه بر این، توجه حضرت فاطمه(س) در پاسخگویی به پرسشهای زنان و ارتقای سطح معرفتی جامعه همراه با سعه صدر نشان از اهتمام ایشان به مسایل اجتماعی است.

ما در این باره سهل انگاری کرده‌ایم و ضرورت داشت تا سیره حضرت صدیقه(س) و موضعگیری‌های ایشان و فعالیتها و صفات و ویژگی‌های آن حضرت(س) را تجزیه و تحلیل کنیم و راهبردها و راهکارهای عملی را متناسب با آن ارایه کنیم و این مجموعه را در قالب سبک زندگی مترقی هم به جامعه خود هم دیگر جوامع عرضه کنیم، زیرا ایشان باید الگویی برای همه ملتها باشند. همچنین باید این فرهنگ را متناسب با اقشار و سطوح مختلف تبیین و عرضه کنیم، در مقام تبلیغ هم سرمایه گذاری ویژه‌ای نکرده ایم، این در حالی است که حتی در عرصه بین المللی می‌توان عزت و کرامت انسانی را از فرهنگ فاطمی الگو گرفت. امید است در این سال که دغدغه اصلی فرهنگ است، تلاشی از جانب همه نهادها و ارگانها بویژه از سوی حوزه های علمیه صورت بگیرد.باید توجه داشت فرهنگ فاطمی، فرهنگ انقلاب ماست از این رو باید به تعبیر مقام معظم رهبری، مدیریت جهادی شود تا فرهنگ فاطمی محقق گردد و با این فرهنگسازی می‌توان در عرصه ملی بر تمام مشکلات غلبه کرد.

درست زمانی که مسلمانان برترین الگوی زن مسلمان را صدیقه اطهر معرفی می‌کنند، جهان غرب تحت عنوان مفاهیم حقوق بشری در دفاع از حقوق زنان خط و نشان می‌کشد و آنچه را که فاطمه زهرا(س) بر آن اصرار می‌ورزند،یعنی حجب و حیا و عفت زن، آن را ضد حقوق بشر معرفی می‌کند. در این ارتباط قوانین حقوق بشری غرب همان نظری را نسبت به زن دارد که عصر جاهلی داشت. امروز همچون دوران جاهلیت در پوشش دفاع از حقوق زن، با نگاه شیءگونه، زن ملعبه دست مردان هوس باز شده تا آنان با تبلیغ کالاهای تجاری منافع سرشاری را از این رهگذر کسب کنند.

قرآن کریم اعمال ناشایست قوم جاهلی را چنین حکایت می‌کند و می‌فرماید: «واذالمؤده سُئلت» یعنی روز قیامت روزی است که از دختران زنده به گور شده سؤال می‌شود، راستی انسان باید تا چه اندازه گرفتار انحطاط اخلاقی باشد که میوه دل خود را پس از رشد و نمو یا درهمان روزهای ولادت زیر خروارها خاک پنهان کند و از فریاد و ناله او متأثر نشود. هنگامی که قیس بن عاصم، خدمت رسول خدا(ص) شرفیاب شد، یکی ازانصار از دختران وی سؤال نمود، قیس در پاسخ گفت: من تمام دختران خود را زنده به خاک کرده‌ام و کوچکترین تأثر در دل خود احساس ننموده‌ام مگر یکبار و آن موقعی بود که در سفر بودم و ایام وضع حمل همسرم نزدیک بود، اتفاقاً سفرم به طول انجامید، پس از بازگشت از سفر، از حمل همسرم پرسیدم، وی در پاسخ به من از مرگ فرزند دخترم خبر داد، ولی در واقع از ترس من، دختر را به خواهران خود سپرده بود. سالها گذشت و ایام جوانی و طراوت دختر فرا رسید، و من کوچکترین اطلاعی نداشتم، تا اینکه روزی در خانه نشسته بودم، ناگهان دختری وارد خانه شد و سراغ مادرش را گرفت، دختری زیبا با گیسوان بهم بافته و گردن بند زیبایی در گردن؛ من از همسر خود پرسیدم که این دختر زیبا کیست؟ وی در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود، گفت: این دختر توست، همان دختریست که هنگام مسافرت تو به دنیا آمده، از ترس تو پنهان کرده بودم، سکوت من در برابر همسرم، نشانه رضایت بود، او تصور کرد که من دست خود را آلوده به خون وی نخواهم کرد. لذا روزی همسرم با خیال راحت از خانه خارج گردید، من به موجب پیمان و عهدی که داشتم، دست دخترم را گرفته به یک نقطه دور دست بردم، درصدد حفر گودال برآمدم، هنگام حفر دختر از من می‌پرسید که منظور از کندن زمین چیست؟ وی را گرفته و کشان کشان در میان گودان افکندم و خاکها را به سر و صورت او ریخته و به ناله‌های دلخراش وی گوش ندادم!

او همچنان ناله می‌کرد و می‌گفت: پدرجان مرا زیر خاک پنهان می‌سازی؟! و در این گوشه تنها گذارده به سوی مادرم برمی‌گردی؟! ولی من خاکها را می‌ریختم تا آنجا که او زیر خروارها خاک پنهان گردید و خاک او را فرا گرفت. آری یگانه موردی که دلم سوخت همین مورد است هنگامی که سخنان قیس پایان یافت، چشمهای رسول خدا(ص) پر از اشک شده بود، این جمله را فرمود: ان هذه لتسوه «و من لا یرحم لا یرحم» یعنی این عمل یک سنگدلی است و ملتی که رحم و عواطف نداشته باشند، مشمول رحمت الهی نمی‌گردند.

موقعیت اجتماعی زن نزد اعراب

زن در میان آنان مانند کالا خرید و فروش می‌شد و از هرگونه حقوق اجتماعی و فردی و حتی ارث محروم بود. روشنفکران عرب زن را در عداد حیوانات قرار داده و به همین جهت در شمار لوازم و اثاث زندگی می‌شمردند.غالباً از بیم قحطی و احیاناً از ترس آلودگی، دختران خود را روز اول تولد سرمی‌بریدند و یا از بالای کوه بلند به دره عمیقی پرتاب می‌کردند و گاهی در میان آب غرق می‌نمودند. قرآن کتاب آسمانی ما که در نظر خاورشناسان غیرمسلمان لااقل بعنوان یک کتاب تاریخی و علمی دست نخورده شناخته می‌شود، در این باره سرگذشت عجیبی را نقل می‌کند و می گوید: هنگامی که خبر تولد دختر به یکی از آنها داده می‌شد، رنگ وی سیاه می‌گردید و در ظاهر خشم خود را فرو می‌خورد و بر اثر این خبر بد از قوم خود متواری می‌گردید و نمی‌دانست آیا مولود مزبور را با خواری نگه دارد! یا در خاک پنهان سازد، راستی چه حکم و قضاوت زشتی دارند.

و این در حالی بود که خداوند در همان عصر فاطمه(س) را به رسول خدا(ص) داد و آنقدر رسول خدا(ص) برای فاطمه ارزش قایل است که هنگامی که فاطمه بر او وارد می‌شود، در مقابل او می‌ایستاد، گاهی دستان دخترش را می‌بوسد و از او به نام پاره تن خویش یاد می‌کند.درست است که امروزه جهان غرب زن را ظاهراً زنده به گور نمی‌کند، ولی در هجمه‌های فرهنگی خود زن را همانند اعراب جاهلی به عنوان یک کالای لوکس جلوه می‌دهد که بوالهوسان و هوسرانان از این کالا رایگان استفاده کنند.امروزه خواسته یا ناخواسته متأسفانه در جامعه اسلامی خودمان در کوچه و خیابان گرفته تا محل کار، تابع این فرهنگ منحط غرب هستیم. زن که باید همانند یک گوهر در صدف باشد، در همه جا جلوه‌گری می‌کند و برای جلب نظر بیگانه حجب و حیایی که خداوند در فطرت او به ودیعت گذاشته را می‌فروشد. هدف اصلی تشریع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که بوسیله تزکیه نفس و تقوی بدست می‌آید.

از مجموع آیات و احادیث به خوبی استفاده می‌شود که هدف و فلسفه وجوبی حجاب اسلامی ایجاد تزکیه نفس طهارت وعفت و پاکدامنی در بین افراد جامعه و ایجاد صلاح و پیش گیری از فساد است.یکی از آثار و فواید مهم حجاب در بعد فردی ایجاد آرامش روانی بین افراد جامعه است که یکی از عوامل ایجاد آن عدم تهییج و تحریک جنسی است.یکی از فواید مهم حجاب در بعد خانوادگی، اختصاص یافتن التذاذهای جنسی به محیط خانواده و در قالب ازدواج مشروع است.اختصاص مذکور باعث پیوند و اتصال قوی تر زن و شوهر و در نتیجه استحکام بیشتر کانون خانواده و برعکس فقدان حجاب باعث انهدام نهاد خانوادهاست.

البته فواید حجاب بیشتر از آن است که بتوان در این گفتار به همه آن اشاره نمود و خود مجالی بیشتر می‌طلبد و این نوشتار را پایان می‌دهیم به حدیث شریفی از رسول خدا(ص). آن حضرت از اصحاب سؤال نمودند که در کدام لحظه زن به خدا نزدیکتر است؟ هیچکدام پاسخ قانع کننده‌ای ندادند تا اینکه این سؤال به گوش حضرت زهرا(س) رسید. آن حضرت فرمود: « زمانی زن به پروردگارش نزدیکتر است که پیوسته ملتزم به حضور در خانه امن (جهت ایفای نقش همسری و مادری‌اش) باشد (پاسخ حضرت فاطمه(س) را به پیامبر(ص) رساندند آن حضرت فرمود: درست گفته است) به درستی که فاطمه علیه السلام پاره تن من است.»

همه ولایتمدارها و سربازان ولایت می دانند و به اعتبار همه روایت های معتبر تاریخی معترف اند که شیعه، ولایت خواهی اش را مرهون و مدیون حضرت فاطمه(س) ای است که اول شهیده و بزرگترین شهید ولایت است.اگر چه روز میلاد حصرت فاطمه(س) بنام روز زن و مادر نامگذاری شده و زهی سعادت به بانوان جامعه ما که برترین عضو نظام هستی را به عنوان الگوی خود پذیرفته اند که از همه جهات برای یکایک بانوان به عنوان زن، مادر، همسر و دختر الگوست، اما نمی توان انکار کرد که شخصیت فاطمه(س)، فراتر از از جنسیت و محصور شدن در قالب زن است و اگر بخواهیم حق فاطمه(س) را ادا کنیم، باید او را به عنوان یک انسان کامل، الگوی همه انسانها و انسانیت بدانیم و روز میلاد با سعادتش را روز انسان بنامیم تا مردها هم از الگوگیری از چنین شخصیت بارزی، محروم نگردند و با تأسی و الگوگیری از سیره فاطمی، بتوانند نبوی، علوی، حسنی و حسینی شوند!

در پایان شایسته است تا به واسطه همزمانی این میلاد گرانبهاء با میلاد حضرت امام خمینی(ره) که خود فرزند زهرا(س) و سلاله نبی گرامی اسلام(ص) می باشد، متذکر شویم که امام راحل راه زهرایی شدن را به جامعه امروز نشان داد و طی مبارزات پایان ناپذیر و آشتی ناپذیر با نظام سلطه، نظام ولایی جمهوری اسلامی را در ایران مستقر کرده و آرزوی حضرت زهرا(س) را محقق نمودند و ما باید نیز با الگوگیری از حضرت امام راحل، سیاست سازش ناپذیر خویش را با نظام سلطه جهانی استمرار بخشیده و زیر پرچم ولایت مطلقه فقیه، سرباز ولایت مانده و نگذاریم که دستاورد زهرایی و غدیری امام راحل و شهدای عزیز ما در سقیفه های زمان مصادره گردند!


زهرا که مراد هر حسینی باشد

فرموده نبی قره العینی باشد

او خیر کثیر است به نامش سوگند

یک چشمه کوثرش خمینی باشد

میلاد فرخنده و با سعادت اسوه تمام عیار مکارم و قله رفیع فضائل، سرور بانوان جهان، عطای خداوند سبحان،صدیقه کبری حضرت زهرای بتول و هدیه آسمانی خدا به رسول، بانوی ملکوت و جبروت، زهره زهرا، طاهره مطهره، کوثر رسول ،همتای امیر مومنان و الگوی بی بدیل تمام جهانیان حضرت صدیقه طاهره (علیها السلام) گرامی باد.

 

پی نوشت:

1. ارشاد القلوب، ترجمه رضایى، ج‏2، ص 369

2. علل الشرائع، ترجمه ذهنى تهرانى، ج‏1 ، ص : 587-588

3. امالى شیخ صدوق-ترجمه كمره‏اى، ص 595 (مجلس هشتاد و هفتم)

4. زندگانى حضرت زهرا علیها السلام(روحانى)، ص 372

5. آداب، سنن و روش رفتارى پیامبر گرامى اسلام، ص85   

6. الحكم الزاهرة با ترجمه انصارى، ص : 200

[ شنبه سی ام فروردین 1393 ] [ 12:43 ] [ قران پژوه ]
http://shahadat-talab.ir/wp-content/uploads/fatemie.jpg
هدایت بزرگترین نعمتی است که خداوند به بشریت اعطا کرده است. نعمت‌های خداوند از هر جهت بسیار است و خداوند تاکید بر این مهم می کند که  اگر بشریت تمام امکانات خویش را جمع‌آوری کند تا نعمت‌های خداوند را به شمارش درآورد نخواهد توانست نعمت های خداوند را بشمارد (1). در میان این نعمت های زیاد، نعمت هدایت بزرگترین نعمتی است که خداوند به بشریت عطا فرموده است. اگر نیک بنگریم تعبیر بالاترین نعمت شاید تعبیر درستی نباشد، بلکه باید گفت هدایت نعمتی است که خداوند همه نعمت ها را به خاطر آن به بشریت داده است. اگر هدایت نبود، بشریت سزاوار نعمت های خداوند نبود. خداوند در قیامت در مورد نعمت هدایت، از انسان بازخواست خواهد کرد.

مهم ترین دعای قرآن

از این رو مهمترین دعایی که در ادعیه قرآنی موجود است درخواست هدایت است. بر همه واجب است در نماز این هدایت را از خداوند طلب کنند آنگاه که می‌گویند: «اهدنا الصراط المستقیم» (2) راه مستقیم همان نعمت بزرگ خداوند است پروردگار راه هدایت را نعمت می داند و هدایت شدگان را نعمت داده شده‌گان می خواند: «صراط الذین انعمت علیهم»(3)؛ راه کسانی که به ایشان نعمت داده شده است.

منظور از هدایت در قرآن، هدایت اشخاصی ویژه است

لذا در کلام خداوند مفهوم نعمت با هدایت گره خورده است، اما در این آیه شریفه نکته ای زیبا وجود دارد؛ چراکه صرفا به درخواست هدایت اکتفا نشده است. «اهدنا الصراط المستقیم» در معنا کامل است: «ما را به راه مستقیم هدایت بفرما». در آیه بعدی به نحو جالبی خداوند هدایت را راه کسانی که به ایشان نعمت داده شده بیان کرده است.در این آیه نمی‌گوییم ما را به راه خداوند هدایت فرما، یا حتی در این آیه شریفه قرآن نیز ملاک و محور صراط مستقیم قرار نمی‌گیرد و نمی فرماید ما را به هدایت قرآن مهتدی بگردان حتی صراط مستقیم در این آیات شریف قرآن نیز معرفی نشده است. بلکه اشخاصی هستند که خداوند به ایشان نعمت داده است. این نعمت یافتگان، صراط مستقیم هستند. قرآن کریم پس از آیه شریفه «اهدنا الصراط المستقیم» می‌فرماید: «صراط الذین...» «راه کسانی که ... » صراط مستقیم را افراد و اشخاصی خارج از قرآن معرفی می‌کند.

همانطور که گذشت خدا و قرآن مصداق صراط مستقیم نیستند؛ افرادی خاص که باید مقتدی قرار گیرند که این افراد به وصف انعمت علیهم توصیف شده اند، لذا هدایت در اشخاصی که نعمت داده شده اند تبلور و ظهور پیدا کرده است. در این آیه شریفه واضح است که این افراد الگو قرار گرفته اند برای کسانی که می خواهند هدایت را درک کنند.

راه هدایت منحصر است به نعمت یافتگان

اگر به آیه شریفه دقت مضاعفی شود نعمت داده شده‌گان الهی؛ فقط الگو و سر مشق نیستند، بلکه ایشان خود راه و صراط مستقیم هستند. به این معنا که هدایت منحصر در تبعیت از ایشان است و صراط مستقیم منحصر است در راهی که ایشان می روند به بیانی ساده‌تر از این دو آیه فهمیده می شود که صراط مستقیم، یعنی اینکه این افراد الگوی منحصر هدایت هستند و خواستن هدایت از غیر طریق ایشان خود، گمراهی بزرگی است. از این رو شناختن کسانی که به ایشان نعمت داده شده است امری بسیار حائز اهمیت می باشد. اگر این گروه شناخته نشود هدایت واقع نشده است.

نشاختن نعمت داده شدگان برابر است با گمراهی

قرآن نیز آنگاه کتاب هدایت خواهد بود که به این اشخاص اشاره کند(4)؛ چرا که خود کتاب خدا برای ما، هدایت را در گرو شناختن این افراد بیان می کند. اگر این گروه شناخته نشود و هدایت ناقص خواهد بود و چنین دینی مورد رضایت خداوند نخواهد بود و کمالی نخواهد داشت. بود و نبود دین ناتمام و هدایت ناقص یکسان است . و دین مداری که این گروه را نمی شناسد اعتقاد صحیح و دین درست ندارد. از این جهت خداوند که نسبت به بندگان خویش خیر است(5) دین را ناقص نگذاشت و امر هدایت را به کمالش رساند.

اتمام و اکمال هدایت

خداوند دستور اتمام و اکمال دین را به حبیبش و رسولش خاتم النبیین ابلاغ کرد. و هشدار داد که اگر این ابلاغ صورت نگیرد «ما بلغت رسالته» (6) رسالت خداوند به انجام نرسیده است.قرآن با تمام عظمتش به تنهایی نمی‌تواند بار هدایت بشریت را به عهده بکشد از این رو ابلاغ این مهم است که ماموریت رسالت را به انتها می‌رساند، لذا پیامبر در غدیر با بیان «من کنت مولاه فهذا علی مولاه»، «الذین انعمت علیهم » را معرفی و رسالت را به آخر رساند و این ابلاغ همان اکمال و اتمام دین بود.

صراطی به سمت دوزخ

اما شناختن هدایت گران برای بودن در صراط مستقیم کافی نیست. همانگونه که قرآن این رهبران الهی را صراط مستقیم معرفی می‌کند صراط دیگری را نیز در مقابل معرفی می‌کند؛ صراطی که منجر به جهنم است و راهی که منجر به هلاکت و گمراهی است.در ادامه سوره فاتحه الکتاب می‌فرماید :«غیر المغضوب علیهم .... » از این رو راه و صراط کسانی که مورد خشم و غضب خداوند قرار گرفته اند باید نفی شود تا هدایت به صورت کامل انجام شود. قرآن این دو گروه را در بعد از آیه «اهدنا الصراط المستقیم »ذکر می‌کند، لذا شناختن این گروه دوم به اندازه گروه اول مهم است و برای هدایت امت ضروری می باشد. یعنی خداوند باید این گروهی که مورد غضب او است معرفی کند.

پیامبر در غدیر مغضوبین را معرفی نکرد

اما در غدیر خم رسول خدا (ص) گروه دوم را معرفی نکرد؛ یا اگر معرفی کردند به نحو مجمل و کلی‌گویی به مردم هشدار دادند. که گروهی دشمن و منافق وجود دارد و به خاطر کثرت منافقین پیامبر از خداوند می خواهد که برای ابلاغ این پیام او را به طور ویژه از شر منافقین محفوظ دارد. (7) اما هرگز این گروه را در غدیر خم به صورت شفاف به مردم معرفی نکردند در خطبه غدیر فقط به وجود این گروه دشمن و خطرناک که مورد غضب خداوند هستند اشاره می‌کند، اما نامی از این مخالفین برده نمی شود.

مغضوبین فاطمه (س) مغضوبین خداوند هستند

به راستی در صورتی که این افراد شناخته نشوند و مکاید و فریب های ایشان برملا نشود چگونه می توان مطمئن بود که در مسیر هدایت هستیم؟ رسول خدا به خاطر حکمت‌های الهی از معرفی آشکار این عده در غدیر خم خودداری کردند، اما امر هدایت نیز باید صورت گیرد؛ لذا برای شناساندن گروه دوم  ملاک و معیار ارائه دادند و فرمودند :«یافاطمه ان الله یرضی لرضاک و یغضب لغضبک»(8)؛ ای فاطمه کسی که تو از او راضی نباشی دین او مصداق «رضیت الاسلام دینا» نخواهد بود و ای فاطمه کسی که تو از او غضبناک باشی مصداق ....المغضوب علیهم ... کلام خدا است.

شهادت فاطمه زهرا طلوع سرخ غدیر

آری اگر چه پیامبر عظیم الشان اسلام به علت حکمت الهی این افراد را به شخصه و عینه در خطبه غدیر خم معرفی نکردند، اما فاطمه زهرا (س) ایشان را معرفی کردند. فاطمه زهرا (س) با تحمل صدمات بسیاری از دشمنان، غضب شدگان الهی را در این امت معرفی کردند.

ایشان با فدا کردن فرزند شش ماهه خویش،(9) با فریادهای مظلومانه «وا ابتاه» خویش در پشت در خانه ای که از بیوت انبیا بود با صدای بلند به همه تاریخ فهماند کسانی که هتک بیت نبوت را می کنند همان مغضوبینی هستند که هر روز حداقل ده بار باید هر مسلمان از خدا بخواهد که به صراط و راه آنان منحرف نشود. فاطمه (س) باآن شان بالایی که شیعیانش از معرفتش در مانده اند با تحمل ضرباتی سنگین بر جسم خویش مصادیق اتم مغضوبین را برای سالکان راه خداوند معرفی کرد.

وصیت زیبا و غم بار حضرت زهرا (س)

و چه زیبا و چه غریبانه وصیت کرد. چه زیبا منافقان را در وصیتش رسوا کرد و چه غریبانه وصیت کرد «یا علی حَنِّطْنِی وَ غَسِّلْنِی وَ کَفِّنِّی بِاللَّیْلِ» (10) او را در تاریکی شب غسل دادند و کفن کردند تا راه روشن غدیر از راه تاریک و ظلمانی سقیفه باز شناسانده شود

آری به حق، فاطمه زهرا (س) با شهادت خویش کاری پیامبرگونه کرد. اگر پیامبر خدا در غدیر خم «من کنت مولاه» را فرمود و «عاد من عاداه» را در حق دشمنان علی (ع) فرمود فاطمه زهرا (س) نگذاشت خائنین اهل سقیفه زحمات پیامبر خدا را به راحتی زیر پا بگذارند. آری کمال دین در غدیر انجام یافت اما استمرار و حفظ این کمال با شهادت این بانوی بزرگ بود.

سرّ مخفی بودن قبر حضرت زهرا (س)

او با مخفی نگاه داشتن مزار خویش نگذاشت که راه هدایت مخفی بماند و با تحمل ضربات سیلی و تازیانه و تحمل آتش زبانه کشیده از هیزم های کینه اهالی سقیفه؛ وعده خداوند را عملی ساخت که :«انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا » (11)خداوند  متعال به وسیله مظلومیت فاطمه زهرا (س) سبیل هدایت را روشن نگه داشت.

شاکرین نعمت هدایت، فاطمیه را حفظ می کنند

شاکرین این نعمت هدایت همیشه سعی در حفظ ارزش‌های فاطمی و فاطمیه خواهند داشت، اما کافران به این نعمت هدایت که ایمان به جبت و طاغوت آورده‌اند (12) به هر طریقی باید فکری برای این رسوایی عظیم کنند. و شیطان و شیاطینی که شاگرد مکتب جبت و طاغوت هستند و ابلیسی که در روز قیامت با یک مهار آتش به سمت دوزخ برده می‌شود، اما طاغوت با دو مهار آتش به سمت آتش جهنم می روند، در مقابل عظمت و بزرگی بانویی مثل حضرت صدیقه کبری (س) چه بسیار حقیر است.

شبهه پراکنی غایت تلاش شیطان

فاطمه زهرا (س) که وجودش آشیانه ای برای مشیت خداوند است(13) اراده کرده است، که ولایت علی (ع) تا قیام قیامت نور افشانی کند. ابلیس در مقابل این مشیت فاطمی چه می‌تواند بکند. جز پراکندن شبهات و دامن زدن به دروغ هایی بزرگ تا دل محبین فاطمه زهرا (س) را بلغزاند، اما غافل است که محبین او دست در ریشه‌های چادر او خواهند داشت و از صراط به سلامت خواهند گذشت.

در مقابل این عظمت و مظلومیت؛ شبهات چه می توانند بکند؟ تنها عرض خود می‌برند و زحمت ما می‌دارند روزی می‌گویند حضرت زهرا شهید نشده وفات کرده است. روز دیگر می‌گویند: خانه های مدینه در نداشته است که حضرت زهرا پشت در برود. روز دیگر می‌گویند چند سالی است که شیعیان یادشان افتاده است که حضرت زهرا شهید شده است و شهادت دروغی بیش نیست، اما واضح است این گفتارها از کسانی صادر می شوند که یا به نور هدایت غدیر هدایت نشده اند و یا اگر مدعی تشیع هستند از دروغ گویان شیعه می باشند و چه زیبا فرمود اولین کسانی که توسط قائم ما مجازات می شوند دروغ گویان شیعه هستند.

القای این شبهات جهد عاجز است و انگیزه آنان از این شبهات ،انکار غدیر است. باید بدانیم که شعله های آتش ظالمان هم چنان پشت درهای بیت نبوت زبانه می کشد تا غدیر طلوع سرخی دوباره در پشت در سوخته فاطمه زهرا (س) داشته باشد. و ما در هر نماز با «صراط الذین انعمت علیهم»، «من کنت مولاه» را یاد می‌کنیم و با «غیر المغضوب علیهم» یادآور «یغضب لغضبک» خواهیم بود.

غدیر افتتاح پرونده ولایت و فاطمیه افتتاح پرونده برائت است غدیر خبر خوش ولایت،وفاطمیه خبر تلخ ولایت است غدیر معرّف دوستان غدیر و فاطمیه معرّف دشمنان غدیر است در غدیر رکن علوی ولایت و در فاطمیه رکن فاطمی ولایت معرفی شدفاطمیه یعنی اشک بر غدیر مظلوم فاطمیه یعنی تفسیر نیمی از خطبه ی غدیر در مورد منافقان فاطمیه تفسیر کننده ی بخش های سر بسته ی خطبه ی غدیراست فاطمیه بازسازی غدیر در هم شکسته است فاطمیه باز کننده مشت بیعت کنندگان دروغین غدیرمی باشدفاطمیه روشنگر نسل های آینده درباره ولایت غدیراست فاطمیه معنای سیده النساء العالمین و غدیر معنای خیرالبشراست

پی نوشت ها:

1- نحل ،16

2- فاتحه الکتاب ،6

3- فاتحه الکتاب ،7

4- قران در آیات متعددی این افراد را معرفی کرده است . مانند ایه ولایت یا آیات غدیر اما به معرفی مصادیق نپرداخته است چرا که معرفی مصادیق از وظایف رسول الله است.

5- اصول کافی/ کتاب الحجه/ باب اول/ حدیث 4/ ج 1/ ص 172

6-  مائده، 67

7- احتجاج خطبه غدیر خم

8- این روایت در بسیاری از مصادر روایی شیعه و عامه آمده است من جمله : بحارالأنوار/  ج 41/ ص  21/ و بحارالأنوار/  ج 43/  ص20 و الاحتجاج/  ج 2/ ص354  و تفسیرالإمام‏العسکری/ ص83 و الصراط المستقیم/ ج 1/ص 171

9- صفدی (متوفای 764) می نویسد :«ان عمر ضرب بطن فاطمه یوم البیعه حتی القت المحسن»؛ «...در روز بیعت چنان ضربه ای بر شکم فاطمه کوبید که محسن را فرو انداخت . »به نقل از دانشنامه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها ،علی لباف

10- بحارالأنوار/ 43 / 214    باب 7- ما وقع علیها من الظلم و بکائ-«حَنِّطْنِی وَ غَسِّلْنِی وَ کَفِّنِّی بِاللَّیْلِ وَ صَلِّ عَلَیَّ وَ ادْفِنِّی بِاللَّیْلِ وَ لَا تُعْلِمْ أَحَداً وَ أَسْتَوْدِعُکَ اللَّهَ وَ أَقْرَأُ عَلَى وُلْدِیَ السَّلَامَ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَة»؛ من را شبانه غسل و کفن و حنوط کن و مرا شبانه دفن کن و کسی را آگاه نکن و به فرزندانم تا قیامت سلام برسان

11- انسان ،3

12- نساء، 51

13- بحارالأنوار/ 25/ 385 / باب 13- غرائب أفعالهم و أحوالهم و »إِنَّ الْإِمَامَ وَکْرٌ لِإِرَادَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَا یَشَاءُ إِلَّا مَنْ یَشَاءُ اللَّهُ»

 http://ts2.mm.bing.net/th?id=HN.608039757163531560&pid=1.7

 

[ سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393 ] [ 14:28 ] [ قران پژوه ]

سند معتبر از مفضل بن عمر روایت کرده است که گفت، از حضرت صادق(ع) پرسیدم که چگونه بود ولادت حضرت فاطمه(س)

حضرت فرمود: چون خدیجه به همسری رسول خدا(ص) درآمد، زنان مکه از دشمنی که با آن حضرت داشتند، از خدیجه دوری گزیدند و به او سلام نمی‌کردند. و نمی‌گذاشتند که زنی نزد او برود. پس خدیجه(س) از این رو دچار وحشت شده بود، اما بیشتر ناراحتی خدیجه(س) از جهت رسول خدا(ص) بود که مبادا از شدت دشمنی، به آن حضرت آسیبی برسانند.هنگامی که خدیجه(س) باردار بود، فاطمه(س) با او سخن می‌گفت و مونس او بود و او را امر به صبر می‌فرمود. خدیجه این حالت را از پیامبر(ص) مخفی می‌کرد. روزی رسول خدا داخل خانه شد، شنید که خدیجه با شخصی سخن می‌گوید و کسی را پیش او ندید. فرمود: ای خدیجه با چه کسی سخن می‌گویی؟ خدیجه گفت: فرزندی که باردار هستم، با من سخن می‌گوید و مونس من است. حضرت فرمود: اینک جبرئیل مرا خبر می‌دهد که این فرزند دختر است و اوست نسل پاک با میمنت و با برکت. و حق تعالی نسل مرا از او به وجود خواهد آورد و امامان و پیشوایان دین از نسل او خواهند بود و حق تعالی پس از پایان وحی، ایشان را خلیفه‌های خود خواهد گردانید در زمین.
پیوسته خدیجه در این حالت بود، تا آنکه ولادت فاطمه(س) نزدیک شد؛ چون درد در خود احساس کرد، فردی را به سوی زنان قریش و فرزندان هاشم فرستاد که نزد او حاضر شوند. ایشان در پاسخ او فرستادند که فرمان ما نبردی و قبول ما نکردی و زن یتیم ابوطالب شدی که فقیر است و مالی ندارد. ما به این خاطر به خانه تو نمی‌آییم و متوجه امور تو نمی‌شویم.خدیجه چون این پیغام را شنید؛ بسیار اندوهناک گردید. در این حالت ناگاه دید که چهار زن گندمگون بلند بالا نزد او حاضر شدند و به زنان بنی هاشم شبیه بودند. خدیجه از دیدن ایشان ترسید، یکی از ایشان گفت؛ مترس ای خدیجه که ما رسولان پروردگاریم به سوی تو، و ما تو را کمک می‌کنیم. من ساره همسر ابراهیم(ع) و (این دومی) آسیه همسر فرعون است که رفیق تو خواهد بود در بهشت و سوم مریم دختر عمران و چهارم کلثوم خواهر موسی بن عمران است.
حق تعالی ما را فرستاده است که در وقت ولادت نزد تو باشیم و تو را بر این حالت کمک کنیم. پس یکی از ایشان در سمت راست خدیجه نشست و دیگری در سمت چپ و سومی هم پیش رو و چهارم در پشت سر، سپس فاطمه(س) پاک و پاکیزه به دنیا آمد و چون به زمین رسید نور او ساطع شد، به طوری که خانه‌های مکه را روشن کرد و مشرق و مغرب از آن نور روشن شد و 10 حورالعین به آنجا آمدند و هر یک ابریقی از بهشت در دست داشتند و ابریق‌های ایشان مملو بود از آب کوثر، پس آن زنی که در پیش روی خدیجه بود، حضرت فاطمه(س) را برداشت و با آب کوثر شست و شو داد و جامه سفیدی بیرون آورد که از شیر سفیدتر و از مشک و عنبر خوشبوتر بود. و فاطمه(س) را در یک جامه از آن پیچید و جامه دیگر را مقنعه او گردانید پس او را به سخن درآورد و فاطمه گفت «شهادت می‌دهم که جز خدای یگانه خدایی نیست» پس بر هر یک از آن زنان سلام کرد و هر یک را به نام ایشان خواند سپس آن زنان شادی کردند و حوریان بهشت خندان شدند و یکدیگر را بشارت دادند، به ولادت آن سیده زنان عالمیان و در آسمان نور روشنی آشکار شد که پیشتر چنان نوری مشاهده نکرده بودند، پس آن زنان مقدسه به خدیجه خطاب کردند و گفتند. بگیر این دختری را که طاهره و مطهره است و پاکیزه و بابرکت است. حق تعالی برکت داده «او را و نسل او را» پس خدیجه شاد و خوشحال آن حضرت را گرفت.
واقعاً کیست بانویی که اشرف مخلوقات، رسول خیر و رحمت، مبشر نور و هدایت ختمی مرتبت، حضرت محمد بن عبدا... «ام ابیها» می‌خواندش و به بهانه‌های مختلف «فداها ابوها» نثارش می‌کند.

همو که به تعبیر خداوند بزرگ «وماینطق عن الهوی ان هو وحی الا یوحی»، فاطمه‌اش را پاره‌تن‌اش می‌خواند. واقعاً او کیست؟ و ما ادریک ما الفاطمه....فاطمه بضعه منی، فاطمه پاره تن من است. براستی، آدمیان خاکی به چه اندازه وجود مقدسه بی‌بی دو عالم، گوهر پنهان تبلیغ، مطهره دوران یعنی حضرت فاطمه زهرا(س) را می‌شناسند.فاطمه کیست؟ اوست که وسیله امداد وجود خاتم در این عالم است، جنبه فلکی آن حضرت که نسل اوست و جنبه ملکوتی آن حضرت که دین اوست، به صدیقه کبری باقی و برقرار است. اوست که واسطه طلوع کواکب آسمان امامت است. افق زندگانی او مشرق حلم حسنی و شجاعت حسینیه و عبادت سجادیه و ماثر باقریه و آثار جعفریه و علوم کاظمیه و حجج رضویه و جود نقوی و هیبت عسکریه است.


ثمرات شجره طیبه
از حسینی که مصباح‌الهدی و سفینه‌النجاه است تا مهدی موعودی که منتهی‌الیه مواریث انبیا و «به رزق الوری» و «بوجوده ثبت الارض و السماء» است، ثمرات آن شجره طیبه است که اصل‌ها ثابت و فرعها «فی‌السماء تؤتی اکلها کل حین باذن ربها» و خلاصه کلام آن که جوهر مکنونه خزینه خداوند متعال از صدف عصمت اوست و سراج منیر نبوت انبیا از آدم تا خاتم و مشعل فروزان امامت ائمه هدی به وجود فاطمه زهرا روشن است و آخرین گوهر مکنون این صدف و کوکب دری این فلک کسی است که به وجود او «هوالذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله» تاویل و به ظهور او «و اشرقت الارض بنور ربها» تفسیر می‌شود. باید دانست که قدر آن لیله‌القدری که منزل کتاب ا... الاعظم است، مجهول و مقام آن کوثری که «عطیه رب العرش العظیم» به رسول‌ کریم است، از ادراک ما محجوب است.
آن چه عامه و خاصه به صدور آن از زبان رسولی که «و ما ینطق عن الهوی» اعتراف کردند و منتقدانی که تمام قدرت خود را در تضعیف اسناد روایات فضایل اهل بیت عصمت به کار بستند از خدشه در سند این حدیث وامانده و به صحت آن به تمام مبانی و شروط مشایخ حدیث شهادت دادند که رسول خدا فرمود، «فانما هی فاطمه بضعه منی یریبنی ما ارابها و یوذینی ما آذاها» و فرمود، «فاطمه بضعه منی فمن اغضبها اغضبنی» از فاطمه به پاره‌ای از انیّت خود تعبیر کرد.
آن کس که اول ما خلق و افضل من نطق است و اسم ا... الاعظم در اسماء الحسنی و مثل «ا... علی فی الامثال العلیا» است، او را تافته بافته از وجود خود دانسته و غضب او را غضب خود که غضب او غضب خداست، شمرده و این مقام حاکی از انشعاب فاطمه از مثل نور خداست و انعکاس غضب خدا و رسول در غضب صدیقه کبری است و به نقل فریقین، به فاطمه فرمود: «ان ا... یغضب لغضبک و یرضی لرضاک»، بالاترین مرتبه کمال انسانیت مقام عصمت است که رضا و غضب، دایر مدار رضا و غضب خدا باشد.
اگر عصمت کبری به آن است که انسان کامل به جایی برسد که به قول مطلق، به رضای خدا راضی شود و به غضب خدا غضب کند، فاطمه زهرا(س) کسی است که به قول مطلق، خداوند متعال به رضای او راضی می‌شود و به غضب او غضب می‌کند و این مقامی است که منشأ خیرالکمال است. فاطمه، فاطمه است، اوست که مشرق الانوار از نجوم آسمان ولایت و مخزن‌الاسرار کتاب هدایت است. اوست که همسر و مادر دوازده رئیس از اولاد اسماعیل است که خداوند در باب هفدهم در سفر تکوین تورات به حضرت ابراهیم خبر داد. اوست که در مکاشفات یوحنا علامتی است عظیم که در آسمان ظاهر شده، زنی است که آفتاب را در بردارد و ماه زیر «پاهایش» و بر سرش تاجی از دوازده ستاره است.


سراج منیر
او در سوره حم، تاویل لیله مبارکه‌ای است که «فیها یفرق کل امر حکیم»، اوست که در قرآن مجید جمع منحصر به فرد است. او و شوهرش دریای نبوت و علمی هستند که «مرج البحرین یلتقیان» به آن دو تأویل است. او در زمانه، یگانه‌ زنی است که خداوند متعال دعای او را روز مباهله هم‌ طراز دعای خاتم‌النبیین و سید‌الوصیین قرار داده است. او در دهر، یکتا زنی است که تاج «انما نطعمکم لوجه ا... لانرید عنکم جزاء و لا شکورا» را بر سر نهاده است. اوست که رسول خدا در شب معراج دید که در بهشت نوشته شده است «فاطمه خیره‌ا...».
آری، احمد مختار باید تا شایسته آن خیره‌ا... باشد، اوست که رسول خدا فرمود، «و ابعث علی البراق خطوها عند اقصی طرفها و تبعث فاطمه امامی». او را همان بس که امام الاولین و الاخرین، یوم النشور محشور شود که تجلای «یسعی نورهم بین ایدیهم» است. آن هم نوری که پیشاپیش کسی در روز جزا مبعوث می‌شود که خداوند متعال در قرآن مجید او را سراج منیر نامیده و در آیه نور مثل نور خود قرار داده است.
در شخصیت او همین بس که اول شخص وارد بر بساط قرب «فی مقعد صدق عندملیک مقتدر» است «اول شخص تدخل الجنه فاطمه» و چون در مستقر رحمت حق قرار گیرد، انبیا یک سر به زیارت او بیایند «زارک آدم و من دونه من النبیین». او یگانه گوهری است که خداوند متعال به بعثت پیغمبر خاتم بر مؤمنین منت نهاد و فرمود، «لقد من ا... علی المومنین اذ بعث فیهم رسولاً من انفسهم» و به امتداد اشعه وجود آن حضرت به وجود آن گوهر بر سر آن سرور منت نهاد و فرمود، «انا اعطیناک الکوثر فصل لربک وانحر ان شانئک هو الابتر». خزاین علوم ائمه معصومین(ع) بعد از قرآن مبین در سه کتاب مخزون مکنون خلاصه می‌شود، جفر، جامعه، مصحف و فاطمه. که چون رسول خدا(ص) از دنیا رفت و صدیقه کبری در فراق پدر به حزنی شدید گرفتار شد. بر طبق حدیث صحیح از امام ششم جعفربن‌محمد الصادق(ع)، جبرییل برای دلداری آن حضرت به خدمتش مشرف می‌شد و او را از مکان پدر خبردار می‌کرد و به آنچه بعد از او در ذریه او واقع می‌شود، خبر می‌داد و امیرالمؤمنین(ع) می‌نوشت و آن مصحف گنجینه علم مایکون شد. باید دانست که چه قدرتی در آن نفس قدسیه و چه جاذبه‌ای در آن بضعه حقیقت محمدیه بود که شدید القوی از افق اعلی و روح الامین از سدره المنتهی مقهور آن قدرت و مجذوب آن حقیقت می‌شد.

 

اسرار نامهای حضرت زهرا(س)
حضرت امام صادق(ع) فرمود، فاطمه نزد خدای تعالی 9 اسم دارد، فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا. رسول خدا فرمود، فاطمه اسم اوست، چون او و شیعیانش از آتش جهنم قطع شده‌اند. فاطمه به معنای قطع‌شده و بریده است و نیز امام صادق(ع) فرمود، زیرا او از هر شر و بدی بریده شده است و نیز چون مردم از رسیدن به معرفت کامل او قطع شده‌اند.صدیقه، زیرا او هرگز در زندگی جز راست نگفت و هر آنچه پدر بزرگوارش فرمود، تصدیق کرد. رسول خدا(ص) به امیرالمومنین(ع) فرمود، یا علی، من به فاطمه سفارشهایی کرده‌ام که به تو بگوید. او هر چه گفت، بپذیر، زیرا او راستگوست، بسیار راستگو. مبارکه، برکت به معنای خیر فراوان است و از فاطمه نسل فراوانی به عالم اسلام هدیه شده. بنابراین در بعضی از تفاسیر آمده است که در آیه «انا اعطیناک الکوثر»، (ای رسول گرامی ما به تو خیر کثیر عطا کردیم) منظور، فاطمه(س) است.
درخصوص اسم «طاهره»، امام باقر(ع) فرمود، زیرا او از هر ناپاکی ظاهری و هرگونه ناپاکی دامن، مبری است و نیز طبق روایات متعدد، آیه تطهیر «انما یرید ا... لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» درباره حضرت فاطمه نازل شده است. پس فاطمه، طاهره است، زیرا هرگونه رجس، پلیدی و ناپاکی از وجود مقدسش دور است. زکیه، زکاه هم به معنای رشد و نمو و هم به معنای طهارت است، بنابراین زکیه هم یعنی از فاطمه نسل پرباری پا به عرصه وجود خواهد گذاشت و هم اینکه او وجودی است پاک و طاهر.
راضیه، زندگی کوتاه حضرت فاطمه را که با غم و اندوه و نیز با تلاش و سختی همراه بود را نمایان می‌کند. او زندگی بسیار مشکلی را پشت سر گذاشت، اما هرگز لب به شکایت باز نکرد، بلکه همواره خدای بزرگ را شکر می‌کرد و راضی بود.روایت شده روزی رسول خدا(ص)، حضرت فاطمه را دید که لباس خشنی بر تن داشت و با دستهای مبارکش آسیاب می‌کرد، در حالی که طفل کوچک خود را هم شیر می‌داد. رسول خدا گریان شد و فرمود:‌ای دخترکم، تلخی این دنیا را بچش، برای رسیدن به شیرینی آخرت. حضرت فاطمه نه تنها لب به شکایت باز نکرد، بلکه عرض کرد:‌ای رسول خدا، من خدا را برای نعمتهایش سپاسگزارم و نیز روزی امیرالمومنین(ع) از رسول خدا خواست اگر ممکن باشد برای فاطمه مستخدمه‌ای بگیرد، اما رسول خدا تسبیح فاطمه را به آنها تعلیم فرمود. حضرت زهرا(س) پس از شنیدن این دستور پیغمبر اکرم سه بار فرمود، من از خدا و رسولش راضیم.
«مرضیه»، چون تمام کارهای حضرت فاطمه مورد رضایت خدا و رسول بود. رسول خدا هیچ‌گاه بر فاطمه غضب نکرد، به او خرده نگرفت و برعکس، گاهی می‌فرمود، «فداها ابوها»، پدرش به قربانش. این چنین است که رسول خدا رضای فاطمه را رضای خدا می‌دانست و می‌فرمود، خدا از غضب فاطمه غضب می‌کند و از رضایت او راضی می‌شود. در خصوص اسم محدثه، امام صادق(ع) فرمود، زیرا ملایکه از آسمان فرود می‌آمدند و با او سخن می‌گفتند، به این اسم خوانده شده. در فرهنگ اسلامى محدثان راستین همواره از حرمت و منزلت ویژه‌اى برخوردار بوده‌اند، محدثان و راویان در حفظ و حراست از گنجینه‌هاى معارف و ارزشهاى دینى و ذخایر گرانمایه مکتب تشیع و رشد و تعالى فرهنگ غنى اسلامى نقش اول را داشته‌اند و حامل ودایع و امانتهاى گرانقدر الهى و رازدار اسرار آل رسول بوده‌اند.
“زهرا،” امام صادق(ع) فرمود، زیرا نور آن بانوی مکرمه در یک روز سه بار برای امیرالمؤمنین(ع) می‌درخشید و چون در محراب عبادت می‌ایستاد، نور درخشنده او برای اهل آسمان می‌‌درخشید، همانگونه که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد. برخی نامهای دیگر حضرت فاطمه(س) عبارتند از، حصان(محفوظ)، حره(آزاده، شریف)، سیده(بانوی محترم)، عذراء(پرده نشین)، حوراء(فرشته، حوریه)، مریم کبری(مریم برتر)، نوریه(تابناک، درخشنده) و نام آن بانو در آسمان، منصوره(یاری‌شده).
همچنین کنیه‌های حضرت عبارتند از، ام‌الحسن، ام‌الحسین، ام‌المحسن، ام‌الائمه و ام‌ابیها. حضرت فاطمه(س) آن قدر به پدر بزرگوارش محبت می‌کرد و مادرانه عشق می‌ورزید که ام‌ابیها، (مادر پدرش) لقب گرفت
.

مسیر زندگی هر کدام از ما با انتخاب هایی که می کنیم تعیین می گردد و بدین ترتیب سبک زندگی مان نیز بر اساس انتخاب هایمان شکل می گیرد. در هر مقطعی از زندگی باید از میان مسیرها، اشخاص، آداب و رسوم و ... یکی از آنها را انتخاب کنیم. انتخاب محل زندگی، انتخاب همسر، انتخاب رشته تحصیلی ، انتخاب شغل، انتخاب نوع پوشش ، انتخاب نوع روابط اجتماعی و انتخاب رفتارهای خانوادگی و... همه و همه منجر به سبکی از زندگی می شود.سبک زندگی پیامبر گرامی اسلام(ص)، ائمه اطهار(ع)، معصومین، علما، پارسایان هرکدام الگوهایی هستند که می توانند ما را در انتخاب مسیر زندگی یاری رسانند. در این میان بانوی دو عالم؛ حضرت زهرای مرضیه(س)، الگوی تمام عیار زنان مسلمان هستند که می توانند در ابعاد گوناگون زندگی یک سرمشق جامع و کامل به شمار آیند.امام باقر(ع) می فرمایند: به خدا سوگند که خدا این بانوی گرانمایه را بوسیله دانش و بینش از دیگران ممتاز ساخت و از همان عالم "ذر" او را پاک و پاکیزه قرار داد.(بحارالانوار، ج43،ص65)

 

 حضرت زهرا (س) والگویی فرازمانی و فرامکانی
بنابر روایتی از امام مهدی (عج) "فی إبنَةِ رسُولِ اللهِ (ص) لِی أسوَهٌ حَسَنَهٌ" حضرت زهرا (س) الگوی ایشان هستند بنابراین، یکی از وجوه شخصیتی حضرت صدیقه (س) الگو بودن آن حضرت (س) است، وقتی حضرت حجت (عج) از ایشان به عنوان الگو یاد می کنند یقینا آن حضرت (س) برای همه زنان و مردان نیز الگو هستند، از این رو، جامعه اسلامی ما باید این وجه الگویی را برجسته کند اما ما می بینیم همایش ها و جشنواره هایی برگزار می شود که اثر الگوسازی آن کم است.این در حالی است که در برخورد با مسائل دینی معمولا دو رویکرد در پیش گرفته می شود یکی فطرت و دیگری مسافرت؛ رویکرد مسافرت عبارت است که فرد در برخورد با مفاهیم دینی سیری در آنها داشته باشد و نهایتا به جایی که از آن آغاز کرده باز گردد همانگونه که در مسافرت های دنیایی دلدادگی به مبداء وجود دارد در حالی که قرآن کریم از هجرت یاد می کند یعنی انسان ها دلداده مکان نیستند دلداده مقصد اند.از این رو، اگر ارتباط خود را با حضرت زهرا (س) در نظر بگیریم می بینیم برای برخی این ارتباط به برگزاری و شرکت در جشن و عزا ختم می شود اما آنها که سعی می کنند جشن ها و مناسبت ها را به دگرگونی و مهاجرت تبدیل کنند و حضرت زهرا (س) را مقصد خود قرار می دهند تاکتیک الگوگیری یا هجرت به سمت الگوهای برتر دارند.

 

حضرت زهرا (س) و الگوسازی درزندگی امروز ما
باید توجه داشت که حضرت زهرا (س) در ابعاد فردی، خانوادگی و اجتماعی سیاسی برای ما نقش الگو و نمونه را ایفا می کنند؛ در الگوی فردی ایشان فردی عابد زحمتکش زاهد، متعهد و .. بودند پیام عفت ایشان مثال زدنی است و می دانیم که ایشان از نظر شخصیت در مقامی والا قرار داشتند و به تصریح منابع شیعه و سنی سیده نساء العالمین (س) لقب گرفته اند.در حوزه خانوادگی اگر ایشان در دوران اقتصاد مقاومتی مدینه دچار فقر می شدند به طور قطع خوشتن داری می کردند یا ماجرای اخلاص ایشان در جریان روزه داری سه روزه که سوره مبارکه انسان برای آن نازل شد. اما ما با داشتن چنین الگوهایی امروز دچار مشکلات خانوادگی شده ایم و شاهد گسترش طلاق و جدایی های روحی عاطفی زوجین از هم هستیم که اگر از زندگانی حضرت زهرا (س) الگوگیری می شد قطعا به چنین جایی نمی رسیدیم. چراکه امیرالمومنین (ع) می فرمایند ایشان من را به خشم نیاورد و من نیز او را به خشم نیاوردم این یعنی زندگی پر از عشق و محبت و احترام متقابل که چشم و هم چشمی های معمول در آن راه نیافته بود، از سوی دیگر حضرت زهرا (س) چنان شرم و حیایی در بیان خواسته های خود از امیرالمومنین (ع) داشتند که می کوشیدند آن حضرت (ع) را به سختی نیندازند و این باید سرلوحه کار بانوان امروزی باشد.
از نظر سیاسی اجتماعی نیز حضرت زهرا (س) الگویی مهم هستند که به ویژه در شرایط امروز جامعه تبیین این بعد از شخصیت الگوساز ایشان اهمیت ویژه ای دارد، چراکه ایشان در دفاع از ولایت با همه وجود وارد میدان شدند و امر به معروف و نهی از منکر کردند و در این مسیر به شهادت رسیدند و این بعد باید برای امروز ما الگو باشد.از این رو، همانطور که امروز ما نیاز داریم به اخلاق معصومان (ع) آراسته شویم، بزرگداشت روز زن باید برای این باشد که زن و مرد از حضرت زهرا (س) در همه ابعاد زندگی الگو بگیرند.

 

زنان وشرکت در نهضت جهانی حضرت حجت (عج)
ما در خصوص زنان در رکاب امام عصر (عج) با گروه مواجه هستیم؛ بنابر برخی از روایات از مجموع 313 یار امام عصر (عج) 50 تن زنان هستند که تعدادی نیز رجعت می کنند؛ از مجموع ویژگی های برشمرده برای آنان می توان دریافت تعهد، اخلاص در عمل، اخلاق، فعالیت متعهدانه، تلاش برای خدمتگذاری از جمله ویژگی های زنان آخرالزمانی است، در روایات آمده اینها راز و نیاز شبانه دارند و زمزمه هایشان همانند زمزمه زنبوران است که نشان می دهد شب ها با خدا راز و نیاز می کنند و در روز شیعیان مطیع امام (ع) هستند و در روایات است که مخلص و مطیع امام (عج) هستند و خالصانه و با تمام وجود در خدمت امر آن حضرت (عج) هستند و عفاف و حیا در تمامی رفتار و اعمال آنها بروز و ظهور دارد.بنابراین، بزرگترین کار و مسئولیت ما این است که الگوهای دینی را شناخته و بعد پیاده کنیم همانگونه که امیرالمومنین (ع) می فرمایند: نگویید ما نمی توانیم علی (ع) شویم با تلاش و کوشش و عفت و حیا و ایستادگی خود امام (ع) را در این مسیر یاری کنید، پس ما نیز نباید بگوییم ما که حضرت زهرا (س) نمی شویم می توان با کوشش و ممارست به سیره آن حضرت (س) شبیه شد.

حضرت صدیقه طاهره(س)، واحترام بر پدر گرامی

هرگاه رسول خدا (ص) بر حضرت فاطمه (س) وارد مى شد، فاطمه به احترام پدر از جاى بر مى خاست ، دست آن حضرت را مى بوسيد و در جاى خودش مى نشانيددر ابتدای رسالت پیامبر(ص) به دلیل آزاد منشی پیامبر و رفتار صمیمانه ای که با مردم داشت افرادی به خود اجازه داده و ایشان را محمد صدا زده و حتی در مواردی بر او پیشی گرفته و آن چنان که باید ادب حضورحضرت را رعایت نمی کردند لذا خداوند متعال به آن ها هشدار دادکه رسول خدا(ص) را آن گونه که یکدیگر را خطاب می کنید صدا نزنید.بعد از نزول این آیه، علیرغم نزدیکی و صمیمیت خاصی که میان حضرت زهرا(س) و پدرش وجود داشت، اما ادب انسانی و خدایی ایشان حکم می کرد که دستور خداوند را گردن نهد. لذا ایشان هم پدر را رسول الله خطاب می کرد، اما زمانی که پیامبر(ص) این کلمه را از او شنید فرمود: زهرا(س) جان پدر به قربانت! این آیه در رابطه با تو نیست تو همواره مرا پدر خطاب کن. پدر گفتن تو قلب مرا زنده و شاداب می کند و به رضایت خدا نزدیک تر است.

معیار وملاک حضرت زهرا(س) در انتخاب همسر

حضرت صدیقه طاهره(س)، دخت فرزانه پیامبر، حضرت علی(ع) را به شایستگی می شناخت و از سابقه درخشان و ویژگی های اخلاقی و کمالات انسانی و درایت و جوانمردی او آگاه بود. بنابراین سکوت پرمعنی او به نشانه آری بر این پیوند مبارک انجامید و نیز رسول اکرم  به خاطر احترام به شخصیت والای سالار بانوان پیش از مشورت با او و کسب رضایت و اجازه او ، با ازدواج علی(ع) با دخترش اعلان موافقت نکرد، بلکه از خود حضرت فاطمه نظرخواهی نمود.

 

سالار بانوان در شب عروسی خویش رکورد انفاق خالصانه و بی نظیر  را برای همیشه شکست و دست به بخشش و ایثاری در راه خدا زد که در کران تا کران تاریخ جاودانه شد. ایشان در آن شب پیراهن عروسی خویش را از تن درآورد و به زن بینوا انفاق نمود و خود همان جامه عادی خویش را پوشید و در مقابل این انفاق کریمانه، خداوند فرشته وحی را فروفرستاد و ارمغانی از لباس های بهشت را که از دیبای سبز تهیه شده بود را برای آن حضرت فرستاد.

 

حضرت زهرا(س): ای پیامبر گرامی خدا ! دختران مردم عادی نیز همینگونه ازدواج می کنند و مهریه آنان از همین درهم و دینارهای دنیوی است، پس فرق ما و آنان چیست؟ من از شما تقاضا می کنم که این مهریه دنیوی و مادی را به شوی گرانقدرم بازگردانی و خود از خدا بخواهی که مهریه مرا شفاعت گناهکاران امت قرار دهد.پس از اينك حضرت رسول اكرم عليه السلام پيشنهاد ازدواج حضرت على (ع) با فاطمه (س) را قبول كرد و از ميان وسايل كم على ، زره او را براى خرج عروسى قبول فرمود، على (ع) زره را فروخت و پول آن را نزد رسول اكرم آورد. پيامبر (ص) اين مبلغ را به سه قسمت تقسيم فرمودند، يك سوم براى خريد جهيزيه ، يك سوم براى خريدن عطر و بوى خوش و يك سوم آن را نزد ام سلمه به امانت گذاشتند تا براى وليمه شب عروسى از آن استفاده كنند.پيامبر (ص) 63 درهم ، مقدار پولى را كه براى جهيزيه گذاشت بود چند نفر از ياران و اصحاب و فرمودند: با اين پول براى دخترم آنچه از لوازم خانه مورد نياز است تهيه كنيد. كه آن وسائل عبارتند از:
1- دو دست رختخواب از پارچه مصرى ، محتواى يكى از آنها برگ خرما و ديگرى پشم گوسفند بود.
2- فرشى از پوست .
3-بالشى از پشم با درونى از برگ خرما.
4-عبائى خيبرى .
5- مشك آب .
6- دو كوزه و دو ظرف آب . (دو ظرف بزرگ و دو ظرف كوچك (
7- آفتابه .
8- پرده اى از پشم نازك.
9- پيراهنى به قيمت 9 درهم .
10- يك روسرى به ارزش چهار درهم .
11- حوله اى سياه رنگ .
12- تختى پوشيده به روتختى .
13- چهار زير دستى از پشم طائف با محتواى از گياهى به نام اذفر.
14-حصيرى بحرينى .
15- دستاس .
16- وسيله و ظرف خضابى از مس .
17-ظرفى براى شير.
18-ظرفى بزرگ براى آب.
وقتى كالاها به نزد پيامبر عليه السلام آورده شد. پيامبر (صلى الله عليه وآله ) با دست آنها را زير و رو كرده و فرمودند: پروردگارا ! بركت ده قومى را كه بيشترين ظرفهايشان گلين است .علی(ع) کف اتاق را از شن های نرم فرش کرد و چوبی به منظور آویختن مشک بر دیوار اتاق نصب نمود و سبو و کوزه آبی فراهم آورد و چوبی نیز به جای جالباسی از این دیوار تا تا دیوار دیگر نصب کرد. آنگاه کف اتاق را با فرشی که چیزی جز پوست گوسفند نبود فرش نمود و بالشی از لیف خرما در کنارش قرار داد.

حضرت زهرا(س) و عبادت خداوند

کانوا قلیلا من اللیل  ما یهجعون و بالاسحارهم یستغفرون.(سوره51،آیه 19و20)آنان اندکی از شب را می خوابیدند و به هنگامه سحر از  خدا آمرزش می خواستند. آورده اند که اینان عبارتند از : امیرالمومنین(ع)، فاطمه(س) و دو فرزندش حسن(ع) و حسین(ع).

حضرت زهرا و کسب رضایت همسر

امیرالمومنان(ع) می فرمایند: به خدا سوگند که در همه عمر زندگی مشترک، هرگز به فاطمه خشم نگرفته و هرگز او را به کاری وادار نساختم ... و او نیز به من هرگز خشم نگرفت و در هیچ کاری مرا نافرمانی نکرد . او به گونه ای بود که هرگاه به او می نگریستم غم ها و اندوه هایم زدوده می شد. (بحارالانوار،ج43)

فاطمه(س) در زندگی مشترک با امیراالمومنان(ع) کارهای خانه و تهیه غذا و نان را به عهده گرفته بود و شوی گرانقدرش در برابر، کارهای خارج از منزل و آوردن مواد سوختی و ضروریات زندگی را به عهده داشت. (بحارالانوار،ج43،ص31)حضرت صدیقه طاهره (س) آن روز که ابوبکر و عمر برای عیادت به منزل شان آمدند علیرغم  اینکه هرگز راضی به این ملاقات نبودن اما در جواب درخواست حضرت علی (ع) اینگونه فرمودند:خانه، خانه توست و بانوان مسلمان از همسران خویش پیروی می کنند و من نیز در هیچ موردی مخالف دیدگاه شما عمل نخواهم کرد، بنابراین هر کس را دوست داری اجازه ورود به خانه ات بده.

حضرت فاطمه وولایت

بانوی دو عالم در راه پاسداری از ولایت، به روشنگری و ایراد خطبه پرداختند و از هیچ راهی در راه احقاق حق ولی امرشان کوتاهی ننمودند و تنها و غریب در میان کوچه های مدینه، سعی می کردند تا مردم را بیدار کنند و در نهایت در راه پاسداری از ولی خود شهادت را برگزیدند و گمنامی و بی نشانی تنها درخواستی بود که حضرت از امیر المومنین علی (ع) داشتند.با مطالعه سبک زندگی بانوی دو عالم و سرمشق قرار دادن آنچه که بدان معرفت پیدا می کنیم ، می توانیم انتخاب هایمان را در مدار زندگی فاطمی قرار دهیم و فرهنگ زهرایی زیستن را با عمل خود در جامعه ساری و جاری سازیم.

روز ولادت باسعادت حضرت فاطمه زهرا(س) روززن وروزمادرنامیده شده است تافرصتی باشدبرای تجلیل وتکریم مقام مادر.اهمیت این نامگذاری وقتی بیشتر می شودکه بدانیم حضرت فاطمه (س) در انجام وظیفۀ مادری نیز سرآمد بوده والگوی همۀ مادران هستند. امیدو ارم که همۀ مادران عزیز با الگو گرفتن از مادرنمونه عالم هستی ، حضرت صدیقه طاهره(س) در انجام وظیفۀ مقدس مادری موفق و سربلند باشند و دعای خیر این فرشتگان زمینی ،در همیشۀ تاریخ بدرقۀ راه همۀ فرزندان باشد.مادر ؛لطیف ترین گل بوستان هستی و عاشقانه ترین هدیۀ خدای مهربان به انسان هاست.حضرت امام خمینی(ره) فرموده است:"هیچ شغلی به شرافت مادری نیست و خدمت مادر به جامعه ازهمه خدمت ها بالاتر است."حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای (مدظله العالی)می فرماید:"مادر است که فرهنگ و معرفت و تمدن وویژگی های اخلاقی یک قوم را با جسم خود، با روح خود، با خلق و با رفتار خود به فرزند منتقل می کند.همه تحت تاثیر مادران هستند. آن که بهشتی می شود، پایۀ بهشتی شدنش از تربیت مادر است که ألجَّنَّه تَحُتّ أقدام الاُمهات"مادر ؛سرچشمه زندگی است.

مادر ؛آفریدگار عشق، محبت، دوستی و انسانیت است.

مادر را باید دوست داشت، چون عشق و محبت مادر به فرزند حد و مرزی ندارد.

مادر ؛شگفتی خلقت و لبریز از عظمت است.

مادر را باید ستود؛ باید بر پاهایش بوسه زد و خاک کف پایش را سرمۀ چشم کرد.

مادر ؛همه وجودش صفا، صمیمیت، دوستی، مهربانی و شفای دردهای فرزند است.

این که پیامبر عزیزاسلام حضرت مصطفی(ص) فرمود: "بهشت زیر پای مادران است" یک معنی اصلی اش این است که مادر بر بهشت مسلط است و اگر فرزند بهشت می خواهد، باید مادر از او راضی باشد. معنی دیگراین کلام گهربار هم این است که در زیر پای مادران باغی از باغ های بهشت است. علاوه براینها ، تربیت الهی مادراست که فرزندرابهشتی می کند .اگر پیامبر(ص) نگفته است که بهشت در دست مادران است، شاید می خواهد ما را متوجه به این نکته بکندکه باید در برابر مادر آن قدر باید متواضع باشیم که حتی خاک کف پای او را به صورت بمالیم و ببوسیم وبه او احترام بگذاریم.

خداوند متعال در جای جای قرآن کریم بر تکریم و احترام پدر و مادر و احترام به آنها تاکید کرده است و درمواردی احسان به والدین را در کنار عبادت حق ذکر می کند. با همۀ این توصیه ها، خداوند هرگاه می خواهداز زحمات والدین یاد کند، فقط از دشواری هایی که مادر تحمل می کند، نام می برد.وَ وَصَّیُنا الانسانً بِوالدًّیُه اِحساناً حَمَلتهُ اُمُّهُ کُرها و َوَضَعتهُ کُرها و فَصلَهُ ثَلثوُنَ شَهرا حَتّی اِذا بَلِغ َاَشَدَّه " و انسان را سفارش کردیم که به پدر و مادرش احسان و نیکی کند.مادرش با تحمل رنج به او باردار شد و باتحمل رنج او را به دنیا آورد و بار برداشتن و از شیر گرفتن او سی ماه است تا آن گاه که به رشد کامل برسدو..." (سورۀ احقاف، آیۀ 15)

مادر ؛موهبتی الهی و فرشته ای زمینی است که فرزندانش را از باران مهربانی اش سیراب می کند و درآغوش گرمش آرامش می دهد.به هنگام تردید فرزند، مادر تنها موجودی است که به عنوان راهنمایی راه آشنا ،فرزند را از بیراهه نجات می

دهد و او را به راه صلاح و رستگاری هدایت می کند.مادر؛ سرشار از خوبی، صفا، پاکی، محبت، عشق و فداکاری است و چونان معلمی خستگی ناپذیر و سخت کوش حرف به حرف دانایی و درس زندگی و بندگی را در گوش فرزندش زمزمه می کند و مانند طبیبی مهربان و درد آشنا مراقبت از فرزندش را سرلوحۀ کارهای خود قرار می دهد. عظمت مادر به اندازۀ عظمت جهان هستی است.رمز سعادتمند شدن در جملۀ زیر است:

" عبادت خدا و رضایت مادر"

بکوشیم تا با شناخت صحیح راه، سعادت ابدی را نصیب خود کنیم و در کنار ذکرهای مقدسی که همیشه بر زبان داریم، یاد و نام مقدس مادر را هرگز از قلب و زبان خود دور نکنیم.

[ چهارشنبه بیستم فروردین 1393 ] [ 11:2 ] [ قران پژوه ]

چه سخت است لحظات آخر عمر مادری که کودکان خردسالش را بر بالین خود می‌بیند و چه سختر می‌شود وقتی آن مادر، زهرا (سلام الله علیها) باشد و آن کودکان حسن(ع)، حسین(ع) و زینب (س) باشند. و در این میان علی بن ابیطالب(ع) که مردترین مردهای تاریخ است، آرام آرام می‌شکند و جز تماشای محبوبش و دیدن ذره ذره از دست رفتنش، جز اشک راهی نمی‌یابد. بمناسب شهادت حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها بخشی از بیانات مقام معظم رهبری درمورد مادرسادات را در ادامه می توانید ملاحظه کنید :
http://yalasarat.com/images/docs/000082/n00082672-t.gif

فاطمه‌ زهرا (سلام‌اللَّه‌عليها) مجمع همه‌ خيرات

اين خير كثيرى كه خداوند متعال در سوره‌ى مباركه‌ى كوثر مژده‌ى آن را به پيامبر اكرم داد و فرمود: «انّا اعطيناك الكوثر» - كه تأويل آن، فاطمه‌ى زهرا (سلام‌اللَّه‌عليها) است - درحقيقت مجمع همه‌ى خيراتى است كه روزبه‌روز از سرچشمه‌ى دين نبوى، بر همه‌ى بشريت و بر همه‌ى خلايق فرو مى‌ريزد. خيلى‌ها سعى كردند آن را پوشيده بدارند و انكار كنند، اما نتوانستند؛ «واللَّه متمّ نوره و لو كره الكافرون».

ما بايد خودمان را به اين مركز نور نزديك كنيم؛ و نزديك شدن به مركز نور، لازمه و خاصيتش، نورانى شدن است. بايد با عمل، و نه با محبت خالى، نورانى بشويم؛ عملى كه همان محبت و همان ولايت و همان ايمان، آن را به ما املاء مى‌كند و از ما مى‌خواهد.

با اين عمل، بايد جزو اين خاندان و وابسته‌ى به اين خاندان بشويم. اين‌طور نيست كه قنبرِ درِ خانه‌ى على (عليه‌السّلام) شدن، كار آسانى باشد. اين‌گونه نيست كه «سلمان منّا اهل‌البيت» شدن، كار آسانى باشد.

ما جامعه‌ى مواليان و شيعيان اهل‌بيت(عليهم‌السّلام)، از آن بزرگواران توقع داريم كه ما را جزو خودشان و از حاشيه‌نشينان خودشان بدانند؛ «فلان ز گوشه‌نشينان خاك درگه ماست». دلمان مى‌خواهد كه اهل‌بيت درباره‌ى ما اين‌طور قضاوت كنند؛ اما اين آسان نيست؛ اين فقط با ادعا به دست نمى‌آيد؛ اين، عمل و گذشت و ايثار و تشبه و تخلق به اخلاق آنان را لازم دارد.
بیانات در سالروز میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها ۱۳۷۰/۵/۱۰


حضرت زهرا(س) ستاره‌ای برای پیدا كردن راه هدایت

عزیزان من! عظمت فاطمه‌ى زهرا سلام‌اللَّه‌علیها، در سیره‌ى آن بزرگوار آشكار است. یك مسأله این است كه ما چه شناختى از فاطمه زهرا سلام‌اللَّه‌علیها داریم؟ این یك حرف است. بالاخره دوستان اهل بیت علیهمّ‌السّلام، در طول زمان، تا آن‌جا كه توانستند سعى كردند به حقِ‌ّ دختر پیغمبر، فاطمه‌ى زهرا سلام‌اللَّه‌علیها معرفت پیدا كنند. چنین هم نیست كه كسى خیال كند همان‌طور كه در زمان ما، این بزرگوار این‌قدر در دلها عزیز و در چشمها شیرین است، همیشه همین‌طور بوده است. امروز بحمداللَّه دورانِ اسلامى است، دورانِ حكومت قرآن است، دورانِ حكومت علوى و حكومت اهل بیت علیهم‌السّلام است و آنچه در دلهاست، بر زبانها جارى مى‌شود. قدیمى‌ترین دانشگاه اسلامى در دنیاى اسلام - مربوط به قرن سوم و چهارم - به نام فاطمه‌ى زهرا سلام‌اللَّه‌علیهاست. نام دانشگاه معروف «الازهر» در مصر از نام فاطمه زهرا سلام‌اللَّه‌علیها گرفته شده است. در گذشته به‌نام فاطمه زهرا سلام‌اللَّه‌علیها دانشگاه تأسیس مى‌كردند.

حتّى خلفاى فاطمى كه بر مصر حكومت مى‌كردند، شیعه بودند. قرنهاست كه شیعه سعى كرده به حقِ‌ّ این بزرگوار معرفت پیدا كند. این، یك مسأله است. مسأله‌ى دیگر این است كه ما باید راه را از همه‌ى ستارگان بیاموزیم؛ «و بالنّجم هم یهتدون». انسان عاقل این‌گونه است. از ستاره باید استفاده كرد. ستاره در آسمان است و مى‌درخشد. آن‌جا عالمِ عظیمى است. مگر این ستاره همینى است كه من و شما مى‌بینیم؟ بعضى از ستارگان كه در آسمانند و مثل یك نقطه سوسو مى‌زنند، كهكشانى هستند. گاهى یك ستاره بزرگتر است از كهكشان راه شیرى كه میلیاردها ستاره داخل آن است! - قدرت الهى كه حدّ و اندازه‌اى ندارد - ولى من و شما آن را یك ستاره‌ى كوچكِ درخشان مى‌بینیم. خوب؛ مقصود از این مطالب چیست؟ مقصود این است انسان عاقلى كه خدا به او چشم داده است، باید از این ستاره براى امرى در زندگى استفاده كند. قرآن مى‌گوید: «و بالنّجم هم یهتدون»؛ به وسیله‌ى آن راه را پیدا مى‌كنند.
بیانات در دیدار جمعی از مداحان، ۳/۹/۱۳۷۳

نسل حضرت زهرا سلام الله علیها نسل يازده خورشيد فروزان

مصداق كوثر براى نبى‌اكرم، چيزهاى گوناگون است. يكى از برجسته‌ترين مصاديق كوثر، وجود مقدس فاطمه‌ى زهراست؛ كه خداوند متعال در اين وجود مبارك، دنباله‌ى معنوى و مادى پيامبر را قرار داد.

برخلاف تصور دشمنان ملامتگر، اين دختر بابركت، اين وجود ذى‌جود، آن‌چنان مايه‌ى بقاى نام و ياد و مكتب و معارف پيامبر شد كه از هيچ فرزند برجسته و باعظمتى، چنين چيزى مشاهده نشده است. اولاً از نسل او يازده امام و يازده خورشيد فروزان، معارف‌ اسلامى را بر دلهاى آحاد بشر تابانيدند؛ اسلام را زنده كردند؛ قرآن را تبيين كردند؛ معارف را گسترانيدند؛ تحريفها را از دامن اسلام زدودند و راه سوء استفاده‌ها را بستند.

حسين‌بن‌على (عليه‌السّلام) يكى از ذراره‌هاى فاطمه‌ى زهرا سلام الله علیها

يكى از اين يازده امام، حسين‌بن‌على (عليه‌السّلام) است كه پيامبر طبق روايت فرمود: ((انا من حسين و حسين سفينة النّجاة و مصباح الهدى)). با آن‌ همه آثار و بركاتى كه در آن شخصيت، در آن شهادت و بر آن قيام در تاريخ اسلام مترتب شده است، او يكى از ذراره‌هاى فاطمه‌ى زهراست.

يكى از اين‌ خورشيدهاى فروزان، امام باقر، و يكى ديگر امام صادق (عليهماالسّلام) است كه معارف اسلامى، مرهون زحمات آنهاست. نه فقط معارف شيعى، كه ائمه‌ى‌ معروف اهل سنت، يا بى‌واسطه، يا باواسطه، بهره‌مندان از فيض دانش آنها هستند. اين كوثر فزاينده‌ى روزبه‌روز درخشنده‌تر، نسل عظيم پيامبر را در تمام اقطار اسلامى پراكند؛ كه امروز هزاران، بلكه هزاران هزار خاندانهاى مشخصِ شناخته شده‌ى در همه‌ى دنياى اسلام، نمودار بقاى نسل جسمانى آن بزرگوارند؛ همچنان كه هزاران مشعل هدايت در دنيا نمودار بقاى معنوى آن مكتب و آن وجود مقدسند؛ اين كوثر، فاطمه‌ى زهراست. سلام خدا بر او، درود همه‌ى انبيا و اوليا و فرشتگان و آفريدگان پروردگار بر او تا روز قيامت. 
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در خطبه های نماز جمعه تهران۷۸/۷/۹

فاطمه‌ى‌ زهرا (سلام‌الله عليها) عارف‌ترين انسانها به مقام پيغمبر و اميرالمؤمنين (ع)


اگر آن روز امت اسلامى، نصب پيغمبر را درست و با معناى حقيقىِ خودش درك مى‌كردند و تحويل مى‌گرفتند و دنبال على‌بن‌ابى‌طالب (عليه‌السّلام) راه‌ مى‌افتادند و اين تربيت نبوى استمرار پيدا مى‌كرد. و بعد از اميرالمؤمنين هم انسانهاى معصوم و بدون خطا، نسلهاى بشرى را مثل خود پيغمبر، پى‌درپى زير تربيت الهىِ خودشان قرار مى‌دادند، بشريت خيلى زود به آن نقطه‌يى مى‌رسيد كه هنوز به آن نقطه نرسيده است؛ علم و فكر بشرى پيشرفت مى‌كرد؛ درجات‌ روحى انسانها بالا مى‌رفت؛ صلح و صفا در بين انسانها برقرار مى‌شد و ظلم و جور و ناامنى و تبعيض و بى‌عدالتى از بين مردم رخت برمى‌بست.


اين‌كه فاطمه‌ى‌ زهرا (سلام‌الله عليها) - كه در آن زمان عارف‌ترين انسانها به مقام پيغمبر و اميرالمؤمنين بود - فرمود اگر دنبال على راه مى‌افتاديد، شما را به چنين سرمنزلى‌ هدايت مى‌كرد و از چنين راهى مى‌برد، به همين خاطر است؛ ولى بشر زياد اشتباه مى‌كند.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در سالروز عيد سعيد غدير خم۷۹/۱۲/۲۴


من رزق سال کشور را در شب های فاطمیه می‌گیرم

یکی از نقل قول های که در سال های اخیر به شدن مورد توجه قرار گرفت مربوط می شد به کلامی که رهبری معظم انقلاب بعد از مراسم عزای حضرت زهرا (س) هنگام صرف شام به یکی از حاضران فرمودند.
یکی از حاضرین در سفـره شام مراسم ایام فاطمیه بیت رهـبری نـقل کرده است که سخنران مراسم ، بعـد از سخنرانی در حسینه امام خمینی (ره) هنگام صرف شام در محضر مقام معظم رهبری به ایشان عرضه داشت :« برخی گلایه می کنند که چرا حضرتعالی با این کسالت جسمانی ، این قدر برای مراسم وقت می گذلرند و از اول تا آخر مراسم وقت می گذارند و از اول تا آخر مجلس فاطمیه و روضه را می نشینند .»

معظم له نیز در جواب فرمودند : « آنها نمی دانند، من رزق سال کشور را در شب های فاطمیه می‌گیرم .»

ایام منصوب به حضرت زهرا سلام الله علیهما فرصت مناسبی برای تأمّل در مفاهيم اسلامى

در دنيا و در رسانه‌هاى جمعى عالم، در طول سالهاى متمادى، كسانى كه نه براى زن، نه براى جنس انسان و نه براى كرامتهاى انسانى، جز در محاسبه‌ با پول‌ ارزشى قائل نيستند - كه متأسّفانه در تمدن كنونى مغرب، نقش مهمى را در همه‌ عرصه‌ها ايفا مى‌كنند - مسأله‌ زن را هم براى خودشان در ميدانهاى مختلف به‌ صورت يك سرمايه و يك وسيله‌ سوداگرى درآوردند؛ روى آن بحث مى‌كنند، فرهنگ‌سازى مى‌كنند، تبليغ مى‌كنند و ذهنهاى مرد و زن همه‌ دنيا را در سر دو راهىِ يك وسوسه و گمراهىِ بزرگ قرار مى‌دهند. در چنين شرايطى، جا دارد زن مسلمان با تأمّل در مفاهيم اسلامى و ارزشگذاريهاى اسلامى و با دقّت در خطوطى كه در نظام اسلامى براى پيشرفت زنان و مردان پيش‌بينى شده است، هويّت خود را بازيابى كند و قامت رساى استدلال را در مقابل سفسطه‌ها و وسوسه‌هاى عوامل صهيونيسم و سرمايه‌گذارى و زراندوزى به نمايش درآورد.

فاطمه‌ زهرا سلام‌الله عليها قلّه‌ اين فضائل اسلامی

خودِ الگوی فاطمه‌ى زهرا سلام‌الله عليها كه در دوران كودكى، در بعد از هجرت پيغمبر به مدينه، در داخل مدينه و در همه‌ى قضاياى عمومى آن روز پدرش‌ -كه مركز همه‌ حوادث سياسى اجتماعى بود - حضور داشت، نشان‌دهنده‌ نقش زن در نظام اسلامى است. البته فاطمه‌ زهرا سلام‌الله عليها قلّه‌ اين فضائل است.

http://www.leader.ir/images/logo/183155.jpg
شما دخترانِ فاطمه هستيد؛ فرزندان فاطمه‌ زهرا هستيد؛ دنباله‌روان فاطمه‌ زهرا هستيد

بدانيد امروز در هيچ جاى دنيا زنانى كه مثل اين مادران شهداى ما، مادر دو شهيد، مادر سه شهيد، مادر چهار شهيد باشند، نيستند. در جامعه‌ ما، مادرانى‌ با اين خصوصيات كه از پدرها بهتر و قويتر و آگاهانه‌تر ايستادند، در اين ميدان بسيارند. اين همان تربيت اسلامى است؛ اين همان دامان پاك و مطهّر و نورانى‌ فاطمه‌ زهرا سلام‌الله عليهاست. شما دخترانِ فاطمه هستيد؛ فرزندان فاطمه‌ زهرا هستيد؛ دنباله‌روان فاطمه‌ زهرا هستيد.

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در ديدار گروه كثيری از بانوان۷۹/۶/۳۰

حضرت زهرا (س) در بصیرت، ولایتمداری و دفاع از امامت بزرگترین اسوه و چشمه همیشه جوشان تاریخ اسلام است. ظلمی که بر آل اطهار روا داشته شد معلول بی بصیرتی مردم بود که موجب شد مردم نتوانند به کُنه وجودی و شخصیت آسمانی اولیاء خدا پی ببرند.حضرت فاطمه (س) فقط اسوه فاضله زنان نبود بلکه شعاع نور وجودش در هدایت جامعه از حجره کوچکی در مدینه آغاز شد و گستره این نور، آفاق را در بر گرفت.حضرت فاطمه (س) نماد پاکی، عفت، الگو و گوهری ناب برای بانوان مسلمان است، جامعه بویژه بانوانان باید بیش از پیش سیره حضرت فاطمه (س) را بویژه در بحث عفاف و حجاب در زندگی خود الگو قرار دهند.باید از ویژگی ها و خصوصیات بارز بانوی بزرگ اسلام درس بگیریم و ابعاد اخلاقی و شخصیتی حضرت زهرا (س) را در تمام عرصه های زندگی و آموزه های دینی خود الگو قرار دهیم.

[ دوشنبه هجدهم فروردین 1393 ] [ 11:35 ] [ قران پژوه ]
خانواده کانون عشق و محبتى است که در آن زمينه رشد و تعالى انسان فراهم مى‌شود و بنايى است که زوجين، دو رکن اساسى آن را تشکيل مى‌دهند تا به فرموده پروردگار، بدين‌وسيله به آرامش و آسايش برسند.

پاسدار فضيلت‌ها

و من آياته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوااليها و جعل بينکم موده و رحمه (روم: 30)يکى از آيات و نشانه‌هاى خداوند، اين است که از خود شما برايتان همسرانى آفريد تا در کنار آنها آرامش خاطر پيدا کنيد و ميان شما و همسران شما مهر و محبت را قرار داد.

آنچه در خانواده چراغ‌ دوستى و محبت را فروزان‌تر مى‌کند، رابطه صميمانه‌اى است که بين زن و شوهر برقرار مى‌شود و آن‌چنان اين ارتباط و صميمت مهم و پرارزش است که در دين مقدس اسلام درباره نحوه برخورد هريک از زوجين با يکديگر در رفتار و گفتار سفارش‌هاى متعددى شده است. همچنين،‌ اسلام در تمامى زمينه‌ها به معرفى طرح‌ها و برنامه‌هاى آماده اجرا مى‌پردازد و براى غنيمت بيشتر و ملموس شدن انديشه، طرح و مکتبش، با عنايت به شيوه‌هاى رفتارى متکامل و توحيدي، الگوها و نمونه‌هايى را معرفى مى‌کند تا از اين رهگذر، پاسخگوى تمام نيازهاى مادى و معنوى ما باشد.

الگوهايى که اسلام معرفى مى‌کند، الگوهاى اصيل و با لياقتى هستند که براساس "واقعيت‌ها” و "ارزش‌ها” استوارند؛ الگوهاى معنوى که درطول تاريخ، جاويدان و ماندگار خواهد بود. الگوهايى لايق تقليد و پيروي، الگوهايى با اصالت، پويايى و جاذبه، استوار بر پايه ايمان به خداوند و ارزش‌هاى متعالى معنوي؛‌الگويى نظير بزرگ بانو و سالار زنان عالم فاطمه زهرا(س.)انديشيدن در ابعاد شخصيتى زهراى بتول(س) و نقش سازنده‌اش در صحنه‌هاى پاسدارى از فضيلت و ديانت،‌ از آن رو داراى اهميت و توجه است که آموزگارش پيامبر گرامى اسلام(ص) و تعاليمش، تعاليم انسان ساز قرآن کريم است.

توجه به زندگانى آن حضرت در عصر غربت انسان و کسادى بازار ايمان، براى انسان‌هاى گريزپا و سرگردان، حيات‌بخش و راهگشا خواهد بود تا روح انسان امروزي، در سايه‌سار نخل وجود فاطمه زهرا(س) آرامش گيرد و جان تشنه انسان سيراب‌زده قرن ما، از شراب طهور کوثر وجودش سيراب شود.يکى از ويژگى‌هايى که تشنگان حقيقت در سيره آن بزرگوار با حساسيت خاصى آن را بررسى مى‌کنند،‌ توجه به جلوه‌هاى رفتارى و گفتارى صديقه طاهره در خانه و خانواده و مهم‌تر از آن، درچگونگى ارتباط با همسر بزرگوارش علي(ع) است.

آري، زهراى بتول در گفتار و عمل با شوهر بزرگوارش، روش و منشى زيبا و دلپسند از خود برجاى گذارده است، که چون مشعلى فروزان در تاريخ بشريت مى‌درخشد و راهنماى تمام زنانى است که دل به خوبى‌ها و روشنى‌ها سپرده‌اند. در اين نوشتار سعى مى‌شود که به‌گوشه‌اى از اين زيبايى‌ها به اجمال اشاره شود:

جهاد زن

خانه، کانون روش محبت و جوشش عشق و عطوفت است. محيطى که شخصيت انسان در آن شکل مى‌گيرد. فضايى که مجموعه خانواده بايد در آن تنفس کنند و بخش قابل توجهى از توانمندى‌هاى خود را در بستر خانواده جست‌وجو نمايند و رشد دهند.خانه، محل آرامش و سکون است و روح و روان انسان در چنين فضايى بايد به‌بار بنشيند. اداره امور اين محيط به ظاهر کوچک که به منزله اداره يک کشور است، نياز به درايت خاصى دارد.

دو رکن خانواده که همه برنامه‌ها و فعاليت‌ها، بر محور آنها بايد شکل بگيرد، زن و شوهر هستند. اين دو بايد فرهنگ خانواده را پاسدار باشند و اقتصاد خانواده را متناسب با نيازها سامان بخشند.اخلاق و رفتار زن و شوهر و سيره و سلوک آنان در زندگي، بر ديگر اعضاى خانواده اثر مى‌گذارد و زمينه رشد و بالندگى را در فرزندان به‌وجود مى‌آورد.خانواده، گنجينه‌اى است که مجموعه بسيارى از ارزش‌هاى والاى انسانى را در خود جاى داده است. تربيت، عفت، عطوفت و رحمت، عشق و محبت و ده‌ها خصلت ديگر ارزشى در اين کانون پرورش مى‌يابد.يکى ديگر از اين ارزش‌ها تلاش زن در جهت خوب شوهردارى کردن است. اميرالمومنين علي(ع) درباره اهميت خوب شوهردارى کردن زن، مى‌فرمايد: "جهاد المراه حسن التبعل؛ جهاد زن اين است که خوب شوهردارى کند”. (1)

مى‌دانيم که جهاد اهميت بسيار دارد و در رديف بزرگ‌ترين عبادات به‌حساب مى‌آيد و وقتى از امام مى‌پرسند: کدام عمل بهترين اعمال است؟ در جواب مى‌فرمايد:”الصلوه لوقتها و برالوالدين و الجهاد فى سبيل‌الله‌؛ نماز اول وقت، نيکى به والدين و جهاد در راه خدا”.خداوند نيز در قرآن براى مجاهدان پاداشى بزرگ درنظر گرفته است. (نساء: 95) ولى همين جهاد، با اين همه فضيلت از عهده زن برداشته شده است و بر او واجب نيست.

على (ع) در حديث ديگرى مى‌فرمايد:خداى تعالى جهاد را بر مردان و زنان واجب فرمود. پس جهاد مرد به اين است که از بذل جان و مال تا سرحد شهادت و کشته‌شدن در راه خدا دريغ نکند و جهاد زن به آن است که در برابر تندى و آزار شوهر و غيرت او بردبارى نمايد. (2)

بنابراين روايت، همان پاداشى را که خداوند به مجاهدان مى‌دهد،‌به چنين زنانى هم مى‌دهد؛ زيرا اين بردبارى که جهادى مقدس است و زن در برابر نفس خود انجام مى‌دهد، در نتيجه آن، پايه‌هاى خانه و خانواده و زندگى متزلزل نخواهد شد و جلوى اختلاف و نزاع و جدايى‌ها گرفته مى‌شود.خوب شوهردارى کردن؛ يعنى اين که زن کارى کند که وقتى مرد پس از برخورد با مشکلات و سختى‌ها و کار روزانه با تنى خسته و روحى گرفته و پر ملال به خانه آمد، با ديدن چهره همسرش و شنيدن سخنان او و نيز مشاهده وضع خانه خستگى‌هايش برطرف شود.

خوب شوهردارى کردن به اين است که زن از نظر اداره امور داخلى خانه و حفظ عفت و آبرو، خيال مرد را آسوده کند تا وى با خيالى راحت به کسب و کار و اداره امور خارج از منزل يا حل و فصل کارهاى مردم، يا مطالعات علمى و يا ديگر کارها بپردازد.فاطمه(س)‌نيز در اين مدت کمى که در خا نه على (ع) زندگى کرد،‌ دقيقه‌اى از اين جهاد مقدس و وظيفه سنگين غفلت نکرد. وقتى اين نکته را به يادداشته باشيم که زندگى زناشويى فاطمه(س) همراه با بچه‌دارى هم بود و با سخت‌ترين دوران تاريخ اسلام و مسلمانان شروع شد، به عظمت وجودى و شخصيت فاطمه(س) و جهادى که در اين راه انجام داد به خوبى پى خواهيم برد؛ زيرا اسلام، تازه به مدينه آمده بود و خاندان پيغمبر- که از آن جمله علي(ع) و فاطمه (س) بودند - از جمله زنان و مردان مهاجرى بودند که از مکه به مدينه هجرت کرده و خانه و ملک و کسب و کار معينى نداشتند تا از اين راه امرار معاش کنند و نيز آسايش و امنيتى هم نداشتند که در سايه آن به فکر تامين زندگى باشند.

براى مبارزه با شرک و بت‌پرستى و پايه‌گذارى مرام توحيدى ناچار بودند هر روز به‌سويى بروند و با دشمنان سرسختى که از هر لحاظ مسلمانان را احاطه کرده بودند و مى‌خواستند اين نداى مقدس را خاموش کنند، بجنگند و در اين ميان وظيفه علي(ع) و فاطمه (س) ، دختر پيغمبر اسلام ، از همه سخت‌تر و مشکل‌تر بود؛ زيرا سپهسالار همه اين جنگ‌ها علي(ع) بود وهمه جا با فداکارى و جانبازى او فتح و پيروزى نصيب مسلمانان مى‌شد. گواه اين مدعا، تاريخ درخشان اسلام است.

چنين مجاهد بزرگي، بايد همسر فداکار و وظيفه‌شناسى همچون فاطمه(س) داشته باشد و اگر فاطمه(س) نبود، چنين همسرى براى علي(ع) يافت نمى‌شد. چنان‌که اگر علي(ع) نمى‌بود، مرد ديگرى که در خور همسرى فاطمه(س) باشد ، پيدا نمى‌شد. سپهسالارى همچون على (ع)، همسرى مى‌خواهد که به شايستگى امور داخلى خانه را اداره کند، به رشد و تعالى فرزندانش بپردازد و به خوراک و لباس و تعليم و تربيت آنان با کمال دلسوزى رسيدگى کند تا خيال او را در ميدان‌هاى جنگ و آن همه مسافرت‌هاى جنگى که پياپى پيش آمد آسوده سازد. با سختى‌ها و مشکلات و کم و زياد امکانات زندگى بسازد و از نظر فکرى و روحى نيز هم‌فکر و مشوق همسرش باشد و نيز نوازش‌ها و تحسين‌هاى او پشتوانه و تکيه‌گاهى براى ادامه مبارزات و درمانى براى رفع خستگى‌هاى جسم و جان او شود.‌(3)

اداره شايسته امور منزل

يکى از حياتى‌ترين فنون و هنرهايى که هر زن لايق و شايسته بايد در کنار ديگر خصلت‌هاى پسنديده داشته باشد، اداره امور خانه وتدبير منزل است تا موجبات آرامش خاطر و آسودگى بقيه اعضاى خانواده به‌ويژه همسر را فراهم آورد.حضرت فاطمه (س) ده سال بيشتر نداشت که قدم به خانه شوهر گذاشت، ولى در طول زندگى کوتاه خود، شرايط و موقعيت‌ خاص علي(ع) را به خوبى درک کرد و در چارچوب خواسته‌هاى معقول و مشروع و خيرخواهانه شوهر که چيزى جز خير و صلاح و اعتلاى بشريت نبود، اداره زندگى علي(ع) را در بالاترين سطح از موفقيت و درخشاني، به سامان رساند. درگفتار و کردار خود با همسرش، شيوه و سيره‌اى را برگزيد که آن را در محضر بزرگ‌ترين معلم تاريخ بشر، پيامبر بزرگوار و والاى اسلام، آموخته بود.

"هرگز کارى او را از کار ديگر باز نمى‌داشت”. (4) اين‌گونه نبود که عبادت و مناجاتش، او را از اداره منزل باز دارد و تربيت و سازندگى و مبارزاتش، او را از رسيدگى به فرزندان و همسرش مانع شود. او علي(ع) را بهترين همسر مى‌دانست(5) و همواره به تمامى وظايف همسرى خود عمل مى‌کرد.

هميارى و همکارى

دو اصل لازم اخلاقى در تشکيل پايه‌هاى نظام خانواده "تفاهم” و "تعاون” است که اگر اين دو اصل در اين امر تحقق يابد، فضاى خانه به محيط‌ دوست‌داشتني، آرام و سازنده تبديل مى‌شود. با نگاهى گذرا به زندگى حضرت زهرا(س)، مى‌توانيم اصل تعاون و همکارى و مشارکت در امور مادى و معنوى و همچنين تفاهم و درک متقابل اعضاى خانواده‌اش را مشاهده کنيم. حاکميت و تحقق اين مهم در زندگى مشترک حضرت زهرا و اميرالمومنين علي(ع)، براساس تقسيم مطلوب وظايف زندگى مشترک آن دو بزرگوار صورت مى‌پذيرفت.

يکى از عوامل شادابى و تکامل خانواده ايشان، تعيين حدود مسئوليت افراد در خانواده بود که با تقسيم کار، عدالت اجتماعى در جامعه کوچک خانواده آن بزرگواران به‌وجود آمد تا زمينه سعادت مادى و معنوى هرچه بيشتر آنها را فراهم آورد. امام باقر (ع) فرمود: حضرت فاطمه (س) کارهاى منزل را با حضرت علي(ع) اين‌گونه تقسيم مى‌کردند که خمير کردن آرد و نان پختن و تميز کردن و جارو زدن خانه به‌عهده فاطمه(س) باشد و کارهاى بيرون از منزل، از جمله جمع‌آورى هيزم و مواد اوليه غذايى را علي(ع) عهده‌دار شود. (6)

امام صادق(ع) فرمود: اين تقسيم کار با رهنمود رسول خدا (ص) انجام گرفت. آن‌گاه که رسول خدا(ص) فرمود: کارهاى منزل را فاطمه (س) و کارهاى بيرون منزل را على (ع)‌ انجام دهد. حضرت زهرا(ع) با خوشحالى فرمودند:جز خداکسى نمى‌داند که از اين تقسيم کار تا چه اندازه خوشحال شدم؛‌ زيرا رسول خدا(ص) مرا از انجام کارهايى که مربوط به مردان است، بازداشت(7)

قناعت

احساس بى‌نيازى و رضايت، خصوصيتى ارزشمند است که مى‌تواند هر انسانى را در رسيدن به آرامش و خوشبختى در زندگى فردي، خانوادگى و اجتماعى يارى کند. اين احساس با دست‌يابى به مال و ثروت حاصل نمى‌شود. چه‌بسا انسا‌ن‌هاى ثروتمند که خود را محتاج‌ترين مى‌بينند و براى به‌دست آوردن دنياى بيشتر، آرام و قرار ندارند. آري، احساس رضايت و بى‌نيازى تنها و تنها با قناعت به‌وجود مى‌آيد.قناعت يکى از صفات پسنديده‌اى است که اسلام اهميت فراوانى براى آن قائل شده است. انسان‌هايى که بينش الهى دارند، آن‌چنان ديدگاهشان وسيع و والا مى‌شود که در امور دنيوى براى رسيدن به آنچه ندارند و نمى‌توانند به‌دست آورند،‌ آرامش خود را به هم نمى‌زنند و طعم شيرين زندگى را بر خود تلخ نمى‌کنند.حضرت زهرا(س) برترين الگوى تاريخ بشريت، در زندگى مادى خود، انسانى قانع بودند و هيچ‌درخواستى از شوهر خود نمى‌کردند که نتواند آن را برآورده سازد و با همان امکانات کم، شيرين‌ترين زندگى را براى خود و خانواده بزرگوارش فراهم مى‌ساختند.

روزى ا مام علي(ع) فرمود:فاطمه جان! آيا غذايى موجود است که بياوري؟ پاسخ شنيد:سوگند به خداوندى که حق و قدر تو را بزرگ شمرد! سه روز است که غذاى کافى درمنزل نداريم و همان مقدار ناچيز خوراکى را به شما بخشيدم و خود گرسنگى را تحمل کردم”. (8)

امام على (ع) فرمودند: چرا اطلاع ندادي؟

حضرت زهرا(س) جواب دادند:رسول خدا (ص) مرا نهى نمود از تو چيزى درخواست کنم و به من سفارش فرمود: دخترم، چيزى از پسرعمويت درخواست نکن، اگر چيزى برايت آورد بپذير والا تو درخواست چيزى را نداشته باش.(9)‌

همچنين فرمود:اى اباالحسن ! من از پروردگار خود حيا مى‌کنم که چيزى را که تو بر آن توان و قدرت نداري،‌از تو درخواست کنم.(10)

عشق و عاطفه و محبت

از روزگاران گذشته اين بحث مطرح بوده است که مديريت خانه و خانواده از آن کيست؟ برخى با روحيه مردسالارى بر امور خانواده مديريت کرده‌اند؛ مرد بر مسند مديريت خانواده نشسته و چون فرمان‌روايى مقتدر محيط خانواده را اداره کرده است و در برابر اين‌گونه مديريت، خانواده‌هايى نيز بوده‌اند که عنان اداره امور خانواده را به دست زن سپرده‌اند و با روحيه زن سالارى در محيط خانه حکومت کرده‌اند.

درخانه علي(ع) و فاطمه(س)، نه مردسالارى بود و نه زن‌سالاري، بلکه در اين خانه پاک و مطهر، محبت‌سالارى بود و محبت و عشق به يکديگر، چرخ‌هاى زندگى ساده آن خانواده را مى‌چرخاند.نگاه‌هاى مهربان و عاطفى فاطمه (س)، اندوه‌ها را از دل همسرش برطرف مى‌کرد. فاطمه (س) به گونه‌اى روح آرامش را بر خانواده حاکم کرده بود که نگاه علي(ع)‌به خانه و زندگى‌اش، نگاه کسى بود که از ميان امواج سهمگين دريا به ساحل نجات مى‌نگرد.چنان که اميرالمومنين علي(ع) مى‌فرمايد:”دائما به فاطمه مى‌نگريستم و ازدلم اندوه‌ها برطرف مى‌شد”. (11)

انسان‌هاى کامل در تمام ابعاد وجودى به کمال رسيده‌اند و در هر زمينه عالى‌ترين رتبه را احراز کرده‌اند. خاندان فاطمه زهرا(س) به‌عنوان کامل‌ترين انسان‌ها، از لحاظ عاطفى و محبت‌ورزى به يکديگر، خالص‌ترين محبت‌ها و عشق‌ها را داشتند. محبت فاطمه(س) به اميرالمومنين على (ع) به فاطمه (س) در تاريخ، صحنه‌هاى بسيار زيبايى را آفريده است. (12)هنگامى که اميرالمومنين على (ع) را براى بيعت از خانه بيرون مى‌بردند، عشق مشتعل فاطمه(س)‌به علي(ع) فروزان‌تر مى‌شودو با عواطف پاک خود به سلمان مى‌گويد:اى سلمان، آنها قصد جان على را دارند و من به شهادت على نمى‌توانم صبر کنم. صبرم تمام شده!‌ مرا به حال خود بگذار تا کنار قبر پدرم بروم، و به درگاه خدا ناله سردهم( !13)

پس از لحظاتى چند که در ميان سکوت و اندوه و شگفتى حاضران، مهاجمان دست از امام کشيدند و امام على (ع) ، تنها و مظلوم از مسجد مدينه بيرون آمد، راه خانه را در پيش گرفت. حضرت زهرا(س) شوهر معصوم خود را نگريست و فرمود:على جان، جانم فداى جان تو و جان و روح من سپر بلاى جان تو، يا اباالحسن! همواره با تو خواهم بود؛ اگر تو در خير و نيکى به‌سر مى‌بري، با تو خواهم زيست و اگر در سختى ‌و بلاها گرفتار شدي، باز هم با تو خواهم بود. (14)

اطاعت از شوهر

يکى ديگر از ويژگى‌هاى حضرت فاطمه زهرا(س)‌به‌عنوان کامل‌ترين اسوه، در عين آزادى و آزادگي، اطاعت از همسر و مطيع بودن او در برابر على (ع) است.زهرا (س) هرگز على (ع) را عصبانى نکرد(15)و هرگز برخلاف خواسته او گامى برنداشت (16) و همواره مطيع او بود(17)روزى امام علي(ع) وارد منزل شد و فرمود: فاطمه جان، خليفه به همراه عمر در پشت در خانه منتظر اجازه ورود هستند تا نظر شما چه باشد؟ حضرت زهرا (س) به شوهر خويش فرمود:على جان! خانه، خانه توست و من همسر تو هستم. هرآنچه مى‌خواهى انجام ده. (18)امام علي(ع) درباره فاطمه(س) مى‌فرمايند:” قسم به خدا! من فاطمه(س) را هرگز خشمگين و مجبور به کارى نکردم، او هم هيچ گاه مرا خشمگين و از دستورم سرپيچى نکرد”. (19)

رازدارى

ادب و احترام زن به همسرش، اقتضا مى کند که نه تنها از مطرح ساختن و بزرگ جلوه دادن کمبودهاى خانه خوددارى کند، بلکه در حد امکان، کاستى‌ها را ناديده بگيرد و يا آنها را کوچک انگارد. هنگامى که اظهار ناراحتي، نتيجه‌اى جز رنجش شوهر ندارد، زن نبايد در اين ارتباط واکنشى از خود نشان دهد. ايثار و محبت، حکم مى‌کند که او خود، به تربيتى که مى‌داند سختى‌ها را برطرف سازد و زحمت مضاعف را برهمسر خود، تحميل نکند.روزى فاطمه (س) به حضور پدرش رسيد، در حالى که آثار ضعف و گرسنگى از چهره‌اش نمايان بود. رسول خدا(ص) وقتى اين حال را مشاهده کرد،‌دست‌هايش را به سوى آسمان برافراشت و گفت: خدايا! گرسنگى فرزندم را به سيرى تبديل کن و وضع او را سامان بده( !20)پيامبر اکرم (ص) بدون اين که زهرا(س)‌سخنى به اوبگويد، از ضعف و گرسنگى او باخبر مى‌شود که اين خود، يکى ديگر از نمونه‌هاى پاى‌بندى به اساس و اسرار خانواده است. (21)

آراستگى و پاکيزگى در عين سادگى

انسان به‌طور طبيعى و فطرى آراستگى و زيبايى را دوست مى‌دارد. چنان که حضرت علي(ع) فرموده است: "ان الله جميل و يحب الجمال؛ خداوند زيباست و زيبايى را دوست دارد”. (22)حضرت رضا(ع)‌در تشريح سيره و سنت انبيا مى‌فرمايد: " من اخلاق الانبياء التنظف؛‌آراستگى و نظافت از اخلاق پيامبران است”. (23)بر هر انسانى لازم است که آراستگى به آرايش و نظافت را همچون يکى از وظايف روزانه در زندگى خود رعايت کند و بخشى از اقلام سبد خانوادگى خود را با وسايل آراستگى و نظافت اختصاص دهد.از لحاظ رواني، آراستگي، نظافت و زيبايى و زيباسازى محيط خانه و خانواده، آرامش اعضاى آن را فراهم مى‌سازد و عامل موثرى براى افزايش محبت و همگرايى بيشتر خواهد بود.اگر نظافت و زيبايى براى همه انسان‌ها لازم و مفيد باشد، براى برخى از افراد واجب است زن و شوهر از کسانى هستند که آراستگى براى آنان واجب و از ضروريات زندگى است.

پيامبراکرم (ص) فرمود:هر مردى از شما مسلمانان موظف است خودش را براى همسرش آراسته کند، همچنان که دوست دارد زنش براى او آراسته باشد(24)

فاطمه زهرا(س) که در مکتب نبوت تربيت شده بود و با فرهنگ و اخلاق آشنايى کامل داشت،‌به رعايت اصل آراستگى در زندگى خانوادگى آگاهى کامل داشت و آراستگى و نظافت را پيش ازآن که يک امر شخصى و فردى بداند، آن را حق خانوادگى و همسر خود مى‌دانست و از اين‌رو، به آن بسيار اهميت مى‌داد.يکى از سنت‌هاى مورد تاکيد رسول خدا(ص) به کار بردن عطر و سفارش و استفاده از بوهاى خوش بوده است. آمده است فاطمه(س) تا آن هنگام که در خانه بودند، مرتب از عطرهاى گوناگون استفاده مى کردند و فضاى زندگى را علاوه بر عطر روح و معنويت به عطر ظاهرى معطر مى‌کردند. (25)

درباره زندگى فاطمه زهرا(س) آمده است که ام‌السلمه مى‌گويد: " از حضرت زهرا(س) پرسيدم: آيا عطرى ذخيره کرده‌اي؟ فرمودند: آري. رفت و شيشه عطرى آورد و مقدارى در کف دست من ريخت. بوى خوشى داشت که هرگز نشنيده بودم. گفتم اين عطر خوشبو را از کجا تهيه کرده‌اي؟ فرمود: اين عطر مشکى است که از بال و پر جبرئيل فرو ريخته است. (26)پيامبر اکرم (ص) به عمار ياسر ماموريت داد براى شب عروسى حضرت زهرا(س) عطرهاى خوشبو تهيه کند. (27)

احترام به همسر در گفتار

يکى از زيبايى‌هاى زندگى زناشويى اين است که هرکدام از زن و مرد نسبت به يکديگر گفتار نيکو داشته باشند و از هر سخنى که موجب شکستن حرمت ديگرى مى‌شود، خوددارى کنند.فاطمه و علي(ع) نيز يکديگر را با احترام خطاب مى‌کردند. به‌گونه‌اى که حضرت زهرا (س)‌ايشان را "اميرالمومنين "(28) و "خير بعل؛ بهترين شوهر” خطاب مى‌کرد. علي(ع) نيز درباره حضرت زهرا(س) تعابيرى چون؛ "خيرنساء الامه‌؛‌برترين زنان امت” يا "بابى انت امي؛ پدر و مادرم فدايت”‌يا "نعم العون على طاعه‌الله ؛‌بهترين يار بر بندگى خدا” را به کار مى‌برد. (29) اگرچه کلمات و تعبيرات اين دو بزرگوار درباره يکديگر خيلى کوتاه است،‌ معانى بلندى دارد که نشانه اوج احترام و معرفت اين زوج به يکديگر است.

ابراز عشق و محبت

يکى از امتيازات اهل بيت(ع)، قدرت بيان، شيرينى و غناى کلام آنان است. از فاطمه (س) نيز اشعارى باقى مانده است که حکايت از قدرت بيان او در ابراز عشق و علاقه وافر به خانواده‌اش و به‌ويژه همسر بزرگوارش دارد.حضرت زهرا (س) در لحظه‌هاى آغازين زندگى زناشويي، لب به ستايش از شوهر نمونه‌اش، امام علي(ع)‌گشوده فرمود:

اضحى الفخار لنا و عز شامخ

و لقد سمونا فى بنى عدنان

افتخارو عزت والا از آن ما شد و ما در ميان فرزندان عدنان سربلند شديم.

نلت العلا و علوت فى کل الورى

و تقاصرت عن هجدک الثقلان

تو به بزرگى و برترى رسيدى و از همه آفريده‌ها والاتر شدى و جن و انس از عظمت تو عقب ماندند.

اعنى عليا خير من وطا الثرى

ذوالمجد و الافضال و الاحسان

مقصودم على است، بهترين کسى که گام بر خاک نهاد، بزرگوار و داراى احسان و نيکي.

فله المکارم و المعالى و الحبا

ما ناحت الاطيار فى‌الاغصان

برترى‌هاى اخلاقى و بزرگى‌ها از آن اوست، تا آن‌گاه که مرغان بر شاخه‌ها به ترنم مشغولند(30)

سخن آخر

در يک کلام، زهرا (س) ، علي(ع) را بهترين همسر مى‌دانست و همواره به تمامى وظايف همسرى خود عمل مى‌کرد. از پاکيزگى و ساده‌پوشى و آرايش و عطرزدن گرفته تا کارهاى منزل و آرد کردن و نان‌پختن و قناعت به يک زندگى ساده و گفتگو و مزاح با همسر و ايثار و فداکردن مال و جان خود براى همسرش.و سرانجام تحمل تمامى سختى‌ها، مشقت‌ها و فقرا در کنار همسرش و شريک بودن با او در تمامى شادى‌ها و رنج‌ها، از جمله خصلت‌ها و کارهايى بود که حضرت زهرا (س) به آنها آگاه بود و به شايستگى عمل مى‌کرد.زهرا(س) آرامش و انس علي(ع) بود. علي(ع) بانگاه به او رنج‌هايش را از ياد مى‌برد.علي(ع)‌ خود، مى‌گويد:‌ زهرا شادى من بود(31.) از اين رو، تا خبر شهادت او را شنيد، از پا افتاد و تا آبى به صورتش نزدند، به هوش نيامد.(32)زهرا(س) سعادت واقعى را در محبت به علي(ع) مى‌دانست. از اين‌رو، مردم را به ياد روز غدير و حديث منزلت مى‌انداخت. او همچنين راوى بسيارى از فضايل و مناقب علي(ع) است.

زهرا(س) محبوب‌ترين افراد درنزد على (ع) بود.

زهرا (س) همواره مايه افتخار و مباهات على (ع)‌بود.

زهرا (س) تکيه‌گاه على (ع) و يکى از دوبال پرواز علي(ع) بود.

زهرا، فدايى على (ع) بود. او رفت تاعلى (ع) بماند.

پى‌نوشت‌ها:

1- نهج‌البلاغه فيض، ص 1142

2- کافي، ج 5، ص 9

3- رسولى محلات، زندگانى حضرت فاطمه (س)، ص 115 و 118

4- لايشغله شان عن شان؛ بحارالانوار، ج9، ص 159

5- "يا ابه خير زوج؛ اى پدر، على‌ بهترين همسر است”: بحارالانوار، ج 43، ص 133

6- نک: مهدى نيلى‌پور، فرهنگ فاطمي، ص 185

7- نهج‌الحياه، ص 168، ج 95

8- نهج‌الحياه،‌ص 296، ج 182

9- همان

10- فرهنگ فاطمي، ص 188

11- رنج‌ها و فريادهاى فاطمه (س) ، ص 63

12- فرهنگ فاطمي، ص 85

13- نهج‌الحياه، ص 145

14- فرهنگ فاطمي، ص 84

15- "لااغبضتني”: بحارالانوار، ج 43، ص ؛134 مناقب خوارزمي، ص 256، آمده است که على (ع) گفت: " زهرا هرگز مرا عصبانى نکرد و به خدا قسم ! من هم هرگز او را عصبانى نکردم”.

16- لاعصت لى امرا: بحارالانوار، ج 43، ص 134

17- اسمع له و اطيع: بحارالانوار،‌ج 43، ص 47

18- نهج‌الحياه، ص 22، ج 3

19- رنج‌ها و فريادهاى فاطمه(س) ، ص 63

20- عذرا انصاري، جلوه‌هاى رفتارى حضرت زهرا ، ص 20

21- جلوه‌هاى رفتارى حضرت زهرا، ص 20

22- وسائل‌الشيعه،‌ج 3، ص 341

23- تحف‌العقول، ص 330

24- مستدرک الوسائل ، ج 2، ص 59

25- فرهنگ فاطمي، ص 444

26- نهج‌الحياه، ص 170

27- همان

28- بحارالانوار، ج 43، ص 117

29- جلوه نور، ص 191، ج 2 و 3 و 4

30- نهج‌الحياه، (فرهنگ سخنان فاطمه)،‌ ص 184

31- بحارالانوار، ج 43،‌ ص 187

32- همان، ص 214
[ شنبه شانزدهم فروردین 1393 ] [ 15:35 ] [ قران پژوه ]
باید ابعاد عملی زندگ حضرت فاطمه به عنوان شخصیتی که در در کانون وحی و توسط پدر و مادری بزرگوار تربیت شده شناسایی شود. شخصیتی که از عصمت برخوردار است، فرزندانی مانند حضرت زینب(س) و امام حسین(ع) را تربیت کرده که به عنوان الگو و اسوه در جامعه مطرح هستند. بسیاری از این ابعاد هنوز برای جامعه مسلمانان ما شناخته شده نیست"
http://www.taamolnews.ir/files/fa/news/1393/1/13/24823_586.jpg
حضرت فاطمه(س) از نظر اخلاقی برای عموم جامعه امروز ما نیز درس های بسیار آموزنده ای را مطرح می کنند، برای مثال ایشان در حدیثی فرموده اند: بهترین شما کسی است که بیش از همه شانه هایش را نرم در اختیار مردم قرار دهد و خدمتگزار مردم باشد و به زنان احترام بگذارد و شخصیت آنها را حفظ کند." شما از این آموزه ها در کانون شخصیتی حضرت فاطمه بسیار خواهید یافت.
الگویی که در نسل های تاریخ، مدل فاطمیون شد
الگوهایی چون حضرت فاطمه و حضرت علی و فرزندان او به عنوان نسل هاشمی، علوی و فاطمی به نسل های بعدی منتقل شد و حرکتی را به عنوان فاطمة الزهرا و الفاطمیون به وجود آورد. در واقع، فاطمیون به عنوان یک واحد اجتماعی ارزشمند و یک طبقه متفکر و مصلح برای کسانی که خواهان پناهندگی مستحکم برای مبارزه با انحرافها بودند مطرح شد؛ یعنی سیره فاطمی مورد استفاده آنها قرار گرفت و دلیل اصلی این مسأله تأثیرگذاری فرزندان زهرا(س) بود.جوهر و اصل همان است و ما باید شیوه ها و مکانیسم کار را به اقتضای تحولات جامعه تغییر دهیم و این مسأله بر عهده جامعه شناسان، روانشناسان و علمای تعلیم و تربیت ماست که این اصول را تبیین و کاربردی کرده و به صورت استراتژیک، میان مدت و دراز مدت عملی کنند."

 
این تصور از حضرت فاطمه تاسف آور است
سیره آن بزرگوار قابلیت پاسخگویی به نیازهای امروز را دارد، اما وقتی ما هنوز ابعاد علمی و عملی شخصیت او را به جامعه نشناسانده ایم، متاسفانه شاهد خواهیم بود که تصویر و تصور جوان ما و دختر امروز و زن فردای ما از حضرت زهرا یک مدل ناقص است که برای زندگی امروز جهان مدرن کافی نیست ، این تصور بسیار درد آور و تاسف برانگیز است با وجوی که مکتب تربیتی حضرت فاطمه(س) مملو از آموزه ها و درس های انسان ساز است؛ درس اخلاق، درس ایمان و تقوا، درس مبارزه با ظلم، درس دینداری و دین خواهی و درس های حرکت آفرینی. چقدر از جوانان ما تنها با خطبه فدک حضرت فاطمه آشنا هستند؟ و اگر نیستند چه کسی مسئول بوده و هست؟ باید در تبیین علمی و عقلی و معرفتی شخصیت آن حضرت بکوشیم و این مسئولیت اهل قلم و رسانه و سخنرانان را هر روز بیش از دیروز سنگین تر کرده است.
 
فاطمه زهرا؛ نجات بخش جامعه پر شکاف و انحراف
 
همان طور که سیره پیامبراکرم(ص) برای ما به عنوان سبک زندگی مطرح است، شخصیت و سیره فاطمه(س) نیز در تمام ابعاد سیاسی، فکری و اخلاقی اش باید برای ما الگو باشد، یکی از ابعاد مهم سیره آن بزرگوار، سیره سیاسی ایشان است که البته بهتر است آن را سیره سیاسی اخلاقی بنامیم.به عبارت دیگر، حضرت در اعتراض نسبت به نوع نگاه و انتخاب جامعه (در مسأله خلافت) به مردم گوشزد کردند که اگر شکاف و انحرافی که در جامعه به وجود آمده جبران نشود، عواقبش دامنگیر اسلام و مسلمین خواهد شد. یعنی حضرت زهرا(س) معتقد بودند که اگر جامعه اسلامی این مسؤولیت را از روی دوش خود بردارد، فقط مرتکب خطای سیاسی و اجتماعی نشده، بلکه به خاطر انجام این حرکت نامعقول نسل های بعدی نیز گرفتار خواهند شد. در واقع، آن بزرگوار به امت اسلامی آموختند که سلامت جامعه باید برایشان بیش از مسایل شخصی اهمیت داشته باشد."
 
دریچه جدیدی برای فهم مسایل اجتماع
اگر حضرت زهرا(س) چنین بحثی را مطرح نمی کردند، دیگران به هیچ وجه جرأت و جسارت پرداختن به این قضیه را پس از رسول ا...(ص) نداشتند. بنابراین، وقتی فاطمه زهرا(س) این دریچه جدید را برای فهم مسایل اجتماع گشودند، اصحاب پیامبر(ص) مانند عمار یاسر و ابوذر غفاری و همسر ایشان ام سلمه نیز به تأسی از دختر رسول خدا(ص) به حمایت از علی(ع) برخاستند. پس حضرت زهرا(س) کانون هدایت و روشنگری نسلهای بعد شدند و اگر عمر گرانبارشان دوام بیشتری می یافت، شاید نمی توانستند حق امیرالمؤمنین(ع) را نادیده بگیرند، زیرا خشم و رضایت آن بزرگوار به عنوان تنها یادگار پیامبر(ص) مورد توجه جامعه بود.
هیچ گاه آن حضرت از میراث دختر پیامبر بودن خود استفاده نکردند
با وجود این، هیچ گاه آن حضرت از میراث دختر پیامبر بودن خود استفاده نکردند و همیشه می فرمودند: من فاطمه هستم که دارم سخن می گویم، زیرا پیامبر(ص) به ایشان سفارش کرده بودند: تو فقط از طریق اعمال و کردارت می توانی خود را در جامعه نشان دهی؛ یعنی نسبت داشتن با من نباید هیچ نقشی در زندگی و پیشبرد امورت داشته باشد و آن حضرت نیز ثابت کردند که ابعاد شخصیت علمی و دینی ایشان جدا از دختر پیامبر بودنشان است. که این مسأله، درسی برای جامعه آن روز بویژه فرزندان خلفا بود.

[ جمعه پانزدهم فروردین 1393 ] [ 13:47 ] [ قران پژوه ]

همه چیز از عشق شروع شد؛از یک غزل.آنجا که فاطمه میان در و دیواردرد را به جان خریدبرشی از یک قصیده  تغزل  بود .حالا غزل سراي علي ،تنها تكيه گاه علي  فاطمه رفته است حالا علی مانده و سلام هایش که بی گناه در کوچه ها بی جواب می ماند این روزهافقط گوش عمیق چاه ،با علی همدم می شود چاهي که در روز بیعت نه حضور داشت ،نه سبقت گرفت و نه تملق گفت .چاهی که در ميان ازدحام این جماعت ،انگشت پای هیچ کس را له نکرد ؛چاهي كه بدون حضور در غدیر، مردانه بیعت کرد.
فاطمه عليها السلام همان علي عليه السلام است در فرم زنانه. حضرت زهرا عليها السلام پيامبر نبودند؛ ولي پيامبرانه زندگي کردند، پيامبرانه انديشيدند، پيامبرانه موضع گرفتند، و پيامبرانه از دنيا رفتند.زندگي فاطمه عليها السلام را تنها به جريان در و ديوار و سقط شدن بچه محدود کردن، ظلم به ايشان است. با اين که آن حضرت عمرش کوتاه بود و فرصتي نداشت که خودش را نشان بدهد، ولي عمر با برکتي داشت. مثل يک سي‌دي فشرده با هزاران صفحه مطلب. فاطمه عليها السلام عمري کوتاه کرد؛ ولي هزاران صفحه معرفت از او به جا مانده است. تمام صحبت‌هايي که از او به جا مانده و در طول تاريخ، سانسور نشده، به اندازه يک جزوه هم نيست؛ اما ما با اکثر آن هم آشنا نيستيم. آن‌قدر که فاطمه فاطمه مي‌گوييم، نمي‌توانيم دو جمله از آن حضرت نقل کنيم.
جمله‌هايي که از حضرت به جا مانده، بسيار متعالي است و متفکران مي‌توانند از آن عبارات، نتيجه گيري‌هاي بزرگ تربيتي و اخلاقي بکنند. در حوزه معرفت و علم، در حوزه سياست، در حوزه اقتصاد و حقوق مي‌توان از احاديث آن حضرت، نتيجه گيري‌هاي خوبي کرد. سفره‌اي است که پهن شده، ولي کسي نيست که کنار سفره بنشيند و درست استفاده کند.

ما هنوز نابالغيم. بايد نسل‌هاي بالغي برسند که بتوانند بفهمند چطور با اين انوار مقدس الهي روبرو شوند و از آنها دانش بياموزند. براي فراگرفتن علوم اهل‌بيت، يک حدي از بلوغ لازم است؛ اما ما مثل بچه‌اي هستيم که در بزرگترين کتابخانه عالم ـ که ميليون‌ها جلد از بهترين کتاب‌ها در آن قرار دارد ـ رها شده است و اصلاً نمي‌فهمد که اين‌ها چيست. اگر وقتي از کتابخانه بيرون مي‌آيد، از او سؤال کني چه ديدي، مي‌گويد: «سالنش خوب بود، ولي در آن نمي‌شود فوتبال بازي کرد!» اين برداشت او از آن کتابخانه است. او نمي‌داند که نتيجة تحقيقات ميليون‌ها متفکر بزرگ، از شرق و غرب عالم، از ازل تا آن روز، همه و همه در آن سالن جمع بوده است. آن کودک نابالغ هيچ کدام از آنها را نمي‌بيند. رابطة ما هم با اهل‌بيت عليه السلام، همين طوري است. مثل بچه‌اي که وارد بزرگترين کتابخانه عالم مي‌شود و وقتي بيرون مي‌آيد مي‌گويد به درد نمي‌خورد. راست هم مي‌گويد، چون اين همه کتاب به درد او نمي‌خورد.

فاطمه عليها السلام هنوز هم غريب است؛ چون همه برداشت ما از فاطمه عليها السلام مسأله بين در و ديوار بودن اوست. اين مسأله اتفاق جانگدازي بود و ما بايد هميشه داغدار آن باشيم؛ ولي حضرت فاطمه عليها السلام که فقط اين نيست. اين جريان، بخش بسيار کوچکي از زندگي و شخصيت اوست.
براي الگو شدن انسان‌هاي بزرگي مثل فاطمه عليها السلام، لازم نيست آنها را پايين بکشيم تا هم‌قد ما بشوند. بعضي فکر مي‌کنند براي اين که پيامبران يا اولياي خدا بتوانند براي ما الگو باشند، بايد آنها را از مقام والايي که دارند پايين بکشيم؛ و اِلاّ اگر خيلي بالا باشند به درد الگو شدن نمي‌خوردند. اين اشتباه است. همه چيز آنها با ما فرق مي‌کرد. نگاهشان به عالم، نگاهشان به خودشان، نوع تصميم گيري‌هاي آنها، انگيزه‌هاي آنها.... اگر قرار باشد آنها هم مثل ما باشند، چرا بايد آنها معلم ما شوند؟ ما معلم آنها مي‌شديم!
لذا نبايد آنها را آن‌قدر پايين بکشيم که هم‌قدّ ما شوند. از آن طرف، نبايد به آنها آنقدر انتزاعي نگاه کنيم که نفهيم براي «فاطمي بودن» چه بايد کرد. هر دو نگاه، غلط است.

درخشندگي فاطمه عليها السلام در تاريخ خيلي کوتاه بوده است؛ اما بعضي‌ها نگويند اين درخشندگي کوتاه او در طول تاريخ براي الگو شدنش کافي نيست. اگر کسي در يک بيابان تاريک گرفتار شود، درخشش يک لحظه‌اي نور هم کافي است تا او جهت صحيح را پيدا کند. عمر فاطمه عليها السلام هر چند کوتاه بود، اما کافي بود. ابعاد مختلف او را نگاه کنيد. برخي ابعاد زندگي او را اصحاب درجه يک پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مثل سلمان حکيم نقل کرده‌اند.

براي شناخت آن حضرت، اين جريان کافي است که شب ازدواجش، در حالي که بهترين لباسش را پوشيده بود و خانمي آمد و ابراز نياز کرد و گفت: «من لباس مناسبي ندارم. امشب شب شادي شماست، به فکر من هم باشيد.» آن حضرت لباس عروسي را از تن بيرون آورد و لباس عادي خود را پوشيد. آن وقت، لباس عروسي‌اش را تقديم آن زن کرد. و با تمام سخاوتش به او گفت: «ببخشيد که من چيزي بهتر از اين ندارم» و بعد، با لباس عادي به خانه شوهرش علي رفت.

پيامبر که آمد، ديد لباس عادي بر تن اوست. فرمود: «دخترم! لباس عروسي‌ات کجاست؟» فاطمه عليها السلام گفت: « پدر! من هرچه کردم ديدم نمي‌توانم اين لباس را بپوشم در حالي که يک انسان به اين لباس محتاج است.» پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند: «آيا او را مي‌شناختي؟» حضرت پاسخ دادند: «نه.» پيامبر فرمودند: «پدر و مادرم فداي تو.»
هر چند زندگي حضرت زهرا عليها السلام سرشار از اين موارد است، ولي آيا همين يک مورد، همان نوري نيست که در تاريکي مي‌درخشد؟ اگر جامعه ما به همين يک جريان عمل کند، مي‌تواند نتايج اجتماعي و اقتصادي خوبي بگيرد.
يا مثلاً امام حسن عليه السلام روايت کرده است: «وقتي کودک بودم، مي‌ديديم که مادرم شب‌ها بلند مي‌شود و عبادت مي‌کند. گاهي فکر مي‌کرد، گاهي ذکر مي‌گفت و گاهي اشک مي‌ريخت و براي ديگران دعا مي‌کرد، ديگراني که نمي‌دانستند مادرم هر شب براي آنها دعا مي‌کند. از بس ايستاده دعا مي‌کرد، پاهايش ورم کرده بود. منتظر مي‌شدم تا براي خودمان هم دعا کند، اما وقتي همه را دعا مي‌کرد، تنها مي‌گفت: خدايا! به خاطر عظمت خودت ما را ببخش. يک بار وقتي دعاي مادرم تمام شد، به او گفتم: شما اين همه سرپا مي‌ايستي و براي همه، حتي دشمنانت، دعا مي‌کني، ولي براي خودت، در آخر دعاهايت، دعا مي‌کني؟ مادرم در جواب فرمود: الجار ثم الدار؛ اول براي ديگران بعد براي خود.» اين طور کارهاي حضرت زهرا عليها السلام الگوست. براي مرد و زن امروز و ديروز و فردا، براي زن و مرد شرق و غرب عالم.

هم چنين سلمان نقل مي‌کند که در اوج قدرت رسول‌الله صلي الله عليه و آله و سلم، فاطمه عليها السلام را ديدم که از خانه بيرون آمد. در حالي که چادري تميز ولي کهنه بر سر داشت. با خودم فکر کردم که دختر قيصر و کسري لباس‌هاي زربافت مي‌پوشند، ولي دختر رسول خدا ـ که همه چيز در اختيار پدرش است ـ اين طور زندگي مي‌کند. همين طور که با خودم داشتم فکر‌ مي‌کردم، زهراي مرضيه عليها السلام به من فرمود: «سلمان! معيار ارزش‌هاي ما با قيصر و کسري فرق مي‌کند. چيزهايي براي آنها خوب است و براي ما خوب نيست. معيارها و ملاک‌ها و نگاه‌هاي ما با آنها فرق مي‌کند.» اصلاً حضرت زهرا عليها السلام آمده است تا همين را به ما بياموزند که ملاک‌هايمان را عوض کنيم.

شما آن همه تواضع و محبت و تعهد اجتماعي فاطمه عليها السلام را ببينيد؛ اولاً در برابر خانواده‌اش و ثانياً در برابر جامعه. او اگر فريادي زده، اعتراضي کرده، اشکي ريخته، خطبه‌اي خوانده و قهري کرده، همه اين‌ها براي دفاع از حقيقت و عدالت بوده است، براي دفاع از انسان بوده است؛ نه دفاع از حق شخصي خودش. اگر نام فدک را مي‌آورد، اگر نام علي را مي‌آورد، به اين معنا نيست که باغ من را پس بدهيد، رياست شوهر من را پس بدهيد. اصلاً اين حرف‌ها نبوده. خودشان در سخنراني معروفشان در مسجد پيامبر مي‌فرمايند: «اي مردمي که به سوي گفتار باطل مي‌شتابيد، چشم بر زشتي‌ها مي‌بنديد، هرچه پيش مي‌آيد را توجيه مي‌کنيد، آنچه نمي‌خواهيد ببينيد نمي‌بينيد، هرچه نمي‌خواهيد بدانيد نمي‌دانيد، هرگاه مي‌خواهيد چشم‌هايتان را بر حقيقت مي‌بنديد و هرگاه نمي‌خواهيد نمي‌بنديد، آيا اين قرآن، کتاب تفکر نيست؟» درد فاطمه عليها السلام اين‌هاست. ايشان در ادامه مي‌فرمايند: «مشکل شما اين است که نمي‌توانيد بر اساس قرآن و معرفت قرآني داوري کنيد. يا نه، مشکل شما مشکل معرفتي و ندانستن نيست؛ مشکلي ديگر داريد و آن، اين است که بر دل‌هاي شما مهر خورده است. رفتار زشت شما، قلب‌هايتان را سياه کرده و مانع تصميم‌گيري درست شما شده است. مي‌دانيد حق چيست ولي نمي‌توانيد به احترام حق به پا خيزيد. چرا نمي‌توانيد؟ زيرا نمي‌خواهيد! وقتي عمل زشتي تکرار شود، روز به روز قدرت ديدن، شنيدن و تشخيص، از آدمي، بيشتر سلب مي‌شود. پس آنگاه که ماه به ماه و روز به روز، فاسدتر مي‌شويد، ديگر کلمات خداوند نيز درد شما را درمان نخواهد کرد. آيات خدا را مي‌شنويد ولي وحي صريح خدا را نادرست تأويل مي‌کنيد...» اين‌ها درد فاطمه عليها السلام است. در روايت است که ايشان رو به قبر پيامبر مي‌کرد و با اشک و با صدايي بلند ـ که همه مردم مي‌شنيدند ـ فرمودند: «پدر! اي آخرين سفير خداوند! کينه‌هايي که پنهان شده بود پس از تو سر باز کرد؛ کاش پيش از تو رفته بودم.»

فاطمه عليها السلام يک شخصيت اسلامي است، او فقط يک شخصيت شيعي نيست. بسياري از اهل سنت، براي حضرت فاطمه عليها السلام احترام کامل قائلند و در منابع روايي مهم آنها، وجوب اين احترام آمده است. آقاي بخاري در کتاب «صحيح» خود از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم نقل مي‌کند: «هرکس فاطمه را به خشم آورد، من را به خشم آورده است» يا حاکم نيشابوري ـ که از بزرگان اهل سنت است ـ در کتاب «مستدرک» از قول پيامبر نقل مي‌کند: «فاطمه! خدا با خشم تو به خشم مي‌آيد و با شادي و رضايت تو راضي مي‌شود.»

بعضي‌ها با خواندن اين حديث ـ که هم شيعه و هم اهل سنت آن را نقل کرده‌اند ـ اين طور برداشت مي‌کنند که خداوند خودش را با فاطمه عليها السلام تطبيق داده است و شايد به ذهن کسي بيايد که پيامبر دارد لطفي در حق دخترش مي‌کند و شايد همه پدرها در مورد دخترشان بگويند که هر کس دختر مرا اذيت کند، مرا اذيت کرده است. اين برداشت، کاملاً غلط است. پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم مي‌خواهد اين نکته را بگويد که فاطمه عليها السلام فاني در خداست، فاطمه عليها السلام سکوتش براي خداست، فريادش براي خداست، لبخند و خشمش، صلح و قهرش...، همه و همه براي خداست. اصلاً اين حديث مي‌گويد که فاطمه، چيزي نيست جز ارادة خداوند.
در اين صورت، اگر ما نتوانستيم بفهميم راه خدا از کدام سمت است، مي‌توانيم از روي رفتار فاطمه عليها السلام و از روي خشم و شادي فاطمه عليها السلام آن را بفهميم. اگر معني حديث، غير از اين باشد، اشکالات زيادي به آن و حتي به خود پيامبر وارد مي‌شود که نعوذ بالله شما داريد با دين خدا بازي مي‌کنيد و مي‌خواهيد بگوييد ما براي حق و باطل، حساب و کتابي نداريم. هر جا که فاطمه عليها السلام خوشش بيايد، حق است و هرجا فاطمه عليها السلام بدش بياد، باطل است. معناي صحيح روايت، اين است که پيامبر مي‌فرمايد: «فاطمه جان! تو آنقدر محو در رضايت خداوند هستي، و به قدري حرکات و احساسات تو کنترل شده و الهي و اصولي است که اصلاً‌ شادي و غمت هم الهي است و از روي جهل و اشتباه و تعصب شخصي نيست. موافقت و مخالفت تو از سر نفس و عواطف شخصي نيست؛ بلکه بر اساس ضوابط الهي است. به همين خاطر، رضايت تو رضايت خداوند است؛ چون تو غير از خدا چيز ديگري نمي‌خواهي. بنابر اين وقتي تو موضعي مي‌گيري، يعني اين موضع، موضع خداست. اگر تو در مسأله‌اي شادي کني، معلوم مي‌شود که خداوند از آن مسئله، راضي است.»اين است رمز آن که خدا با غضب فاطمه به خشم مي‌آيد و با رضاي او، راضي مي‌شود.
[ پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393 ] [ 12:58 ] [ قران پژوه ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Salehon :.

درباره وبلاگ

کربلا یعنی که یار رهبری/
از حسین عصر خود فرمانبری/
بیعت ما شیعیان عین ولاست/
زاده ی زهرا علی روح خداست/
عده ای از شیعیان غافل شدند/
از اطاعت از ولی کاهل شدند/
راه حق در منظری دور از ولایت دیده اند/
کاغذ سر نیزه را گویی که قرآن دیده اند/
خلق را در اشتباه انداختند/
یوسف ما را به چاه انداختند/
کیستند اینان؟خوارج زمان/
گیج و مبهوت از ولی در این زمان/
شهـری به آتش می کشم، گر تو لبت را تـر کنی

من چون گلی در دست تو، تا که مرا پرپر کنی

بر رشتـه های معجـر زهـرا قسـم ، سیّـد علی

خنجـر بـه حنجـر می زنم، گر تو هوای سر کنـی

من عاشق جمال حسینم همین و بس

نابرده رنج، گنج به من داده فاطمه

با گریه بر حسین نفس تازه می کنم *

وقتی هوای شهر نفس گیر می شود

برچسب‌ها وب
حمایت می کنیم
امکانات وب