شبكه مهر ودانش
وقتی هوای شهر نفس گیر می شود با روضه حسین نفس تازه می کنم 
قالب وبلاگ
آخرين مطالب

شاید چند صباحی نباشد که اصطلاح «جنگ نرم» ازسوی کارشناسان فرهنگی نظام و در راس آن امام خامنه‌ای مطرح گردیده است تا همگان بدانند دشمن فقط از راه حمله خشن نظامی توپ و تانک وارد کارزار نمی‌شود تا آن را ببینیم و آگاهانه جلویش بایستیم بلکه جنگ نرم جنگی نامحسوس و نامرئی است که به مراتب خطر هجوم دشمن دوچندان است. بر این اساس ۱۴۰۰سال قبل، آن زمان‌که مردم در جهل و نادانی بسر می‌بردند و گوش شنوایی برای شنیدن نصایح پیامبراعظم (ص) و جانشین برحقش امام علی(ع) نداشتند، فاطمه‌زهرا (س) مظلومانه در راه اسلام، خود و فرزندش به شهادت رسیدند و به‌عنوان اولین شهیده جنگ نرم دشمنان در تاریخ اسلام به حساب آمدند.

جنگ نرم و قدرت نرم را تسلط بر اذهان و قلوب تعریف کرده‌اند؛ یعنی اگر در جنگ سخت هدف پیروزی بر اجسام است در جنگ نرم هدف نشانه‌گیری بر ذهن و قلب افراد می‌باشد. همان‌گونه در میدان جنگ سخت جبهه حق و باطل وجود دارد در فضای جنگ نرم نیز نبرد حق و باطل جریان دارد. قوای باطل برای تصرف قلوب و اذهان از روش‌های شیطانی مانند دروغ، شایعه، اغواگری و ابزارمستهجن وغیراخلاقی بهره می‌گیرند، اما در میان نیروهای جبهه حق برای نفوذ به دل‌ها هیچ گاه از روش‌های غیراخلاقی استفاده نمی‌شود، بلکه ازطریق راه‌های مناسب و درشأن قوای درونی انسان به این مهم می‌پردازند. اصولاً هریک ازانبیای الهی مأموریت داشته‌اند تا دین را برجان‌های بشر بنشانند و تلاش‌شان درمرحله نخست، حکومت بر دل‌ها بوده است گرچه گاهی ستمکاران آن‌ها را به دفاع و ورود به میدان جنگ سخت مجبور کرده‌اند.

اگر تعریف مذکور از جنگ نرم را بپذیریم باید توجه داشت که در مواجهه با جنگ نرم نیز مانند جنگ سخت نظامی ابزاری نیازاست که به نوعی«جهاد نامحسوس»یا «جهاد فرهنگی» در برابر اغواگری و تحرکات دشمن صورت می‌گیرد لذا ابتدا باید بتوانیم قلب و ذهن خود را مصون کنیم؛ یعنی دفاع نامحسوس – که در روایات از آن به جهاد اکبر تعبیر شده – سپس برقلوب و نفوس دیگران اثر بگذاریم.

درسیره حضرت فاطمه زهرا(س) نیزمی‌توان به خوبی این‌گونه جهاد را مشاهده نمود. ایشان در دفاع از حریم ولایت یک تنه وارد مبارزه شد و در دفاع از دین خدا و ولی‌امر خویش بدون هیچ وقفه‌ای عمل کرد  و در این مسیر سخت در انتظار جمع کردن یار و اعوان ننشست و وظیفه خویش را به خوبی انجام داد و این پیام روشن را به همگان ابلاغ کرد که در دفاع از امام زمان خویش هیچ بهانه‌ای پذیرفته نیست و تا پای جان می‌بایست بر این خط استوار ماند.

قیام فاطمی ابعاد متعددی داشت که هرکدام درعرصه جهاد فرهنگی بی‌مثال است. مشخصه اساسی این قیام فرا زمانی بودن آن است، به گونه‌ای که در طول تاریخ همواره ادامه خواهد داشت. بخش دیگری ازجهاد حضرت زهرا(س)که در طول تاریخ برای همیشه ماندگار خواهد شد، مخفی بودن قبر ایشان است. طبق آن‌چه در منابع شیعه نقل شده است حضرت زهرا در وصیت خود به امیرالمومنین (ع) تقاضا کرد او را شبانه غسل دهد و شبانه کفن و دفن کند وهیچ کسی جزعده‌ای از یاران خاص در تشییع پیکرش حاضر نباشند. این اقدام و تاکتیک بسیارهوشمندانه بود؛ چراکه بیش از هر استدلال و سخنی بر جان‌ها در طول تاریخ اثرگذاربوده و پایه‌های دستگاه جور را به شدت به لرزه انداخت؛ زیرا تنها کسی می‌توانست به پیکرحضرت فاطمه نماز بخواند که جانشین واقعی رسول خدا باشد و مسلمانان بارها از رسول خدا (ص) شنیده بودند رضایت زهرا(س) مایه رضایت خدا و خشم او خشم خداست و شنیده بودند پیامبرخدا تأکید به تکریم و تعظیم دردانه خویش می‌کند و حالا ناباورانه با خود می‌اندیشند چه شده که تشییع دختر رسول خدا مخفیانه و دور ازچشم همه انجام شده است؟ در واقع اقدام هوشمندانه حضرت زهرا (س) نوعی جهاد نامحسوس ایشان در جنگ نرم با دشمنان بوده است که آنها را تا این زمان خلع سلاح نمود؛ علاوه بر آن می‌توان گفت این حرکت ‌مدبرانه دختر پیامبر(ص) این سرباز جان‌برکف ولایت، یک تهاجم در برابر دشمن بود که کنجکاوی‌های زیادی را در طول تاریخ باعث شده است بسیاری ازنوشیعه‌ها همین مخفی بودن قبر حضرت زهرا(س) را که برایشان سوال‌بارنگیز بوده است علت تشرف خود معرفی کرده‌اند و در واقع حضرت زهرا(س) اولین سرباز شهید جنگ نرم برای همیشه تاریخ بوده است.

[ شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 ] [ 17:53 ] [ قران پژوه ]

اگر از مجموعه سبک زندگی صحبت به میان می آید کنار هم قرار گرفتن مجموعه ای از این مفاهیم است که سبک زندگی اسلامی را به نتیجه مطلوب می رساند. در این میان باید دید که چه مفاهیمی از نگاه مقام معظم رهبری سبک زندگی اسلامی را معنا دار می کند.
اولین نکته ای که در گسترش هر منظومه فکری در جامعه نیاز است ایجاد فهم شبکه ای از آن مفهوم در سطح جامعه است. به عنوان مثال بسیاری از ما در ابعادی از زندگی اطمینان داریم که زندگی را براساس دین به پیش می بریم اما بعد از مدتی متوجه می شویم که نگاه دینی ما با آنچه تصور می کرده ایم متفاوت است. استاد مطهری در مقاله "خورشید دین هرگز غروب نمی کند" راز ماندگاری دین را الهی بودن آن در زندگی بشر می داند و اصل دین را مورد توجه قرار می دهد و اینکه اصل دینداری و دین همیشه در زندگی بشر از بین نرفته اما اشکالش دچار تغییر شده است.
بشر همواره به چیزهایی که نیاز دارد به بهترین شکل ممکن آن را نگه داری می کند اما وقتی به چیزی احساس بی نیازی کنیم به مرور از زندگی ما کنار زده می شود. دو قاعده نیاز یا لذت و رضایت است که باعث نگه داری آنچه انسان بدان نیاز دارد می شود. در مسئله سبک زندگی اولین نکته فهم نیاز است و تا کسی نداند که این نیاز اساسی است دریافت نکات بعدی امکان نخواهد پذیرفت در جامعه کنونی مساله سبک زندگی به گونه ای شده که دو گانگی و یا چندگانگی بین مردم به وجود آمده است و مردم زبان یکدیگر را در این زمینه متوجه نمی شوند. در برخی از شهرهای بزرگ اقدامات فرهنگی و فکری در حال شکل گیری است که گاه اگر با این مسایل به صورت انضباطی برخورد نشود ممکن است به آفت تبدیل شود. به عنوان مثال مشاهده می شود که برخی افراد با حیواناتی همچون سگ در جامعه حضور می یابند و این مساله برای بسیاری از مردم مساله ای غیر متعارف است.به تعبیر پیامبر اکرم(ص) همه کودکان فطرت خداجوی دارند اما ممکن است کودکی در خانواده ای رشد یابد که از نظر فرهنگی وضعیت نامناسبی داشته باشند و کودکی نیز در خانواده ای پرورش یابد که به مسایل دینی اعتقاد دارند و در این دو زندگی مسائلی مانند محرم و نامحرم، شبهه و غیرشبهه، نجس و پاک، شنیدنی ها و نشنیدنی ها و .... با یکدیگر متفاوت است و پیش از امر و نهی باید در این گونه مسایل آموزش صورت گیرد.

سبک زندگی یعنی انتخاب روش و شیوه ی صحیح برای زندگی که ضمن تامین خواسته های معنوی و مادی انسان،در نهایت زمینه های رضایت و خشنودی خداوند متعال را نیز فراهم آورد؛ و این مهم جز با انتخاب الگویی جامع و حامل فضایل و ارزش ها در زندگی تحقق نخواهد پذیرفت. این الگوی متعالی در تاریخ پرشکوه اسلام موجود است، الگویی که به راستی راهبر و راهگشا بوده و همواره انسان را به سوی معیارها و ساختارهای وجودی خویش فرا می خواند. آن الگوی راستین و متعالی نمونه ای غیر از زندگانی حضرت فاطمه ی زهرا سلام الله علیها نیست؛ فلذا شایسته است که زنان و بانوان مسلمان ایرانی با توجه به پیش رو داشتن چنین الگوی گرانبها و ارزشمندی در تنظیم سبک زندگی خویش به آن حضرت اقتدا نمایند.


مقدمه
اصول اخلاقی و ارزش‌هاى انسانى در تمامى زمان‌ها و مکان‌ها یکسان و نامتغیر است. فطرت و سرشت آدمى در همه ی ادوار تاریخ، اصول ثابت اخلاقى داشته و پذیرش انسان‌ها را نسبت به آنها نهادینه کرده است. هنگامى که قرآن به موحدان و حق جویان سفارش مى‌کند که پیامبر گرامى اسلام را الگوى رفتارى خود قرار دهید «و لکم فى رسول الله اسوة حسنة لمن کان یرجوا الله و الیوم الآخر و ذکر الله کثیراً چه جاى تردید است که نه تنها زنان بلکه مردان هم باید از پاره ی تن رسول خدا (فاطمة بضعة منى، فاطمه پاره تن من است) الگو گرفته و اصول کلى رفتارى را از این بانوى بزرگ اسلام فرا بگیرند. همانطور که نمى‌توان الگو بودن پیامبر اسلام و سفارش قرآن در این زمینه را مختص به زمان و مکان خاص دانست، الگو بودن سرور زنان جهان (سیدة نساء العالمین) را نیز نمى‌توان محدود به زمانهاى گذشته دانست. پایبندى حضرت زهرا علیها السلام به آن اصول و کیفیت برخوردشان با موانع و عمل به آنها براى همه ی انسانها الگو است..


اهمیت بررسی سبک زندگی اسلامی در سیره ی فاطمی
همان گونه که در مقدمه ی این جستار نیز از ان سخن رفت سبک زندگی به معنای روش زندگی و یا به بیان دیگر نحوه ی تعامل و برخورد با دیگران به گونه ای است که علاوه بر تامین نیازهای معنوی و مادی انسان در نهایت مورد رضایت خداوند متعال نیز واقع گردد که در همین راستا نیز به ضرورت الگوگیری بانوان مسلمان ایرانی از سبک زندگی حضرت فاطمه سلام الله علیها جهت پیاده نمودن سبک زندگی اسلامی در زندگی خویش به آن اشاره شد. البته توجه به این نکته ی مهم و اساسی نیز ضروری است که زندگانی تمامی اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام الگو و راهنمای بسیار روشن و متعالی برای کسانی است که قصد دارند به بهترین و کاملترین نوع از حیات دنیوی و اخروی دست یابند. در احادیث شیعه تا آن جا به این مسئله ی مهم پرداخته شده است که شیعه گی و یا به عبارتی پیروی از ائمه علیهم السلام به معنای التزام و تبعیت عملی از سبک زندگی ایشان نمود پیدا کرده است.
گواه این امر نیز در زیارت مقدسه ی جامعه ی کبیره که به حق یکی از گرانبهاترین میراث معنوی ائمه علیهم السلام برای شیعیان و پیروان خویش است یافت می شود؛ آنجا که امام هادی علیه السلام می فرمایند: ((اَلسَّلامُ عَلى مَحاَّلِّ مَعْرِفَةِ اللَّهِ)) به معنای سلام بر جایگاه های شناسایی خداوند؛ آنچه که از این فراز برمی آید این است که بهترین راه و جایگاه برای شناخت خدا و رسیدن به او، بررسی زندگی ائمه و معصومین علیهم السلام است. همچنین در فراز دیگری از این زیارت آمده است((مَنْ اَتیکُمْ نَجى وَمَنْ لَمْ یَاْتِکُمْ هَلَک)) به معنای هر کس به نزد شما آمد نجات یافت و هر کس نیامد هلاک شد که ثمره و نتیجه ی چنین وصالی((طیباً لِخَلْقِنا وَطَهارَةً لاِنْفُسِنا وَتَزْکِیَةً لَنا وَکَفّارَةً لِذُنُوبِنا)) به معنای موجب پاکی اخلاق و پاک شدن و تزکیه ی ما و کفاره ی گناهان ما است.
در فرازی از زیارت پرفضیلت عاشورا نیز که از احادیث قدسی شیعیان است چنین می خوانیم(اللهُمَّ اجْعَلْ مَحْیایَ مَحْیا مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَمَماتی مَماتَ مُحَمَّد وَآل مُحَمَّد)) همانگونه که از ترجمه ی این دعای شریف برمی آید عبارات شریف مذکور اشاره به خواست خداوند و دعای شیعه مبنی بر قرارگرفتن در مسیر سبک زندگی اهل بیت علیهم السلام دارد که از این میان سبک زندگی حضرت فاطمه سلام الله علیها که زندگی سراسر خیر و رحمتشان همواره برای زنان مسلمان همچون خورشیدی پرتوافشانی می کند در جهت نیل به هدف والای متعال بانوان مسلمان ایرانی که همان آشنایی با سبک زندگی آن حضرت و الگوگیری از آن است خودنمایی می کند. فلذا در جامعه ی کنونی ما که نظام سرمایه داری غرب با استفاده از انواع و اقسام ابزارها به ویژه رسانه های جمعی قصد ضربه زدن به سبک زندگی بانوان و دختران مسلمان ایران اسلامی را دارد؛ پرداختن به ابعاد گوناگون وجودی حضرت زهرا سلام الله علیها و مورد واکاوی قراردادن سبک و سیره ی اخلاقی و عملی ایشان می تواند الگوی عملی مناسبی برای این قشر مهم و اثرگذار در جامعه ی اسلامی فراهم آورد



ابعاد زندگانی حضرت فاطمه سلام الله علیها بهترین منبع برای استخراج سبک زندگی اسلامی فاطمی
متأسفانه برخی نظریه پردازان سکولار غرب زده با این استدلال که کمالات معصومین علیهم السلام ما فوق بشری می باشند، معتقدند که این کمالات و نقل و ترویج آنها کارکرد تربیتی ندارند چرا که آنها دست یافتنی نیستند و با این شیوه، آگاهانه و نا آگاهانه خط انقطاع فرهنگی جامعه را از الگوی معصومین و ترویج و القای ناکارآمدی این الگوی ارزشمند دنبال می کنند.
و حال این که تمام ارزش هایی که مورد تأکید ائمه ی اطهار علیهم السلام می باشند ارزش هایی تاریخ ساز هستند نه تاریخی و در واقع به همین دلیل در تفاسیر اهل بیت علیهم السلام واژه های قرآنی چون «صراط، میزان، نجم و علامه» که در آیات شریفه استعمال گردیده اند، به اهل بیت عصمت و طهارت تفسیر شده اند.
و این ناظر به همین جنبه عملی امامت و ولایت و کارکرد تربیتی و سیاسی و اجتماعی اقتدا به انوار الهی و حرکت در سبیل آنهاست. چنانکه در زیارت جامعه به صراحت از اهل بیت پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم با عنوان «صراط اقوم» یاد می کنند«أنتم صراط الأقوم» ، و در دعای پر مغز و معنای ندبه از سوز جان شکوای فراق سر می دهیم که «أین السبیل بعد السبیل» و اقرار می نماییم «فکانو هم السبیل و الیک و المسلک الی رضوانک»همچنین اگر می بینیم که در روایات مختلف ثواب عظیمی برای معرفت و ارتباط و اتصال با اهل بیت عصمت و طهارت ذکر شده است، ریشه در همین واقعیت دارد که اتصال به این خاندان و عرض ارادت به آنها اگرچه در هر یک سلام،صلوات و زیارت ما را به صراط مستقیمی رهنمون می گردد که حد اقل روزی ده بار در نماز های پنج گانه آن را از خدای سبحان طلب می نماییم همانگونه که در روایات نیز آمده است کسی که به حضرت سید الشهداء علیه السلام سلام دهد خداوند سبحان برای او صد هزار حسنه ثبت می نماید.
سیره معصومین در تمامی ابعاد و توصیه ها و رهنمودهای آن بزرگواران حاوی ارزش های والایی هستند که با استناد به آنها و بهره گیری از آنها می توان به ارائه «مدل کامل انسانی» پرداخت و بی تردید بخش عظیمی از میراث گرانبهای رهنمودهای ائمه اطهار و معصومین علیهم السلام در ذیل این عنوان قابل تفسیر و تبیین می باشد، چنانکه رساله ی گهربار حقوقیه و دعای مکارم الاخلاق امام سجاد علیه السلام که در واقع تنظیم رفتار فردی و اجتماعی انسانهاست با حسن چنین هدفی از لسان مبارک آن حضرت صادر شده است؛ از این رو ما باید بیشتر به دنبال شناخت سیره ی معصومین علیهم السلام باشیم چرا که سیره به معنای سبک، نوع حرکت معصومین علیهم السلام را بررسی کرده و مشخص می کند که سبک زندگی آنها چگونه بوده است.
بنابراین سزاوار است به این حقیقت اشاره نماییم که زهرای اطهر سلام الله علیها یک موجود ملکوتی است که خداوند متعال به خلق خودش هدیه نموده است برای این که عالمیان از باران علمی، فضائل، معنویات و آثار وجودی این موهبت الهی بهره ببرند و با اقتدای به سیره و سبک زندگی این بانوی بزرگوار، به حیات طیبه نائل آیند؛ و از این روست که می گوییم یکی از بهترین منابع برای استخراج سبک زندگی اسلامی زندگانی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها است.


سیره ی حضرت فاطمه سلام الله علیها امتداد راه و سیره ی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم
در واقع هدف از آن احادیث و روایاتی که با مضمون توصیه به محبت ورزی به حضرت فاطمه سلام الله علیها نقل شده، آشنا سازی جامعه ی بشری با ابعاد زندگانی حضرت فاطمه سلام الله علیها است کما این که از وجود مبارک پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله وسلم روایت گردیده که به سلمان فرمودند: «یا سلمان من احب فاطمه ابنتى فهو فى الجنه معى و من ابغضها فهو فى النار. یا سلمان حب فاطمه ینفع فى مإه من المواطن؛ ایسر ذلک المواطن الموت و القبر و المیزان والحساب و الحشر و الصراط و المحاسبه» «اى سلمان! کسى که دخترم فاطمه را دوست داشته باشد در بهشت با من است و کسى که دشمن او باشد در آتش است. ای سلمان! محبت فاطمه در صد جا مایه ی نجات است که آسان ترینش مرگ، قبر، هنگام سنجش اعمال و… مى باشد و در ادامه پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم می فرماید: «من رضیت عنه ابنتی فاطمة رضیت عنه و من رضیت عنه رضی الله عنه و من غضبت علیه غضبت علیه و من غضبت علیه غضب الله علیه»: کسی که دخترم فاطمه از او راضی باشد من از او راضی هستم و کسی که من از او راضی باشم خدا نیز از او راضی است وکسی که دخترم فاطمه بر او غضب نماید من بر او غضب می نمایم و کسی که من بر او غضب نمایم ، خداوند بر او غضب می نماید.
نکته ی قابل توجه دیگر نیز این است که وجود حضرت فاطمه در واقع امتداد راه و سیره ی پیامبر است؛ چرا که خداوند متعال در قرآن می فرماید: «لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» «پیامبر برای شما الگو و اسوه حسنه است» و از سوی دیگر در روایات شیعه از الگو بودن حضرت زهرا از سوی ائمه اطهارعلیهم السلام سخن به میان آمده است پس چرا و چگونه ائمه ی اطهار، زهرای اطهر سلام الله علیها را به عنوان الگو معرفی می نمایند؟ واضح است که این تعابیر حاکی از ان است که حضرت فاطمه سلام الله علیها آیینه ی تمام نمای حقیقت و صفات عظیم پیامبر عظیم الشأن اسلام است.


دستاورد
پس ما از این تعابیر در می یابیم که زهرای اطهر سلام الله علیها امتداد انوار و صفات پیامبر و امتداد درس ها و تجلی تمام قامت آموزه های پیامبر است. در حقیقت حضرت فاطمه سلام الله علیها تجلی کاملی از مکارم و اخلاق عظیم الهی پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم و عینیت تمام درس های مکتب متعالی اوست و از این جهت اسوه و الگویی کامل برای وصول به سبک زندگی اسلامی است.

[ دوشنبه شانزدهم تیر 1393 ] [ 17:24 ] [ قران پژوه ]

http://ghazvin.selection.behdasht.gov.ir/uploads/1_110113.jpg

«در مدينه پيچيد كه دختر پيامبر مي‌خواهد با مردم سخن بگويد، مردم گويي چند برابر گنجايش مسجد پيامبر، در مسجد و اطراف آن گرد آمدند تا سخنان فاطمه را بشنوند. براي ورود دختر پيامبر و ناموس كبراي الهي در ميان مردم و صحن مسجد، در گوشه‌اي از مسجد پرده‌اي آويختند، و فاطمه (س) در ميان زنان مؤمن و محترم آل هاشم كه در دو طرف او حركت مي‌كردند، وارد مسجد شد؛ فاطمه مانند پيامبر گام برمي‌داشت. مردم گويي صداي پاي پيامبر را مي‌شنيدند. و هنگامي كه به سخن گفتن آغاز كرد گويي صداي پيامبر به گوششان مي‌رسد.

فاطمه كه روزي كه مي‌خواست متولد شود، بزرگ‌ترين زنان تاريخ آفرينش، از جمله مريم مقدس، از آسمان آمدند تا خديجه كبري تنها نباشد، و فاطمه در آغوش آنان متولد شود، اكنون نيز كه مي‌خواست تاريخ را دوباره متولد كند، ارواح آدم و نوح ابراهيم و موسي و عيسي و جبرئيل و ميكائيل، او را بدرقه مي‌كردند، گويي عالم ملكوت الهي به زمين آمده بود و با فاطمه گام برمي‌داشت...

لحظه‌هايي بس باشكوه و پرهيبت، و با اين همه، دردناك و دردزاد بود؛ لحظه‌هايي كه اگر نبود، هيچ لحظه‌اي از لحظه‌هاي تاريخ به بلوغ مضموني و حماسي خويش نرسيده بود ... فاطمه وارد مسجد شد و در محل سخن گفتن قرار گرفت. با نخستين جمله‌هايي كه بر زبان راند مدينه منفجر شد، بلكه تاريخ، نه تنها مسجد... ناله‌هاي سوزان مردم، سوز روحي و ژرف فاطمه را منعكس مي‌كرد و ديوارهاي شهر مدينه را مي‌سوزاند... و گريه امان خلق را بريده بود...

فاطمه چه گفت؟ قرآن-علي، عدالت-انسان ...

مدينه چه شد؟ سراپا لرزه و استماع ...

آن لحظات چه لحظاتي بوده است، و فاطمه (س) چه شخصيتي بوده و چه كرده است. اگرچه فاطمه نتوانست علي را دوباره تا ستيغ بلند غدير، ستيغ آسماني «من كنت مولاه فهذا علي مولاه» برآورد، و قرآن را، در كنار چشمه خورشيد، به دست علي، بر همه جامعه‌ها بتاباند و امت واحد قرآني بسازد، ليكن توانست علي را از قبر ساخته سياست سفياني بيرون آورد، و در معبر تاريخ قرار دهد، تا دست كم روزي، اگرچه براي مدتي كوتاه و پرمخاطره، حكومت قرآني واقعي بتواند تشكيل شود، و مدينة النبي يك نمونه از خود به جاي بگذارد، و نهج‌البلاغه آفريده شود.

اگر علي (ع) در همان خانه نشيني و انزوايي كه در جريان جنجال سقيفه بر او تحميل شد، باقي مانده بود و خطبه آتشين و حركت انقلابي دختر پيامبر او را دوباره مطرح نساخته بود، هيچ‌گاه به همان خلافت ظاهري اندك ساده خويش نيز نمي‌رسيد، و قرآن ديگر به هيچ وجه ابعاد فردسازي و جامعه پردازي خود را نشان

تاكيدي كه خطبه فاطمی بر ضرورت حكومت عادل مي‌كند و به صراحت مي‌گويد كه در غير حكومت عدل، مردمان بردگان زرخريد اقليتي مستكبر و سرمايه‌دار خواهند بود و فاصله معيشتي مردم به بيش از حد تحمل وجدان انساني و روح قرآني خواهد رسيد، بايد فهميده شود. نمي‌داد. آيا به دست چه كساني مي‌توانست نشان دهد؟ همانان كه كعبه را به منجنيق بستند، و سر پسر پيامبر را به سرنيزه در شهرها و هامون‌ها گرداندند، و در شرابخواري و آدم‌كشي همانند نداشتند، و به هنگام خلافت، به قرآن مي‌گفتند: قرآن، خدا حافظ! (هذا فراق بيني و بينك!)

يكي از مسايل بسيار مهم در اين حادثه عظيم، مضامين خطبه فاطمي است، و سخنان ديگري كه فاطمه (س) در اين چند روز تا پايان عمر كوتاه خويش فرموده است. من سخن خود را در مي‌نوردم. خطبه‌اي كه به تعبير مورخ و محدث معروف، بهاءالدين اربلي (م: 692 ق): «عليها مسحه من نور‌النبوه، و فيها عبقة من ارج الرساله، و قداوردهاالموالف و المخالف...»/ «خطبه‌اي كه فروغ نبوت از آن مي‌تابد، و بوي خوش رسالت از آن مي‌ترواد، و شيعه و سني آن را در كتاب‌هاي خود نقل كرده‌اند». بايد اهداف الهي، انساني، اقتصادي، معيشتي، اجتماعي، تربيتي و حماسي اين خطبه را درك كرد.

تاكيدي كه اين خطبه بر ضرورت حكومت عادل مي‌كند و به صراحت مي‌گويد كه در غير حكومت عدل، مردمان بردگان زرخريد اقليتي مستكبر و سرمايه‌دار خواهند بود و فاصله معيشتي مردم به بيش از حد تحمل وجدان انساني و روح قرآني خواهد رسيد، بايد فهميده شود. در آن روزها كه علي (ع) نمي‌توانست دست به شمشير ببرد، فاطمه (س) از سخن شمشيري ساخت _ آتش‌ بيان و حق‌نشان _ كه هم خوني ريخته نشد، و هم حقيقت را تا ابد بر لوح زمان‌ها و پيكره آبادي‌ها و مكان‌ها ثبت كرد.

اگر فاطمه (س) نبود، يا اگر به اين قيام الهي اقدام نمي‌كرد، امروز نه تنها از ارزش‌هاي اسلامي، بلكه از هيچ ارزش و فضيلتي چه بسا نشاني نبود و قرآن كريم، با انواع تفسير‌هاي اشعري و متعزلي و ماتريدي يا تاويل‌هاي فلسفي و عرفاني، ماهيت و حيانيت و منزه از اختلاف بودن خود را از دست مي‌داد، و از تفسير مفسران راستين كتاب الهي، يعني ائمه طاهرين (ع)، چيزي يافت نمي‌شد. ليكن اين قيام قرآني و حماسه فاطمي، سبب شد كه علي (ع) از حذف مطلق مصون ماند، و پس از بيست و پنج سال، به روي كار آيد و بتواند شهر نمونه قرآني را بسازد، يعني كوفه منهاي فقر؛ چنان كه احمد حنبل شيباني _ امام مذهب حنبلي در كتاب فضايل الصحابه نقل مي‌كند كه علي (ع) فرمود: «ما اصبح بالكوفه احد الا ناعما، ان ادناهم منزلة لياكل البر، و يجلس في الظل، و يشرب من ماء‌الفرات»/ «در كوفه همه زندگي‌اي مناسب دارند: صاحبان پايين‌ترين شغل‌ها نان گندم مي‌خورند، خانه دارند، و از آب سالم و گواراي فرات مي‌نوشند.»

علي (ع)، در همين چهار سال و اندي، با آن سه جنگ داخلي تحميلي و ويرانگر، از هر فرصتي بهره جست، و ده‌ها اصل قرآني و ارزش اسلامي را در هدايت و تربيت فرد و جامعه، پي‌ريخت، و اصول انسانيت قرآني و اسلاميت واقعي را متبلور ساخت، و با مردم سخناني را در ميان نهاد كه حاصلي چونان نهج‌البلاغه داشت، و عهد‌نامه مالك اشتر را نوشت كه آيين‌نامه حكومت قرآني است، و هر حكومتي، در هر وقت و هر جا و متصديان آن در هر لباسي، وقتي اسلامي است و حق دارد ادعاي اسلامي بودن كند و مردم را به اين نام به اطاعت وادارد، كه از عهد‌نامه، سرسوزني تخلف نداشته باشد.

  فرياد عدالت فاطمه، در روز عاشورا، از حنجره فرزندش حسين (ع) نيز طنين‌افكن شد، چنان كه روزي همان فرياد، از حنجره فرزند ديگرش مهدي موعود (عج) طنين‌افكن خواهد شد، و عدالت آفاقي و انفسي گستره زمين و آفاق زمان و عرصه‌هاي زندگي انساني را خواهد گرفت... و اين است حقيقت جاودان رسالت محمدي ... و اين است كه شيعه هماره فرياد مي‌زند:

_ بعثت،
_ غدير،
_ عاشورا،
_ مهدي..

فاطمه، يك “زن” بود، آن‌چنان كه اسلام مي‌خواهد كه زن باشد. تصوير سيماي او را پيامبر خود رسم كرده بود و او را در كوره‌هاي سختي و فقر و مبارزه و آموزش‌هاي عميق و شگفت انساني خويش پرورده و ناب ساخته بود.
وي در همه‌ي ابعاد گوناگون “زن بودن” نمونه شده بود. مظهر يك “دختر”، در برابر پدرش. مظهر يك “همسر” در برابر شويش. مظهر يك “مادر” در برابر فرزندانش. مظهر يك “زن مبارز و مسؤول” در برابر زمانش و سرنوشت جامعه‌اش.

وي خود يك “امام” است، يعني يك نمونه‌ي مثالي، يك تيپ ايده‌آل براي زن، يك “اسوه”، يك “شاهد” براي هر زني كه مي‌خواهد “شدن خويش” را خود انتخاب كند. او با طفوليت شگفتش، با مبارزه‌ي مدامش در دو جبهه‌ي خارجي و داخلي، در خانه‌ي پدرش، خانه‌ي همسرش، در جامعه‌اش، در انديشه و رفتار و زندگيش، “چگونه بودن” را به زن پاسخ مي‌داد.
نمي‌دانم چه بگويم؟ بسيار گفتم و بسيار ناگفته ماند.
در ميان همه جلوه‌هاي خيره كننده‌ روح بزرگ فاطمه، آنچه بيشتر از همه براي من شگفت‌انگيز است اين است كه فاطمه همسفر و همگام و هم‌پرواز روح عظيم علي است. او در كنار علي تنها يك همسر نبود، كه علي پس از او همسراني ديگر نيز داشت. علي در او به ديده يك دوست، يك آشناي دردها و آرمان‌هاي بزرگش مي‌نگريست و انيس خلوت بيكرانه و اسرارآميزش و همدم تنهايي‌هايش. این است كه علي هم او را به گونه‌ ديگري مي‌نگرد و هم فرزندان او را.
پس از فاطمه، علي همسراني مي‌گيرد و از آنان فرزنداني مي‌يابد. اما از همان آغاز، فرزندان خويش را كه از فاطمه بودند با فرزندان ديگرش جدا مي‌كند. اينان را “بني‌علي” مي‌خواند و آنان را “بني‌فاطمه”. شگفتا، در برابر پدر، آن هم علي، نسبت فرزند به مادر و پيغمبر نيز ديديم كه او را به گونه‌ي ديگر مي‌بيند. از همه‌ي دخترانش تنها به او سخت مي‌گيرد، از همه‌ تنها به او تكيه مي‌كند. او را ـ در خردسالي ـ مخاطب دعوت بزرگ خويش مي‌گيرد. نمي‌دانم از او چه بگويم؟ چگونه بگويم؟
خواستم از “بوسوئه” تقليد كنم، خطيب نامور فرانسه كه روزي در مجلسي با حضور لويي، از “مريم” سخن مي‌گفت. گفت: هزار و هفتصد سال است كه همه‌ سخنوران عالم درباره مريم داد سخن داده‌اند. هزار و هفتصد سال است كه همه فيلسوفان و متفكران ملت‌ها در شرق و غرب، ارزش‌هاي مريم را بيان كرده‌اند. هزار و هفتصد سال است كه شاعران جهان در ستايش مريم همه‌ ذوق و قدرت خلاقه‌شان را به كار گرفته‌اند.
هزار و هفتصد سال است كه همه‌ هنرمندان، چهره‌نگاران، پيكرسازان بشر، در نشان دادن سيما و حالات مريم هنرمندي‌هاي اعجاز‌گر كرده‌اند. اما مجموعه‌ گفته‌ها و انديشه‌ها و كوشش‌ها و هنرمندي‌هاي همه در طول اين قرن‌هاي بسيار، به اندازه‌ اين كلمه نتوانسته‌اند عظمت‌هاي مريم را بازگويند كه: “مريم، مادر عيسي است”. و من خواستم با چنين شيوه‌اي از فاطمه بگويم. باز درماندم: خواستم بگويم، فاطمه دختر خديجه‌ي بزرگ است.

ديدم فاطمه نيست. خواستم بگويم، كه فاطمه دختر محمد (ص) است. ديدم كه فاطمه نيست. خواستم بگويم، كه فاطمه همسر علي است. ديدم كه فاطمه نيست. خواستم بگويم، كه فاطمه مادر حسين است. ديدم كه فاطمه نيست. خواستم بگويم، كه فاطمه مادر زينب است. باز ديدم كه فاطمه نيست. نه، اين‌ها همه هست و اين همه فاطمه نيست. فاطمه، فاطمه است.



http://zaerin.ir/days/hazrat_zahra_sh90/erterg.jpg

منبع: کتاب زن از دکتر علی شریعتی

[ جمعه نهم خرداد 1393 ] [ 17:23 ] [ قران پژوه ]

مشی سياسی فاطمه (س) مشی اعتراض، بی اعتنائی، عدم تأييد دستگاه رهبرى، مشی به محاكمه و استيضاح كشاندن رهبر و خليفه موجود امت، مشی مظلوميت و سرانجام كه فرياد به جائی نرسد گريستن است، آن هم نه برای عقده دل خالی كردن بلكه برای بيدار كردن و هشيار ساختن اذهان به سوئی كه در آنجا حقی را زنده دفن كرده ‏اند.گاهی فاطمه (س)در روش سياسی خود افرادی را كه مطلع از قضايا بوده و اينك دم فرو بسته‏ اند به محاكمه مى ‏كشيد، آنان را مورد ملامت و توبيخ خود قرار مى ‏داد. مى ‏پرسيد مگر شماها در فلان قضيه حضور نداشته و مطلع نيستيد؟ اينك چرا دم فرو بسته‏ ايد.
در بستر بيماری خود در برابر جمعی از زنان مهاجر و انصار درباره غصب حق علی (ع) آنها را سرزنش و آينده را براى‏شان پيش بينی كرد تا خبر آن را برای همسران خود بازگويند مضمون بيانات او اين است: و شما را چه مى‏ شود، بخدا قسم بذری را كشته‏ايد كه ميوه آن تلخ است، شاخه‏ای را كاشته ‏ايد كه از آن خون خواهد باريد و روزی رسد كه در آن بيهوده كاران زيان ببينند و در مقابل اين ظلم و غصب خود را به شمشير برنده و مصيبت فوق ‏العاده بزرگی بشارت دهيد.

همانگونه كه ملاحظه مى ‏شود در تمام بحث‏ها و اظهار نظرها سخن از حق خواهی و غصب حق دارد، از غصب خلافت و آثار شوم آن بحث مى ‏كند هيچگاه از درد و مصيبت خود كه جانش را مى‏ گرفت سخن بميان نمى ‏آورد و اين خود حاكی از عظمت روحی فاطمه (س) است، خطبه او از اين باب ديدنی و خواندنی است نه يك بار بلكه برای چند بار.

مشي بي اعتنايي

فاطمه (س) در مشی سياسی خود گاهی روش بى ‏اعتنائی و بحساب نياوردن را در پيش مى ‏گيرد. او دختر پيامبر است، درباره شخصيت و مقام او سخنهاست و مردم بارها و بارها از رسول خدا (ص) درباره او سخنها شنيده‏اند و اينكه اگر فاطمه (س) كسی را مورد اعتنا قرار ندهد شخصيت آن فرد به زير سؤال خواهد رفت.بدين نظر شيخين برای اينكه افكار عمومی عليه شان تحريك نشود خواستار عيادت فاطمه (س) مى ‏شده ‏اند و تقاضای خود را مكرر در مكرر عرضه داشته ‏اند ولی فاطمه (س) آن را نمى‏ پذيرفت و آنها برای تحقق خواسته خود به ناچار از علی (ع) وساطت خواستند و علی (ع) آن را از فاطمه (س) درخواست كرد و فاطمه (س) پذيرفت. و تازه پس از آنكه به عيادت آمدند فاطمه (س) عملاً از آنها روی برگرداند. و با آنها حرف نزد.
وقايعی كه در ايام پس از وفات رسول الله پديد آمد، همهمه‏ ها و سرو صداهائی را كه درزمينه انتخاب خليفه به راه انداخته و بازار تبليغاتی خود را گرم و داغ كرده بودند هيچ در فاطمه (س) اثر نگذارد، بلكه نسبت به آنها بدگمان‏تر و بدبين‏تر شد و سر و صداها را به هيچ و پوچ مى ‏انگاشت و اين در ديده آنان بسی سنگين می ‏آيد.


مشي مظلومانه

او مشی مظلومانه‏ای را در پيش گرفت نه بدان خاطر كه ادای مظلوميت را درآورد. بلكه بدان خاطر كه او جداً مظلوم بود. زيرا او تلاش كرد ولی تلاش او به جائی نرسيد، فرياد مى ‏زد ولی گوش شنوا كم بود و حق خواهى ‏هاكرد ولی به نتيجه ای منجر نشد و او سرانجام سياست گريه را در پيش گرفت تا وجدانهای بيدار متوجه صاحب گريه شوند و از رمز و راز آن بپرسند، شايد كه در اين مسير بيداری و هشياری ويژه‏ ای پديد آمد. مى ‏دانيم كه سياست گريه سياست سؤال انگيزی است، سياست افشا كننده رازهاست، سياست اعتراض است، و سياست اعلام نارضائی.
فاطمه (س) با گريه ‏های مداوم خود خصم را رسوا كرد، دشمن را به زانو درآورد، مردم را به سؤال واداشت. تا حدی كه دشمن حتی كوشيد محل گريه او را زير نظر گيرد و بنا به رواياتی سايبانی را كه در آنجا، در محل دروازه مدينه داشت از بين برد تا فاطمه (س) در زير آن پناه نگيرد. كاروانيان، مسافران، عابران، و ديگر اقشار در برابر گريه‏اش وامی ماندند و كار بجائی رسيد كه پس از مرگ فاطمه (س) همه مى ‏دانستند او ناراضی و نسبت به آنها خشمگين بود.

سياست پس از مرگ

فاطمه (س) آن زن سياستمداری است كه حتی از جنازه و مرگ خود ابزاری سياسی ساخت. دستگاه خلافت حتی از مرگ فاطمه (س) وحشت داشت و اين وحشت او بی مورد هم نبود. می ترسيد فاطمه (س) موضعی اتخاذ كند كه بر رسوائی آنها بيفزايد و پيش بينی آنها درست آمد. اينكه فاطمه (س) وصيت كرد«غسّلنی فی الليل و كفّنی فی الليل وصلَّ علی و دفنی فی الليل و لا تعلن احداً»

مرا شب غسل بده، شب كفن و دفن كن، شب بر جنازه‏ ام نماز بگذار و احدی را خبر مكن، خود سياستی عظيم است و نفرت عظيم او را به دستگاه حاكمه وقت نشان مى ‏دهد و اين است كه طاغوت را مى ‏لرزاند. بويژه كه فاطمه (س) سفارش كرده بود، مگذار آنها كه بر من ستم راندند و حق مرا گرفتند بر من نماز گذارند كه آنها دشمن خدا و رسولند. و هم اصرار او كه قبرش مخفی بماند خود بيان اين خواسته است كه نشانه‏ای از مظلوميت ابدی او در جامعه باقی باشد. او مى ‏خواست دشمنان دوست نما معرفی گردند، ابهام‏ها از بعضی اذهان دير فهم زدوده شوند و دريابند كه فاطمه (س) چگونه مى ‏انديشيد

نتيجه مبارزات

حاصل مبارزه پايه‏ گذاری و تحكيم روح مقاومت در امت بود و مردم را واداشت كه در طريق عدالتخواهی حركتی رو به پيش داشته باشند اگر بخواهيم برای كار و تلاش فاطمه (س) ليستی تهيه كنيم خواهيم گفت كه حاصل آن بسيار عظيم و پردامنه بود از جمله:پايه‏ گذاری تفكر صحيح در جامعه، پيروز ساختن حق و علنی كردن آن بگونه‏ای كه همگان از سياه و سفيد ازآن سر درآوردند، رسواكردن غاصبان، اعلان مظلوميت خاندان پيامبر، اثبات عدم لياقت آنها كه مدعی خلافت و جانشينی پيامبر بودند، پاشيدن بذر نهضتی كه بعدها بارور شد و گشودن دفتری كه تا روز قيامت همچنان مفتوح است و نشان قدر ناشناسی بازماندگان رسول (ص) است.

آری آنها به خلاف دست يافتند و ظاهراً به هدف خود رسيدند ولی خلافت استخوان گلوگيری برای آنها شد و آنان توان بلع و هضم آن را نداشتند. اين سخن بارها ازآنان شنيده شد كه اگر علی (ع) نبود... هلاك مى ‏شدند. و يا بگفته عبدالفتاح عبدالمقصود: ضربه سخنان فاطمه (س) در بستر مرگ به ابوبكر از ضربه شمشير سخت‏تر بود، گوئی زمين از زير پای آن دو تن كشيده شده و مانند سنگ آسيا بگردش درآمدند و از ضربه آن سرگيجه گرفته و خانه فاطمه (س) را ترك گفتند. و يا به گفته بخارى:«و ماتت فاطمه و كانت ساخطه عليهما»

فاطمه (س) از دنيا رفت در حاليكه از هر دوی آن‏ها (ابوبكر و عمر) خشمگين بود... و اين مسأله‏ای است كه در تاريخ ثبت شده و برای هميشه در خور مراجعه است.


http://zaerin.ir/days/hazrat_zahra_sh90/erterg.jpg

از کتاب: در مکتب فاطمی/دکتر علی قائمی

[ سه شنبه نهم اردیبهشت 1393 ] [ 16:55 ] [ قران پژوه ]

http://www.leader.ir/images/logo/135913.jpg

بر آینه ی جمال داور صلوات

بر آبروی آل پیمبر صلوات

بر فاطمه ای که شد به شأنش نازل

از سوی خدا سوره کوثر صلوات

بر کوکب آسمان عصمت صلوات

بر فاطمه گوهر نبوت صلوات

بر مادر یازده امام برحق

از صبح ازل تا به قیامت صلوات

خیرمقدم به قدوم مقدسی که قداستش، بر قدر و قیمت انسان افزود و به استناد حدیث لولاک، هستی و آدمی را از هلاکت رهانید، کسی که عشق را به جامعه هدیه و عاطفه را به انسان هبه کرد و به واسطه او، فیض و مدد و لطف خدا به بشر، به زیادت رسید و انسان، توانست خداگونگی اش را فارغ از جنسیت و نژاد و سن و اهلیت و زبان، به نظاره بنشیند!فاطمه ای که حبل الله بود و زمین را به آسمان و فرش را به عرش متصل کرد و نشان داد که آدم خاکی هم می تواند افلاکی شود و زمینیان به مقام کروبیان نایل شوند و این به آن معناست که انسان، قطره ای را می ماند که اگر به دریا اتصال یابد، دریاست و در ذات لایتناهی خداوند، بی نهایت می شود!

وجود نازنین یگانه بانوی عالم حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها، دارای مقام و منزلتی رفیع در نزد خداوند و رسول خداست. فرشتگان الهی نیز که کارگزاران خداوند هستند از این مقام ایشان آگاه اند. از این رو می توان عظمت وجودی حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها را از منظر ملائکه الهی بدست آورد.ملائکه خود دارای آن چنان جایگاه بلندی نزد پروردگار عالم هستند که به ندرت مجذوب وجود انسان ها می شوند. ملائکه ای که به نقل قرآن مجید در آن زمان خدا اراده کرد تا انسان را به عنوان خلیفه خویش در روی زمین برگزیند به خداوند اعتراض کردند که انسان شایستگی وجود ندارد اما همین ملائکه وقتی در برابر نور وجودی پنج تن و از جمله ایشان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها قرار گرفتند به حکمت خلقت انسان پی بردند و با تمام وجود در برابرش سر تعظیم فرود آوردند: «فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ».

افتخار جبرئیل بر خادمیِ آستان جانان

ابوذر گفت شنیدم كه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: كه اسرافیل بر جبرئیل افتخار و مباهات می كرد جبرئیل پرسید: چرا تو از من بهترى؟ گفت: من صاحب هشت فرشته‏اى هستم كه عرش خدا را حمل می كنند، من صاحب نفخه‏ى صورم، من نزدیكترین فرشتگان به خداى عزّ و جلّ هستم. سپس جبرئیل گفت: من از تو بهترم. اسرافیل پرسید: به چه دلیل؟ گفت: زیرا كه من امین خدایم در وحى، من رسول خدایم به سوى پیامبران، من صاحب خسوف و كسوف باشم، خداوند هیچ امتى را نابود نكرد مگر به دست تواناى من.

مرافعه را به خداى عزّ و جلّ عرض كردند. خطاب رسید: شما ساكت باشید، به عزت و جلالم، من كسى را آفریدم كه از هر دوى شما برتر است. عرض كردند: پروردگارا آیا آفریده ‏اى كسى را كه از ما بهتر باشد! و حال اینكه ما از نور خداى عزّ و جلّ آفریده‏ شده ‏ایم؟ خداى تبارك و تعالى فرمود: آرى. و اشاره كرد به سوى قدرت كه پرده بردار. پرده برداشته شد. ناگاه دیدند بر ساق عرش طرف راست نوشته شد: لا اله الا اللَّه، محمّد رسول اللَّه، على و فاطمه و الحسن و الحسین علیهم السّلام دوستان خدا.جبرئیل عرض كرد: پروردگارا همانا من خواهش مى‏كنم به حق اینها كه مرا خادم اینان قرار دهى. خداى تبارك و تعالى فرمود: انجام دادم، پس جبرئیل از اهل بیت است و او خادم ماست. [1]

نوری از جنس حقّ

جابر مى ‏گوید: محضر مبارك امام صادق علیه السّلام عرض كردم: براى چه فاطمه زهراء سلام اللَّه علیها به "زهراء" موسوم گردید؟

حضرت فرمودند: زیرا حقّ عزّ و جلّ او را از نور عظمت خودش آفرید، و هنگامى كه نور وجود فاطمه‏ سلام اللَّه علیها درخشید آسمانها و زمین به نورش روشن شده و دیدگان فرشتگان‏ از شدّت نورش بسته شد و تمام ملائكه حقّ تبارك و تعالى را سجده نموده و عرض كردند: اله و معبود ما، سرور و مولاى ما، این نور چه خصوصیّتى دارد كه این قدر تابان و روشن است؟

خداوند متعال به آنها وحى فرمود: این نور از نور من است كه در آسمان ساكنش كرده‏ام آن را از عظمت خویش آفریدم.[2]

کوثر در قنداقه بهشتیان

امام صادق علیه السّلام فرمود( در هنگام ولادت حضرت فاطمه سلام الله علیها)چهار زن گندم گون بلند بالا مانند زنان بنى هاشم بر خدیجه (سلام الله علیها) وارد شدند و از آنها در هراس شد، یكى از آنها گفت: اى خدیجه غم مخور كه ما فرستاده پروردگاریم نزد تو، و خواهران توئیم، من ساره‏ام و این آسیه دختر مزاحم كه رفیق تو است در بهشت و این مریم دختر عمران و این كلثوم خواهر موسى بن عمران است، خدا ما را فرستاده كه از تو پذیرائى كنیم مانند زنان، یكى سمت راستش نشست و یكى سمت چپش و سومى برابرش و چهارمى پشت سرش. فاطمه (سلام الله علیها) پاك و پاكیزه متولد شد و چون به زمین آمد نورى از او درخشید تا به همه خانه‏ هاى مكه پرتو افكند و جایى از شرق و غرب زمین نماند مگر آنكه در آن تابید و ده تن حور العین كه هر یك طشت و ابریق بهشتى داشتند وارد شدند و آب از كوثر آوردند و به زنى كه برابرش بود دادند و او را با آب كوثر شست و دو پارچه سفیدتر از شیر و خوشبوتر از مشك و عنبر برآورد و او را در یكى از آنها پیچید و با دیگرى سر و رویش را بست و زبان به دهانش گذاشت و فاطمه گفت: گواهم كه جز خدا معبود حقى نیست و پدرم رسول خدا و سید انبیاء است و شوهرم سید اوصیاء و فرزندانش سادات اسباط، سپس به آنها سلام كرد و نام آنها را گفت و آنها باور كردند و خندیدند و حوریان خرسند شدند و به هم بشارت دادند و اهل آسمان به هم بشارت دادند به ولادت فاطمه (سلام الله علیها)‏، در آسمان نورى تابید كه فرشتگان‏ پیش از آن ندیده بودند و آن زنها گفتند: اى خدیجه او را پاك و پاكیزه برگیر كه زكیه است و میمونه است و مبارك است خودش و نسلش. ( خدیجه ) شاد و خرم او را گرفت‏. [3]

تـو زهـره مـنـوری مـفـاد شــرح کــوثـری

تـویی کـه روشنی دهی به مهـر و ماه و مشتری

مـظـهـر عـصـمـت و حیا بضعه ختم الانبیا

تـوئی کـه از شرف فزون ز مریم و ز هاجری

هم صحبت فرشتگان

راوى گوید: شنیدم كه امام صادق علیه السّلام مى ‏فرمود: فاطمة سلام الله علیها از آن جهت "محدّثه" نامیده شد كه فرشتگان‏ بر او فرود مى‏آمدند و با او گفتگو مى ‏كردند همان گونه كه با مریم بنت عمران گفتگو مى ‏كردند، آنها به فاطمه سلام الله علیها مى‏گفتند: اى فاطمه! همانا خداوند تو را برگزیده، و از پلیدى ‏ها تطهیر نموده، و تو را بر زنان دو عالم برترى داده است، پس اى فاطمه! خدایت را سپاسگزار بوده وى را عبادت نما. آنها با یكدیگر گفتگو مى ‏كردند.[4]

تکبیر فرشتگان در شب وصال دو نور

امام صادق علیه السّلام فرمود: هنگامى كه فاطمه‏ سلام الله علیها را به خانه همسرش امام على علیه السّلام مى ‏بردند جبرئیل و میكائیل و اسرافیل فرود آمدند ... پس آن سه فرشته تكبیر گفتند و فرشتگان‏ دیگر نیز به پیروى آنها تكبیر گفتند؛ از این رو تا روز قیامت تكبیر گفتن در شب زفاف سنّت شد. [5]

سلام ملائک به بانوی برگزیده

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: فاطمه‏، بزرگ بانوى جهانیان از اوّلین و آخرین است. هنگامى كه در محرابش مى ‏ایستد هفتاد هزار فرشته مقرّب به او سلام مى ‏كنند و همان ندائى را كه فرشتگان‏ به مریم دادند به وى مى‏دهند و مى ‏گویند: اى فاطمه! خدا تو را برگزیده و پاكیزه ساخته و بر زنان جهانیان برترى داده است‏.[6]بنا بر جایگاه فرشتگان در نزد خداوند، این که شخصیتی برای فرشتگان الهی جلب توجه نماید نشان از بزرگی روح و مقام اوست. این است که اعتراف ملائکه در عظمت وجودی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در جهت شناخت بهتر این بانو نقش بسزایی دارد.

از آسمان قدوسیان آواز کردند

درهای رحمت را دوباره باز کردند

در موسم میلاد یاس باغ عصمت

در باغ جنت بلبلان آواز کردند

فاطمه(س) الگوی بی بدیلی است که اگر شناخته نشود، حق الله پرداخت نشده و به انسانیت ظلم شده است، چرا که انسان با سرمشقی همانند فاطمه(س) که محبوب پیامبر اعظم(ص) و امیرالمؤمنین علی(ع) است، می تواند خود را از منجلاب شیطانی به انقلاب الهی متصل کرده و رهایی اش را در سفینه النجات فاطمی، تضمین کند!فاطمه(س) درّ گرانی است که با شکار ابعاد سیره رفتاری و شخصیتی اش، می توان فقر فرهنگی جامعه بشری را به مرزی از دارایی و غنای معنوی رساند که در آن قطعاً سعادت دنیا و آخرت انسان دیده می شود و دغدغه همیشگی و آن جهانی آدمی برطرف می گردد!

میلاد فاطمه(س)، میلاد عطوفت ریحانی و لطافت گلشنی است که نظام هستی را از بوی عطر خوش این وجود استثنایی و مطهر، معطر کرده و با پلشتی زدایی و پلیدی افکنی، عیناً پاکی و پاکدامنی به انسان اعطاء می شود و زندگی، رنگ و بوی زهرایی به خود گرفته و در جای جای رفتار آدمی، خدا دیده می شود و این همان زندگی موعود الهی است که انسان بتواند از دنیا، تمتع جسته و مزرعه ای برای آخرت خویش بسازد؛حبّ فاطمه(س) و انس با آن حضرت، مقدمه سعادتمندی انسان است و انیس فاطمه(س)، انسان واقعی است که اگر نیک بنگریم، امام علی(ع) و فرزندان برومندش مفتخر به داشتن چنین مقامی هستند و حتی پیامبر گرامی اسلام(ص) با بوئیدن فاطمه(س)، مدعی بود که بوی بهشت را می شنود و این نشان از مقام الهی فاطمه(س) دارد که بعید است کس دیگری به این مقام رسیده باشد!

چرا که خداوند هم در حدیث لولاک، فاطمه(س) را دلیل خلقت پیامبر اعظم(ص)، امیرالمؤمنین(ع) و کل عالم هستی اعلام کرده و او تنها زنی است که جبرئیل بر او نازل شده و با او هم کلام می گردیدفاطمه(س) کسی است که امام راحل در باره او می فرماید: فاطمه(س) زنی است که اگر مرد بود، نبی بودفاطمه(س)، عالمه و فاضله ای است که به تعبیر آیه الله جوادی آملی، فقط یک خطبه اش در جمع صحابه پیامبر(ص) به تنهایی، با کل نهج البلاغه، برابری بلاغتی دارد و این نشانه آن است که فاطمه(س) هم به چشمه سار وحی و بلاغت الهی وصل است و اگر نهج البلاغه برادر قرآن است، قطعاً خطبه های فاطمی نیز خواهر قرآن خواهد بود!

امروز زنان ما با پیروی از دستورات انسان ساز ایشان خود را در صف مقدم بانوان جهان می بینند و به این کرامت و افتخار بزرگ به خود می بالند.سخن درباره یکی از حجت های بزرگ الهی است که بر حجت های دیگر خداوندی حجت بود، وجود مقدسی که اهل بیت (ع) برای حقانیت مذهب تشیع به آن احتجاج می نمودند، بانوی بزرگی که در درجه اعلای معنویت و حقیقت قرار دارد، شخصیتی که برای جهان بشریت الگو و اسوه بود از جهات مختلف؛ در عفاف، عصمت، کرامت، صداقت و دفاع از مقام اول مظلوم عالم و حمایت از امام زمان خود نمونه و اسوه بود؛ آن بانوی بزرگی که با خطبه غرّاء خود که در آن جو اختناق و وحشت ایراد کردند، فلسفه احکام نورانی اسلام را تشریح نمودند. فضایل آن حضرت بسیار زیاد است که نمی توان در این فرصت کم حتی ذره ای از آن را بازگو نمود. همین حدیث مشهور که پیامبر اکرم (ص) می فرماید: انّ الله تعالی یغضبُ لِغضبِ فاطمه و یَرضی لرضاها درعین اختصار، معنای والا و مهمی دارد که حقایق مهم ولایی تا حضرت مهدی موعود (عج) را می توان از آن استفاده نمود.

تطبیق زندگی امروزی با فرهنگ فاطمی

باید توجه داشت که حضرت زهرا (س) نمونه انسان کامل در ابعاد فردی و اجتماعی هستند، بنابراین فرهنگ فاطمی در عرصه های مختلف می‌تواند برای جامعه الگو باشد و سبک زندگی فردی و اجتماعی بر اساس آن تنظیم شود.ما در زندگی فردی و اجتماعی، نیازمند الگو هستیم که ایشان در این باره نیز الگوی دقیق و کاربردی هستند، یعنی وقتی بین نیازهای مادی و معنوی قرار می‌گیرند، خواستهای متعالی و انسانی را مقدم می‌دارند. در سوره مبارکه «دهر» یا «انسان» که درباره اهل بیت(ع) نازل شده می‌بینیم وقتی ایشان و خانواده شان سه روز متوالی روزه می‌گیرند، هر روز افطار خود را به یتیم و اسیر و مسکین می‌دهند و خواست نفسانی و جسمانی خود را کنار می‌نهند و آن را فدای رسیدگی و ایثار در حق دیگران می‌کنند. این، یعنی تقویت روحیه ایثار و از خودگذشتگی که الگویی برای بشریت است.حضرت زهرا(س) همچنین همواره در حق دیگران و همسایگان دعا می‌کنند و این یعنی خودسازی و تقدم خواستهای خدا بر خواهشهای نفسانی.

هرگز کسى نظیر تو پیدا نمى شود

همتا کسى به عصمت کبرا نمى شود

اى کوثرى که خیر کثیر از وجود توست

اسلام، جز به فیض تو، احیا نمى شود

جایگاه عفاف و حجاب در فرهنگ فاطمی

حجاب و عفاف در زندگی ایشان در اولویت قرار دارد، اما ایشان در کنار رعایت حریم عفاف و حجاب مسؤولیت اجتماعی هم دارند؛ تا جایی که در جنگها و غزوات پیامبر(ص) به مداوای مجروحان می‌پرداختند و پس از رحلت پیامبر(ص) بیشترین حضور اجتماعی را برای دفاع از ولایت دارند؛ به گونه‌ای که برای حقانیت واقعه تاریخی غدیر از مهاجر و انصار کمک می‌طلبند. یا وقتی امیرالمومنین(ع) را به مسجد می‌برند، ایشان نیز علی رغم بیماری به مسجد می‌روند و از همسرشان(ع) حمایت می‌کنند و در میان زنان مهاجر و انصار برای ولایت و تبیین آن به صحبت می‌پردازند؛ به عبارت دیگر حضور ایشان در اجتماع در عین رعایت حجاب و عفاف بی بدیل است.علاوه بر این، توجه حضرت فاطمه(س) در پاسخگویی به پرسشهای زنان و ارتقای سطح معرفتی جامعه همراه با سعه صدر نشان از اهتمام ایشان به مسایل اجتماعی است.

ما در این باره سهل انگاری کرده‌ایم و ضرورت داشت تا سیره حضرت صدیقه(س) و موضعگیری‌های ایشان و فعالیتها و صفات و ویژگی‌های آن حضرت(س) را تجزیه و تحلیل کنیم و راهبردها و راهکارهای عملی را متناسب با آن ارایه کنیم و این مجموعه را در قالب سبک زندگی مترقی هم به جامعه خود هم دیگر جوامع عرضه کنیم، زیرا ایشان باید الگویی برای همه ملتها باشند. همچنین باید این فرهنگ را متناسب با اقشار و سطوح مختلف تبیین و عرضه کنیم، در مقام تبلیغ هم سرمایه گذاری ویژه‌ای نکرده ایم، این در حالی است که حتی در عرصه بین المللی می‌توان عزت و کرامت انسانی را از فرهنگ فاطمی الگو گرفت. امید است در این سال که دغدغه اصلی فرهنگ است، تلاشی از جانب همه نهادها و ارگانها بویژه از سوی حوزه های علمیه صورت بگیرد.باید توجه داشت فرهنگ فاطمی، فرهنگ انقلاب ماست از این رو باید به تعبیر مقام معظم رهبری، مدیریت جهادی شود تا فرهنگ فاطمی محقق گردد و با این فرهنگسازی می‌توان در عرصه ملی بر تمام مشکلات غلبه کرد.

درست زمانی که مسلمانان برترین الگوی زن مسلمان را صدیقه اطهر معرفی می‌کنند، جهان غرب تحت عنوان مفاهیم حقوق بشری در دفاع از حقوق زنان خط و نشان می‌کشد و آنچه را که فاطمه زهرا(س) بر آن اصرار می‌ورزند،یعنی حجب و حیا و عفت زن، آن را ضد حقوق بشر معرفی می‌کند. در این ارتباط قوانین حقوق بشری غرب همان نظری را نسبت به زن دارد که عصر جاهلی داشت. امروز همچون دوران جاهلیت در پوشش دفاع از حقوق زن، با نگاه شیءگونه، زن ملعبه دست مردان هوس باز شده تا آنان با تبلیغ کالاهای تجاری منافع سرشاری را از این رهگذر کسب کنند.

قرآن کریم اعمال ناشایست قوم جاهلی را چنین حکایت می‌کند و می‌فرماید: «واذالمؤده سُئلت» یعنی روز قیامت روزی است که از دختران زنده به گور شده سؤال می‌شود، راستی انسان باید تا چه اندازه گرفتار انحطاط اخلاقی باشد که میوه دل خود را پس از رشد و نمو یا درهمان روزهای ولادت زیر خروارها خاک پنهان کند و از فریاد و ناله او متأثر نشود. هنگامی که قیس بن عاصم، خدمت رسول خدا(ص) شرفیاب شد، یکی ازانصار از دختران وی سؤال نمود، قیس در پاسخ گفت: من تمام دختران خود را زنده به خاک کرده‌ام و کوچکترین تأثر در دل خود احساس ننموده‌ام مگر یکبار و آن موقعی بود که در سفر بودم و ایام وضع حمل همسرم نزدیک بود، اتفاقاً سفرم به طول انجامید، پس از بازگشت از سفر، از حمل همسرم پرسیدم، وی در پاسخ به من از مرگ فرزند دخترم خبر داد، ولی در واقع از ترس من، دختر را به خواهران خود سپرده بود. سالها گذشت و ایام جوانی و طراوت دختر فرا رسید، و من کوچکترین اطلاعی نداشتم، تا اینکه روزی در خانه نشسته بودم، ناگهان دختری وارد خانه شد و سراغ مادرش را گرفت، دختری زیبا با گیسوان بهم بافته و گردن بند زیبایی در گردن؛ من از همسر خود پرسیدم که این دختر زیبا کیست؟ وی در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود، گفت: این دختر توست، همان دختریست که هنگام مسافرت تو به دنیا آمده، از ترس تو پنهان کرده بودم، سکوت من در برابر همسرم، نشانه رضایت بود، او تصور کرد که من دست خود را آلوده به خون وی نخواهم کرد. لذا روزی همسرم با خیال راحت از خانه خارج گردید، من به موجب پیمان و عهدی که داشتم، دست دخترم را گرفته به یک نقطه دور دست بردم، درصدد حفر گودال برآمدم، هنگام حفر دختر از من می‌پرسید که منظور از کندن زمین چیست؟ وی را گرفته و کشان کشان در میان گودان افکندم و خاکها را به سر و صورت او ریخته و به ناله‌های دلخراش وی گوش ندادم!

او همچنان ناله می‌کرد و می‌گفت: پدرجان مرا زیر خاک پنهان می‌سازی؟! و در این گوشه تنها گذارده به سوی مادرم برمی‌گردی؟! ولی من خاکها را می‌ریختم تا آنجا که او زیر خروارها خاک پنهان گردید و خاک او را فرا گرفت. آری یگانه موردی که دلم سوخت همین مورد است هنگامی که سخنان قیس پایان یافت، چشمهای رسول خدا(ص) پر از اشک شده بود، این جمله را فرمود: ان هذه لتسوه «و من لا یرحم لا یرحم» یعنی این عمل یک سنگدلی است و ملتی که رحم و عواطف نداشته باشند، مشمول رحمت الهی نمی‌گردند.

موقعیت اجتماعی زن نزد اعراب

زن در میان آنان مانند کالا خرید و فروش می‌شد و از هرگونه حقوق اجتماعی و فردی و حتی ارث محروم بود. روشنفکران عرب زن را در عداد حیوانات قرار داده و به همین جهت در شمار لوازم و اثاث زندگی می‌شمردند.غالباً از بیم قحطی و احیاناً از ترس آلودگی، دختران خود را روز اول تولد سرمی‌بریدند و یا از بالای کوه بلند به دره عمیقی پرتاب می‌کردند و گاهی در میان آب غرق می‌نمودند. قرآن کتاب آسمانی ما که در نظر خاورشناسان غیرمسلمان لااقل بعنوان یک کتاب تاریخی و علمی دست نخورده شناخته می‌شود، در این باره سرگذشت عجیبی را نقل می‌کند و می گوید: هنگامی که خبر تولد دختر به یکی از آنها داده می‌شد، رنگ وی سیاه می‌گردید و در ظاهر خشم خود را فرو می‌خورد و بر اثر این خبر بد از قوم خود متواری می‌گردید و نمی‌دانست آیا مولود مزبور را با خواری نگه دارد! یا در خاک پنهان سازد، راستی چه حکم و قضاوت زشتی دارند.

و این در حالی بود که خداوند در همان عصر فاطمه(س) را به رسول خدا(ص) داد و آنقدر رسول خدا(ص) برای فاطمه ارزش قایل است که هنگامی که فاطمه بر او وارد می‌شود، در مقابل او می‌ایستاد، گاهی دستان دخترش را می‌بوسد و از او به نام پاره تن خویش یاد می‌کند.درست است که امروزه جهان غرب زن را ظاهراً زنده به گور نمی‌کند، ولی در هجمه‌های فرهنگی خود زن را همانند اعراب جاهلی به عنوان یک کالای لوکس جلوه می‌دهد که بوالهوسان و هوسرانان از این کالا رایگان استفاده کنند.امروزه خواسته یا ناخواسته متأسفانه در جامعه اسلامی خودمان در کوچه و خیابان گرفته تا محل کار، تابع این فرهنگ منحط غرب هستیم. زن که باید همانند یک گوهر در صدف باشد، در همه جا جلوه‌گری می‌کند و برای جلب نظر بیگانه حجب و حیایی که خداوند در فطرت او به ودیعت گذاشته را می‌فروشد. هدف اصلی تشریع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که بوسیله تزکیه نفس و تقوی بدست می‌آید.

از مجموع آیات و احادیث به خوبی استفاده می‌شود که هدف و فلسفه وجوبی حجاب اسلامی ایجاد تزکیه نفس طهارت وعفت و پاکدامنی در بین افراد جامعه و ایجاد صلاح و پیش گیری از فساد است.یکی از آثار و فواید مهم حجاب در بعد فردی ایجاد آرامش روانی بین افراد جامعه است که یکی از عوامل ایجاد آن عدم تهییج و تحریک جنسی است.یکی از فواید مهم حجاب در بعد خانوادگی، اختصاص یافتن التذاذهای جنسی به محیط خانواده و در قالب ازدواج مشروع است.اختصاص مذکور باعث پیوند و اتصال قوی تر زن و شوهر و در نتیجه استحکام بیشتر کانون خانواده و برعکس فقدان حجاب باعث انهدام نهاد خانوادهاست.

البته فواید حجاب بیشتر از آن است که بتوان در این گفتار به همه آن اشاره نمود و خود مجالی بیشتر می‌طلبد و این نوشتار را پایان می‌دهیم به حدیث شریفی از رسول خدا(ص). آن حضرت از اصحاب سؤال نمودند که در کدام لحظه زن به خدا نزدیکتر است؟ هیچکدام پاسخ قانع کننده‌ای ندادند تا اینکه این سؤال به گوش حضرت زهرا(س) رسید. آن حضرت فرمود: « زمانی زن به پروردگارش نزدیکتر است که پیوسته ملتزم به حضور در خانه امن (جهت ایفای نقش همسری و مادری‌اش) باشد (پاسخ حضرت فاطمه(س) را به پیامبر(ص) رساندند آن حضرت فرمود: درست گفته است) به درستی که فاطمه علیه السلام پاره تن من است.»

همه ولایتمدارها و سربازان ولایت می دانند و به اعتبار همه روایت های معتبر تاریخی معترف اند که شیعه، ولایت خواهی اش را مرهون و مدیون حضرت فاطمه(س) ای است که اول شهیده و بزرگترین شهید ولایت است.اگر چه روز میلاد حصرت فاطمه(س) بنام روز زن و مادر نامگذاری شده و زهی سعادت به بانوان جامعه ما که برترین عضو نظام هستی را به عنوان الگوی خود پذیرفته اند که از همه جهات برای یکایک بانوان به عنوان زن، مادر، همسر و دختر الگوست، اما نمی توان انکار کرد که شخصیت فاطمه(س)، فراتر از از جنسیت و محصور شدن در قالب زن است و اگر بخواهیم حق فاطمه(س) را ادا کنیم، باید او را به عنوان یک انسان کامل، الگوی همه انسانها و انسانیت بدانیم و روز میلاد با سعادتش را روز انسان بنامیم تا مردها هم از الگوگیری از چنین شخصیت بارزی، محروم نگردند و با تأسی و الگوگیری از سیره فاطمی، بتوانند نبوی، علوی، حسنی و حسینی شوند!

در پایان شایسته است تا به واسطه همزمانی این میلاد گرانبهاء با میلاد حضرت امام خمینی(ره) که خود فرزند زهرا(س) و سلاله نبی گرامی اسلام(ص) می باشد، متذکر شویم که امام راحل راه زهرایی شدن را به جامعه امروز نشان داد و طی مبارزات پایان ناپذیر و آشتی ناپذیر با نظام سلطه، نظام ولایی جمهوری اسلامی را در ایران مستقر کرده و آرزوی حضرت زهرا(س) را محقق نمودند و ما باید نیز با الگوگیری از حضرت امام راحل، سیاست سازش ناپذیر خویش را با نظام سلطه جهانی استمرار بخشیده و زیر پرچم ولایت مطلقه فقیه، سرباز ولایت مانده و نگذاریم که دستاورد زهرایی و غدیری امام راحل و شهدای عزیز ما در سقیفه های زمان مصادره گردند!


زهرا که مراد هر حسینی باشد

فرموده نبی قره العینی باشد

او خیر کثیر است به نامش سوگند

یک چشمه کوثرش خمینی باشد

میلاد فرخنده و با سعادت اسوه تمام عیار مکارم و قله رفیع فضائل، سرور بانوان جهان، عطای خداوند سبحان،صدیقه کبری حضرت زهرای بتول و هدیه آسمانی خدا به رسول، بانوی ملکوت و جبروت، زهره زهرا، طاهره مطهره، کوثر رسول ،همتای امیر مومنان و الگوی بی بدیل تمام جهانیان حضرت صدیقه طاهره (علیها السلام) گرامی باد.

 

پی نوشت:

1. ارشاد القلوب، ترجمه رضایى، ج‏2، ص 369

2. علل الشرائع، ترجمه ذهنى تهرانى، ج‏1 ، ص : 587-588

3. امالى شیخ صدوق-ترجمه كمره‏اى، ص 595 (مجلس هشتاد و هفتم)

4. زندگانى حضرت زهرا علیها السلام(روحانى)، ص 372

5. آداب، سنن و روش رفتارى پیامبر گرامى اسلام، ص85   

6. الحكم الزاهرة با ترجمه انصارى، ص : 200

[ شنبه سی ام فروردین 1393 ] [ 12:43 ] [ قران پژوه ]
http://shahadat-talab.ir/wp-content/uploads/fatemie.jpg
هدایت بزرگترین نعمتی است که خداوند به بشریت اعطا کرده است. نعمت‌های خداوند از هر جهت بسیار است و خداوند تاکید بر این مهم می کند که  اگر بشریت تمام امکانات خویش را جمع‌آوری کند تا نعمت‌های خداوند را به شمارش درآورد نخواهد توانست نعمت های خداوند را بشمارد (1). در میان این نعمت های زیاد، نعمت هدایت بزرگترین نعمتی است که خداوند به بشریت عطا فرموده است. اگر نیک بنگریم تعبیر بالاترین نعمت شاید تعبیر درستی نباشد، بلکه باید گفت هدایت نعمتی است که خداوند همه نعمت ها را به خاطر آن به بشریت داده است. اگر هدایت نبود، بشریت سزاوار نعمت های خداوند نبود. خداوند در قیامت در مورد نعمت هدایت، از انسان بازخواست خواهد کرد.

مهم ترین دعای قرآن

از این رو مهمترین دعایی که در ادعیه قرآنی موجود است درخواست هدایت است. بر همه واجب است در نماز این هدایت را از خداوند طلب کنند آنگاه که می‌گویند: «اهدنا الصراط المستقیم» (2) راه مستقیم همان نعمت بزرگ خداوند است پروردگار راه هدایت را نعمت می داند و هدایت شدگان را نعمت داده شده‌گان می خواند: «صراط الذین انعمت علیهم»(3)؛ راه کسانی که به ایشان نعمت داده شده است.

منظور از هدایت در قرآن، هدایت اشخاصی ویژه است

لذا در کلام خداوند مفهوم نعمت با هدایت گره خورده است، اما در این آیه شریفه نکته ای زیبا وجود دارد؛ چراکه صرفا به درخواست هدایت اکتفا نشده است. «اهدنا الصراط المستقیم» در معنا کامل است: «ما را به راه مستقیم هدایت بفرما». در آیه بعدی به نحو جالبی خداوند هدایت را راه کسانی که به ایشان نعمت داده شده بیان کرده است.در این آیه نمی‌گوییم ما را به راه خداوند هدایت فرما، یا حتی در این آیه شریفه قرآن نیز ملاک و محور صراط مستقیم قرار نمی‌گیرد و نمی فرماید ما را به هدایت قرآن مهتدی بگردان حتی صراط مستقیم در این آیات شریف قرآن نیز معرفی نشده است. بلکه اشخاصی هستند که خداوند به ایشان نعمت داده است. این نعمت یافتگان، صراط مستقیم هستند. قرآن کریم پس از آیه شریفه «اهدنا الصراط المستقیم» می‌فرماید: «صراط الذین...» «راه کسانی که ... » صراط مستقیم را افراد و اشخاصی خارج از قرآن معرفی می‌کند.

همانطور که گذشت خدا و قرآن مصداق صراط مستقیم نیستند؛ افرادی خاص که باید مقتدی قرار گیرند که این افراد به وصف انعمت علیهم توصیف شده اند، لذا هدایت در اشخاصی که نعمت داده شده اند تبلور و ظهور پیدا کرده است. در این آیه شریفه واضح است که این افراد الگو قرار گرفته اند برای کسانی که می خواهند هدایت را درک کنند.

راه هدایت منحصر است به نعمت یافتگان

اگر به آیه شریفه دقت مضاعفی شود نعمت داده شده‌گان الهی؛ فقط الگو و سر مشق نیستند، بلکه ایشان خود راه و صراط مستقیم هستند. به این معنا که هدایت منحصر در تبعیت از ایشان است و صراط مستقیم منحصر است در راهی که ایشان می روند به بیانی ساده‌تر از این دو آیه فهمیده می شود که صراط مستقیم، یعنی اینکه این افراد الگوی منحصر هدایت هستند و خواستن هدایت از غیر طریق ایشان خود، گمراهی بزرگی است. از این رو شناختن کسانی که به ایشان نعمت داده شده است امری بسیار حائز اهمیت می باشد. اگر این گروه شناخته نشود هدایت واقع نشده است.

نشاختن نعمت داده شدگان برابر است با گمراهی

قرآن نیز آنگاه کتاب هدایت خواهد بود که به این اشخاص اشاره کند(4)؛ چرا که خود کتاب خدا برای ما، هدایت را در گرو شناختن این افراد بیان می کند. اگر این گروه شناخته نشود و هدایت ناقص خواهد بود و چنین دینی مورد رضایت خداوند نخواهد بود و کمالی نخواهد داشت. بود و نبود دین ناتمام و هدایت ناقص یکسان است . و دین مداری که این گروه را نمی شناسد اعتقاد صحیح و دین درست ندارد. از این جهت خداوند که نسبت به بندگان خویش خیر است(5) دین را ناقص نگذاشت و امر هدایت را به کمالش رساند.

اتمام و اکمال هدایت

خداوند دستور اتمام و اکمال دین را به حبیبش و رسولش خاتم النبیین ابلاغ کرد. و هشدار داد که اگر این ابلاغ صورت نگیرد «ما بلغت رسالته» (6) رسالت خداوند به انجام نرسیده است.قرآن با تمام عظمتش به تنهایی نمی‌تواند بار هدایت بشریت را به عهده بکشد از این رو ابلاغ این مهم است که ماموریت رسالت را به انتها می‌رساند، لذا پیامبر در غدیر با بیان «من کنت مولاه فهذا علی مولاه»، «الذین انعمت علیهم » را معرفی و رسالت را به آخر رساند و این ابلاغ همان اکمال و اتمام دین بود.

صراطی به سمت دوزخ

اما شناختن هدایت گران برای بودن در صراط مستقیم کافی نیست. همانگونه که قرآن این رهبران الهی را صراط مستقیم معرفی می‌کند صراط دیگری را نیز در مقابل معرفی می‌کند؛ صراطی که منجر به جهنم است و راهی که منجر به هلاکت و گمراهی است.در ادامه سوره فاتحه الکتاب می‌فرماید :«غیر المغضوب علیهم .... » از این رو راه و صراط کسانی که مورد خشم و غضب خداوند قرار گرفته اند باید نفی شود تا هدایت به صورت کامل انجام شود. قرآن این دو گروه را در بعد از آیه «اهدنا الصراط المستقیم »ذکر می‌کند، لذا شناختن این گروه دوم به اندازه گروه اول مهم است و برای هدایت امت ضروری می باشد. یعنی خداوند باید این گروهی که مورد غضب او است معرفی کند.

پیامبر در غدیر مغضوبین را معرفی نکرد

اما در غدیر خم رسول خدا (ص) گروه دوم را معرفی نکرد؛ یا اگر معرفی کردند به نحو مجمل و کلی‌گویی به مردم هشدار دادند. که گروهی دشمن و منافق وجود دارد و به خاطر کثرت منافقین پیامبر از خداوند می خواهد که برای ابلاغ این پیام او را به طور ویژه از شر منافقین محفوظ دارد. (7) اما هرگز این گروه را در غدیر خم به صورت شفاف به مردم معرفی نکردند در خطبه غدیر فقط به وجود این گروه دشمن و خطرناک که مورد غضب خداوند هستند اشاره می‌کند، اما نامی از این مخالفین برده نمی شود.

مغضوبین فاطمه (س) مغضوبین خداوند هستند

به راستی در صورتی که این افراد شناخته نشوند و مکاید و فریب های ایشان برملا نشود چگونه می توان مطمئن بود که در مسیر هدایت هستیم؟ رسول خدا به خاطر حکمت‌های الهی از معرفی آشکار این عده در غدیر خم خودداری کردند، اما امر هدایت نیز باید صورت گیرد؛ لذا برای شناساندن گروه دوم  ملاک و معیار ارائه دادند و فرمودند :«یافاطمه ان الله یرضی لرضاک و یغضب لغضبک»(8)؛ ای فاطمه کسی که تو از او راضی نباشی دین او مصداق «رضیت الاسلام دینا» نخواهد بود و ای فاطمه کسی که تو از او غضبناک باشی مصداق ....المغضوب علیهم ... کلام خدا است.

شهادت فاطمه زهرا طلوع سرخ غدیر

آری اگر چه پیامبر عظیم الشان اسلام به علت حکمت الهی این افراد را به شخصه و عینه در خطبه غدیر خم معرفی نکردند، اما فاطمه زهرا (س) ایشان را معرفی کردند. فاطمه زهرا (س) با تحمل صدمات بسیاری از دشمنان، غضب شدگان الهی را در این امت معرفی کردند.

ایشان با فدا کردن فرزند شش ماهه خویش،(9) با فریادهای مظلومانه «وا ابتاه» خویش در پشت در خانه ای که از بیوت انبیا بود با صدای بلند به همه تاریخ فهماند کسانی که هتک بیت نبوت را می کنند همان مغضوبینی هستند که هر روز حداقل ده بار باید هر مسلمان از خدا بخواهد که به صراط و راه آنان منحرف نشود. فاطمه (س) باآن شان بالایی که شیعیانش از معرفتش در مانده اند با تحمل ضرباتی سنگین بر جسم خویش مصادیق اتم مغضوبین را برای سالکان راه خداوند معرفی کرد.

وصیت زیبا و غم بار حضرت زهرا (س)

و چه زیبا و چه غریبانه وصیت کرد. چه زیبا منافقان را در وصیتش رسوا کرد و چه غریبانه وصیت کرد «یا علی حَنِّطْنِی وَ غَسِّلْنِی وَ کَفِّنِّی بِاللَّیْلِ» (10) او را در تاریکی شب غسل دادند و کفن کردند تا راه روشن غدیر از راه تاریک و ظلمانی سقیفه باز شناسانده شود

آری به حق، فاطمه زهرا (س) با شهادت خویش کاری پیامبرگونه کرد. اگر پیامبر خدا در غدیر خم «من کنت مولاه» را فرمود و «عاد من عاداه» را در حق دشمنان علی (ع) فرمود فاطمه زهرا (س) نگذاشت خائنین اهل سقیفه زحمات پیامبر خدا را به راحتی زیر پا بگذارند. آری کمال دین در غدیر انجام یافت اما استمرار و حفظ این کمال با شهادت این بانوی بزرگ بود.

سرّ مخفی بودن قبر حضرت زهرا (س)

او با مخفی نگاه داشتن مزار خویش نگذاشت که راه هدایت مخفی بماند و با تحمل ضربات سیلی و تازیانه و تحمل آتش زبانه کشیده از هیزم های کینه اهالی سقیفه؛ وعده خداوند را عملی ساخت که :«انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا » (11)خداوند  متعال به وسیله مظلومیت فاطمه زهرا (س) سبیل هدایت را روشن نگه داشت.

شاکرین نعمت هدایت، فاطمیه را حفظ می کنند

شاکرین این نعمت هدایت همیشه سعی در حفظ ارزش‌های فاطمی و فاطمیه خواهند داشت، اما کافران به این نعمت هدایت که ایمان به جبت و طاغوت آورده‌اند (12) به هر طریقی باید فکری برای این رسوایی عظیم کنند. و شیطان و شیاطینی که شاگرد مکتب جبت و طاغوت هستند و ابلیسی که در روز قیامت با یک مهار آتش به سمت دوزخ برده می‌شود، اما طاغوت با دو مهار آتش به سمت آتش جهنم می روند، در مقابل عظمت و بزرگی بانویی مثل حضرت صدیقه کبری (س) چه بسیار حقیر است.

شبهه پراکنی غایت تلاش شیطان

فاطمه زهرا (س) که وجودش آشیانه ای برای مشیت خداوند است(13) اراده کرده است، که ولایت علی (ع) تا قیام قیامت نور افشانی کند. ابلیس در مقابل این مشیت فاطمی چه می‌تواند بکند. جز پراکندن شبهات و دامن زدن به دروغ هایی بزرگ تا دل محبین فاطمه زهرا (س) را بلغزاند، اما غافل است که محبین او دست در ریشه‌های چادر او خواهند داشت و از صراط به سلامت خواهند گذشت.

در مقابل این عظمت و مظلومیت؛ شبهات چه می توانند بکند؟ تنها عرض خود می‌برند و زحمت ما می‌دارند روزی می‌گویند حضرت زهرا شهید نشده وفات کرده است. روز دیگر می‌گویند: خانه های مدینه در نداشته است که حضرت زهرا پشت در برود. روز دیگر می‌گویند چند سالی است که شیعیان یادشان افتاده است که حضرت زهرا شهید شده است و شهادت دروغی بیش نیست، اما واضح است این گفتارها از کسانی صادر می شوند که یا به نور هدایت غدیر هدایت نشده اند و یا اگر مدعی تشیع هستند از دروغ گویان شیعه می باشند و چه زیبا فرمود اولین کسانی که توسط قائم ما مجازات می شوند دروغ گویان شیعه هستند.

القای این شبهات جهد عاجز است و انگیزه آنان از این شبهات ،انکار غدیر است. باید بدانیم که شعله های آتش ظالمان هم چنان پشت درهای بیت نبوت زبانه می کشد تا غدیر طلوع سرخی دوباره در پشت در سوخته فاطمه زهرا (س) داشته باشد. و ما در هر نماز با «صراط الذین انعمت علیهم»، «من کنت مولاه» را یاد می‌کنیم و با «غیر المغضوب علیهم» یادآور «یغضب لغضبک» خواهیم بود.

غدیر افتتاح پرونده ولایت و فاطمیه افتتاح پرونده برائت است غدیر خبر خوش ولایت،وفاطمیه خبر تلخ ولایت است غدیر معرّف دوستان غدیر و فاطمیه معرّف دشمنان غدیر است در غدیر رکن علوی ولایت و در فاطمیه رکن فاطمی ولایت معرفی شدفاطمیه یعنی اشک بر غدیر مظلوم فاطمیه یعنی تفسیر نیمی از خطبه ی غدیر در مورد منافقان فاطمیه تفسیر کننده ی بخش های سر بسته ی خطبه ی غدیراست فاطمیه بازسازی غدیر در هم شکسته است فاطمیه باز کننده مشت بیعت کنندگان دروغین غدیرمی باشدفاطمیه روشنگر نسل های آینده درباره ولایت غدیراست فاطمیه معنای سیده النساء العالمین و غدیر معنای خیرالبشراست

پی نوشت ها:

1- نحل ،16

2- فاتحه الکتاب ،6

3- فاتحه الکتاب ،7

4- قران در آیات متعددی این افراد را معرفی کرده است . مانند ایه ولایت یا آیات غدیر اما به معرفی مصادیق نپرداخته است چرا که معرفی مصادیق از وظایف رسول الله است.

5- اصول کافی/ کتاب الحجه/ باب اول/ حدیث 4/ ج 1/ ص 172

6-  مائده، 67

7- احتجاج خطبه غدیر خم

8- این روایت در بسیاری از مصادر روایی شیعه و عامه آمده است من جمله : بحارالأنوار/  ج 41/ ص  21/ و بحارالأنوار/  ج 43/  ص20 و الاحتجاج/  ج 2/ ص354  و تفسیرالإمام‏العسکری/ ص83 و الصراط المستقیم/ ج 1/ص 171

9- صفدی (متوفای 764) می نویسد :«ان عمر ضرب بطن فاطمه یوم البیعه حتی القت المحسن»؛ «...در روز بیعت چنان ضربه ای بر شکم فاطمه کوبید که محسن را فرو انداخت . »به نقل از دانشنامه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها ،علی لباف

10- بحارالأنوار/ 43 / 214    باب 7- ما وقع علیها من الظلم و بکائ-«حَنِّطْنِی وَ غَسِّلْنِی وَ کَفِّنِّی بِاللَّیْلِ وَ صَلِّ عَلَیَّ وَ ادْفِنِّی بِاللَّیْلِ وَ لَا تُعْلِمْ أَحَداً وَ أَسْتَوْدِعُکَ اللَّهَ وَ أَقْرَأُ عَلَى وُلْدِیَ السَّلَامَ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَة»؛ من را شبانه غسل و کفن و حنوط کن و مرا شبانه دفن کن و کسی را آگاه نکن و به فرزندانم تا قیامت سلام برسان

11- انسان ،3

12- نساء، 51

13- بحارالأنوار/ 25/ 385 / باب 13- غرائب أفعالهم و أحوالهم و »إِنَّ الْإِمَامَ وَکْرٌ لِإِرَادَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَا یَشَاءُ إِلَّا مَنْ یَشَاءُ اللَّهُ»

 http://ts2.mm.bing.net/th?id=HN.608039757163531560&pid=1.7

 

[ سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393 ] [ 14:28 ] [ قران پژوه ]

سند معتبر از مفضل بن عمر روایت کرده است که گفت، از حضرت صادق(ع) پرسیدم که چگونه بود ولادت حضرت فاطمه(س)

حضرت فرمود: چون خدیجه به همسری رسول خدا(ص) درآمد، زنان مکه از دشمنی که با آن حضرت داشتند، از خدیجه دوری گزیدند و به او سلام نمی‌کردند. و نمی‌گذاشتند که زنی نزد او برود. پس خدیجه(س) از این رو دچار وحشت شده بود، اما بیشتر ناراحتی خدیجه(س) از جهت رسول خدا(ص) بود که مبادا از شدت دشمنی، به آن حضرت آسیبی برسانند.هنگامی که خدیجه(س) باردار بود، فاطمه(س) با او سخن می‌گفت و مونس او بود و او را امر به صبر می‌فرمود. خدیجه این حالت را از پیامبر(ص) مخفی می‌کرد. روزی رسول خدا داخل خانه شد، شنید که خدیجه با شخصی سخن می‌گوید و کسی را پیش او ندید. فرمود: ای خدیجه با چه کسی سخن می‌گویی؟ خدیجه گفت: فرزندی که باردار هستم، با من سخن می‌گوید و مونس من است. حضرت فرمود: اینک جبرئیل مرا خبر می‌دهد که این فرزند دختر است و اوست نسل پاک با میمنت و با برکت. و حق تعالی نسل مرا از او به وجود خواهد آورد و امامان و پیشوایان دین از نسل او خواهند بود و حق تعالی پس از پایان وحی، ایشان را خلیفه‌های خود خواهد گردانید در زمین.
پیوسته خدیجه در این حالت بود، تا آنکه ولادت فاطمه(س) نزدیک شد؛ چون درد در خود احساس کرد، فردی را به سوی زنان قریش و فرزندان هاشم فرستاد که نزد او حاضر شوند. ایشان در پاسخ او فرستادند که فرمان ما نبردی و قبول ما نکردی و زن یتیم ابوطالب شدی که فقیر است و مالی ندارد. ما به این خاطر به خانه تو نمی‌آییم و متوجه امور تو نمی‌شویم.خدیجه چون این پیغام را شنید؛ بسیار اندوهناک گردید. در این حالت ناگاه دید که چهار زن گندمگون بلند بالا نزد او حاضر شدند و به زنان بنی هاشم شبیه بودند. خدیجه از دیدن ایشان ترسید، یکی از ایشان گفت؛ مترس ای خدیجه که ما رسولان پروردگاریم به سوی تو، و ما تو را کمک می‌کنیم. من ساره همسر ابراهیم(ع) و (این دومی) آسیه همسر فرعون است که رفیق تو خواهد بود در بهشت و سوم مریم دختر عمران و چهارم کلثوم خواهر موسی بن عمران است.
حق تعالی ما را فرستاده است که در وقت ولادت نزد تو باشیم و تو را بر این حالت کمک کنیم. پس یکی از ایشان در سمت راست خدیجه نشست و دیگری در سمت چپ و سومی هم پیش رو و چهارم در پشت سر، سپس فاطمه(س) پاک و پاکیزه به دنیا آمد و چون به زمین رسید نور او ساطع شد، به طوری که خانه‌های مکه را روشن کرد و مشرق و مغرب از آن نور روشن شد و 10 حورالعین به آنجا آمدند و هر یک ابریقی از بهشت در دست داشتند و ابریق‌های ایشان مملو بود از آب کوثر، پس آن زنی که در پیش روی خدیجه بود، حضرت فاطمه(س) را برداشت و با آب کوثر شست و شو داد و جامه سفیدی بیرون آورد که از شیر سفیدتر و از مشک و عنبر خوشبوتر بود. و فاطمه(س) را در یک جامه از آن پیچید و جامه دیگر را مقنعه او گردانید پس او را به سخن درآورد و فاطمه گفت «شهادت می‌دهم که جز خدای یگانه خدایی نیست» پس بر هر یک از آن زنان سلام کرد و هر یک را به نام ایشان خواند سپس آن زنان شادی کردند و حوریان بهشت خندان شدند و یکدیگر را بشارت دادند، به ولادت آن سیده زنان عالمیان و در آسمان نور روشنی آشکار شد که پیشتر چنان نوری مشاهده نکرده بودند، پس آن زنان مقدسه به خدیجه خطاب کردند و گفتند. بگیر این دختری را که طاهره و مطهره است و پاکیزه و بابرکت است. حق تعالی برکت داده «او را و نسل او را» پس خدیجه شاد و خوشحال آن حضرت را گرفت.
واقعاً کیست بانویی که اشرف مخلوقات، رسول خیر و رحمت، مبشر نور و هدایت ختمی مرتبت، حضرت محمد بن عبدا... «ام ابیها» می‌خواندش و به بهانه‌های مختلف «فداها ابوها» نثارش می‌کند.

همو که به تعبیر خداوند بزرگ «وماینطق عن الهوی ان هو وحی الا یوحی»، فاطمه‌اش را پاره‌تن‌اش می‌خواند. واقعاً او کیست؟ و ما ادریک ما الفاطمه....فاطمه بضعه منی، فاطمه پاره تن من است. براستی، آدمیان خاکی به چه اندازه وجود مقدسه بی‌بی دو عالم، گوهر پنهان تبلیغ، مطهره دوران یعنی حضرت فاطمه زهرا(س) را می‌شناسند.فاطمه کیست؟ اوست که وسیله امداد وجود خاتم در این عالم است، جنبه فلکی آن حضرت که نسل اوست و جنبه ملکوتی آن حضرت که دین اوست، به صدیقه کبری باقی و برقرار است. اوست که واسطه طلوع کواکب آسمان امامت است. افق زندگانی او مشرق حلم حسنی و شجاعت حسینیه و عبادت سجادیه و ماثر باقریه و آثار جعفریه و علوم کاظمیه و حجج رضویه و جود نقوی و هیبت عسکریه است.


ثمرات شجره طیبه
از حسینی که مصباح‌الهدی و سفینه‌النجاه است تا مهدی موعودی که منتهی‌الیه مواریث انبیا و «به رزق الوری» و «بوجوده ثبت الارض و السماء» است، ثمرات آن شجره طیبه است که اصل‌ها ثابت و فرعها «فی‌السماء تؤتی اکلها کل حین باذن ربها» و خلاصه کلام آن که جوهر مکنونه خزینه خداوند متعال از صدف عصمت اوست و سراج منیر نبوت انبیا از آدم تا خاتم و مشعل فروزان امامت ائمه هدی به وجود فاطمه زهرا روشن است و آخرین گوهر مکنون این صدف و کوکب دری این فلک کسی است که به وجود او «هوالذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله» تاویل و به ظهور او «و اشرقت الارض بنور ربها» تفسیر می‌شود. باید دانست که قدر آن لیله‌القدری که منزل کتاب ا... الاعظم است، مجهول و مقام آن کوثری که «عطیه رب العرش العظیم» به رسول‌ کریم است، از ادراک ما محجوب است.
آن چه عامه و خاصه به صدور آن از زبان رسولی که «و ما ینطق عن الهوی» اعتراف کردند و منتقدانی که تمام قدرت خود را در تضعیف اسناد روایات فضایل اهل بیت عصمت به کار بستند از خدشه در سند این حدیث وامانده و به صحت آن به تمام مبانی و شروط مشایخ حدیث شهادت دادند که رسول خدا فرمود، «فانما هی فاطمه بضعه منی یریبنی ما ارابها و یوذینی ما آذاها» و فرمود، «فاطمه بضعه منی فمن اغضبها اغضبنی» از فاطمه به پاره‌ای از انیّت خود تعبیر کرد.
آن کس که اول ما خلق و افضل من نطق است و اسم ا... الاعظم در اسماء الحسنی و مثل «ا... علی فی الامثال العلیا» است، او را تافته بافته از وجود خود دانسته و غضب او را غضب خود که غضب او غضب خداست، شمرده و این مقام حاکی از انشعاب فاطمه از مثل نور خداست و انعکاس غضب خدا و رسول در غضب صدیقه کبری است و به نقل فریقین، به فاطمه فرمود: «ان ا... یغضب لغضبک و یرضی لرضاک»، بالاترین مرتبه کمال انسانیت مقام عصمت است که رضا و غضب، دایر مدار رضا و غضب خدا باشد.
اگر عصمت کبری به آن است که انسان کامل به جایی برسد که به قول مطلق، به رضای خدا راضی شود و به غضب خدا غضب کند، فاطمه زهرا(س) کسی است که به قول مطلق، خداوند متعال به رضای او راضی می‌شود و به غضب او غضب می‌کند و این مقامی است که منشأ خیرالکمال است. فاطمه، فاطمه است، اوست که مشرق الانوار از نجوم آسمان ولایت و مخزن‌الاسرار کتاب هدایت است. اوست که همسر و مادر دوازده رئیس از اولاد اسماعیل است که خداوند در باب هفدهم در سفر تکوین تورات به حضرت ابراهیم خبر داد. اوست که در مکاشفات یوحنا علامتی است عظیم که در آسمان ظاهر شده، زنی است که آفتاب را در بردارد و ماه زیر «پاهایش» و بر سرش تاجی از دوازده ستاره است.


سراج منیر
او در سوره حم، تاویل لیله مبارکه‌ای است که «فیها یفرق کل امر حکیم»، اوست که در قرآن مجید جمع منحصر به فرد است. او و شوهرش دریای نبوت و علمی هستند که «مرج البحرین یلتقیان» به آن دو تأویل است. او در زمانه، یگانه‌ زنی است که خداوند متعال دعای او را روز مباهله هم‌ طراز دعای خاتم‌النبیین و سید‌الوصیین قرار داده است. او در دهر، یکتا زنی است که تاج «انما نطعمکم لوجه ا... لانرید عنکم جزاء و لا شکورا» را بر سر نهاده است. اوست که رسول خدا در شب معراج دید که در بهشت نوشته شده است «فاطمه خیره‌ا...».
آری، احمد مختار باید تا شایسته آن خیره‌ا... باشد، اوست که رسول خدا فرمود، «و ابعث علی البراق خطوها عند اقصی طرفها و تبعث فاطمه امامی». او را همان بس که امام الاولین و الاخرین، یوم النشور محشور شود که تجلای «یسعی نورهم بین ایدیهم» است. آن هم نوری که پیشاپیش کسی در روز جزا مبعوث می‌شود که خداوند متعال در قرآن مجید او را سراج منیر نامیده و در آیه نور مثل نور خود قرار داده است.
در شخصیت او همین بس که اول شخص وارد بر بساط قرب «فی مقعد صدق عندملیک مقتدر» است «اول شخص تدخل الجنه فاطمه» و چون در مستقر رحمت حق قرار گیرد، انبیا یک سر به زیارت او بیایند «زارک آدم و من دونه من النبیین». او یگانه گوهری است که خداوند متعال به بعثت پیغمبر خاتم بر مؤمنین منت نهاد و فرمود، «لقد من ا... علی المومنین اذ بعث فیهم رسولاً من انفسهم» و به امتداد اشعه وجود آن حضرت به وجود آن گوهر بر سر آن سرور منت نهاد و فرمود، «انا اعطیناک الکوثر فصل لربک وانحر ان شانئک هو الابتر». خزاین علوم ائمه معصومین(ع) بعد از قرآن مبین در سه کتاب مخزون مکنون خلاصه می‌شود، جفر، جامعه، مصحف و فاطمه. که چون رسول خدا(ص) از دنیا رفت و صدیقه کبری در فراق پدر به حزنی شدید گرفتار شد. بر طبق حدیث صحیح از امام ششم جعفربن‌محمد الصادق(ع)، جبرییل برای دلداری آن حضرت به خدمتش مشرف می‌شد و او را از مکان پدر خبردار می‌کرد و به آنچه بعد از او در ذریه او واقع می‌شود، خبر می‌داد و امیرالمؤمنین(ع) می‌نوشت و آن مصحف گنجینه علم مایکون شد. باید دانست که چه قدرتی در آن نفس قدسیه و چه جاذبه‌ای در آن بضعه حقیقت محمدیه بود که شدید القوی از افق اعلی و روح الامین از سدره المنتهی مقهور آن قدرت و مجذوب آن حقیقت می‌شد.

 

اسرار نامهای حضرت زهرا(س)
حضرت امام صادق(ع) فرمود، فاطمه نزد خدای تعالی 9 اسم دارد، فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا. رسول خدا فرمود، فاطمه اسم اوست، چون او و شیعیانش از آتش جهنم قطع شده‌اند. فاطمه به معنای قطع‌شده و بریده است و نیز امام صادق(ع) فرمود، زیرا او از هر شر و بدی بریده شده است و نیز چون مردم از رسیدن به معرفت کامل او قطع شده‌اند.صدیقه، زیرا او هرگز در زندگی جز راست نگفت و هر آنچه پدر بزرگوارش فرمود، تصدیق کرد. رسول خدا(ص) به امیرالمومنین(ع) فرمود، یا علی، من به فاطمه سفارشهایی کرده‌ام که به تو بگوید. او هر چه گفت، بپذیر، زیرا او راستگوست، بسیار راستگو. مبارکه، برکت به معنای خیر فراوان است و از فاطمه نسل فراوانی به عالم اسلام هدیه شده. بنابراین در بعضی از تفاسیر آمده است که در آیه «انا اعطیناک الکوثر»، (ای رسول گرامی ما به تو خیر کثیر عطا کردیم) منظور، فاطمه(س) است.
درخصوص اسم «طاهره»، امام باقر(ع) فرمود، زیرا او از هر ناپاکی ظاهری و هرگونه ناپاکی دامن، مبری است و نیز طبق روایات متعدد، آیه تطهیر «انما یرید ا... لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» درباره حضرت فاطمه نازل شده است. پس فاطمه، طاهره است، زیرا هرگونه رجس، پلیدی و ناپاکی از وجود مقدسش دور است. زکیه، زکاه هم به معنای رشد و نمو و هم به معنای طهارت است، بنابراین زکیه هم یعنی از فاطمه نسل پرباری پا به عرصه وجود خواهد گذاشت و هم اینکه او وجودی است پاک و طاهر.
راضیه، زندگی کوتاه حضرت فاطمه را که با غم و اندوه و نیز با تلاش و سختی همراه بود را نمایان می‌کند. او زندگی بسیار مشکلی را پشت سر گذاشت، اما هرگز لب به شکایت باز نکرد، بلکه همواره خدای بزرگ را شکر می‌کرد و راضی بود.روایت شده روزی رسول خدا(ص)، حضرت فاطمه را دید که لباس خشنی بر تن داشت و با دستهای مبارکش آسیاب می‌کرد، در حالی که طفل کوچک خود را هم شیر می‌داد. رسول خدا گریان شد و فرمود:‌ای دخترکم، تلخی این دنیا را بچش، برای رسیدن به شیرینی آخرت. حضرت فاطمه نه تنها لب به شکایت باز نکرد، بلکه عرض کرد:‌ای رسول خدا، من خدا را برای نعمتهایش سپاسگزارم و نیز روزی امیرالمومنین(ع) از رسول خدا خواست اگر ممکن باشد برای فاطمه مستخدمه‌ای بگیرد، اما رسول خدا تسبیح فاطمه را به آنها تعلیم فرمود. حضرت زهرا(س) پس از شنیدن این دستور پیغمبر اکرم سه بار فرمود، من از خدا و رسولش راضیم.
«مرضیه»، چون تمام کارهای حضرت فاطمه مورد رضایت خدا و رسول بود. رسول خدا هیچ‌گاه بر فاطمه غضب نکرد، به او خرده نگرفت و برعکس، گاهی می‌فرمود، «فداها ابوها»، پدرش به قربانش. این چنین است که رسول خدا رضای فاطمه را رضای خدا می‌دانست و می‌فرمود، خدا از غضب فاطمه غضب می‌کند و از رضایت او راضی می‌شود. در خصوص اسم محدثه، امام صادق(ع) فرمود، زیرا ملایکه از آسمان فرود می‌آمدند و با او سخن می‌گفتند، به این اسم خوانده شده. در فرهنگ اسلامى محدثان راستین همواره از حرمت و منزلت ویژه‌اى برخوردار بوده‌اند، محدثان و راویان در حفظ و حراست از گنجینه‌هاى معارف و ارزشهاى دینى و ذخایر گرانمایه مکتب تشیع و رشد و تعالى فرهنگ غنى اسلامى نقش اول را داشته‌اند و حامل ودایع و امانتهاى گرانقدر الهى و رازدار اسرار آل رسول بوده‌اند.
“زهرا،” امام صادق(ع) فرمود، زیرا نور آن بانوی مکرمه در یک روز سه بار برای امیرالمؤمنین(ع) می‌درخشید و چون در محراب عبادت می‌ایستاد، نور درخشنده او برای اهل آسمان می‌‌درخشید، همانگونه که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد. برخی نامهای دیگر حضرت فاطمه(س) عبارتند از، حصان(محفوظ)، حره(آزاده، شریف)، سیده(بانوی محترم)، عذراء(پرده نشین)، حوراء(فرشته، حوریه)، مریم کبری(مریم برتر)، نوریه(تابناک، درخشنده) و نام آن بانو در آسمان، منصوره(یاری‌شده).
همچنین کنیه‌های حضرت عبارتند از، ام‌الحسن، ام‌الحسین، ام‌المحسن، ام‌الائمه و ام‌ابیها. حضرت فاطمه(س) آن قدر به پدر بزرگوارش محبت می‌کرد و مادرانه عشق می‌ورزید که ام‌ابیها، (مادر پدرش) لقب گرفت
.

مسیر زندگی هر کدام از ما با انتخاب هایی که می کنیم تعیین می گردد و بدین ترتیب سبک زندگی مان نیز بر اساس انتخاب هایمان شکل می گیرد. در هر مقطعی از زندگی باید از میان مسیرها، اشخاص، آداب و رسوم و ... یکی از آنها را انتخاب کنیم. انتخاب محل زندگی، انتخاب همسر، انتخاب رشته تحصیلی ، انتخاب شغل، انتخاب نوع پوشش ، انتخاب نوع روابط اجتماعی و انتخاب رفتارهای خانوادگی و... همه و همه منجر به سبکی از زندگی می شود.سبک زندگی پیامبر گرامی اسلام(ص)، ائمه اطهار(ع)، معصومین، علما، پارسایان هرکدام الگوهایی هستند که می توانند ما را در انتخاب مسیر زندگی یاری رسانند. در این میان بانوی دو عالم؛ حضرت زهرای مرضیه(س)، الگوی تمام عیار زنان مسلمان هستند که می توانند در ابعاد گوناگون زندگی یک سرمشق جامع و کامل به شمار آیند.امام باقر(ع) می فرمایند: به خدا سوگند که خدا این بانوی گرانمایه را بوسیله دانش و بینش از دیگران ممتاز ساخت و از همان عالم "ذر" او را پاک و پاکیزه قرار داد.(بحارالانوار، ج43،ص65)

 

 حضرت زهرا (س) والگویی فرازمانی و فرامکانی
بنابر روایتی از امام مهدی (عج) "فی إبنَةِ رسُولِ اللهِ (ص) لِی أسوَهٌ حَسَنَهٌ" حضرت زهرا (س) الگوی ایشان هستند بنابراین، یکی از وجوه شخصیتی حضرت صدیقه (س) الگو بودن آن حضرت (س) است، وقتی حضرت حجت (عج) از ایشان به عنوان الگو یاد می کنند یقینا آن حضرت (س) برای همه زنان و مردان نیز الگو هستند، از این رو، جامعه اسلامی ما باید این وجه الگویی را برجسته کند اما ما می بینیم همایش ها و جشنواره هایی برگزار می شود که اثر الگوسازی آن کم است.این در حالی است که در برخورد با مسائل دینی معمولا دو رویکرد در پیش گرفته می شود یکی فطرت و دیگری مسافرت؛ رویکرد مسافرت عبارت است که فرد در برخورد با مفاهیم دینی سیری در آنها داشته باشد و نهایتا به جایی که از آن آغاز کرده باز گردد همانگونه که در مسافرت های دنیایی دلدادگی به مبداء وجود دارد در حالی که قرآن کریم از هجرت یاد می کند یعنی انسان ها دلداده مکان نیستند دلداده مقصد اند.از این رو، اگر ارتباط خود را با حضرت زهرا (س) در نظر بگیریم می بینیم برای برخی این ارتباط به برگزاری و شرکت در جشن و عزا ختم می شود اما آنها که سعی می کنند جشن ها و مناسبت ها را به دگرگونی و مهاجرت تبدیل کنند و حضرت زهرا (س) را مقصد خود قرار می دهند تاکتیک الگوگیری یا هجرت به سمت الگوهای برتر دارند.

 

حضرت زهرا (س) و الگوسازی درزندگی امروز ما
باید توجه داشت که حضرت زهرا (س) در ابعاد فردی، خانوادگی و اجتماعی سیاسی برای ما نقش الگو و نمونه را ایفا می کنند؛ در الگوی فردی ایشان فردی عابد زحمتکش زاهد، متعهد و .. بودند پیام عفت ایشان مثال زدنی است و می دانیم که ایشان از نظر شخصیت در مقامی والا قرار داشتند و به تصریح منابع شیعه و سنی سیده نساء العالمین (س) لقب گرفته اند.در حوزه خانوادگی اگر ایشان در دوران اقتصاد مقاومتی مدینه دچار فقر می شدند به طور قطع خوشتن داری می کردند یا ماجرای اخلاص ایشان در جریان روزه داری سه روزه که سوره مبارکه انسان برای آن نازل شد. اما ما با داشتن چنین الگوهایی امروز دچار مشکلات خانوادگی شده ایم و شاهد گسترش طلاق و جدایی های روحی عاطفی زوجین از هم هستیم که اگر از زندگانی حضرت زهرا (س) الگوگیری می شد قطعا به چنین جایی نمی رسیدیم. چراکه امیرالمومنین (ع) می فرمایند ایشان من را به خشم نیاورد و من نیز او را به خشم نیاوردم این یعنی زندگی پر از عشق و محبت و احترام متقابل که چشم و هم چشمی های معمول در آن راه نیافته بود، از سوی دیگر حضرت زهرا (س) چنان شرم و حیایی در بیان خواسته های خود از امیرالمومنین (ع) داشتند که می کوشیدند آن حضرت (ع) را به سختی نیندازند و این باید سرلوحه کار بانوان امروزی باشد.
از نظر سیاسی اجتماعی نیز حضرت زهرا (س) الگویی مهم هستند که به ویژه در شرایط امروز جامعه تبیین این بعد از شخصیت الگوساز ایشان اهمیت ویژه ای دارد، چراکه ایشان در دفاع از ولایت با همه وجود وارد میدان شدند و امر به معروف و نهی از منکر کردند و در این مسیر به شهادت رسیدند و این بعد باید برای امروز ما الگو باشد.از این رو، همانطور که امروز ما نیاز داریم به اخلاق معصومان (ع) آراسته شویم، بزرگداشت روز زن باید برای این باشد که زن و مرد از حضرت زهرا (س) در همه ابعاد زندگی الگو بگیرند.

 

زنان وشرکت در نهضت جهانی حضرت حجت (عج)
ما در خصوص زنان در رکاب امام عصر (عج) با گروه مواجه هستیم؛ بنابر برخی از روایات از مجموع 313 یار امام عصر (عج) 50 تن زنان هستند که تعدادی نیز رجعت می کنند؛ از مجموع ویژگی های برشمرده برای آنان می توان دریافت تعهد، اخلاص در عمل، اخلاق، فعالیت متعهدانه، تلاش برای خدمتگذاری از جمله ویژگی های زنان آخرالزمانی است، در روایات آمده اینها راز و نیاز شبانه دارند و زمزمه هایشان همانند زمزمه زنبوران است که نشان می دهد شب ها با خدا راز و نیاز می کنند و در روز شیعیان مطیع امام (ع) هستند و در روایات است که مخلص و مطیع امام (عج) هستند و خالصانه و با تمام وجود در خدمت امر آن حضرت (عج) هستند و عفاف و حیا در تمامی رفتار و اعمال آنها بروز و ظهور دارد.بنابراین، بزرگترین کار و مسئولیت ما این است که الگوهای دینی را شناخته و بعد پیاده کنیم همانگونه که امیرالمومنین (ع) می فرمایند: نگویید ما نمی توانیم علی (ع) شویم با تلاش و کوشش و عفت و حیا و ایستادگی خود امام (ع) را در این مسیر یاری کنید، پس ما نیز نباید بگوییم ما که حضرت زهرا (س) نمی شویم می توان با کوشش و ممارست به سیره آن حضرت (س) شبیه شد.

حضرت صدیقه طاهره(س)، واحترام بر پدر گرامی

هرگاه رسول خدا (ص) بر حضرت فاطمه (س) وارد مى شد، فاطمه به احترام پدر از جاى بر مى خاست ، دست آن حضرت را مى بوسيد و در جاى خودش مى نشانيددر ابتدای رسالت پیامبر(ص) به دلیل آزاد منشی پیامبر و رفتار صمیمانه ای که با مردم داشت افرادی به خود اجازه داده و ایشان را محمد صدا زده و حتی در مواردی بر او پیشی گرفته و آن چنان که باید ادب حضورحضرت را رعایت نمی کردند لذا خداوند متعال به آن ها هشدار دادکه رسول خدا(ص) را آن گونه که یکدیگر را خطاب می کنید صدا نزنید.بعد از نزول این آیه، علیرغم نزدیکی و صمیمیت خاصی که میان حضرت زهرا(س) و پدرش وجود داشت، اما ادب انسانی و خدایی ایشان حکم می کرد که دستور خداوند را گردن نهد. لذا ایشان هم پدر را رسول الله خطاب می کرد، اما زمانی که پیامبر(ص) این کلمه را از او شنید فرمود: زهرا(س) جان پدر به قربانت! این آیه در رابطه با تو نیست تو همواره مرا پدر خطاب کن. پدر گفتن تو قلب مرا زنده و شاداب می کند و به رضایت خدا نزدیک تر است.

معیار وملاک حضرت زهرا(س) در انتخاب همسر

حضرت صدیقه طاهره(س)، دخت فرزانه پیامبر، حضرت علی(ع) را به شایستگی می شناخت و از سابقه درخشان و ویژگی های اخلاقی و کمالات انسانی و درایت و جوانمردی او آگاه بود. بنابراین سکوت پرمعنی او به نشانه آری بر این پیوند مبارک انجامید و نیز رسول اکرم  به خاطر احترام به شخصیت والای سالار بانوان پیش از مشورت با او و کسب رضایت و اجازه او ، با ازدواج علی(ع) با دخترش اعلان موافقت نکرد، بلکه از خود حضرت فاطمه نظرخواهی نمود.

 

سالار بانوان در شب عروسی خویش رکورد انفاق خالصانه و بی نظیر  را برای همیشه شکست و دست به بخشش و ایثاری در راه خدا زد که در کران تا کران تاریخ جاودانه شد. ایشان در آن شب پیراهن عروسی خویش را از تن درآورد و به زن بینوا انفاق نمود و خود همان جامه عادی خویش را پوشید و در مقابل این انفاق کریمانه، خداوند فرشته وحی را فروفرستاد و ارمغانی از لباس های بهشت را که از دیبای سبز تهیه شده بود را برای آن حضرت فرستاد.

 

حضرت زهرا(س): ای پیامبر گرامی خدا ! دختران مردم عادی نیز همینگونه ازدواج می کنند و مهریه آنان از همین درهم و دینارهای دنیوی است، پس فرق ما و آنان چیست؟ من از شما تقاضا می کنم که این مهریه دنیوی و مادی را به شوی گرانقدرم بازگردانی و خود از خدا بخواهی که مهریه مرا شفاعت گناهکاران امت قرار دهد.پس از اينك حضرت رسول اكرم عليه السلام پيشنهاد ازدواج حضرت على (ع) با فاطمه (س) را قبول كرد و از ميان وسايل كم على ، زره او را براى خرج عروسى قبول فرمود، على (ع) زره را فروخت و پول آن را نزد رسول اكرم آورد. پيامبر (ص) اين مبلغ را به سه قسمت تقسيم فرمودند، يك سوم براى خريد جهيزيه ، يك سوم براى خريدن عطر و بوى خوش و يك سوم آن را نزد ام سلمه به امانت گذاشتند تا براى وليمه شب عروسى از آن استفاده كنند.پيامبر (ص) 63 درهم ، مقدار پولى را كه براى جهيزيه گذاشت بود چند نفر از ياران و اصحاب و فرمودند: با اين پول براى دخترم آنچه از لوازم خانه مورد نياز است تهيه كنيد. كه آن وسائل عبارتند از:
1- دو دست رختخواب از پارچه مصرى ، محتواى يكى از آنها برگ خرما و ديگرى پشم گوسفند بود.
2- فرشى از پوست .
3-بالشى از پشم با درونى از برگ خرما.
4-عبائى خيبرى .
5- مشك آب .
6- دو كوزه و دو ظرف آب . (دو ظرف بزرگ و دو ظرف كوچك (
7- آفتابه .
8- پرده اى از پشم نازك.
9- پيراهنى به قيمت 9 درهم .
10- يك روسرى به ارزش چهار درهم .
11- حوله اى سياه رنگ .
12- تختى پوشيده به روتختى .
13- چهار زير دستى از پشم طائف با محتواى از گياهى به نام اذفر.
14-حصيرى بحرينى .
15- دستاس .
16- وسيله و ظرف خضابى از مس .
17-ظرفى براى شير.
18-ظرفى بزرگ براى آب.
وقتى كالاها به نزد پيامبر عليه السلام آورده شد. پيامبر (صلى الله عليه وآله ) با دست آنها را زير و رو كرده و فرمودند: پروردگارا ! بركت ده قومى را كه بيشترين ظرفهايشان گلين است .علی(ع) کف اتاق را از شن های نرم فرش کرد و چوبی به منظور آویختن مشک بر دیوار اتاق نصب نمود و سبو و کوزه آبی فراهم آورد و چوبی نیز به جای جالباسی از این دیوار تا تا دیوار دیگر نصب کرد. آنگاه کف اتاق را با فرشی که چیزی جز پوست گوسفند نبود فرش نمود و بالشی از لیف خرما در کنارش قرار داد.

حضرت زهرا(س) و عبادت خداوند

کانوا قلیلا من اللیل  ما یهجعون و بالاسحارهم یستغفرون.(سوره51،آیه 19و20)آنان اندکی از شب را می خوابیدند و به هنگامه سحر از  خدا آمرزش می خواستند. آورده اند که اینان عبارتند از : امیرالمومنین(ع)، فاطمه(س) و دو فرزندش حسن(ع) و حسین(ع).

حضرت زهرا و کسب رضایت همسر

امیرالمومنان(ع) می فرمایند: به خدا سوگند که در همه عمر زندگی مشترک، هرگز به فاطمه خشم نگرفته و هرگز او را به کاری وادار نساختم ... و او نیز به من هرگز خشم نگرفت و در هیچ کاری مرا نافرمانی نکرد . او به گونه ای بود که هرگاه به او می نگریستم غم ها و اندوه هایم زدوده می شد. (بحارالانوار،ج43)

فاطمه(س) در زندگی مشترک با امیراالمومنان(ع) کارهای خانه و تهیه غذا و نان را به عهده گرفته بود و شوی گرانقدرش در برابر، کارهای خارج از منزل و آوردن مواد سوختی و ضروریات زندگی را به عهده داشت. (بحارالانوار،ج43،ص31)حضرت صدیقه طاهره (س) آن روز که ابوبکر و عمر برای عیادت به منزل شان آمدند علیرغم  اینکه هرگز راضی به این ملاقات نبودن اما در جواب درخواست حضرت علی (ع) اینگونه فرمودند:خانه، خانه توست و بانوان مسلمان از همسران خویش پیروی می کنند و من نیز در هیچ موردی مخالف دیدگاه شما عمل نخواهم کرد، بنابراین هر کس را دوست داری اجازه ورود به خانه ات بده.

حضرت فاطمه وولایت

بانوی دو عالم در راه پاسداری از ولایت، به روشنگری و ایراد خطبه پرداختند و از هیچ راهی در راه احقاق حق ولی امرشان کوتاهی ننمودند و تنها و غریب در میان کوچه های مدینه، سعی می کردند تا مردم را بیدار کنند و در نهایت در راه پاسداری از ولی خود شهادت را برگزیدند و گمنامی و بی نشانی تنها درخواستی بود که حضرت از امیر المومنین علی (ع) داشتند.با مطالعه سبک زندگی بانوی دو عالم و سرمشق قرار دادن آنچه که بدان معرفت پیدا می کنیم ، می توانیم انتخاب هایمان را در مدار زندگی فاطمی قرار دهیم و فرهنگ زهرایی زیستن را با عمل خود در جامعه ساری و جاری سازیم.

روز ولادت باسعادت حضرت فاطمه زهرا(س) روززن وروزمادرنامیده شده است تافرصتی باشدبرای تجلیل وتکریم مقام مادر.اهمیت این نامگذاری وقتی بیشتر می شودکه بدانیم حضرت فاطمه (س) در انجام وظیفۀ مادری نیز سرآمد بوده والگوی همۀ مادران هستند. امیدو ارم که همۀ مادران عزیز با الگو گرفتن از مادرنمونه عالم هستی ، حضرت صدیقه طاهره(س) در انجام وظیفۀ مقدس مادری موفق و سربلند باشند و دعای خیر این فرشتگان زمینی ،در همیشۀ تاریخ بدرقۀ راه همۀ فرزندان باشد.مادر ؛لطیف ترین گل بوستان هستی و عاشقانه ترین هدیۀ خدای مهربان به انسان هاست.حضرت امام خمینی(ره) فرموده است:"هیچ شغلی به شرافت مادری نیست و خدمت مادر به جامعه ازهمه خدمت ها بالاتر است."حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای (مدظله العالی)می فرماید:"مادر است که فرهنگ و معرفت و تمدن وویژگی های اخلاقی یک قوم را با جسم خود، با روح خود، با خلق و با رفتار خود به فرزند منتقل می کند.همه تحت تاثیر مادران هستند. آن که بهشتی می شود، پایۀ بهشتی شدنش از تربیت مادر است که ألجَّنَّه تَحُتّ أقدام الاُمهات"مادر ؛سرچشمه زندگی است.

مادر ؛آفریدگار عشق، محبت، دوستی و انسانیت است.

مادر را باید دوست داشت، چون عشق و محبت مادر به فرزند حد و مرزی ندارد.

مادر ؛شگفتی خلقت و لبریز از عظمت است.

مادر را باید ستود؛ باید بر پاهایش بوسه زد و خاک کف پایش را سرمۀ چشم کرد.

مادر ؛همه وجودش صفا، صمیمیت، دوستی، مهربانی و شفای دردهای فرزند است.

این که پیامبر عزیزاسلام حضرت مصطفی(ص) فرمود: "بهشت زیر پای مادران است" یک معنی اصلی اش این است که مادر بر بهشت مسلط است و اگر فرزند بهشت می خواهد، باید مادر از او راضی باشد. معنی دیگراین کلام گهربار هم این است که در زیر پای مادران باغی از باغ های بهشت است. علاوه براینها ، تربیت الهی مادراست که فرزندرابهشتی می کند .اگر پیامبر(ص) نگفته است که بهشت در دست مادران است، شاید می خواهد ما را متوجه به این نکته بکندکه باید در برابر مادر آن قدر باید متواضع باشیم که حتی خاک کف پای او را به صورت بمالیم و ببوسیم وبه او احترام بگذاریم.

خداوند متعال در جای جای قرآن کریم بر تکریم و احترام پدر و مادر و احترام به آنها تاکید کرده است و درمواردی احسان به والدین را در کنار عبادت حق ذکر می کند. با همۀ این توصیه ها، خداوند هرگاه می خواهداز زحمات والدین یاد کند، فقط از دشواری هایی که مادر تحمل می کند، نام می برد.وَ وَصَّیُنا الانسانً بِوالدًّیُه اِحساناً حَمَلتهُ اُمُّهُ کُرها و َوَضَعتهُ کُرها و فَصلَهُ ثَلثوُنَ شَهرا حَتّی اِذا بَلِغ َاَشَدَّه " و انسان را سفارش کردیم که به پدر و مادرش احسان و نیکی کند.مادرش با تحمل رنج به او باردار شد و باتحمل رنج او را به دنیا آورد و بار برداشتن و از شیر گرفتن او سی ماه است تا آن گاه که به رشد کامل برسدو..." (سورۀ احقاف، آیۀ 15)

مادر ؛موهبتی الهی و فرشته ای زمینی است که فرزندانش را از باران مهربانی اش سیراب می کند و درآغوش گرمش آرامش می دهد.به هنگام تردید فرزند، مادر تنها موجودی است که به عنوان راهنمایی راه آشنا ،فرزند را از بیراهه نجات می

دهد و او را به راه صلاح و رستگاری هدایت می کند.مادر؛ سرشار از خوبی، صفا، پاکی، محبت، عشق و فداکاری است و چونان معلمی خستگی ناپذیر و سخت کوش حرف به حرف دانایی و درس زندگی و بندگی را در گوش فرزندش زمزمه می کند و مانند طبیبی مهربان و درد آشنا مراقبت از فرزندش را سرلوحۀ کارهای خود قرار می دهد. عظمت مادر به اندازۀ عظمت جهان هستی است.رمز سعادتمند شدن در جملۀ زیر است:

" عبادت خدا و رضایت مادر"

بکوشیم تا با شناخت صحیح راه، سعادت ابدی را نصیب خود کنیم و در کنار ذکرهای مقدسی که همیشه بر زبان داریم، یاد و نام مقدس مادر را هرگز از قلب و زبان خود دور نکنیم.

[ چهارشنبه بیستم فروردین 1393 ] [ 11:2 ] [ قران پژوه ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Salehon :.

درباره وبلاگ

کربلا یعنی که یار رهبری/
از حسین عصر خود فرمانبری/
بیعت ما شیعیان عین ولاست/
زاده ی زهرا علی روح خداست/
عده ای از شیعیان غافل شدند/
از اطاعت از ولی کاهل شدند/
راه حق در منظری دور از ولایت دیده اند/
کاغذ سر نیزه را گویی که قرآن دیده اند/
خلق را در اشتباه انداختند/
یوسف ما را به چاه انداختند/
کیستند اینان؟خوارج زمان/
گیج و مبهوت از ولی در این زمان/
شهـری به آتش می کشم، گر تو لبت را تـر کنی

من چون گلی در دست تو، تا که مرا پرپر کنی

بر رشتـه های معجـر زهـرا قسـم ، سیّـد علی

خنجـر بـه حنجـر می زنم، گر تو هوای سر کنـی

من عاشق جمال حسینم همین و بس

نابرده رنج، گنج به من داده فاطمه

با گریه بر حسین نفس تازه می کنم *

وقتی هوای شهر نفس گیر می شود

برچسب‌ها وب
حمایت می کنیم
امکانات وب