X
تبلیغات
شبكه مهر ودانش
وقتی هوای شهر نفس گیر می شود با روضه حسین نفس تازه می کنم
ولیّ مؤمنین چه کسانی هستند؟!
دستور قرآنی برای بانوان
آسیب شناسی قرآن پژوهی
آسیب شناسی مطالعات قرآنی
موثرترین امربه معروف
عاملی برای عزت وسربلندی
شگفت انگیزترین نشانه الهی
شاه کلید اجابت دعا
سوره ای که دوبار نازل شد
برترین آیه قرآن
بعدمعنوی در کنار علمی
رابطه شیعه با قرآن
ویژه نامه ولادت امام رضا
غریق نجات دریای غفلت !
  نگارش شده در تاریخ:شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392 17:4   |   موضوع:

کشتی عظیم الجثه ای در دریا در جریان است و سرمایه های بسیاری را در انبار خود جای داده ناخدای این کشتی با علم به نیروی باد و بادبان، بادبان‌ها را در جهت درست قرار می‌دهد و از نیروهای بیرونی که انرژی عظیم باد و نیروی دریاست نهایت بهره را می‌برد و کشتی و سرمایه آن را به ساحل می‌رساند و با علم و دانایی مانع شکستن و غرق شدن آن می‌گردد اگر تمام نیروهای بیرونی دست به دست هم دهند اما بادبان‌های کشتی که نیروی درونی آن محسوب می‌شود سالم و برافراشته نباشد هیچ گاه کشتی در مسیر اصلی خود قرار نمی‌گیرد و به سر منزل مقصود که همان ساحل امن باشد نمی‌رسد.


دو راهی

سرمایه های درونی انسان مانند بادبان‌های سالم و برافراشته یک کشتی عظیم‌الجثه است و شناختن این سرمایه‌ها همان خودشناسی است. کشف و بهره برداری درست از این سرمایه‌ها یکی از مهم‌ترین رموز پیروزی و موفقیت است انسان با شناخت خود می‌تواند اسرار درونی و استعدادهای ذاتی‌اش را کشف کند و در مسیر پیروزی و کامیابی حقیقی به جریان اندازد.

کسانی که با جهل و ناآگاهی از این سرمایه‌ها این گنجینه‌ها را در خاک دفن می‌کنند و با گناه و نافرمانی از خدا آنان را ضایع و تباه می‌گردانند زیانکاران دنیا و آخرتند.

الَّذِینَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَأَهْلِیهِمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَلَا ذَلِکَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِینُ

بگو زیانکاران در حقیقت کسانی‌اند که به خود و کسانشان در روز قیامت زیان رسانده‌اند آری این همان خسران آشکار است. (زمر/15)

امام علی(علیه السلام) می‌فرماید:

برترین شناخت این است که انسان خود را بشناسد.

در واقع روز قیامت نیز به همین سرمایه های درونی که آلوده به گناه نشده و سالم و سلامت مانده پاداش می‌دهد.

یَوْمَ تَأْتِی کُلُّ نَفْسٍ تُجَادِلُ عَن نَّفْسِهَا وَتُوَفَّی کُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ وَهُمْ لاَ یُظْلَمُونَ. [یاد کن] روزی را که هر کس می‌آید [و] از خود دفاع می‌کند و هر کس به آنچه کرده بی کم و کاست پاداش می‌یابد و بر آنان ستم نمی‌رود. (نحل /111)

و قلب سلیم همان کالایی است که روز قیامت خریدار دارد و پاک از آلودگی باشد.

یَوْمَ لَا یَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ *إِلَّا مَنْ أَتَی اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ

روزی که هیچ مال و فرزندی سود نمی‌دهد *مگر کسی که دلی پاک به سوی خدا بیاورد. (شعراء 88/89)

روز قیامت نیز به همین سرمایه های درونی که آلوده به گناه نشده و سالم و سلامت مانده پاداش می‌دهد یَوْمَ تَأْتِی کُلُّ نَفْسٍ تُجَادِلُ عَن نَّفْسِهَا وَتُوَفَّی کُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ وَهُمْ لاَ یُظْلَمُونَ . [یاد کن] روزی را که هر کس می‌آید [و] از خود دفاع می‌کند و هر کس به آنچه کرده بی کم و کاست پاداش می‌یابد و بر آنان ستم نمی‌رود

محور های خودشناسی

1- شناخت جنبه های مثبت شخصیتی استعدادها و توانایی‌ها

2- شناخت جنبه های منفی شخصیتی حساسیت‌ها و ضعف‌ها

3- شناخت نقاط روشن و برجسته زندگی

4- شناخت علایق و تمایلات و گرایش‌ها

شناخت استعدادها و توانایی‌ها و علایق و تمایلات و گرایش‌ها و همچنین یادآوری پیروزی‌ها و موفقیت‌هایی که در گذشته کسب شده است موجب می‌شود انسان به سرمایه های خود علم پیدا کند و مسیر زندگی‌اش را در راستای توانایی‌های ذاتی خود برگزیند و راه پیروزی را آسان‌تر بپیماید. از سوی دیگر شناخت ضعف‌ها و حساسیت‌ها این امکان را به او می‌دهد که در جهت رفع جنبه های منفی شخصیت خویش تلاش کند و معایب اخلاقی خود را از بین برد و در برخورد با مشکلات زندگی معقول و منطقی باشد و ضعف‌های خود را از یاد نبرد.

غفلت
خود فراموشی

نقطه مقابل خودشناسی، خودفراموشی است به این معنا که انسان خود را با خود اشتباه می‌گیرد و چون ناخود را خود می‌پندارد آنچه به خیال خود برای خود می‌کند در حقیقت برای ناخود می‌کند و خود واقعی را متروک و مهجور و احیاناً منسوخ می‌سازد.

وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُوْلَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ

چون کسانی مباشید که خدا را فراموش کردند و او [نیز] آنان را دچار خود فراموشی کرد آنان همان نافرمانانند. (حشر /19)

آنجا که انسان واقعیت خود را همین تن می‌پندارد و هر چه می‌کند برای تن و بدن می‌کند خود را گم و فراموش کرده مانند کسی است که قطعه زمینی در نقطه ای دارد زحمت می‌کشد و مصالح و بنا و عمله می‌برد و آنجا را می‌سازد و رنگ و روغن می‌زند و به فرش‌ها و پرده‌ها مزین می‌کند اما روزی که می‌خواهد به آن خانه منتقل شود یک مرتبه متوجه می‌شود که به جای زمین خود زمین دیگری را آباد کرده و زمین خودش خراب به کنار افتاده است.

حضرت علی(علیه السلام) می‌فرماید: تعجب می‌کنم از کسی که در جستجوی گمشده‌اش برمی آید حال آن که خود را گم کرده و در جستجوی آن برنمی‌آید.

خودفراموشی یعنی انحراف از مسیر تکامل واقعی. زیرا هر موجودی در مسیر تکامل فطری خودش که راه کمال را می‌پیماید در حقیقت از خود به خود سفر می‌کند یعنی از خود ضعیف به خود قوی می‌رود و هدف و غایت انحرافی داشتن تنها موجب این نیست که انسان به بیماری خود گم کردن مبتلا شود و کار به جایی می‌رسد که ماهیت و واقعیت انسان محو می‌گردد و او تبدیل به حیوان می‌شود و خود حیوانیت پیدا می‌کند.

حضرت علی (علیه السلام) در نهج‌البلاغه خطبه 220 می‌فرماید: خدای متعال یاد خدا را مایه‌ی صفا و جلای دل‌ها قرار داد با یاد خدا دل‌ها پس از سنگینی شنوا و پس از کوری بینا و پس از سرکشی رام و ملایم می‌گردد

خودیابی و خدایابی

بازیافتن خود و توجه به خود واقعی پاداش مهمی در پی دارد و آن شناختن و بازیافتن علت و خالق خود است یعنی محال است که انسان بتواند خود را جدا از علت و آفریننده خود به درستی درک کند و بشناسد زیرا علت واقعی هر موجود مقدم بر وجود اوست و از خودش به خودش نزدیک‌تر است.

وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ: ما از شاهرگ [او] به او نزدیک‌تریم. (ق/16)

حضرت علی (علیه السلام) می‌فرماید: من عرف نفسه فقد عرف ربه. از جهتی هر کس از خدا غافل شد به بیماری خودفراموشی دچار می‌شود؛ و خدا فراموشی ملازم خودفراموشی است.

 

نقش عبادت در خودشناسی

همان قدر که توجه بیش از حد به مادیات، دنیا، تن و لذت جویی و شهوترانی انسان را از خود واقعی و در نهایت از خدا دور می‌کند به همان نسبت عبادت انسان را به خویشتن باز می‌گرداند عبادت انسان غرق شده و محو شده در اشیا را مانند نجات غریق از اعماق دریای غفلت‌ها بیرون می‌کند و در پرتو یاد خدا انسان خود را آنچنان که هست می‌بیند و می‌شناسد.

حضرت علی(علیه السلام) در نهج‌البلاغه خطبه 220 می‌فرماید: خدای متعال یاد خدا را مایه‌ی صفا و جلای دل‌ها قرار داد با یاد خدا دل‌ها پس از سنگینی شنوا و پس از کوری بینا و پس از سرکشی رام و ملایم می‌گردد.


منابع:

سیری در نهج‌البلاغه - شهید مطهری


      نويسنده: ابراهيم محمودزاده       |    لینک ثابت |   
رستخیز عظیم
  نگارش شده در تاریخ:شنبه هفتم اردیبهشت 1392 10:51   |   موضوع:

بهار، زمزمه ی آفریدن دنیا

بهار، همهمه ی رستخیز دریاها

بهار،آمدنش، درک ساده ای دارد

بهار،بوی بنفش ش ، شکوهِ سبزه قبا...

بهار،بی تو بهاری شکستنی،نازک...

بهار، کهنه ی تاریخ، بی نگاه شما

بهار،صفحه ی پنجم، جلالی تقویم

بهار، بی تو به پژمردگی، شبیه کُما

بهار،عمر خودش را ندید بس که نوشت:

بهار، فصل شروع است، رویش رگ ها

بهار، کودک همسایه خنده می پاشید

بهار، کوچه،کلوچه،و عیدی بابا

بهار، اوج صمیمیت خداوندی

بهار، موج فراوانی از زمین و هوا

بهار!هرچه بگویم مبارکی! خوش یُمن!

بهار! وصف تو لبخند در محله ی ما

بهار! طرز نگاهت حکایت انگیز است؟!

بهار!طاقت مان را تحمّلی ، اما

بهار! حرف بزن، قبض از کجا هستی؟!

بهار! ابر بباران! چه دیدی از سرما؟!

بهار! آمدنت لحن سوختن دارد

بهار!عطر عروجِ کدام دریا را؟

بهار! من به تو امیدوار،خاطر جمع...

بهار!حس غریبی گرفته ای اینجا

بهار! حرف بزن!ناله کن! به یاد آور...

بهار! در دل کوچه، چه شد شدی تنها؟!

بهار! این چه شروعی است این چه غمی است؟!

بهار! از تو شکایت کجا بگویم تا...؟!

بهار! من که به جز تو کسی نخواهم داشت...

بهار!باعث بودن! بهانه ی بالا!

بهار! کوچه ی هجده چراغ تنهایی م!

بهار! همدم و مرهم! همیشه پشتِ ولا !
...
بهار، صفحه ی پنجم... به فکر می افتم

بهارِ باعظمت غصه می خورد آیا؟!

بهار، نام تو بر دیده می کشد با عشق...

بهار، فاطمه ای می شود در اوج دعا...

بهار! دست مرا هم بگیر باور کن...

بهار، بی تو چقدر ساکت و سرد است..


      نويسنده: ابراهيم محمودزاده       |    لینک ثابت |   
انتظار بهار؛ در بهار
  نگارش شده در تاریخ:پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392 13:24   |   موضوع:

انتظار بهار؛ در بهار

بهار رخ نموده است و زیبائیهای طبیعت جلوه ای تازه آغاز کرده اند.
سرمای زمستانی در حال زدوده شدن است.

در بهار، زیبائیهای رفتاری ما نیز باید جلوه گر شود.
تحولی تازه در ما پدید آید و در دگرگونی احوال، به زیباترین حالت های رفتاری - احسن الحال - نائل شویم.

آنان که در اوج سرما، روح خویش را به گرمای انتظار، تقوی و انجام وظیفه، زنده نگه داشته اند؛ با رسیدن بهار، شادی تازه ای پیدا می کنند.

و به جنگ تاریک دلانی می روند که با وجود دیدن حقیقت آشکار، عناد می ورزند و حاضر نیستند از خواب جهالت خویش بیدار شوند.

برای بشریّت، هیچ سوز و سرمایی بدتر از ظلم، تبعیض و بی عدالتی نیست و بهار واقعی زمانی است که از این امور، خبری نباشد.


      نويسنده: ابراهيم محمودزاده       |    لینک ثابت |   
تأملی بر موضوع امید و انتظار در تقارن با فصل بهار
  نگارش شده در تاریخ:پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392 13:18   |   موضوع:

امید و انتظار؛ جان مایه تعالی بشری در عصر آخر
امید و انتظار به جهت معنا و ارتباط ماهیتی و معنایی، تعاملی تنگاتنگ با هم دارند و به نوعی می توان گفت یک «همپوشانی» میان آنها برقرار است.

بهار، فصل امید و انتظار است.و فصل رویش و زایش، فصل تکاپو و تلاش برای شکفتن و نو دمیدن و مقوله امید و انتظار هم در منظومه و منشور تربیتی خانواده های مسلمان نقشی بی بدیل و غیر قابل انکار دارد.

امید و انتظار به جهت معنا و ارتباط ماهیتی و معنایی، تعاملی تنگاتنگ با هم دارند و به نوعی می توان گفت یک «همپوشانی» میان آنها برقرار است.

البته مفهوم «انتظار»، تنها زمانی تبدیل به یک عنصر «محرک» و فعال کننده می شود که از بن مایه های «معرفت»ی درستی برخوردار باشد و بتواند نقشی مثبت و موثر در تکاپو و حرکت فردی و اجتماعی انسان ایفا کند.

انتظار به عبارتی زنده نگهداشتن روح و روحیه «مقاومت» و حرکت در بطن جامعه و فرد است و از «رخوت» و نخوت و حسرت و عسرت در میان افراد اجتماع جلوگیری می کند.

و این دقیقا همان اتفاقی است که در فصل بهار در رویش و زایش طبیعت رخ می دهد و نماد و نشانه ای می شود بهر انسان تا از آن درس گیرد و در رویش و تغییر و تبدل روحی اش به سمت خیزش و به بار نشستن نهال معرفت و معنویت در باغ وجودش که دنیایی است بزرگ و ناشناخته به کار بندد.

این شناخت آنقدر مهم و جدی و حیاتی است که به عنوان مقدمه و لازمة شناخت خداوند از آن یاد می شود.

در هر جامعه ای و بر اساس مبنای فکری و عقبه اندیشگی و ماهیت مکتب منتشر در آن و نیز نوع ایدئولوژی حاکم، نوعی از انتظار مورد ترویج و تبلیغ قرار می گیرد اما با این حال می توان دید که در بستر اجتماعی و منویات فکری و آیین های مختلف و متنوعی که در جوامع گوناگون دیده می شود، عنصر «منجی» و انسان الهی آخر الزمانی، نقشی بی بدیل و قطعی دارد.

و حتی با مطالعه اسطوره ها و آیین های ربانی و ادیان آسمانی و حتی رویکردهای معنوی و معرفتی زمینی نیز می توان وجه و ردی از این منجی خواهی و انتظار آخرالزمانی را دریافت.

حقیقت آن است که برگذشته از میزان حقیقت و نسبت بهره مندی مکاتب و ادیان مختلف از بحث منجی آخرالزمان و ربط و گرایشش به حقیقت الهی و آسمانی وجود نازنین حضرت حجت(عج)، این تدارک معنا و شمایل گوناگون آن، گویای «نیاز» بشر امروز به ماهیت و مفهومی تحت عنوان «منجی» است که گاه حتی در نمونه های سطحی و غیرحقیقی اش هم ظهور و بروز می یابد.

که البته به همان میزان که این مابه ازای عینی و بیرونی از حقیقت منجی، خارج از محدوده معرفت حقیقی و دین آسمانی و آموزه های عرفانی باشد به همان میزان هم انحراف آمیز و مسخ کننده و مالیخولیایی خواهد بود و تأثیر مخرب و منفی بر مخاطبش خواهد گذاشت.

دقیقا برخلاف اثربخشی رو به پیشرفت و مهیج و محرکِ مفهوم و مابه ازای عینیِ حقیقی از منجی آخرالزمان که در دین مبین اسلام در حقیقت حضرت امام زمان (عج) ظهور و بروزی جدی می یابد.

امید به ظهور حضرت حجت در دین اسلام و مکتب تشیع در واقع یک پتانسیل قدرتمند و توان بالقوه حقیقی و عمیق برای ادامه بالندگی در مسیر زندگی انسان مسلمان است که بتواند برای آینده خود افقی واقعی و امیدبخش و البته حقیقی و نه تخیلی صرف، تدارک ببیند و در معرض آسیب های متنوع و پیچیده آخرالزمان خود را مصون بدارد.

پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و اله و سلّم) فرمودند :

آنگاه امیر امیران، کشنده کافران، پادشاه منتظر، که در غیبتش همگان دچار حیرت می شوند، ظهور می کند. او نهمین فرزند توست ای حسین!، در میان دو رکن (رکن و مقام) ظاهر می شود و بر انس و جنّ چیره می گردد، ریشۀ پستی و انحراف را از روی زمین بر می کَند. خوشا به حال مؤمنانی که عصر او را درک کنند و دولت حق را دریابند و آن روزگار مبارک را ببینند و یاران باوفای او را ملاقات کنند.

(بشارة الاسلام ص ۲۷۹ - الملاحم و الفتن ص ۶۶،۱۲۵ - ینابیع المودة ج ۳ ص ۸۸ .)

آری؛ امید به ظهور حضرت حجت در دین اسلام و مکتب تشیع در واقع یک پتانسیل قدرتمند و توان بالقوه حقیقی و عمیق برای ادامه بالندگی در مسیر زندگی انسان مسلمان است که بتواند برای آینده خود افقی واقعی و امیدبخش و البته حقیقی و نه تخیلی صرف، تدارک ببیند و در معرض آسیب های متنوع و پیچیده آخرالزمان خود را مصون بدارد.

آسیب هایی که در مضمون روایات و احادیث از آنها به آتشی یادشده که مومن باید آنرا همچون ذغالی گداخته در کف دست نگهدارد و حفظ دین به چنین امر سختی تشبیه گردیده است.

امام عسکری (علیه السّلام) فرمودند :

به خدا سوگند آنچنان از دیده ها غایب می شود که از هلاکت نجات نمی یابد، جز کسی که خدا او را در اعتقاد بر امامت او ثابت و استوار نگه دارد. و او را برای دعا به تعجیل فرجش موفّق بدارد.

و امام صادق (علیه السّلام) نیز فرمودند :

برای مردم روزگاری فرا می رسد که همگان دچار تب و لرز می گردند، علم و دانش در آن ایّام درهم پیچیده شود، آن سان که مار در لانه ی خود به دور خود می پیچد. در آن هنگام، ستاره ی آنها طلوع می کند.

گفته شد : مراد از تب و لرز چیست ؟ فرمودند : روزهای فترت (یعنی روزگار غیبت امام عصر (علیه السّلام) و عدم حضور ایشان)، که همگان دچار ضعف و سستی می گردند. در آن ایّام بر عقاید خود استوار باشید، تا خداوند ستاره ی شما را ظاهر گرداند.

(بشارة الاسلام ص ۱۵۴ – بحار الانوار ج ۵۲ ص ۱۳۴ – غیبت نعمانی ص ۸۲.)

تأمل در مقوله امید و انتظار خاصه در پیوند با معارف ایمانی و مفاهیم آسمانی مکتب تشیع، فرصت مغتنمی است تا روند و رهیافت تربیتی نسل امروز در رکن رکین خانواده مورد بررسی و مداقه ای جدی و به روز قرار گرفته و مؤلفه ها و مقدورات و ممکنات و آسیب هایش شناخته شود و رفع کاستی ها و جبران عقب ماندگی ها و ناراستی هایش مطمح نظر و محل توجه قرارگیرد.

نیاز بشر امروز به «منجی» و احتیاج او به تأمین درست و فطری و اصولی و معرفت اندیشانه «امید» و «آرزو» و «آرمان» باید در منظومه مهدویت و اتمسفر «انتظار مصلح» مطرح و تدارک دیده شود تا از آسیب های روزافزون معنویت های کاذب و عرفانهای دروغین در امان بماند.

لازمه رسیدن به چنین امری اولا شناخت جامع و مانعی از شخصیت و منظومه وجودی حضرت امام زمان (عج) و به تبع آن، درک رابطه میان انسان مسلمان با ایشان از جهت وظایف فردی و اجتماعی و البته به تناسب و توازن و موازات این دو، حفظ روحیه امید و آرمان خواهی و حق طلبی به مدد حس انتظار و عقل منتظر و تدین مهدویت پناه است که با رجوع به فرامین ائمه اطهار و دستورات مبین مکتب حقه تشیع جعفری جامه عمل خواهد پوشید.

امام عصر (علیه السّلام ) فرمودند :

اگر شیعیان ما – که خداوند آنها را به طاعت خود موفّق بدارد – دلهایشان در وفا کردن به پیمان قدیم، یکی شود، هرگز سعادت دیدار ما از آنها به تأخیر نمی افتد، و سعادت پشتیبانی ما از آنها در سوق دادنشان به متن واقع و حقِّ معرفت به تعجیل می افتد، ما را چیزی جز اعمال نکوهیده آنها محبوس نمی سازد، که اعمال آنها به ما می رسد و ما را اندوهگین می سازد، که ما چنین انتظاری از آنها نداشتیم. از خدا یاری می طلبیم که یاری او ما را بس است و او بهترین وکیل است.

(ارشاد شیخ مفید ص ۱۰ مقدمه – بحار الانوار ج ۵۳ ص ۱۷۷ – الزام الناصب ص ۱۳۶ .)


      نويسنده: ابراهيم محمودزاده       |    لینک ثابت |   
عصرظهور؛ بهار تاریخ بشر
  نگارش شده در تاریخ:پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392 13:16   |   موضوع:

ما همانگونه که از اواخر زمستان به انتظار بهار می نشینیم و در تاریکی و سرمای زمستان، منتظر رسیدن بهار و سال نو هستیم تا تغییر و تحولی در احوالات طبیعت رخ دهد، یک فرد منتظر نیز می بایست همواره این دغدغه را داشته باشد که هر روز به ظهور نزدیک تر شود تلاش کند تا بتواند خود را به زیبایی و خرمی دوران ظهور برساند.

 شباهتهای فراوانی میان بهار و انتظار و دوران ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه) وجود دارد. بهار فصل رویش، تازگی، سرسبزی و خرمی است و چنین فضایی در روایات ما برای دوران ظهور نیز ترسیم شده است. در روایات متعددی آمده است که در زمان ظهور حضرت، برکات از آسمان نازل می شود، شادی فراوان، چشمه ها پر آب و نعمت ها گسترده می شوند. دوران ظهور نه تنها دوران جنگ و خشونت نیست بلکه به همان نسبت که بهار دوران شادی و طراوت است زمان ظهور نیز سرشار از نعمت ها، خوشی ها و طراوتها است.

در بهار همه جا رنگ و بوی طراوت و تازگی دارد این که ما در دعای تحویل سال می خوانیم یا مقلب القلوب و الابصار ...و تحول در حال و احوالمان را از خدا درخواست می کنیم، یعنی نباید در زندگی درجا زد. بخصوص در دوران غیبت! چرا که در این دوران باید دو چندان پویایی داشت. هر روز من باید متفاوت از روز گذشته باشد. من مدام باید در حال حرکت و رشد باشم و جهت این حرکت نیز باید رو به جلو باشد همانگونه که بهار این گونه است.

پس در انتظار، سکوت و سکون نیست بلکه بایدعملی انجام داد. منتظر کسی است که از وضع موجود راضی نیست، او زندگی را بدون حضور امام قبول ندارد. بنابراین برای ایجاد تغییر در این وضعیت و بهبود آن باید در حد توان تلاش کرد.

 شباهتهای موجود میان بهار و دوران ظهور خداوند در بهار باران رحمت خود را نازل می کند و زمین سیراب می شود. مردم همه خوشحال و شاد هستند، همانگونه که در زمان ظهور نیز چنین است. در بهار زیبایی های طبیعت ظاهر می شود، خوبی ها آشکار می شود و حتی احساسات معنوی افراد در این فصل ارتقاء می یابد، درباره زمان ظهور نیز داریم که حضرت عقول انسان ها را کامل می کنند. بنابراین حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) یک کار و یک عمل فرهنگی انجام می دهند. چرا که میزان حکمت، معنویت و دیدمعرفتی ما را ارتقاء می بخشند. بنابراین در زمان ظهور سطح عقل، میزان حکمت و کرامت انسانی رشد و ارتقاء می یابد اما این افزایش سطح معرفت معنویت و حکمت نیازمند تمرین است.

 زمان تمرین برای این رشد عقلانی، فکری و معنوی دوران غیبت است. دوران غیبت دوران تمرین برای اطاعت است. دوران رشد معرفتی است. در این زمان باید فضای معرفتی ما کامل شود. یعنی عشق و علاقه ما نسبت به امام باید در این دوران شکل بگیرد و ایجاد شود. ما همانگونه که آمدن بهار را به دلیل زیبایی، رحمت و شور و نشاط آن انتظار می کشیم، این دیدگاه را می بایست در موضوع فرج و ظهور امام مان نیز حاکم کنیم.

 نکته دیگری که در آغاز و زمان رسیدن بهار وجود دارد آن است که در این بازه زمانی همه افراد در خدمت به هم و یاری یگدیگر می کوشند. در زمان ظهور نیز همه چیز در خدمت حضرت است. همه دست در دست هم و متحد هستند. اما به یک نکته باید توجه جدی داشت این که توجه به مسئله و موضوع «مهدویت» نباید تنهابرای بخش خاصی از مردم جامعه وجود داشته باشد. بلکه این موضوع می بایست فروغ و نور حاکم برجامعه باشد. به عبارت دیگر تک تک ما باید به گونه ای زندگی کرده و استراتژی زندگی خود را به گونه ای طراحی و تعریف کنیم که در زمان غیبت که زمان تاریکی و ظلمت است بتوانیم خود را به سلامت از این دوران نجات داده و به عصر ظهور برسانیم.

گفته می شود که دعای تحویل سال را 365 بار یعنی به تعداد روزهای سال بخوانید مفهوم این امر آنست که در لحظه تحویل سال عهد و پیمانی با خدا می بندیم که بارالها با توعهد می بندم که در سال جدید پیش رو، هیچ یک از روزهای من همچون روز گذشته نباشد.

 اشاره به بخشی از زیارتنامه حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) در زیارت نامه آل یاسین در این زیارت می خوانیم : السلام علیک یا سبیل الله ؛ یعنی سلام برتو ای راه و صراط خدا! اما این را بدانیم که «تفکرمهدویت» یک راه نیست، بلکه تنها راه نجات است. تلاش کنیم در سال جدید عهد جدیدی با حضرت ببندیم، پالایش و تزکیه ای برای خود داشته باشیم و در کلیه کارها و امور خود، امام را شاخص قرار دهیم که آیا این عمل و کار را آیا در حضور و محضر امام نیز انجام می دهیم؟ سعی کنیم اولویت اول زندگی ما امام عصر(عجل الله تعالی فرجه) باشد چرا که(فانک ان لم تعرفنی حجتک ظللت عن دینی) اگر حجت خدا را نشناسیم از دین گمراه می شویم. دریچه شناخت دین، شناخت امام است پس در سال جدید تلاش کنیم تا امام مان را از غربت در بیاوریم.


      نويسنده: ابراهيم محمودزاده       |    لینک ثابت |   

لیست آخرین مطالب:
غریق نجات دریای غفلت !
رستخیز عظیم
انتظار بهار؛ در بهار
تأملی بر موضوع امید و انتظار در تقارن با فصل بهار
عصرظهور؛ بهار تاریخ بشر
بهار قرآن
واژه بهار در قرآن
قرآن و فصل بهار
در قرآن کریم چه آیاتی در مورد "بهار" وجود دارد؟
بهار قرآن
در آستانه ی بهار
بهار در بهار
بهار در قرآن
تکاپوى انتظار
هوالمصور.
تصویر رستاخیز درقرآن
برخی از نشانه های رستاخیز در قرآن و روایات
اشاره‌های قرآن به بهار
انتظار بهار و باران
بهار تجدید حیات قرآن؛
بهار و انتظار
انتظار در بهار قرآن
تکنیک‌های موفقیت در سوره حمد
ستونی برای همه واجبات
آزادی اندیشه در قرآن

کلیه حقوق این وبلاگ برای نویسنده محفوظ می باشد. باشد.